به گزارش رصد روز، در شرایطی که بسیاری از کشورها، گردشگری را به یکی از مهمترین منابع درآمد ارزی، اشتغال و توسعه منطقهای تبدیل کردهاند، ایران با وجود برخورداری از یکی از غنیترین ظرفیتهای تاریخی، طبیعی و فرهنگی جهان، همچنان سهم ناچیزی از بازار جهانی گردشگری دارد. کشوری که از جنگلهای هیرکانی تا کویر لوت، از قله دماوند تا سواحل خلیج فارس و دریای عمان، از تخت جمشید تا میدان نقش جهان، از صدها آیین بومی تا دهها هزار اثر تاریخی، مجموعهای کمنظیر از جاذبههای گردشگری را در اختیار دارد اما نتوانسته این سرمایه عظیم را به ثروت پایدار تبدیل کند. بر اساس آمارهای بینالمللی، صنعت گردشگری در بسیاری از کشورها سهم قابل توجهی در تولید ناخالص داخلی و اشتغال دارد. در همسایگی ایران نیز ترکیه طی دو دهه گذشته با سرمایهگذاری هدفمند، تبلیغات گسترده، توسعه زیرساختها و تسهیل ورود گردشگران، توانسته به یکی از قطبهای گردشگری جهان تبدیل شود. این در حالی است که کارشناسان معتقدند ایران از نظر تنوع جاذبههای گردشگری، در بسیاری از حوزهها حتی ظرفیتهایی فراتر از ترکیه دارد، اما نبود برنامهریزی منسجم، ضعف زیرساختها و مشکلات بینالمللی، مانع بهرهبرداری از این ظرفیت شده است. با این حال، چالشهای صنعت گردشگری ایران تنها به کمبود زیرساختها محدود نمیشود. محدودیتهای حملونقل بینالمللی، دشواریهای نقلوانتقال مالی برای گردشگران خارجی، ضعف در بازاریابی و برندسازی جهانی، کمبود هتلهای استاندارد در بسیاری از مقاصد گردشگری، نبود خدمات منسجم و حرفهای و همچنین تغییرات مداوم در سیاستگذاریهای این حوزه، از جمله عواملی هستند که موجب شدهاند ایران نتواند جایگاه شایسته خود را در بازار رقابتی گردشگری جهان به دست آورد.
از سوی دیگر، بسیاری از جاذبههای طبیعی و تاریخی کشور همچنان ناشناخته ماندهاند و ظرفیتهای بومگردی، گردشگری سلامت، گردشگری ماجراجویانه، گردشگری مذهبی و گردشگری فرهنگی به اندازه کافی معرفی و بهرهبرداری نشدهاند. کارشناسان اقتصادی معتقدند توسعه صنعت گردشگری میتواند علاوه بر افزایش درآمدهای ارزی، به ایجاد صدها هزار فرصت شغلی مستقیم و غیرمستقیم، رونق کسبوکارهای محلی، کاهش وابستگی اقتصاد به درآمدهای نفتی و توسعه متوازن مناطق کمتر برخوردار منجر شود. به باور آنان، ایران برای تبدیل شدن به یکی از مقاصد مهم گردشگری منطقه، بیش از هر چیز به یک راهبرد بلندمدت، ثبات در سیاستگذاری، سرمایهگذاری در زیرساختها، تسهیل ورود گردشگران خارجی و معرفی حرفهای ظرفیتهای کمنظیر خود در بازارهای بینالمللی نیاز دارد.
منصور مقتدایی، کارشناس اقتصاد گردشگری، در این باره به «تعادل» میگوید: وقتی درباره گردشگری صحبت میکنیم، نباید فقط به چند شهر تاریخی مانند اصفهان یا شیراز فکر کنیم. ایران یکی از معدود کشورهای دنیاست که تقریبا همه انواع گردشگری را به صورت همزمان در اختیار دارد؛ گردشگری تاریخی، فرهنگی، مذهبی، سلامت، طبیعتگردی، کوهنوردی، کویرنوردی، دریایی، روستایی، عشایری، خوراک، کشاورزی و حتی گردشگری نجومی. کمتر کشوری چنین تنوعی دارد. او ادامه میدهد: اگر این ظرفیتها به شکل علمی مدیریت شوند، گردشگری میتواند به یکی از سه منبع اصلی درآمد ارزی کشور تبدیل شود. اما متأسفانه نگاه غالب به گردشگری هنوز یک نگاه هزینهای است، نه سرمایهگذاری.
کارشناس اقتصاد گردشگری با بیان این مطلب که هر گردشگر خارجی تنها برای هتل هزینه نمیکند، اظهار میدارد: یک گردشگر از لحظه ورود تا زمان خروج، دهها خدمت دریافت میکند؛ از حملونقل، رستوران، صنایع دستی، فروشگاه، راهنمای گردشگری، اقامتگاه، تاکسی، کافه، مراکز تفریحی، موزهها و حتی کشاورزان محلی. بنابراین گردشگری زنجیره بزرگی از مشاغل را فعال میکند و برخلاف صنایع نفتی، اشتغال آن در سراسر کشور توزیع میشود. مقتدایی با اشاره به این موضوع که بسیاری از روستاهای ایران با توسعه گردشگری آمار مهاجرتشان میتواند به صفر برسد، تاکید میکند: اگر یک روستای تاریخی یا طبیعی سالانه چند هزار گردشگر جذب کند، دهها شغل محلی ایجاد میشود و دیگر جوانان مجبور به مهاجرت نخواهند بود.
منصور مقتدایی در پاسخ به این سوال میگوید: .«ما مشکل جاذبه نداریم؛ مشکل مدیریت داریم. هنوز نقشه جامع گردشگری کشور به صورت عملیاتی اجرا نشده است. بسیاری از آثار تاریخی معرفی نمیشوند، زیرساخت حملونقل ضعیف است، تبلیغات بینالمللی تقریبا وجود ندارد و سرمایهگذار نیز با اطمینان وارد این حوزه نمیشود.» او اضافه میکند: در بسیاری از کشورهای موفق، گردشگری یک پروژه ملی است اما در ایران گاهی حتی میان دستگاههای مختلف هماهنگی لازم وجود ندارد.
این کارشناس اقتصاد گردشگری با اشاره به تجربه ترکیه میگوید: ترکیه از نظر تنوع تاریخی و فرهنگی کشور ارزشمندی است اما بسیاری از پژوهشگران معتقدند تنوع جاذبههای ایران حتی بیشتر است. تفاوت در نحوه مدیریت است. ترکیه سالهاست برند ملی گردشگری ساخته، خطوط هوایی خود را توسعه داده، تبلیغات گسترده جهانی انجام داده، صدور ویزا را تسهیل کرده و سرمایهگذاری خارجی را جذب کرده است. او ادامه میدهد: در ترکیه حتی یک روستای کوچک نیز میتواند مقصد گردشگری باشد زیرا برای معرفی آن برنامهریزی شده است. اما در ایران هنوز بسیاری از مناطق بکر حتی برای مردم داخل کشور نیز ناشناخته ماندهاند.
مقتدایی با بیان این مطلب تصویر ایران در رسانههای بینالمللی نیز بر تصمیم گردشگران اثر گذاشته است، اظهار میدارد: وقتی کشوری حضور موثر در نمایشگاههای گردشگری، شبکههای اجتماعی، تولید محتوای حرفهای و بازاریابی بینالمللی ندارد، طبیعی است که گردشگر مقصد دیگری را انتخاب کند؛ حتی اگر جاذبههای آن کشور کمتر باشد.
مقتدایی در بخش دیگری از سخنان خود به گردشگری سلامت اشاره کرده و میگوید: گردشگری سلامت یکی از مهمترین ظرفیتهای مغفول مانده ایران است. پزشکان متخصص، هزینه درمان مناسب و توان علمی بالا میتواند ایران را به یکی از قطبهای درمان منطقه تبدیل کند اما هنوز بازاریابی منسجم و استانداردهای بینالمللی کافی در این حوزه وجود ندارد.
او همچنین با اشاره به محصولات صنایع دستی ایران اظهار میدارد: ایران یکی از متنوعترین صنایع دستی جهان را دارد اما بسیاری از گردشگران خارجی حتی از وجود این تنوع اطلاع ندارند. اگر گردشگری رونق بگیرد، صنایع دستی نیز دوباره جان خواهند گرفت.
این کارشناس اقتصاد گردشگری تاکید میکند: هیچ صنعتی به اندازه گردشگری نمیتواند همزمان اشتغال، ارزآوری، توسعه مناطق محروم، رونق صنایع دستی، حفظ میراث فرهنگی و افزایش تعاملات فرهنگی را به همراه داشته باشد. بسیاری از کشورها بدون منابع طبیعی، تنها با گردشگری اقتصاد خود را متحول کردهاند. منصور مقتدایی در پایان خاطرنشان میکند: ایران هنوز فرصت را از دست نداده است. این کشور همچنان یکی از جذابترین سرزمینهای جهان برای سفر است، اما این جذابیت زمانی به درآمد تبدیل میشود که نگاه سیاستگذاران از مدیریت روزمره به برنامهریزی بلندمدت تغییر کند. گردشگری نیازمند ثبات، سرمایهگذاری، بازاریابی حرفهای، تسهیل سفر و اعتمادسازی در سطح بینالمللی است. اگر این الزامات فراهم شود، ایران میتواند در مدت نه چندان طولانی جایگاه شایستهای در بازار جهانی گردشگری به دست آورد؛ جایگاهی که متناسب با تاریخ، فرهنگ و طبیعت کمنظیر این سرزمین باشد، نه کمتر از آن.
بنفشه اسداللهی، راهنمای باسابقه تورهای ورودی، نیز به «تعادل» میگوید: تقریبا همه گردشگرانی که به ایران سفر میکنند، در پایان سفر از مهماننوازی مردم، امنیت اجتماعی، غذاها، معماری و آثار تاریخی شگفتزده میشوند. بسیاری از آنان میگویند تصویری که قبل از سفر از ایران داشتند، با واقعیت کاملا متفاوت بوده است. او ادامه میدهد: اما مساله اینجاست که تعداد افرادی که حاضر میشوند این سفر را آغاز کنند، نسبت به ظرفیت ایران بسیار اندک است.
این تورلیدر میگوید: بخشی از مشکل به تصویر بینالمللی ایران بازمیگردد. برخی گردشگران نگران مسائل سیاسی هستند، برخی درباره محدودیتهای اجتماعی سوال دارند و بعضی نیز به دلیل دشواریهای بانکی، پروازهای محدود یا روند دریافت خدمات سفر، مقصد دیگری را انتخاب میکنند. او اضافه میکند: امروز گردشگر خارجی به دنبال سفر آسان است. اگر احساس کند باید برای هر مرحله از سفر با مشکل روبهرو شود، معمولا کشوری مانند ترکیه، گرجستان یا امارات را انتخاب میکند.
این راهنمای گردشگری اظهار میدارد: مقایسه ایران و ترکیه بسیار قابل توجه است. گردشگری که به ترکیه میرود، تنها به خاطر سواحل آنتالیا سفر نمیکند؛ بلکه به دلیل سهولت سفر، تبلیغات گسترده، تنوع هتلها، خدمات مناسب، پروازهای متعدد و امکان خرید نیز این کشور را انتخاب میکند.او ادامه میدهد: در مقابل، ایران آثار تاریخی کمنظیر، طبیعت فوقالعاده، غذاهای متنوع، فرهنگ غنی و مردم مهماننواز دارد اما این مزیتها کمتر معرفی شدهاند.
اسداللهی تأکید میکند: بسیاری از خارجیها فقط نام اصفهان، شیراز و یزد را شنیدهاند؛ در حالی که ایران صدها مقصد جذاب دیگر دارد؛ از جنگلهای شمال و سواحل مکران گرفته تا روستاهای پلکانی، تالابها، مناطق عشایری، کویرهای بکر، چشمههای آب گرم و ژئوپارکهای منحصر به فرد. او میافزاید: تا زمانی که هیچ ارادهای برای معرفی جاذبههای گردشگری نباشد نمیتوانیم انتظار داشته باشیم صنعت گردشگری ما از رونق خوبی برخوردار نشود بسیاری از کشورها با یک دهم این جاذبهها صنعت گردشگری خود را به ماشین پولسازی برای کشورشان تبدیل کردهاند.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید