توانسته ایم بازدارندگی نامتقارن ایجاد کنیم

ایران توانسته است که در مقابل ضربات دشمنان خود ضربات متقابل را وارد کند و این کار را از طریق تسلیحات نامتقارن کرده است.

به گزارش رصد روز، آریا یونسی در یادداشتی مطرح کرد:

برای ناظر بیرونی که بتواند خود را از سوگیری های شناختی و رسانه ای دور نگه دارد روشن است که ایران توانسته است در مقابل دشمنان خود بازدارندگی ایجاد کند؛ اگرچه این بازدارندگی متعارف نیست بلکه بازدارندگی نامتقارن است. بیان ساده این اصطلاحات علوم سیاسی چنین است: آمریکا و اسرائیل جنگی را بر ایران تحمیل کرده اند؛ آنها با استفاده از تسلیحات متعارف، یعنی تسلیحاتی که اکنون در جنگ ها به طور معمول استفاده می شود، نقاطی در ایران را مورد اصابت قرار دهند.

این تسلیحات شامل جنگنده ها و بمب افکن های نسل جدید و موشک های سنگین کروز همراه با دستگاه ای پیشرفته جاسوسی (هواپیماهای آواکس، جنگال و ماهواره ها) هستند. ایران در مقابل اکثر این نوع تسلیحات برابر ندارد و اگر آنها از جنگنده های رادارگریز نسل پنجم استفاده کرده اند ما جنگنده نسل پنجم رادار گریزی نداشته ایم که با آنها متقابلا دشمن را بمباران را کنیم. اگر چنین چیزی داشتیم زد و خورد و جنگ کاملا متعارف می شد.

اما ایران توانسته است که در مقابل ضربات آنها ضربات متقابل را وارد کند و این کار را از طریق تسلیحات نامتقارن کرده است. یعنی اگر در مقابل بمباران دشمن با جنگنده ما با موشک های بالیستیک به آنها حمله کرده ایم؛ اگر آنها از موشک های کروز جدید و سنگین استفاده کرده است ما از پهپادهای بومی در تعداد زیاد استفاده کرده ایم.

در مقابل ناوها و ناوشکن ها و ناوچه های آمریکایی ما از قایق های تندرو و قایق های بی سرنشین انهدامی استفاده کرده ایم؛ چیزی که هنوز کابوس آمریکایی ها است. در مقابل سامانه های پیشرفته ضد هوایی ما از روشی نامتقارن استفاده کرده ایم: حملات اشباعی.

به این نوع از تسلیحات و شیوه جنگی نامتقارن گفته می شود: یعنی قرینه چیزی نیست که دشمن دارد و چیزی متفاوت است. البته باید توجه داشت که ما نیز سلاح های متعارف داشته ایم: موشک های برین صوت (هایپرسونیک) و موشک های بالستیک و کروز بزرگ جنگ افزارهای متعارف هستند. اما بخش بزرگی از جنگ با تسلیحات نامتقارن انجام شد.

پرسش این است که آیا شیوه و راهبرد جنگی نامتقارن توانایی بازدارندگی دارد؟ در جنگ رمضان ایران نشان داد که نامتقارن بودن می تواند کارآمد، قدرتمند و بازدارنده باشد. طبیعتا مهم نیست که موشکی که به یک نقطه اصابت می کند از چه فناوری استفاده می کند؛ به هر حال هدف هر موشکی انفجار در نقطه هدف است، چه با ماهواره هدایت شود چه با یک حامل متعارف بالستیک چه با یک فلاخن بزرگ.

برای یک سرباز اهمیتی ندارد چیزی که زیرپایش منفجر می شود مین ساخته شده توسط شرکت های بزرگ تسلیحات است یا یک تله انفجاری دست ساز؛ او در هر حال می میرد. حملات ایران با تسلیحات بومی ای بود که توسط ایران طراحی و تولید شده بود.

این حملات تخریب و ویرانی کافی و مورد انتظار را داشتند، اهداف خود را به خوبی نابود می کردند و از همه مهمتر این حملات می توانست رویه زندگی عادی و امنیت نقطه مورد هدف را از بین ببرند. این تنها چیزی است که از یک سلاح انتظار می رود. ایران با استفاده از این تسلیحات توانست نقاط راهبردی نظامی، اقتصادی و تدارکاتی را مورد هدف قرار دهد و آنها را نابود کند.

آخرین برآوردهای اطلاعاتی نشان می دهد تمامی پایگاه های نظامی آمریکا در منطقه غیرقابل استفاده شده است؛ با همین تسلیحات نامتقارن، ساده، بومی، ارزان و ابتکاری ایران پایگاه های مهم آمریکایی را از کار انداخت. نمونه بارز قدرت سلاح نامتقارن این بود که ایران تمامی سامانه های راداری هشدار زودهنگام را در کل منطقه از بین برد و آنها کور شوند؛ تسلیحات ساده توانسته بودند سلاح های پیشرفته و گران قیمت را از کار بیندازند.

تا اینجا بحث تنها این است که ایران در برابر بمباران و تخریب دشمن توانسته است تخریب و نابودی در اهداف دشمن پدید آورد و همین اسباب بازدارندگی می شود. اما یک جنبه مهم دیگر که می تواند بازدارندگی تولید کند بحث هزینه و تولید تسلیحات پدافندی در مقابل تسلیحات نامتقارن ایران است.

تسلیحات نامتقارن ایران تولیدات بومی و ارزان قیمتی هستند که توانایی تخریب مورد انتظار را دارند؛ ایران می تواند با امکانات کم موشک های خود را بدون هیچ نیازی به واردات تولید کند و با امکاناتی خیلی کمتر و سرعتی بیشتر تعداد زیادی پهپادهای ساده و ابتکاری تولید کند.

اما دشمن برای رهگیری هر کدام از آنها باید از چند موشک پیشرفته و گران قیمت استفاده کند که سرعت تولید سالانه آنها در حد انگشتان دو دست است؛ مثلا تولید موشک های رهگیر سامانه پاتریوت ماهانه حدود ۵۰-۶۰ عدد است و در سال ۲۰۲۵ تنها ۶۲۰ موشک تولید شده است. تولید یک سال این موشک ها می تواند در ۲۴ ساعت حملات ایران استفاده شود و با این حال تعدادی از موشک ها و پهپادها به هدف می خورند زیرا حملات اشباعی از هر سامانه پیشرفته موجودی رد می شوند.

از این جهت تولید این موشک ها محدودیت زمانی دارد. علاوه بر آن بحث تعادل هزینه است: هر موشک پاتریوت بسته به نسل آن بین ۴ تا ۷ میلیون دلار هزینه دارد؛ برای رهگیری هر پهپاد یا موشک ساده چند ده هزار دلاری چند موشک لازم است. اگر بحث فقط دوجین پهپاد باشد شاید هزینه مهم نباشد اما در یک جنگ طولانی مانند جنگ رمضان دیگر این هزینه به قدری زیاد می شود که همه به هزینه ها فکر می کنند. در جنگ رمضان در روزهای آخر با کاهش مخازن موشک های رهگیر و حتی محاسبه هزینه های سرسام آور دشمن سعی می کرد از سامانه های پدافندی ارزان قیمت تر استفاده کند.

برگردیم به موضوع اصلی؛ بازدارندگی ایران از جهات بسیاری بود: ایران با تسلیحات نامتقارن توانست ویرانی و تخریب چشمگیری پدید آورد به گونه ای که همه طرف های متخاصم به سختی افتند؛ همه پایگاه های نظامی، نواحی اقتصادی مهم و محل اختفای نظامیان زیر آتش تسلیحات ایران بود. با ادامه دار شدن جنگ دیگر سامانه های پدافندی و حتی تهاجمی با کمبود مهمات مواجه شده بودند.

سنجش اینکه این موارد چقدر بازدارندگی تولید کرده است بسیار ساده است: اگر کارآمد و بازدارنده نبود دشمن به دنبال آتش بس نبود و جنگ را ادامه می داد. اگر بازدارنده نبود پس از شکست مذاکرات حین آتش بس سریعا جنگ را از سر می گرفتند اما ترجیح می دهند که جنگ را ادامه ندهند.

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار