به گزارش اخصاصی رصد روز، تابلوی معاملات گروه بانکی این روزها پرسشهای جدی را پیش روی سهامداران بانک سرمایه قرار داده است. نماد «سمایه» که سالها با چالشهای مختلف مالی و عملیاتی مواجه بوده، اکنون از منظر یکی از مهمترین شاخصهای بنیادی بازار سرمایه در جایگاهی قرار گرفته که نمیتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد.
بررسی دادههای معاملاتی نشان میدهد EPS نماد «سمایه» به منفی ۲۷ هزار و ۷۱۷ ریال رسیده است؛ عددی که این نماد را در جایگاه ضعیفترین EPS گروه بانکی قرار داده است. از سوی دیگر، نسبت P/E منفی ۰.۱۹ نیز موجب شده بانک سرمایه در میان نمادهای دارای ضعیفترین نسبت قیمت به سود این گروه قرار گیرد.
هرچند EPS و P/E تنها بخشی از واقعیت یک بنگاه اقتصادی را نشان میدهند، اما نمیتوان نقش آنها را در ارزیابی فعالان بازار سرمایه نادیده گرفت. این شاخصها نخستین متغیرهایی هستند که سرمایهگذاران برای سنجش وضعیت سودآوری و چشمانداز یک شرکت مورد توجه قرار میدهند و به همین دلیل، عملکرد ضعیف در این حوزهها میتواند بر نگاه بازار نسبت به آینده یک نماد اثرگذار باشد.
در چنین شرایطی، مهمترین پرسش متوجه مدیریت فعلی بانک سرمایه است. موسی اسلامیان که مسئولیت هدایت این بانک را برعهده دارد، چه برنامه مشخص، زمانبندیشده و قابل ارزیابی برای بهبود جایگاه «سمایه» در بازار سرمایه در نظر گرفته است؟
سهامداران حق دارند بدانند برنامه مدیریت برای بهبود سود هر سهم، کاهش آثار زیانهای انباشته، اصلاح شاخصهای مالی و ارتقای جایگاه نماد در میان بانکهای بورسی چیست. بازار سرمایه بیش از هر چیز به نتایج عملی توجه دارد و سرمایهگذاران انتظار دارند برنامههای اعلامی در صورتهای مالی و عملکرد نماد نیز قابل مشاهده باشد.
واقعیت این است که استمرار حضور یک نماد در میان ضعیفترین شاخصهای سودآوری گروه خود، میتواند پیامدهایی فراتر از یک عدد روی تابلوی معاملات داشته باشد. کاهش جذابیت سهم برای سرمایهگذاران، افت تمایل ورود منابع جدید، افزایش ریسک ادراکشده از سوی بازار و تضعیف موقعیت رقابتی نماد از جمله پیامدهایی است که معمولاً در چنین شرایطی مورد توجه تحلیلگران قرار میگیرد.
از سوی دیگر، جایگاه یک بانک در بازار سرمایه صرفاً یک موضوع بورسی نیست. عملکرد نماد بورسی بخشی از تصویر عمومی یک بانک را نزد سهامداران، سرمایهگذاران و فعالان اقتصادی شکل میدهد. به همین دلیل، بهبود شاخصهای بازار سرمایه میتواند در افزایش اعتماد عمومی نسبت به چشمانداز بانک نیز مؤثر باشد.
البته منصفانه نیست که تمامی چالشهای کنونی بانک سرمایه به مدیریت فعلی نسبت داده شود. بخش قابل توجهی از مشکلات موجود حاصل روندهایی است که طی سالهای گذشته شکل گرفته و در دورههای مختلف مدیریتی انباشته شده است. با این حال، مسئولیت ارائه راهکار و ترسیم مسیر اصلاح نیز بر عهده مدیران فعلی قرار دارد.
نکته قابل تأمل اینجاست که سهامداران تاکنون کمتر با اهداف کمی و قابل سنجش درباره آینده نماد مواجه شدهاند. اگر قرار است جایگاه بانک در بازار سرمایه بهبود پیدا کند، سرمایهگذاران حق دارند بدانند این هدف از چه مسیری محقق خواهد شد و چه بازه زمانی برای دستیابی به آن در نظر گرفته شده است.
آیا برنامه مشخصی برای بهبود سودآوری وجود دارد؟ آیا مدیریت بانک هدفگذاری روشنی برای ارتقای شاخصهای بنیادی نماد انجام داده است؟ آیا سهامداران میتوانند انتظار داشته باشند که آثار اقدامات اصلاحی در عملکرد مالی دورههای آتی نمایان شود؟ اینها پرسشهایی است که پاسخ به آنها میتواند بخشی از ابهامات موجود پیرامون آینده «سمایه» را برطرف کند.
بازار سرمایه معمولاً به مدیرانی پاداش میدهد که بتوانند روندها را تغییر دهند و نتایج ملموس ارائه کنند. اکنون نیز سهامداران بانک سرمایه بیش از هر زمان دیگری منتظرند بدانند مدیریت بانک چه برنامهای برای فاصله گرفتن از جایگاه فعلی و بهبود شاخصهایی دارد که امروز نام «سمایه» را در صدر فهرست ضعیفترین EPS گروه بانکی قرار داده است.