به گزارش رصد روز، کودکان نه تنها آیندهسازان جوامع هستند بلکه نماد پاکی و امید نیز میباشند و در دنیای پیچیده و پرچالش امروز، توجه به حقوق کودکان امری ضروری بهشمار میرود. ماده ۱ کنوانسیون حقوق کودک، هر فرد کمتر از ۱۸ سال را کودک معرفی میکند مگر اینکه در قانون داخلی، سن کمتری برای بلوغ درنظر گرفته شده باشد.
کار کودک یکی از چالشهای جدی حقوق بشر در سطح جهانی است. براساس آمارهای سازمان بینالمللی کار (ILO)، میلیونها کودک در سراسر جهان به نوعی مشغول به کار هستند که این امر نهتنها بر روی سلامت جسمی و روانی آنها تاثیر منفی میگذارد، بلکه مانع از دسترسی آنها به آموزش و فرصتهای برابر در زندگی میشود. یکی از بنیادیترین حقوق هر کودک، حق تحصیل و آموزش است که در ماده ۲۸ کنوانسیون حقوق کودک بهرسمیت شناخته شده است اما کار کودک آنرا نقض میکند.
هر کودک حقِ دسترسی به آموزش با کیفیت دارد تا بتواند توانایی و استعدادهای خود را شکوفا کند. آموزش نه تنها ابزاری برای یادگیری مفاهیم علمی است، بلکه مهارتهای اجتماعی و ارزشهای انسانی نیز در محیطهای آموزشی پرورش مییابند. با این جال برای میلیونها کودک، تحصیل ماهیتی لوکس دارد که نمیتوانند به آن دست پیدا کنند و فرصتی برای توسعه مهارتها و دانشهایی که برای ساخت آیندهای بهتر نیاز دارند، بهدست نمیآورند.
اثرات کار کودک ویرانگر است و چرخه فقر را ادامه میدهد. طبق کنوانسیون حقوق کودک دولتها مسئولیت دارند که فرصتهای زندگی کودکان را گسترش دهد و به تحقق نیازهای اساسی و حقوق اولیه آنها کمک کنند.
کودکان ممکن است به دلایل مختلفی وارد بازار کار شوند و در اغلب موارد این مسئله زمانی بروز میکند که خانوادهها با مشکلات یا بیثباتی مالی روبرو هستند- چه به دلیل فقر، بیماری ناگهانی یکی از سرپرستان یا از دست دادن شغل نانآور اصلی خانواده. به همین جهت لازم است تا این مسئله در کانون توجه قرار گیرد و در جهت رفع آن اقدام جمعی صورت پذیرد. از منظر سازمان بینالمللی کار، کار کودک فعالیتی است که برای کودک خطر داشته و بر حق تحصیل کودک تاثیرگذار باشد. این خطر میتواند ذهنی یا جسمی باشد.
زیانهای اخلاقی و اجتماعی بر کودک نیز از دید این سازمان بینالمللی مغفول نمانده است. کودک کار به فعالیتهایی مشغول است که فرآیند رشد جسمی و ذهنی و پرورش اجتماعی او را مختل میسازد و از طرفی بر طبق اسناد بینالمللی مناسب سن او نیست و زیانآور محسوب و ممنوع شده است. کودکانی که در سنین کم و در شرایط نامناسب کار میکنند، علاوه بر محرومیت از حقوق بنیادین خود، با خطرات جدی جسمی و روانی نیز روبرو هستند و نیازهای اولیه آنها برآورده نمیشود و معمولاً در جامعه نادیده گرفته میشوند.
در حقیقت سازمان بینالمللی کار، بر اساس اصول مندرج در مقاولهنامه شماره ۱۳۸ ILO درباره حداقل سن کار و مقاولهنامه شماره ۱۸۲ ILO درباره بدترین اشکال کار کودک، برای تحقق لغو موثر کار کودک فعالیت میکند تا در پی حذف کار کودک، آنها بتوانند به مدرسه بروند. بهطور کلی در راستای مبارزه با کار کودک، دولتها مسئولیت و تکالیفی را بر عهده دارند که به اختصار به آنها میپردازیم:
۱.آموزش و آگاهیبخشی درباره مضرات کارِ کودکان و نقض حق بر تحصیل
۲.راهاندازی کمپینهای بازگشت به مدرسه
۳.حمایت از جوامع آسیبپذیر
۴.اجرای قوانین سختگیرانه برای حذف کار کودک
این راهکارها بدان معناست که در ابتدا لازم است تا پدیده کار کودک بهدرستی شناخته و معرفی شود. اثرات و آسیبهای آن محرز شود و سرمایهگذاری بیشتری در برنامههای آموزشی و منابع آموزشی، در دستور کار قرار گیرد. علاوه بر این لازم است تا سیاستهایی برای اجرای قوانین کار کودک و محافظت از کودکان در برابر بهرهکشی، ایجاد گردد.
در نهایت، کار کودک میلیونها کودک را از مدرسه دور نگه میدارد و آنها از حق تحصیل محروم میکند. این مسئله نیازمند یک رویکرد پایدار و جامع است تا اطمینان حاصل شود که هر کودک فرصتی برای دریافت آموزش و رسیدن به پتانسیل کامل خود داشته باشد. تنها در صورتی که کودکان دسترسی به تحصیل و فرصتهای برابر داشته باشند، می توانند به عنوان شهروندان مسئول و موفق در جامعه ایفای نقش کنند. به امید حذف کار برای تمام کودکان دنیا.
نویسنده: مهشید جمالی / حقوقدان و عضو انجمن علمی حقوق کودک