به گزارش رصد روز، سال گذشته به هر كس با توجه به شرايط فردي خود با هر ميزان تابآوري، سخت گذشت. اما آنها كه فرزند كوچك داشتند يا در انتظار به دنيا آمدن فرزند خود بودند، با پيچيدگيها و چالشهاي متفاوتي مواجه بودند. از يك طرف مادران باردار نميدانستند كه يك ساعت ديگر چه خواهد شد و با اين شرايط اغلب مجبور به سفر به شهري ديگر و معاينه توسط پزشكي كه نميشناختند، شدند. در حالي كه در شرايط عادي يك مادر در انتظار فرزند، به پزشكي كه انتخاب كرده و كل 9 ماه قرار است او را مرتب چك كند و شرايط خود و فرزندش را بسنجد، مراجعه ميكند و كمي از پيچيدگيهاي زايمان و چالشهاي بارداري يك زن را ميكاهد.
اما مادران بارداري كه سال گذشته فرزندشان را به دنيا آوردند يا حالا در ماههاي پاياني بارداري در انتظار فرزند هستند، شرايط روحي پيچيدهاي دارند. مساله فقط شرايط رواني و تغييرات هورموني خودشان نيست، وضعيت اقتصادي و افزايش چندبرابري قيمتهاي همه اقلامي كه يك كودك در بدو تولد به آن نياز دارد، شرايط كل خانواده را به طور غريبي تحتالشعاع قرار داده است. از قيمت پوشك گرفته تا هزينههاي بيمارستان و وسايل نوزاد. از ويتامينهاي مادر تا تغذيهاي كه مدام سبدش آب ميرود. پزشكان ميگويند براي رشد كافي نوزاد، آجيل و انواع مغزها را بخوريد، در حالي كه يك كيلو آجيل معمولي فقط چند ميليون تمام ميشود.
اين ميان خانوادهها مدام در حال قيچي كردن خرجهايشان هستند تا جگرگوشهشان شرايط بهتري داشته باشد. هرچند هزينههاي سرسامآور زايمان و بيمارستان به تنهايي سبب شده است بسياري از مادران باردار كه تا پيش از جنگ، قصد زايمان در بيمارستان خصوصي را داشتند، حالا به دنبال وضع حمل در بيمارستان دولتي باشند. اين شرايط، آينده همه اعضاي يك خانواده حتي كوچك را هم تحتتاثير قرار خواهد داد. به طوري كه يك مادر باردار تا لحظه نگارش اين گزارش اصلا نميداند كه تا چند روز ديگر چه خواهد شد. باز قرار است جنگ شود؟ فرزندش را ميتواند با آرامش به دنيا بياورد؟ بعد از به دنيا آمدن وضعيت چه خواهد شد؟ همه اين مسائل به بحرانهاي بارداري و فرزندآوري ميافزايد؛ به گونهاي كه برخي از مادران كه تازه نوزادشان متولد شده است، ميگويند به افسردگي بعد از زايمان، فكر اينكه آيا اصلا واجب بود در اين شرايط كودكي را به دنيا بياوريم هم افزوده شده است. همه اينها هرچند آرام و
قرار مادران را گرفته، اما از طرفي هم زنان آنقدر قوي و نيرومند هستند كه اين شرايط را تاب بیاورند و براي آرامش زندگي خود و خانواده بجنگند و نور اميد را حتي در دل تاريكي روشن نگاه دارند. مريم – مادري كه هفت ماهه باردار و شاغل است – درباره تجربه خودش از شرايط پيچيده سال گذشته و گذراندن دو جنگ در يك سال، با توجه به اينكه مجبور به ماندن در تهران بود به «اعتماد» ميگويد: «تقريبا از آذر سال گذشته متوجه بارداريام شدم، كه ابتدا مصادف شد با حوادث دي ماه، حتي اطرافيان اجازه نميدادند براي يك كار كوچك به خيابان بروم و خيلي مراقبم بودند. دچار افسردگي شده بودم، از اين بابت كه اصلا بچهدار شدن تصميم درستي بود؟ خودم را سرزنش ميكردم. حال جسمي و روحي خوبي نداشتم و با اين وجود به بعد اقتصادي بچهدار شدن كمتر فكر ميكردم. اما از اواخر سال گذشته ديگر كمكم بايد يكسري وسايل را خريداري ميكرديم كه جنگ شد و فشار رواني من تشديد شد و دوباره آن سرزنشها برگشت. حالا امروز به علاوه اين فشار رواني كه مرتب تشديد شده است، بايد كمكم وسايل نوزاد را هم خريداري ميكردم. برخي ميگفتند تا قبل از سال جديد بخر كه به دليل شرايط جنگي نميشد و مدام بايد جابهجا ميشديم. اوايل فروردين بالاخره تصميم به خريد گرفتم. در همين بازه زماني كم از اواسط فروردين تا امروز، قيمتها به شدت افزايش پيدا كرده است، تا جايي كه حتي يك سري وسايل ضروري را هم كه الزاما براي اوايل تولد شايد واجب نباشد را حذف كردم.»
او با اشاره به اينكه حتي قيمت دو عدد پستانك با كيفيت حدود دو ميليون تومان است، گفت: «من خودم حداقل حدود 20 روز است كه مناطق مختلف تهران را ميگردم تا ببينم كجا ميتوانم وسايلم را با قيمت مناسب خريداري كنم. نه اينكه يكباره و چند صد ميليون تومان هزينه كنم. ولي واقعا همين هم معضل شده و چارهاي نيست و فشار ميآيد. به دليل اينكه اغلب وسايل نوزاد هم، حداقل اغلب لوازم حمام و شستوشو كه نميتوان آنها را نخريد، سيليكوني و پلاستيكي است كه به دليل آسيب صنايع پتروشيمي و فولاد در جنگ، قطعا با افزايش قيمت بيشتري در ماههاي آينده همراه خواهد بود و اينها مدام بر بار فشار رواني ميافزايد.»
هزينههاي آزمايشگاه و سونوگرافيهاي متعدد هم براي مادراني كه تحت پوشش بيمه نيستند، از سال گذشته افزايش پيدا كرده است. او درباره تجربه خودش گفت: «اواخر فروردين ماه، غربالگري سوم بود و آزمايشي كه بايد با توجه به اينكه بيمه بودم، حدود 400 هزار تومان ميشد، را گفتند بايد آزاد پرداخت كني و يك ميليون و 800 هزار تومان پرداخت كردم. گفتند به دليل اينكه بيمه تكميلي قيمتهايش را آپديت نكرده است، بايد آزاد پرداخت كني. دركنار آن من حدود 6 ميليون تومان هزينه مكملهايي را دادم كه تحت پوشش بيمه نيست و مدام بايد مصرف كنم. اين فشار روحي در كنار مسائل اقتصادي، ترس از آينده را تشديد ميكند و اين يك مادر را آزار ميدهد. در حالي كه خود بارداري به اندازه كافي فشار روحي به مادر وارد ميكند.»
الهام، مادر يك فرزند چهار ماهه هم درباره تجربه خودش از بارداري در جنگ به «اعتماد» ميگويد: «آذر سال گذشته فرزندم به دنيا آمد. بارداري مقوله پيچيدهاي است. بهخصوص بعد از زايمان دنياي فرد تغيير ميكند و وارد يك چاه افسردگي ميشويد. بعد از زايمان يكي، دو ماهي زنان نياز به مراقبت بيشتري دارند. فضاي جامعه بعد از اتفاقهاي دي ماه در كنار نبود اينترنت، تاريك و سياه و اندوهبار شد و ما زناني كه تازه زايمان را پشت سر گذاشته بوديم و خودمان هم شرايط پرچالشي داشتيم، با اين شرايط جامعه فشار رواني بيشتري را متحمل شديم. تا آمديم آن را پشت سربگذاريم، دوباره جنگ شد. يك رعب و وحشت از آينده نامعلوم، قطعي اينترنت و افزايش بيكاري. احساس ميكني ارتباط تو با همه دنيا قطع است. مدام خودت را سرزنش ميكني به عنوان يك زن. يكي از سرزنشهايي كه آدم بعد از بچهدار شدن با خودش تكرار ميكند اين است كه چرا نظمي را كه داشتم برهم زدم و هم فرزندي را به اين دنيا آوردم تا رنجي را به او تحميل كنم و هم خودم را اذيت كردم. حالا اين افكار بيشتر از قبل به سراغت ميآيد. مدام تصور آدم اين ميشود كه اگر آب نباشد، برق نباشد، چگونه فرزندم را شستوشو بدهم و تميز كنم و گرم كنم؟ وقتي همه اين افكار به سراغ آدم ميآيد، قاعدتا بر روح و روان آدم هم اثرميگذارد. هر شب با اين كابوس ميخوابيديم كه اگر نيروگاهها را بزنند چه ميشود يا مثلا من موعد واكسن كودكم است و واكسن بايد در يخچال باشد، اگر نتوانم واكسنش را بزنم چه؟ به همه اينها ترس از شرايط اقتصادي را اضافه كنيد. من با سختي به دليل اينكه از قبل زمزمههاي جنگ بود، از قبل تا 6 ماه شيرخشك فرزندم را با سختي خريده بودم. كل فاميل از همه داروخانههاي سطح شهر و حتي شهرستانها براي ما شيرخشك ميگرفتند. قيمت پوشك بچه ناگهان قبل از جنگ افزايش بسياري پيدا كرد. حالا ما از قبل خريده بوديم. مثلا من دستمال مرطوب زياد خريده بودم كه اگر آب قطع شد استفاده كنم.»
اپليكيشنهايي براي مادران باردار وجود دارد كه با پرداخت هزينه و خريد اشتراك ميتوانند عضو شوند و در تجربه مادران ديگر سهيم شوند و از زمان تخمكگذاري تا پس از به دنيا آمدن كودك از آن استفاده كنند. با كمك آنها ميشود مثلا ساعت خواب كودك را تنظيم كرد، به تغذيه و سلامت روان خود و كودك رسيد. در طول اين دوره وضعيت جنين را به طور كامل توضيح خواهند داد. برخي از آنها حتي موزيك مناسب براي نوزاد هم دارند. بسياري از مادران در دوران بارداري خود تجربه استفاده از آنها را دارند.
اما استفاده از اين اپليكيشنها در شرايط پيچيده سال گذشته و قطعيهاي چندباره اينترنت، سبب شد مادراني كه دسترسي به اينترنت و در مواقعي حتي به پزشك خود نداشتند، توسط اين اپليكيشن از ديگران كمك بگيرند. خيلي از آنها مجبور به سفر به روستاهاي دورافتادهاي شده بودند. اگر مشكلي برايشان رخ ميداد، دسترسي به پزشك خود نداشتند. خيلي از اين زنان كه آغاز جنگ مصادف با زمان زايمانشان بود، مجبور شدند بهرغم برنامهريزيها و انتخابهايشان فرزند خود را در بيمارستان و شهري ديگر با پزشكي كه شناختي از او و محيطي كه با آن آشنايي نداشتند، به دنيا آورند. با توجه به اينكه زايمان خودش شرايط سختي است، تحميل اين شرايط پيچيده به مادر، آن هم در محلي كه پشتوانه و حمايت هميشگي ات را نداشته باشي، شرايط را براي او باچالش بيشتري روبهرو خواهد كرد.
كيميا – مادري كه كمتر از 30 سال سن دارد – از تجربه حضور در اين اپليكيشنها در سال گذشته و تغييراتي كه با شروع جنگ دوم در نهم اسفندماه رخ داد، به «اعتماد» ميگويد: «با خريد يك ساله اين اپليكيشن، با توجه به سن و زمان تقريبي بارداري، افراد را در دستهبندي و زمانبندي كه زنان همسن فرد در بارداري هستند، قرار ميدهد و در شبكه اجتماعي آن، افرادي با شرايط خودت را مشاهده ميكني. در آبان و آذر سال گذشته، خيلي از مادران به دنبال خريد سيسمونيهاي باكيفيت، پزشكان متبحر و بيمارستانهاي خصوصي بودند. نهم اسفندماه كه جنگ آغاز شد، قرار بود من دوشنبه همان هفته براي ويزيت پزشكم بروم، اما به دليل اينكه مجبور به نقل مكان شدم و بسياري از مادران ديگر هم مشابه من مجبور به اين تغيير شده بودند، طبق تجربهاي كه در اپليكيشن مينوشتند، دسترسي به پزشك خود كه سوابقشان نزد آنها بود را نداشتند.
خيلي از آنها مجبور به سفر به روستاهاي دورافتادهاي شده بودند. اگر مشكلي برايشان رخ ميداد، دسترسي به پزشك خود نداشتند. در نهايت اينترنت قطع و اپليكيشن هم تقريبا به مدت يك هفته از دسترس خارج شد. بعد از يك هفته كه دوباره فعال شد، باتوجه به اينكه شبكههاي اجتماعي و حتي سرچ گوگل هم قطع بود، بسياري از مادران باردار يا آنها كه نوزاد تازه متولد شده داشتند، حتي نميتوانستند شماره مطبها و بيمارستانها را پيدا كنند.
در اين اپليكيشن از هم كمك ميگرفتند كه مثلا كسي در فلان شهر شماره فلان دكتر را ميتواند پيدا كند؟ گاهي ساعتها منتظر ميماندند كه آيا كسي پاسخ مناسبي ميدهد يا نه؟ در اين ميان برخي هم درگير خرافات و ترسهاي بيش از حد شده بودند كه آنجا مطرح ميكردند. از طرفي اين شبكه براي بسياري از اين زنان تبديل به يك مونس و همدم شده بود تا در دوراني كه اينترنت قطع بود و دسترسيها محدود با كساني در ارتباط باشند كه شرايط مشابهي چون خود دارند و بيشتر وقتشان را آنجا ميگذراندند. اما هرچه كه گذشت و جنگ ادامه پيدا كرد و بعد از اينكه آتشبس شد و موج تعديلها و بيكاريها آغاز شد، به وضوح ديده شد كه پرسشها در مورد خريد سيسموني و اينكه كدام بيمارستان خصوصي بهتر است، كمتر شد و بسياري از كاربراني كه تا پيش از اين قصد داشتند در بيمارستان خصوصي زايمان كنند، نظرشان به دليل افزايش هزينهها تغيير كرد و به بيمارستانهاي دولتي رضايت دادند.»
زناني كه از اين اپليكيشنها استفاده ميكردند، به خصوص در دوران جنگ، غير از هراس خود، نگران اثرات صداها و ترس و اضطراب خود بر جنين نيز بودند. اما مساله فقط اثرات رواني نبود. تبعات جنگ سبب افزايش بيكاري و تعديل نيروهاي بسياري شد. برخي هم كه شغل آزاد داشتند يا حتي صاحب مغازه بودند، كاسبيشان از رونق افتاد. همين بر زندگي خانوادههاي مختلفي اثر گذاشت. مثلا زنان بارداري كه تا پيش از جنگ از مكملهاي خارجي استفاده ميكردند، به سمت مكملهاي توليد داخل و ارزانتر رفتند و در اين اپليكيشنها از ديگران ميپرسيدند كه مثلا كجا ميشود آزمايشها و سونوگرافي را انجام داد كه هزينهاش مناسبتر شود و با چه بيمهاي كمتر ميشود؟
همه به سمت كاهش هزينهها رفتند. در حالي كه طبق گفته خود كاربران اين افراد در زمان قبل از جنگ حتي هزينههاي چندده ميليوني براي سونوگرافي و آزمايشها ميكردند. خيليها با اين مساله مواجه شده بودند كه وزن جنين آنها بعد از هفته سيام خيلي پايين بود و وقتي به آنها توصيه ميشود خوراكيهايي مانند انواع مغزها و كباب را مصرف كنيد، واقعا برخي ميگفتند كه نميتوانند از پس تامين هزينههاي آن برآيند و همه اينها قبل از جنگ وجود نداشت. وضعيت اقتصادي مردم و وضعيت روحي و روانيشان بسيار دستخوش تغيير شده، تا حدي كه روي تولد فرزندشان – بهخصوص آنها كه فرزند اولشان است – تاثير بسياري گذاشته است.
كيميا درباره شرايط خود، با توجه به اينكه زايمانش احتمالا اواخر خرداد تا اوايل تيرماه باشد، نيز گفت: «من خودم هم مانند اين زنان مجبور به كاهش هزينهها شدم و تا امروز به چندين بيمارستان دولتي سر زدم، باز هم ميبينم كه مراجعه به بيمارستانهاي دولتي بيشتر شده. من هم از الان در پي برآورد هزينهها و مشخص كردن وضعيت بارداري خودم هستم.»
برخي از زنان در شرايط بارداري و حتي با وجود داشتن فرزند كوچك، مجبور به خروج از تهران و دوري از همسران خود شده بودند. اين مساله دوري از همسر و حضور در خانه اقوام دورتر، در كنار شرايطي كه بارداري ايجاد ميكند، سبب افزايش بار رواني و تنش براي اين زنان شد.
زهرا، زني ديگر كه مادر سه فرزند است و كودك سومش پنج ماه است كه به دنيا آمده و دو فرزند ديگرش 8 و 9 ساله هستند، معتقد است كه تجربه باردارياش در شرايط جنگي به دليل اينكه فرزند اولش نبوده است، سادهتر از مادراني بوده كه فرزند اولشان را به دنيا آوردند: «وقتي فرزند سومت را به دنيا ميآوري، هم تجربه بيشتري داري و هم اينكه دو فرزند بزرگ ديگرم، حضورشان كمك است. بيشتر از مسائل اقتصادي، خود من از جهت رواني آزار ديدم. در زمان جنگ 12 روزه باردار بودم. هرچند تنها 12 روز بود، اما از نظر ذهني تحت فشار بودم. مرتب فكر ميكردم كه دوره زايمان چطور ميشود و نكند شرايط همچنان سخت باشد و جنگ طولاني شود؟ فكر دو بچه ديگرم هم بود. بعد از شروع جنگ دوم در نهم اسفندماه، باز شرايط سختتر شد. مثلا روزهايي بود كه واقعا حوصله سروكله زدن با سه فرزند را نداشتم. از طرف ديگر مدارس آنلاين شده است و بچهها دائم در خانه هستند. قبلا به مدرسه ميرفتند. هم من زماني داشتم براي اينكه به كارهاي خودم و خانه برسم و زماني براي بيرون رفتن داشته باشم، هم بچهها انرژيشان در مدرسه تخليه ميشد و زندگي يك روال معمولي داشت. بعد از اينكه جنگ دوم رخ داد، كلا نظم و روال معمول زندگي نهتنها در خانه ما به هم ريخت كه حتي وقتي با مادران ديگر هم صحبت ميكنم آنها هم به همين نكته اشاره ميكنند. خود من زمان بسياري طول كشيد تا بتوانم خانه را برگردانم به آن نظمي كه زمان مدرسه رفتن بچهها بود. بهخصوص با سفرهايي كه ناگزير به آن شديم، همين سفر اجباري زماني كه طولاني ميشد براي خود من سخت بود و دوست داشتم به خانه برگردم. 10 روز ابتداي جنگ دوم كه تهران نبوديم، بسيار اذيت شدم. اما بعد از آن كمكم به پذيرش بيشتري رسيدم.»
اين زن كه دو فرزند ديگر هم دارد، با اشاره به اينكه در زمان دو فرزند قبلي، خريد كردن براي بچهها باحق انتخاب و كيفيت و كميت بيشتري همراه بود ميگويد: «من براي دو فرزند قبلي همه لباسها را از آنلاينشاپها، از تركيه و انگليس سفارش ميدادم كه قيمتهايشان حتي از برخي فروشگاههاي داخلي هم ارزانتر بود. هرچند قبل از به دنيا آمدن فرزند سومم، مقداري لباس برايش خريده بودم، اما بازهم در همان مقدار لباس و لوازمي كه مورد نياز بود و بايد خريداري ميكردم، تفاوتها كاملا مشهود بود. به طوري كه الان نميتوانم جنسي به باكيفيتي زمان آن دو فرزندم بخرم ولي بايد چند برابر آن زمان هم هزينه كنم. از طرف ديگر هزينههاي سونوگرافي و آزمايشها و بيمارستان چندين برابر شده است. مثلا در مورد پوشكي كه براي فرزندم ميگيرم، نميتوانم آنچه زمان آن دو ميگرفتم را براي اين كودكم تهيه كنم. با كيفيت پايينتر مبلغي چندبرابر را هزينه ميكنيم. مساله بعدي هم اين است كه انتخاب مراكز خريدي كه براي خريد وسايل و پوشاك ميرويم، نسبت به گذشته تغيير كرده است. امروز بيشتر دنبال اين ميگرديم كه كجا ارزانتر است. البته امروز طوري شده كه مثلا اگر قبلا سمت بازار يا عبدلآباد، ارزانتر از مراكز خريد در خيابانها بود، حالا همه كمابيش به يك قيمت هستند و گران شدهاند.»
«سيمين كاظمي» جامعهشناس، درباره شرايط جنگي با وجود وضعيت اقتصادي و چالشهايي كه جامعه و خانوادههاي داراي فرزند با آن مواجه هستند، به «اعتماد» گفت: «واقعيت اين است كه بحران اقتصادي و جنگ و شرايط جنگي، هر چه ميگذرد توان جامعه را براي مقابله با اثرات و پيامدهاي منفي آن تحليل ميبرد و بيش از پيش تضعيف ميكند. برقرار كردن توازن بين درآمد و مخارج هر روز سختتر ميشود و بهخصوص خانوادههايي كه فرزند دارند بيشتر در مضيقه قرار گرفتهاند. شرايط جنگي و تورم و گراني افسارگسيخته، امكان برنامهريزي و محاسبه در زندگي را از شهروندان گرفته و شرايط به گونهاي است كه نميتوان حتي براي يك ماه آينده برنامهريزي انجام داد. نيازهاي كودكان نيازهايي است كه مرتبط با سلامت و رشد كودك است و نميتوان از آنها گذشت يا صرفهجويي كرد. با اين وجود، در حال حاضر تامين اين نيازها دشوارتر از قبل شده و مراقبت از فرزند پرهزينهتر و سختتر از هر زمان ديگر.»
او درباره برخي طرحهاي حمايتي دولت از كودكان هم گفت: «طرح حمايتي دولت از كودكان مانند طرح «يسنا» كه براي حمايت از كودكان و مادران شيرده است يا طرح امنيت غذايي كودكان زير 5 سال، با افزايش تورم و گراني عملا كارايي خود را از دست داده و كمك چنداني به خانوادهها و كودكان نميكند. در حالي كه سياست دولتي تاكنون افزايش جمعيت و تشويق به فرزندآوري بوده، اما بحران اقتصادي و شرايط جنگي دشواري فرزندآوري و مراقبت از كودك را بيش از پيش آشكار و والدين را از حال و آينده فرزندان بيمناكتر كرده است.» موج بيكاري وسيع بعد از جنگ، دامن بسياري از خانوادهها را گرفته و پيامد بيكاري و فقدان درآمد براي خانوادههايي كه فرزند كوچك دارند بيشتر نگرانكننده است. شرايط ناپايدار و محاسبهناپذير كه بعد از جنگ ايجاد شده، نهتنها از نظر اقتصادي بلكه از لحاظ رواني نيز به جامعه آسيب ميزند و استرس و فشار بيش از حد را بر والدين وارد ميكند، چون آنها مسووليت مراقبت از فرزندان را به عهده دارند.
اين جامعهشناس راهكار را حمايت بيشتر دولت ميداند و ميگويد: «براي برونرفت از اين وضعيت لازم است ميزان حمايت دولتي از زنان باردار و كودكان متناسب با شرايط روز افزايش يابد و مهمتر از آن پايان دادن به جنگ و خروج از شرايط جنگي و رسيدن به ثبات اقتصادي و برقراري عدالت اجتماعي است.»
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید