تنهایی تندروها!

آنچه در عرصه جهاني اثرگذار است، پيام مشترك روساي قوا، مسوولان لشكري و كشوري و البته مردمي است كه هر شب در خيابان‌ها و ميادين اصلي شهرها حضور دارند.

به گزارش رصد روز، چه كسي فكرش را مي‌كرد كه روز و روزگاري در اين كشور و در كشاكش مذاكرات مهم ايران و امريكا، روزنامه كيهان در نقد رفتارهاي افراطي درخصوص مذاكرات عباراتي با اين مضمون منتشر كند كه «در تجمعات شبانه، عده‌اي در لباس انقلابيگري با شعارهاي راديكال، درباره مذاكره درگيري درست مي‌كنند.» و در ادامه توصيه كند: «مردم وظيفه دارند چنانچه چنين حركاتي ديدند با سر دادن شعارهاي وحدت‌بخش مانع اجراي نقشه‌هاي شوم اين عده بشوند.» اما اين عبارات دقيقا خطي است كه كيهان آن را دنبال كرده و اتفاقا با استقبال فعالان سياسي طيف‌هاي مختلف مواجه شده است. عباراتي كه مي‌توان آن را طليعه‌اي براي ورود به عصري نو و هنگامه‌اي تازه تفسير كرد كه در آن مسائل مرتبط با منافع ملي و مصالح عمومي بر مصالح جناحي و سياسي ارجح دانسته مي‌شود. احمدي زيدآبادي يكي از چهره‌هايي است كه به استقبال اين رويكرد تازه رفت و در كانال خود نوشت: «اينكه كيهان نيز مخالف شعار راديكال عليه مذاكره تحت عنوان انقلابيگري شده، هم خبر بسيار عجيبي است و هم خبر بسيار مهمي است!»

اين اما همه ماجرا نيست، پس از كانون رسانه‌اي جريان راست، چهره‌هاي مرتبط با مداحان هم همين رويكرد معقول را در پيش گرفتند. ميثم مطيعي ازجمله مداحاني بود كه اظهاراتش بازتاب‌هاي قابل‌توجهي در فضاي رسانه‌اي پيدا كرد. مطيعي كه در جمع مردم در‌ ميدان ونك تهران صحبت مي‌كرد يادآور شد: «هر كسي در دعواهاي انتخاباتي مانده هنوز بزرگ نشده است.» او در ادامه افزود: «الان وسط جنگيم و دشمن برنامه جدي براي به‌هم زدن ميادين دارد. هر كس از هر جناحي مخصوصا به اسم انقلابي بودن، بخواهد اتحاد مردم را به هم بزند، از مردم تودهني خواهد خورد.»   باتوجه به اهميت موضوع «اعتماد» سراغ محمد هاشمي و حسين كنعاني مقدم دو تن از فعالان سياسي ميانه‌رو و اصولگرا رفته تا درخصوص اين دوران تازه با آنها بحث و گفت‌وگو كند.

محمد هاشمي: رويكردهاي شخصي  و جناحي باعث اميدواري دشمنان مي‌شود 

محمد هاشمي، فعال سياسي ميانه‌رو و رييس اسبق سازمان صدا و سيما كه از سال 60 تا 72 رياست سازمان صدا و سيما را در دست داشت درخصوص اتخاذ رويكرد رسانه‌اي مبتني بر اتحاد و انسجام مي‌گويد: «برخاستن يك صداي واحد در زمان بحران‌هاي مختلف ازجمله جنگ يا آتش‌بس و…، مهم‌ترين ضرورتي است كه كشورها را در دستيابي به منافع‌شان ياري مي‌رساند. در ايران اما همواره اقليتي وجود دارد كه در يك چنين بزنگاه‌هايي ساز مخالف كوك مي‌كنند. تاسف‌آور اينكه مواضع اين طيف‌هاي تندرو بعضا با صداي مخالفان در خارج و گروه‌هاي اپوزيسيون همراه مي‌شود. البته معتقدم رويكردهاي افراطي برخي افراد و گروه‌هاي داخلي، صداي واقعي ملت و دولت ايران نيست.

آنچه در عرصه جهاني اثرگذار است، پيام مشترك روساي قوا، مسوولان لشكري و كشوري و البته مردمي است كه هر شب در خيابان‌ها و ميادين اصلي شهرها حضور دارند و از تماميت ارضي كشور و منافع ملي ايران دفاع مي‌كنند. اظهارنظرهاي افراطي و مخالفت‌خواني‌ها با تصميمات دولت و نظام اين پالس را به بيرون صادر مي‌كند كه در داخل كشور اختلاف وجود دارد. دشمنان نيز در بطن اين شكاف‌ها است كه منافع خود را جست‌وجو مي‌كنند. توييتي كه ترامپ اخيرا درخصوص اختلاف ميان مسوولان ايراني منتشر كرده با تكيه بر اين نوع حركت‌هاي افراطي در داخل منتشر شده است.» هاشمي در پاسخ به اين پرسش «اعتماد» كه شما در زمان جنگ 8 ساله و پس از آن امضاي قطعنامه 598 رييس سازمان صدا و سيما بوده‌ايد.

در آن برهه چه رويكردهايي در پيش مي‌گرفتيد تا تصويري از اختلاف ميان مسوولان و مردم بازتاب پيدا نكند؟ مي‌گويد: «در آن برهه ما سياست‌هاي خود را از سران قواي سه‌گانه مي‌گرفتيم. روساي قوا هم مطالبات و بايدها و نبايدهاي رسانه‌اي را از امام (ره) و از طريق شورايي به نام شوراي عالي دفاع به ما منعكس مي‌كردند و ما هم در صدا و سيما اين سياست‌ها را پيگيري مي‌كرديم. مسوولان دولتي و حاكميتي درخصوص جزييات دخالتي نداشتند اما راهبردهاي كلي را منعكس مي‌كردند. مواردي چون تامين منافع ملي، پرهيز از ارايه تصويري اختلافي از درون كشور، بازتاب يك صداي واحد از ايران و… ازجمله اين توصيه‌ها بودند.

موضوعات در نشست‌هاي سران قوا مورد بحث و تبادل‌نظر قرار مي‌گرفت و راهكارهاي اجرايي آن استخراج مي‌شد. كليت نظام يك صداي واحد داشتند و پشت سر رهبري و رييس‌جمهور حركت مي‌كردند.» او يادآور مي‌شود: «البته در آن برهه هم افراد و جرياناتي بودند كه نظرات مختلفي داشتند. طيف‌هايي مخالف تداوم جنگ از سال 61 به بعد بوده و معتقد بودند ادامه جنگ به هيچ‌وجه به صلاح نيست، گروه‌هاي افراطي ديگري هم بودند كه اعتقاد داشتند، ايران نبايد به سمت پذيرش قطعنامه آتش‌بس و پايان دادن به جنگ حركت كند. اين طيف‌ها پذيرش قطعنامه را در حد خيانت قلمداد كرده و خواستار تداوم جنگ بودند، اما موضوع مهم براي ما در صدا و سيما، راهبرد كلاني بود كه نهادهاي مسوول تعيين و ابلاغ مي‌كردند. در ادامه سعي مي‌كرديم افراد و كارشناساني از طيف‌ها و گروه‌هاي مختلف در برنامه‌هاي صدا و سيما حاضر شده و به بيان ديدگاه‌هاي خود بپردازند. ويژگي اين رويكرد صدا و سيما اين بود كه موضوعاتي كه به منافع كلان ملي و مصالح عمومي مرتبط مي‌شد در يك محيط سالم رسانه‌اي طرح مي‌شد و درنهايت تصميم‌گيران نظر نهايي را اتخاذ مي‌كردند. امروز هم صدا و سيما بايد يك چنين نقشي را براي خود قائل شود و به سازماني كه منافع ملي و مصالح عمومي را دنبال مي‌كند، بدل شود. صدا و سيما رسانه يك جريان يا گروه اقليت نيست و متعلق به همه ايرانيان با ديدگاه‌ها و عقايد مختلف است.» هاشمي در پاسخ به پرسش ديگري در اين خصوص كه آيا هيچ‌وقت ديدگاه‌هاي شخصي و رويكردهاي سياسي خود را در برنامه‌هاي صدا و سيما اعمال كرده بوديد؟ مي‌گويد: «هرگز چنين اتفاقي رخ نداد. ما همه سياست‌هاي خود را از نظام مي‌گرفتيم. بخش مهمي از ديدگاه‌ها را شخص امام (ره) مطرح مي‌كردند. وقتي امام ديدگاهي را مطرح مي‌كردند ديگر بحثي پيش نمي‌آمد. در ساير سياست‌ها، انتخاب سوژه‌ها و موضوعات هم از كارشناسان متخصص و حرفه‌اي استفاده مي‌شد. صدا و سيما در آن زمان مانند امروز نبود كه افراد بتوانند نظرات شخصي و جناحي خود را در برنامه‌ها بازتاب دهند. براي ما يك اصل وجود داشت و آن منافع ملي بود. امروز هم كشور در آستانه يك مذاكرات حساس و حياتي قرار دارد و مساله ترك تخاصم و پايان تحريم‌ها مطرح است، صدا و سيما بايد در راستاي مصوبات شوراي عالي امنيت ملي و خواسته‌هاي رهبري و رييس‌جمهور حركت كند. پرداختن به رويكردهاي شخصي و جناحي به جز اينكه به منافع كلان ملي ضرر بزند و دشمنان را نسبت به وجود اختلاف در درون كشور اميدوار سازد، فايده ديگري ندارد.»

كنعاني‌مقدم: مسووليت نخبگان سياسي اين است كه بر مشتركات تاكيد كنند نه بر اختلاف‌ها

حسين كنعاني‌مقدم در واكنش به اظهارات و توييت اخير دونالد ترامپ درباره وضعيت داخلي ايران، اين مواضع را بخشي از جنگ رواني و تلاشي براي اختلاف‌افكني ميان مسوولان و جريان‌هاي سياسي كشور دانست. او با تاكيد بر ضرورت همدلي و انسجام داخلي، گفت كه چنين فضاسازي‌هايي نه‌ تنها واقعيت‌هاي سياسي ايران را تغيير نمي‌دهد، بلكه بيش از هر چيز نشان‌دهنده بحران‌ها و فشارهاي داخلي در امريكاست. كنعاني‌مقدم در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره توييت اخير دونالد ترامپ و برداشت او از وضعيت داخلي ايران، اين موضع را نمونه‌اي از جنگ رواني و عمليات رسانه‌اي براي ايجاد شكاف در كشور ارزيابي مي‌كند.

به گفته او، ترامپ در شرايطي درباره اختلاف ميان مسوولان ايراني سخن مي‌گويد كه خود با مجموعه‌اي از بحران‌ها و چالش‌هاي جدي در داخل امريكا مواجه است و تلاش دارد با برجسته‌سازي ادعاهاي سياسي درباره ايران، افكار عمومي را از مشكلات داخلي ايالات‌متحده منحرف كند. او در ادامه با اشاره به فضاي سياسي امريكا مي‌گويد: ترامپ در موقعيتي نيست كه بتواند از انسجام يا بحران ديگر كشورها سخن بگويد، چراكه ساختار سياسي امريكا با اختلافات عميق حزبي، اعتراضات داخلي، استعفاها و بركناري‌هاي پي‌درپي و همچنين چالش‌هاي جدي در كنگره روبه‌رو است. از نگاه او، اين وضعيت نشان مي‌دهد كه ترامپ بيش از آنكه نگران واقعيت‌هاي ايران باشد، درگير تثبيت موقعيت خود در صحنه سياست داخلي امريكاست و از هر ابزار ممكن براي پوشاندن ناتواني‌هايش استفاده مي‌كند.

كنعاني‌مقدم در بخشي از سخنانش تاكيد مي‌كند كه القاي اختلاف در ميان مسوولان ايراني، موضوع تازه‌اي نيست و همواره بخشي از راهبردهاي دشمنان براي تضعيف انسجام ملي بوده است. او مي‌گويد وقتي از بيرون تلاش مي‌شود ميان نهادها، قوا و جريان‌هاي سياسي كشور شكاف ايجاد شود، پاسخ مناسب اين است كه مسوولان و فعالان سياسي با حفظ آرامش، هماهنگي و همدلي، اجازه ندهند اين سناريو به نتيجه برسد.  به باور او، آنچه از بيرون به عنوان اختلاف بزرگ‌نمايي مي‌شود، در بسياري مواقع يا اساسا وجود ندارد يا در حد اختلاف‌نظرهاي طبيعي و معمول در هر نظام سياسي است كه نبايد به بحران تبديل شود. او در ادامه از بيانيه و موضع مشترك قوا در ايران استقبال مي‌كند و آن را اقدامي مثبت در جهت نمايش وحدت داخلي مي‌داند.

او معتقد است زماني كه سه قوه يا نهادهاي اصلي كشور در برابر يك تهديد يا يك فضاي تبليغاتي موضعي هماهنگ اتخاذ مي‌كنند، پيام روشني به طرف مقابل داده مي‌شود؛ پيامي مبني بر اينكه فضاي داخلي ايران قابل بازي ‌دادن نيست و اختلاف‌افكني از بيرون، راه به جايي نخواهد برد.  به گفته او، همين همدلي و همراهي، مهم‌ترين سرمايه كشور در شرايط فشار و تهديد خارجي است. كنعاني‌مقدم همچنين تاكيد مي‌كند كه تشكل‌هاي سياسي، احزاب و فعالان اجتماعي نيز بايد نسبت به اين نوع فضاسازي‌ها حساس باشند و در صورت لزوم با انتشار بيانيه‌ها و مواضع روشن، بر وحدت و منافع ملي تاكيد كنند.  او مي‌گويد هرگاه برخي افراد يا جريان‌ها در داخل كشور، آگاهانه يا ناآگاهانه، سخناني مطرح مي‌كنند كه به برجسته شدن اختلافات كمك مي‌كند، در واقع به پازل طرف مقابل كمك كرده‌اند؛ طرفي كه هدفش تضعيف اعتماد عمومي و كاهش انسجام داخلي است. از نگاه او، مسووليت نخبگان سياسي اين است كه در چنين شرايطي بر مشتركات تاكيد كنند، نه بر اختلاف‌ها. او در بخش ديگري از سخنانش هشدار مي‌دهد كه برخي مواضع داخلي اگرچه ممكن است از سر دلسوزي يا انتقاد مطرح شوند، اما در شرايط حساس مي‌توانند به عنوان خوراك تبليغاتي عليه كشور مورد استفاده قرار گيرند. بنابراين به اعتقاد او، بايد ميان نقد سازنده و دامن زدن به فضاي تقابل، تفاوت قائل شد.

كنعاني‌مقدم مي‌گويد: نقد درون‌ساختاري و گفت‌وگو درباره ضعف‌ها، بخشي از فرآيند طبيعي هر نظام سياسي است، اما تبديل اين نقدها به ادبيات تنش‌زا و رسانه‌اي، چيزي است كه مي‌تواند امنيت رواني جامعه را تحت‌تاثير قرار دهد. در جمع‌بندي سخنانش، كنعاني‌مقدم تاكيد مي‌كند كه پاسخ موثر به توييت‌ها و فضاسازي‌هاي سياسي از بيرون، نه واكنش هيجاني، بلكه حفظ خويشتنداري، نمايش انسجام و تمركز بر منافع ملي است.  او مي‌گويد اگر دشمنان به‌ دنبال القاي اختلاف هستند، بهترين راه براي خنثي‌سازي اين تلاش، افزايش همدلي داخلي و پرهيز از بازتوليد همان ادعاها در فضاي رسانه‌اي كشور است.

به باور او، هر چه پيوند ميان مردم، مسوولان و جريان‌هاي سياسي محكم‌تر باشد، اثرگذاري جنگ رواني و عمليات تبليغاتي عليه ايران كمتر خواهد شد. او درنهايت اين پيام را برجسته مي‌كند كه اختلاف‌افكني، ابزار اصلي فشار عليه كشورهاست، اما زماني كه يك جامعه بتواند با گفت‌وگو، هماهنگي و انسجام، اين ابزار را بي‌اثر كند، نه‌ تنها از آسيب‌هاي بيروني مصون مي‌ماند، بلكه اعتماد عمومي نيز تقويت مي‌شود.  از نگاه كنعاني‌مقدم، مهم‌ترين پاسخ به چنين اظهاراتي، نه در ميدان جدل لفظي، بلكه در ميدان همدلي، عقلانيت و وحدت ملي داده مي‌شود.

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار