به گزارش رصد روز، بحرانهای اقتصادی، حوادث طبیعی، جنگ، تحریمها یا حتی رکودهای مقطعی در تولید، همواره از عواملی بودهاند که میتوانند چرخه فعالیت بسیاری از بنگاههای اقتصادی را مختل کنند. در چنین شرایطی نخستین پیامد قابل مشاهده، کاهش یا توقف تولید و در نهایت تعطیلی موقت یا دایمی کارگاههاست؛ اتفاقی که بیش از همه بر زندگی کارگران تأثیر میگذارد.
کارگران به عنوان یکی از آسیبپذیرترین گروههای بازار کار، معمولاً بیشترین فشار را در زمان بروز بحرانها تحمل میکنند؛ زیرا بخش قابل توجهی از آنها از پسانداز یا منابع درآمدی جایگزین برخوردار نیستند و حتی یک وقفه کوتاه در پرداخت دستمزد میتواند تعادل اقتصادی خانوادههایشان را برهم بزند. تعطیلی کارگاهها در شرایط بحران، تنها یک مساله اقتصادی برای بنگاهها نیست بلکه یک چالش اجتماعی گسترده نیز محسوب میشود.
وقتی فعالیت یک کارگاه متوقف میشود، پرسشهای متعددی برای کارگران شکل میگیرد: آیا قرارداد کار همچنان اعتبار دارد؟ آیا کارفرما موظف به پرداخت دستمزد در دوره تعطیلی است؟ اگر تعطیلی ناشی از بحرانهای خارج از اراده کارفرما باشد، چه نهادی مسوول تأمین معیشت کارگران خواهد بود؟ و مهمتر از همه اینکه چه تضمینی وجود دارد که کارگران پس از پایان بحران دوباره به شغل خود بازگردند؟
در بسیاری از موارد، تفاوت میان «تعطیلی ناشی از قوه قهریه» و «تعطیلی به تصمیم کارفرما» نقش تعیینکنندهای در پاسخ به این پرسشها دارد. قانون کار تلاش کرده است با پیشبینی سازوکارهایی مانند تعلیق قرارداد کار، بازگشت به کار پس از بازسازی کارگاه و استفاده از بیمه بیکاری، تا حدی از امنیت شغلی و معیشتی کارگران در چنین شرایطی محافظت کند. با این حال تجربههای گذشته نشان داده است که فاصلهای میان آنچه در قوانین پیشبینی شده و آنچه در عمل رخ میدهد وجود دارد؛ فاصلهای که در دورههای بحران بیشتر خود را نشان میدهد. از سوی دیگر ساختار بازار کار نیز این مساله را پیچیدهتر کرده است.
در سالهای اخیر سهم قراردادهای موقت، پیمانکاری و کوتاهمدت در بسیاری از بخشهای اقتصادی افزایش یافته است. همین موضوع باعث شده بخش بزرگی از کارگران در موقعیتهای شغلی ناپایدار قرار بگیرند و در زمان تعطیلی کارگاهها بیش از گذشته در معرض خطر بیکاری یا قطع درآمد قرار داشته باشند. در چنین شرایطی حتی اگر قانون از کارگران حمایت کند، اجرای آن بدون نظارت و سازوکارهای حمایتی موثر ممکن است با چالشهای جدی روبرو شود.
از منظر اقتصادی نیز تعطیلی کارگاهها تنها به معنای توقف فعالیت یک واحد تولیدی نیست، بلکه پیامدهای گستردهتری برای جامعه به همراه دارد. کاهش درآمد کارگران میتواند به کاهش قدرت خرید خانوارها، افت تقاضا در بازار و در نهایت تشدید رکود اقتصادی منجر شود. به همین دلیل بسیاری از اقتصاددانان معتقدند حمایت از معیشت کارگران در زمان بحران نه تنها یک ضرورت اجتماعی بلکه یکی از پیششرطهای حفظ ثبات اقتصادی در جامعه است. در چنین شرایطی بررسی وضعیت حقوقی قراردادهای کار و مسوولیت کارفرمایان و دولت در قبال کارگران اهمیت ویژهای پیدا میکند. اینکه قانون کار در مورد تعطیلی کارگاهها چه میگوید، در چه شرایطی قرارداد کار به حالت تعلیق درمیآید، چه زمانی کارفرما همچنان موظف به پرداخت دستمزد است و نقش دولت در حمایت از کارگران بیکار شده چیست، از جمله موضوعاتی است که میتواند تصویر روشنتری از وضعیت کارگران در زمان بحران ارایه دهد.
بر اساس قوانین کار، وضعیت قرارداد کار در زمان وقوع بحران به ماهیت تعطیلی کارگاه بستگی دارد. اگر تعطیلی کارگاه ناشی از «قوه قهریه» باشد، مانند زلزله، سیل یا جنگ، شرایط متفاوتی نسبت به زمانی دارد که کارفرما به دلایل مدیریتی یا اقتصادی تصمیم به تعطیلی کارگاه بگیرد. مطابق ماده ۱۵ قانون کار، اگر به دلیل حوادث غیرقابل پیشبینی یا قوه قهریه انجام تعهدات کارگر و کارفرما بهطور موقت غیرممکن شود، قرارداد کار به حالت تعلیق درمیآید. در چنین وضعیتی، رابطه کاری بهطور کامل قطع نمیشود بلکه تا زمان رفع بحران متوقف میماند. از سوی دیگر ماده ۳۰ قانون کار تأکید میکند که اگر کارگاه پس از وقوع چنین حوادثی دوباره فعالیت خود را از سر بگیرد، کارفرما موظف است کارگران بیکار شده را دوباره به کار بگمارد. در این میان، دولت نیز مکلف است از طریق سازوکارهایی مانند بیمه بیکاری، معاش کارگران بیکار شده را تأمین کند. اما نکته مهم این است که این مقررات تنها در صورتی اجرا میشود که تعطیلی کارگاه واقعاً ناشی از قوه قهریه یا دستور رسمی دولت باشد. اگر کارفرما بدون چنین شرایطی و به تصمیم خود کارگاه را تعطیل کند، مسوولیت پرداخت حقوق کارگران همچنان بر عهده او باقی میماند.
یکی از موضوعات چالشبرانگیز در روابط کار این است که گاهی کارفرمایان در شرایط بحران اقتصادی برای کاهش هزینهها تصمیم میگیرند فعالیت کارگاه را موقتاً متوقف کنند. در چنین شرایطی برخی کارفرمایان تصور میکنند که با تعطیلی کارگاه میتوانند از پرداخت دستمزد کارگران نیز صرفنظر کنند. اما کارشناسان حقوق کار میگویند قانون در این زمینه صراحت دارد. اگر تعطیلی کارگاه ناشی از تصمیم کارفرما باشد و ارتباط مستقیمی با قوه قهریه یا دستور دولت نداشته باشد، کارفرما همچنان موظف به پرداخت حقوق کارگران در دوره تعطیلی است.محسن انوشه، حقوقدان و کارشناس حقوق کار در این باره به«تعادل» میگوید: قانون کار به روشنی میان تعطیلی ناشی از حوادث غیرقابل پیشبینی و تعطیلی ناشی از تصمیم کارفرما تفاوت قائل شده است. اگر کارفرما به هر دلیل اقتصادی یا مدیریتی تصمیم بگیرد فعالیت کارگاه را متوقف کند، نمیتواند از زیر بار پرداخت دستمزد کارگران شانه خالی کند. زیرا قرارداد کار همچنان معتبر است. او میافزاید: تنها مرجع تشخیص قوه قهریه نیز وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی است و کارفرما نمیتواند بهطور یکجانبه ادعا کند که تعطیلی کارگاه ناشی از شرایط اضطراری بوده است. این حقوقدان تاکید میکند: در عمل بسیاری از اختلافات میان کارگر و کارفرما به هیاتهای تشخیص و حل اختلاف وزارت کار کشیده میشود. اما رسیدگی به این پروندهها گاهی زمانبر است و همین مساله باعث میشود کارگران در دوره بحران با مشکلات معیشتی جدی مواجه شوند.
در کنار مسائل حقوقی، تعطیلی کارگاهها پیامدهای گستردهای بر زندگی خانوارهای کارگری دارد. برای بسیاری از کارگران، دستمزد ماهانه تنها منبع درآمد خانواده است و حتی وقفهای کوتاه در پرداخت آن میتواند مشکلات جدی ایجاد کند. فریبرز یمینی، کارشناس اقتصاد خانواده نیز در این باره به تعادل میگوید: خانوارهای کارگری معمولاً پسانداز قابل توجهی ندارند و بخش زیادی از درآمد آنها صرف هزینههای ضروری مانند مسکن، خوراک و درمان میشود. در چنین شرایطی حتی یک ماه تأخیر در پرداخت دستمزد میتواند توازن اقتصادی خانواده را بر هم بزند. او میافزاید: بحرانهای اقتصادی و تعطیلی کارگاهها اغلب به افزایش بدهی خانوارها، کاهش مصرف کالاهای ضروری و حتی بروز مشکلات اجتماعی در خانوادهها منجر میشود. او تأکید میکند که در بسیاری از موارد، فشار اقتصادی ناشی از بیکاری یا توقف درآمد میتواند آثار روانی و اجتماعی قابل توجهی نیز داشته باشد. این کارشناس اقتصاد خانواده اظهار میدارد: وقتی درآمد یک خانواده کارگری قطع یا کاهش پیدا میکند، اولین واکنش معمولاً حذف برخی هزینههای ضروری است. این موضوع در بلندمدت میتواند بر سلامت، آموزش فرزندان و کیفیت زندگی خانواده تأثیر منفی بگذارد.
یکی از ابزارهای حمایتی پیشبینی شده در قانون برای حمایت از کارگران در زمان تعطیلی کارگاهها، بیمه بیکاری است. بر اساس قوانین موجود، کارگرانی که بدون اراده خود بیکار میشوند میتوانند از این حمایت استفاده کنند. با این حال بسیاری از فعالان کارگری معتقدند که در عمل همه کارگران به این حمایت دسترسی ندارند. برخی از کارگران قراردادهای کوتاهمدت دارند و برخی دیگر نیز به دلایل مختلف تحت پوشش کامل بیمه قرار نگرفتهاند.فرید اسدی، فعال کارگری نیز در این باره میگوید: در بسیاری از کارگاهها کارگران با قراردادهای موقت یا سفیدامضا کار میکنند. در چنین شرایطی وقتی کارگاه تعطیل میشود، این کارگران عملاً پشتوانهای ندارند و دسترسی به بیمه بیکاری هم برایشان دشوار میشود.او میافزاید: در شرایط بحران، بیشترین فشار بر همین گروه از کارگران وارد میشود؛ کسانی که نه امنیت شغلی دارند و نه حمایت کافی از سوی نظام تأمین اجتماعی.این فعال کارگری تاکید میکند: تجربههای گذشته نشان داده که در دورههای بحران اقتصادی یا تعطیلیهای گسترده، بسیاری از کارگران ماهها بدون درآمد باقی میمانند و فرآیند دریافت بیمه بیکاری نیز گاه با تأخیرهای طولانی همراه است.
اسدی خاطرنشان میکند: اگرچه قوانین کار چارچوب مشخصی برای حمایت از کارگران در شرایط بحران تعیین کردهاند، اما فاصله میان قانون و واقعیت همچنان یکی از چالشهای مهم در روابط کار است. در واقع یکی از دلایل این شکاف، ضعف نظارت و اجرای قوانین است. در برخی موارد کارگران به دلیل ترس از از دست دادن شغل خود حاضر نمیشوند تخلفات کارفرما را گزارش دهند. از سوی دیگر، طولانی بودن فرآیندهای اداری و قضایی نیز باعث میشود بسیاری از کارگران پیگیری حقوق قانونی خود را رها کنند .
او میافزاید: برای کاهش آسیبهای ناشی از تعطیلی کارگاهها، باید سازوکارهای حمایتی موثرتری ایجاد شود. تقویت بیمه بیکاری، نظارت جدیتر بر قراردادهای کار و افزایش شفافیت در روابط کار از جمله اقداماتی است که میتواند امنیت شغلی کارگران را افزایش دهد. این فعال کارگری میگوید: اگر حمایتهای اجتماعی در زمان بحران تقویت نشود، آسیبهای اقتصادی آن تنها به کارگران محدود نمیشود بلکه میتواند کل اقتصاد را تحت تأثیر قرار دهد. کاهش قدرت خرید کارگران در نهایت به کاهش تقاضا در بازار و رکود بیشتر اقتصاد منجر میشود. او تأکید میکند: در شرایط بحران باید سازوکارهای فوری برای حمایت از کارگران ایجاد شود تا آنها مجبور نباشند برای تأمین حداقلهای زندگی با مشکلات جدی مواجه شوند.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید