معمای مرگ لیندسی گراهام؛ بیماری ناگهانی یا …؟!

مرگ لیندسی گراهام در این مقطع حساس، شوک بزرگی به ساختار قدرت حزب جمهوری‌خواه و به ویژه در جریان تصمیم‌گیری‌های سیاست خارجی کنگره وارد می‌کند.

به گزارش رصد روز، لیندسی گراهام، سناتور برجسته و باسابقه حزب جمهوری‌خواه از ایالت کارولینای جنوبی و یکی از تاثیرگذارترین و تندروترین چهره‌های سیاست خارجی ایالات متحده، در سن ۷۱ سالگی درگذشت. دفتر این سناتور ارشد بامداد یکشنبه با انتشار بیانیه‌ای رسمی اعلام کرد که وی شامگاه شنبه، پس از یک «بیماری کوتاه و ناگهانی» درگذشته است. مرگ او در این مقطع حساس، فرای پیچیدگی‌های داخلی واشنگتن، تغییرات مهمی را در چیدمان نیرو‌های تندرو در کنگره آمریکا به همراه خواهد داشت.

علت مرگ لیندسی گراهام چه بود؟

هرچند در بیانیه اولیه دفتر گراهام جزئیات دقیقی از بیماری او ذکر نشده و خانواده‌اش خواستار حفظ حریم خصوصی خود در این شرایط سخت شده‌اند، اما گزارش رسانه‌های آمریکایی از جمله واشنگتن‌پست جزئیات بیشتری را فاش کرده است. بر اساس فایل‌های صوتی نیرو‌های امدادی و اورژانس واشنگتن، شامگاه شنبه تماسی از خانه گراهام در منطقه کپیتال هیل مبنی بر درد شدید قفسه سینه یک فرد گزارش می‌شود. دقایقی بعد، ماموران امداد اعلام می‌کنند که فرد دچار ایست قلبی شده و عملیات احیای قلبی-ریوی در حال انجام است. او سپس به بیمارستان دانشگاه جورج واشنگتن منتقل شد، اما تلاش پزشکان بی‌نتیجه ماند.

مرگ ناگهانی او در حالی رخ داد که وی به تازگی از سفر اوکراین و دیدار با ولودیمیر زلنسکی بازگشته بود و روز جمعه توافقی را با دولت ترامپ برای پیشبرد بسته جدید تحریم‌ها علیه روسیه اعلام کرده بود.

روز گذشته برخی رسانه‌های نزدیک به جریان های تندرو در حاکمیت از فهرست‌هایی برای انتقام جویی ایران حرف زدند و مدعی شدند که برخی چهره‌های غربی  و اسرائیلی در فهرست ترور و خون خواهی قرار گرفته اند. فهرستی که بازتاب گسترده ای در رسانه‌ها داشته است. در پی مرگ لیندسی گراهام برخی کاربران در شبکه های اجتماعی مدعی دخالت ایران شده اند. تا این لحظه هیچ منبع معتبر، مرگ لیندسی گراهام را به ایران نسبت نداده و علت رسمی مرگ او بیماری کوتاه و ناگهانی اعلام شده است. در فضای مجازی ممکن است گمانه‌زنی‌هایی درباره «مرگ ناگهانی» او مطرح شده باشد، اما این ادعاها شایعه و حدس بدون سند است. گزارش رویترز که به حضور او در اوکراین فقط یک روز پیش از مرگ اشاره دارد هم نشان می‌دهد که او تا روزهای آخر فعال بوده، و این موضوع هیچ نشانه‌ای دال بر دخالت ایران در مرگ او نیست.

گزارش‌های اصلی، از جمله آسوشیتدپرس، علت مرگ را فقط «بیماری کوتاه و غیرمنتظره» اعلام کرده‌اند و دفتر او نیز توضیح بیشتری نداده است. در گزارش‌های رسانه‌های آمریکایی، اروپایی و حتی رسانه‌های ایرانی که خبر مرگ او را منتشر کرده‌اند، هیچ اشاره مستندی به نقش ایران، ترور، مسمومیت یا اقدام امنیتی دیده نمی‌شود.

لیندسی گراهام؛ از یونیفرم نظامی تا کرسی سنا

لیندسی اولیور گراهام در ژوئیه ۱۹۵۵ در کارولینای جنوبی متولد شد و مسیر متفاوتی را برای رسیدن به اوج قدرت طی کرد. او پس از اتمام تحصیلات خود در رشته حقوق، به عنوان وکیل و حقوق‌دان در نیروی هوایی ارتش آمریکا به عنوان قاضی ارتش مشغول به کار شد و سال‌ها در ارتش خدمت کرد. ورود رسمی او به دنیای سیاست از سال ۱۹۹۲ و با انتخاب شدن در مجلس نمایندگان ایالتی کارولینای جنوبی آغاز شد. او سپس در سال ۱۹۹۴ در موج بزرگ پیروزی جمهوری‌خواهان به مجلس نمایندگان ایالات متحده راه یافت و سرانجام در سال ۲۰۰۲ صندلی سنا را تصاحب کرد؛ صندلی بزرگی که تا زمان مرگش برای چهار دوره پیاپی آن را حفظ کرده بود و خود را برای انتخابات دوره پنجم آماده می‌کرد. او در تمام این سال‌ها به عنوان یکی از وزنه‌های اصلی حزب جمهوری‌خواه در هدایت سیاست‌های کلان عمل می‌کرد.

چرخش بزرگ؛ از منتقد سرسخت ترامپ تا متحد وفادار او

یکی از عجیب‌ترین و در عین حال جذاب‌ترین بخش‌های زندگی سیاسی گراهام، رابطه پر فراز و نشیب او با دونالد ترامپ بود. در جریان رقابت‌های مقدماتی انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۶، گراهام یکی از تندترین منتقدان ترامپ بود و او را فردی نامناسب برای ریاست‌جمهوری، نژادپرست و باعث ویرانی حزب جمهوری‌خواه می‌خواند. اما پس از پیروزی ترامپ، سیاست گراهام چرخی ۱۸۰ درجه‌ای کرد و او به یکی از نزدیک‌ترین متحدان، هم‌بازی‌های گلف و مشاوران ارشد ترامپ تبدیل شد.

اگرچه او در مقاطعی مانند حوادث ششم ژانویه ۲۰۲۱ که حامیان ترامپ به ساختمان کنگره حمله کردند، مواضعی انتقادی گرفت و برای مدتی کوتاه از ترامپ فاصله گرفت، اما این جدایی چندان طول نکشید؛ او در جریان دادگاه استیضاح به نفع ترامپ رای داد و در قامت رئیس کمیته بودجه سنا، نقش کلیدی در پیشبرد اهداف اقتصادی و سیاسی ترامپ در کاخ سفید ایفا می‌کرد.

«شاهین واشنگتن»؛ جنگ طلب درجه یک آمریکایی

گراهام در واشنگتن به عنوان یک «شاهین» یا همان نماد سیاست‌مداران طرفدار رویکرد نظامی و تهاجمی شناخته می‌شد. او در کنار دوست و هم‌پیمان دیرینه‌اش، سناتور جان مک‌کین، از حامیان اصلی جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ و مداخله نظامی در لیبی بود. او به شدت به مداخله فعال آمریکا در امور جهان معتقد بود و با انزواطلبی سنتی برخی جناح‌های امروزی حزب جمهوری‌خواه مرزبندی جدی داشت. در سال‌های اخیر نیز با وجود مخالفت‌های بدنه تندروی حامی ترامپ، او از اصلی‌ترین حامیان ارسال تسلیحات پیشرفته به اوکراین در نبرد با روسیه به شمار می‌رفت و بر این باور بود که عقب‌نشینی آمریکا در جهان به نفع رقبای استراتژیک واشنگتن تمام می‌شود.

«عمو لیندسی» و سابقه خصومت با تهران و اصرار بر گزینه نظامی

برای افکار عمومی ایران، لیندسی گراهام نامی کاملاً آشناست؛ نام او با ایده‌هایی، چون تحریم‌های فلج‌کننده و برخورد نظامی مستقیم گره خورده است. اپوزیسیون از لیندسی گراهام به اندازه ترامپ برای حملات اخیر به ایران متشکر بودند و با عنوان «عمو لیندسی» بارها در تجمع های اعتراضی خود در سراسر جهان از او قدردانی کرده اند.

گراهام از همان ابتدا در صف اول منتقدان سرسخت توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ یعنی برجام در دولت اوباما قرار داشت و آن را یک اشتباه تاریخی و کاپیتولاسیون در برابر ایران می‌دانست که راه را برای تقویت نفوذ منطقه‌ای تهران باز می‌کند. به همین دلیل، او ترامپ را به خروج از این توافق تشویق کرد و از معماران اصلی استراتژی فشار حداکثری بود. گراهام بار‌ها به صورت علنی اعلام کرده بود که در صورت تداوم برنامه هسته‌ای یا اقدامات منطقه‌ای ایران، واشنگتن باید به جای درگیری با گروه‌های نیابتی، مستقیماً زیرساخت‌های اقتصادی ایران از جمله پالایشگاه‌های نفت و تاسیسات هسته‌ای را هدف قرار دهد و معتقد بود تنها راه تغییر رفتار تهران، مسدود کردن کامل شریان‌های حیاتی آن است.

لیندسی گراهام با احتیاط از تفاهم اخیر ایران و آمریکا استقبال کرد، اما نسبت به برداشت‌های متفاوت تهران و واشنگتن از مفاد آن ابراز نگرانی کرد. او گفت از شنیدن خبر تفاهم برای بازگشایی تنگه هرمز خرسند است، ولی از دولت ترامپ خواست جزئیات توافق را به کنگره ارائه کند؛ چون به گفته او، روایت ایران از توافق با روایت مقام‌های آمریکایی تفاوت جدی دارد.

او پیش بینی کرده بود که اگر توافق از هم بپاشد، ترامپ ممکن است با نیروی نظامی کنترل تنگه هرمز را در دست بگیرد و آمریکا اداره عبور کشتی‌ها را بر عهده بگیرد.

گراهام در تجمع مخالفان جمهوری اسلامی در مونیخ شرکت کرد و پرچم شیر و خورشید را در دست داشت. با وجود علاقه وافر جنگ طلبان و سلطنت طلبان به «عمو لیندسی»، گراهام در ۱۴ ژانویه ۲۰۲۶ با رضا پهلوی دیدار کرد و در این دیدار تاکید کرد که در کنار «مردم ایران» و در برابر جمهوری اسلامی ایستاده و «آینده رهبری ایران باید به انتخاب خود ایرانیان تعیین شود.» این عبارات در حضور رضا پهلوی، برای او بسیار سنگین تمام شده بود.

گراهام بارها وضعیت ایران را با فروپاشی دیوار برلین مقایسه کرده و گفته جهان در برابر یک لحظه تاریخی برای پایان حکومت ایران قرار گرفته است.

آینده جمهوری‌خواهان بدون یکی از شاهین‌های قدیمی

مرگ لیندسی گراهام در این مقطع حساس، شوک بزرگی به ساختار قدرت حزب جمهوری‌خواه و به ویژه در جریان تصمیم‌گیری‌های سیاست خارجی کنگره وارد می‌کند. بر اساس قوانین ایالت کارولینای جنوبی، فرماندار این ایالت که او نیز جمهوری‌خواه است، می‌تواند به سرعت یک جانشین موقت برای پر کردن صندلی او در سنا معرفی کند تا فرآیند انتخابات برگزار شود. با این حال، خلاء حضور چهره بانفوذی، چون او که حلقه وصل مهمی میان سناتور‌های سنتی ارتدوکس و بدنه وفادار به ترامپ بود، به راحتی پر نخواهد شد و واشنگتن یکی از پر سر و صداترین و مداخله‌جوترین شاهین‌های خود را در قرن بیست و یکم از دست داد.

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار