به گزارش رصد روز، صنعت خوراک دام؛ قلب تپنده امنیت غذایی کشور امروز با چالشهای چندوجهی دست و پنجه نرم میکند؛ از ناکارآمدی سامانههای توزیع و بنبستهای تامین مالی ارزانقیمت تا پیچیدگیهای واردات مواد اولیه؛ همگی زنجیرهای از مشکلاتی هستند که تولیدکنندگان را در شرایط سختی قرار داده است در بخش دوم این گفتگو با مجید موافق قدیری، عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی ایران و رئیس انجمن صنایع خوراک دام، طیور و آبزیان کشور، به کالبدشکافی این بحرانها می پردازیم.
بسیاری از تولیدکنندگان از سامانه بازارگاه گلایه دارند و میگویند این سامانه انعطافپذیر نیست نظرشما چیست؟
این گلایه کاملاً درست است و حتی همکاران ما که متولی سامانه هستند هم پذیرفتهاند که بازارگاه انعطافپذیری لازم را ندارد اما مشکل این است که اساس کاری سامانه از روز اول ایراد داشته است مثلاً برای کارخانههای خوراک دام طراحی نشده باشد که امروز من بخواهم یک تن ذرت یا ۵۰۰ کیلو سویا بردارم و سامانه اجازه دهد یا نده که این چابکی در سامانه نیست و بروکراسی خاص خودش را دارد. اما یک نکته مهم اینجاست و آن این است که نبود انعطاف سامانه را نباید با نبود نهاده اشتباه گرفت چراکه در حال حاضر نهاد دامی در بازارگاه هست، اما بحث این است که دولت، وزارت جهاد کشاورزی یا معاونت امور دام، چه مقدار به دامدار یا کارخانه تخصیص میدهند و این یک فیلتر جداگانه پشت پرده است. گاهی هم اولویتها مقطعی و سیاسی است؛ مثلاً امروز اولویت با مرغ مادر است و دام روستایی باید منتظر بماند.
وضعیت ذخایر نهاده های دامی در کشور چگونه است؟ شنیده می شود که ممکن است در ماه های آینده با مشکل تامین روبه رو شویم
خوشبختانه وضعیت ذخایر خوب است و بالای ۴ میلیون تن ذرت در بنادر داریم که برای دو سه ماه آینده سویا و جو دامی کافی داریم و بارشها هم خوب بوده است و اگر همین روند ادامه یابد، صنعت دامپروری میتواند از این وضعیت بهره ببرد اما بگذارید اشتباه نشود؛ من نمیگویم هیچ مشکلی نیست اماچالشهای جدی وجود دارد و بزرگترین آنها مساله تامین مالی تولیدکنندگان است.
مشکل اصلی اما در تامین مالی ارزانقیمت است؛ به طوری که طبق برنامه هفتم پیشرفت، باید نقدینگی کاهش و تورم کنترل می شد که البته بانک مرکزی هم نظارت شدیدی دارد که بانکها ریال دست تولیدکننده ندهند و درحال حاضر که حدود ۸۰ درصد تامین مالی باید از طریق ابزارهای نوین بانکی صورت بگیرد واقعیت این است که شبکه بانکی بعد از جراحیهای اقتصادی، چندان چابک عمل نکرد درحالی که بانک کشاورزی بار سنگینی روی دوش دارد و نمیتواند به تنهایی به همه خدمات رسانی کند ؛ نیاز است که لازم است دیگر بانکها هم به کمک بیایند.
چرا صنعت خوراک دام این اندازه مهم است و اساسا یک «صنعت امنیتی» است ؟
از آنجایی که خوراک دام در تمام دنیا، حتی آمریکا، یک کالای استراتژیک و امنیتی است ذرت، سویا و خوراک آماده، در نهایت غذای مردم و سفره آنهاست که هر چقدر قیمت ارز پایین بیاید، قیمت نهادهها کاهش مییابد و در نتیجه قیمت مرغ، تخممرغ و گوشت پایین میآید و مصرف مردم بالا میرود.
در مورد کالابرگ هم اشاره کردید که نباید هر کالایی با آن خریداری شود و باید به کالاهایی خاص اختصاص یابد دراین مورد بیشتر توضیح دهید.
به عقیده من، دولت نباید اجازه دهد مردم با کالابرگ هر کالایی بخرند و بارها مشاهده کرده ام که افرادی با کالابرگی که برای مرغ و شیر است، سیگار یا شامپو میخرند! وقتی این اتفاق میافتد، پول خرید پروتئین کم میشود، تقاضا پایین میآید و تولیدکننده دیگر انگیزهای برای تولید مرغ و تخممرغ ندارد. این یعنی ضربه به امنیت غذایی ملی درحالی که با یک صنعت بالای ۲۰ میلیارد دلاری و میلیونها شغل مستقیم طرف هستیم؛ باید مرغ و تخممرغ مصرف شود تا زنجیره تامین زنده بماند.
چرا تشکلهای تولیدکننده خودشان مستقیماً واردات مواد اولیه را انجام نمیدهند تا واسطهها حذف شوند؟
از آنجایی که واردات یک هنر و تخصص جدا از تولید است . تولیدکننده لزوماً واردکننده خوبی نیست و واردات نیاز به تیم مجرب بازرگانی، قدرت مالی و پذیرش ریسک دارد به همین جهت واردات پیچیدگیهای سیاسی و اجرایی زیادی دارد بنابراین تولیدکننده باید آمادگی داشته باشد که شاید قیمت تمامشده وارداتش از قیمت بازار بالاتر برود و ضرر کند که این ریسک در حال حاضر پذیرفته نمیشود. از سوی دیگر، دولت هم حمایتهای ویژهای از تشکلها برای واردات نکرد. اگر برنامهای منسجم باشد و دولت حمایت کند، تولیدکنندگان میتوانند حداقل ۲۰ درصد مواد اولیه را خودشان وارد کنند، اما فعلاً این ظرفیت فعال نشده است.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید