به گزارش رصد روز، مهشید جمالی – پژوهشگر حقوق بینالملل و عضو انجمن علمی حقوق کودک – در یادداشتی مطرح کرد:
شانزدهم مهرماه را تحت عنوان روز ملی کودک میشناسیم و هرساله کنار کودکان جشن میگیریم و بر ارتقای حقوق بنیادین ایشان تاکید میورزیم. اما بیشاز یک سال است که حتی حق داشتن امنیت و زندگی بدون ترس و اضطراب از کودکان میهن عزیزمان ایران دریغ شده و سایه جنگ بر سرشان گسترده شده است.
بنابراین ۱۶ مهر امسال میتواند بیش از آنکه صرفا یک مناسبت تقویمی باشد، فرصتی برای بازاندیشی در یکی از مغفولترین ابعاد حمایت از کودکان در شرایط پسامخاصمه باشد. جنگ پیامدهایی ماندگار برای کودکان و نوجوانان به جا میگذارد.
کودکان در دوران جنگ در معرض دو نوع رویداد آسیبزا قرار میگیرند؛ نوع اول: رویداد آسیبزای کوتاهمدت و نوع دوم: قرارگیری طولانی مدت در معرض رویدادهای نامطلوب که به اختلالهایی مانند اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، اختلالهای اضطرابی و افسردگی دچار میشوند. در این میان، حمایت از سلامت و بازتوانی روانی کودک، صرفا یک ضرورت پزشکی و اجتماعی نیست، بلکه در چارچوب حقوق بینالملل، واجب ماهیت یک تعهد حقوقی برای دولتهاست. ماده ۳۹ کنوانسیون حقوق کودک، دولتهای عضو را مکلف میکند اقدامات مقتضی را برای بهبود جسمی وروانی و ادغام مجدد اجتماعی کودکان قربانی جنگ اتخاذ کنند. ماده مذکور صریحا مقرر میدارد:
کشورهای عضو کلیه اقدامات مقتضی را به عمل خواهند آورد تا بهبود جسمانی و روانی و ادغام مجدد اجتماعی کودکی که قربانی هرگونه بیتوجهی، بهرهکشی، آزار، شکنجه یا سایر اشکال رفتار یا تنبیه بیرحمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز و یا مخاصمات مسلحانه واقع شده است، تسریع گردد. بهبود و ادغام مجدد مذکور باید در محیطی صورت پذیرد که سلامت، عزتنفس و کرامت کودک را تقویت کند.
از منظر حقوق بینالملل، سلامت روان کودک پس از جنگ را نمیتوان صرفا به معنای درمان یک اختلال روانشناختی مشخص دانست بلکه این ماده شرایطی را در بر میگیرد که کودم بتواند دوباره احساس امنیت کند، روابط اجتماعی خود را بازسازی کند، به آموزش بازگردد، آیندهای قابل تصور برای خود داشته باشد و احساس کرامت و ارزشمندی خویش را بازیابد.
بازیابی روانی کودک نیازمند امنیت است و امنیت نیز صرفا پایان جنگ نیست. امنیت برای کودک میتواند به معنای داشتن سرپناه، دسترسی به مدرسه، امکان زندگی درکنار خانواده، دسترسی به مراقبت روانی، حمایت در برابر خشونت و برخورداری از محیطی باشد که در آن بتواند دوباره آینده را تصور کند.
درنهایت معیار موفقیت یک جامعه در دوران پسامخاصمه را نمیتوان فقط با بازسازی ساختمانها و مناطق آسیبدیده سنجید. یکی از مهمترین شاخصهای بازسازی، وضعیت کودکانی است که جنگ را تجربه کردهاند: آیا دوباره احساس امنیت میکنند؟ آیا امکان دریافت حمایت روانی دارند؟ و مهمتر از همه آیا دوباره میتوانند برای آینده خود رویا داشته باشند؟
اگر پاسخ به این پرسشها منفی باشد، پایان مخاصمه هنوز به معنای پایان پیامدهای آن برای کودک نیست.
و شاید معنای حقوقی و انسانی روز ملی کودک نیز همین باشد: دفاع از کودک فقط دفاع از او در برابر گلوله نیست؛ دفاع از حق او برای داشتن روان سالم، بازگشت به زندگی عادی، باکرامت و امیدبخش پس از خاموش شدن صدای جنگ نیز هست.