«پیمان مکه» ضدایرانی است یا هشدار به اسرائیل؟

صباح زنگنه: این توافق بیشتر جنبه تأمین امنیت روانی عربستان را دارد و به آن معنا بار عملیاتی ندارد.

به گزارش رصد روز، این سوال را با صباح زنگنه تحلیل‌گر مسائل خاورمیانه در میان گذاشته ایم. زنگنه معتقد است این توافق بیش از آنکه تهدیدی مستقیم علیه تهران باشد، تلاشی برای تأمین «امنیت روانی» عربستان و ایجاد نوعی بازدارندگی در برابر اسرائیل است؛ با این حال، درباره پیامدهای منطقه‌ای و آثار بلندمدت آن پرسش‌ها و ابهامات جدی وجود دارد.

مشروح گفت‌وگو با صباح زنگنه را در ادامه بخوانید؛

****

* توافق سه‌جانبه موسوم به «پیمان مکه»، را چطور ارزیابی می‌کنید؟ آیا می توان گفت این پیمان تهدیدی علیه تهران محسوب می‌شود؟

این توافق بیشتر جنبه تأمین امنیت روانی عربستان را دارد و به آن معنا بار عملیاتی ندارد. می‌توان گفت جنبه بازدارندگی نظامی دارد، اما جنبه عملیاتی، دفاعی یا هجومی آنچنانی ندارد. بیشتر برای تأمین امنیت روانی و ایجاد آرامش خاطر عربستان شکل گرفته است.

حضور پاکستان و ترکیه به عربستان در مقابل حمله احتمالی اسرائیل اطمینان خاطر می دهد

عربستان ملاحظه کرده که اسرائیل به قطر، که یکی از کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس است، حمله کرده است؛ این در حالی است که روابط نظامی و پایگاه‌های نظامی آمریکا در قطر، عربستان و سایر کشورهای منطقه وجود دارد. با این حال، اسرائیلی که تا حدود زیادی مهار و کنترل آن در دست آمریکا و آقای ترامپ است، اقدام به حمله به قطر کرده است.

در نتیجه، همه آن معادلات مقدماتی و روانی که وجود داشت، مبنی بر اینکه اسرائیل به این کشورها حمله نخواهد کرد و قصد دارد با آنها روابط برقرار کند، منتفی شد و زیر سؤال رفت.

بنابراین، حضور کشوری هسته‌ای مانند پاکستان و کشوری عضو ناتو مانند ترکیه، تا حدود زیادی به عربستان در برابر تهاجم احتمالی و فشارهای نظامی اسرائیل اطمینان خاطر می‌دهد.

* یعنی بازدارندگی‌ای که شما می‌فرمایید، بیشتر از آنکه معطوف به ایران باشد، متوجه اسرائیل است؟

بله. می‌توان گفت حدود ۹۰ درصد آن معطوف به اسرائیل است. در مورد ایران، با توجه به اینکه ایران بعد از گفت‌وگوهایی که با عربستان داشت، تا حدود زیادی شاهد حمله‌ای از سوی عربستان نبود و در نتیجه حمله متقابلی هم از طرف ایران صورت نگرفت. در این مدت، کمترین تنش‌ها میان ایران و عربستان وجود داشت؛ در حالی که تعدادی دیگر از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، به دلیل انجام عملیات همراه با نیروهای آمریکایی، متحمل پاسخ‌های تندی از سوی جمهوری اسلامی ایران شدند.

امضای توافق در مکه یک اقدام سمبلیک بود زیرا…

* آقای زنگنه، اینجا یک سؤال مطرح می‌شود؛ چرا این توافق در پایتخت عربستان، یعنی ریاض، امضا نشده و در مکه به امضا رسیده است؟ آیا این مسئله معنای خاصی دارد؟

با توجه به اینکه از دو کشور اسلامی برای انجام چنین توافقی دعوت شده، به نظر می‌رسد خواسته‌اند یک جنبه معنوی و مذهبی هم به این توافق بدهند و علامتی به سایر کشورها ارسال کنند.

پیام این است که اگر از هر طرفی به عربستان حمله شود، که شاید بیشتر ناظر به یمن باشد، نوعی تهدید علیه کشورهای اسلامی صورت گرفته است و بنابراین باید توافقی برای دفاع از یکدیگر وجود داشته باشد. بنابراین، یک استفاده سمبلیک و نمادین هم از انتخاب مکه صورت گرفته است.

* در واقع، امضای توافق در مکه معنادار است؟

بله.

* نکته دیگری که در این توافق وجود دارد این است که از میان سه کشور، فقط یک کشور عربی، یعنی عربستان، حضور دارد. آیا این می‌تواند به این معنا باشد که این توافق الزاماً کشورهای عربی را تحت پوشش قرار نمی‌دهد و شاید کشورهای دیگری هم بتوانند به آن بپیوندند؟

ممکن است چنین چیزی اتفاق بیفتد، اما در این زمینه دست‌اندازهای زیادی وجود دارد.

عجله کردن در دعوت همزمان از ترکیه و پاکستان، بسیاری از مسائل تاریخی را زنده می‌کند. ترکیه همچنان به فکر احیای عثمانی‌گری است و زمانی بخش‌های زیادی از عربستان، به‌ویژه مناطق غرب و شرق عربستان، با حضور نیروهای ترکیه به نوعی تحت سلطه یا استعمار ترکیه بودند.

بنابراین، حضور مجدد ترکیه، آن هم در ابعاد نظامی، می‌تواند این شک و تردید و این سؤال را ایجاد کند که آیا حضور نظامی ترکیه به احیای آن حضور قدیمی عثمانی‌ها در عربستان کمک می‌کند یا خیر.

اتفاقاً یکی از جاهایی که آثار نظامی حضور ترکیه در عربستان وجود داشته، کوه‌های مکه است. برخی برج‌وباروها یا قلعه‌های نظامی عثمانی در کوه‌های مکه وجود داشتند که حتی بر کعبه مشرف بودند.

این مسئله می‌تواند این شک و تردید را ایجاد کند که آیا ترکیه وسوسه بازگشت به حضور نظامی در عربستان را خواهد داشت یا خیر.

از طرف دیگر، پاکستان یک کشور اسلامی بزرگ است و گرچه روابط قوی با آمریکا دارد، روابط نظامی آن با چین نیز روزبه‌روز در حال گسترش است. بنابراین این احتمال وجود دارد که میان دکترین و استراتژی آمریکا در منطقه و روابط پاکستان با چین تعارض ایجاد شود. از این نوع احتمالات و سؤالات واقعاً مطرح است.

البته به عنوان یک مسلمان، انسان از اینکه کشورهای اسلامی با یکدیگر همکاری کنند، ابراز خوشحالی می‌کند. حداقل همکاری، تأمین یا ایجاد یک همکاری مبتنی بر عدم تجاوز به یکدیگر است و می‌توان روی همین مسئله کار کرد. اما جداسازی کشورها، اختصاص دادن این همکاری به برخی کشورها و کنار گذاشتن کشورهای دیگر، می‌تواند سؤال‌برانگیز باشد.

* با توجه به اینکه ترکیه عضو پیمان ناتو است، تعبیری مطرح شده که پیمان مکه را هم باید یکی از اقمار ناتو به حساب آورد. آیا چنین تفسیری درست است؟

این نوع تصویرسازی باعث تخریب فضای این همکاری خواهد شد. کشورهای اسلامی حاضر نیستند تحت حضور یا حتی همکاری با کشورهای ناتو تعریف شوند.

برای کشورهای اسلامی، قابل پذیرش نیست که مکه و مدینه، به عنوان اماکن مقدس همه مسلمانان، به محلی تبدیل شوند که عربستان در آن عامل ناتو باشد یا بخواهد به عنوان نیابتی از سوی ناتو رفتار و عمل کند.

توافق مکه، هشدار به اسرائیل است

* درباره پاکستان چطور؟ وقتی شاهد بودیم که عربستان و پاکستان پیش از این پیمان دفاعی استراتژیک امضا کرده بودند، چرا پاکستان دوباره باید وارد این پیمان می‌شد؟

به نظر می‌آید هدف، استفاده از بُعد هسته‌ای پاکستان است. این توافق نوعی هشدار به رژیم اسرائیل است؛ رژیمی که هسته‌ای است و کشورهای منطقه را با داشتن سلاح هسته‌ای خود تهدید می‌کند و از آنها باج‌خواهی می‌کند.

* برخی تحلیلگران مطرح کرده‌اند که همان‌طور که شما فرمودید، این توافق نوعی بازدارندگی در برابر اسرائیل است. آیا ایران هم می‌تواند به این تفاهم یا توافق بپیوندد؟

ما با اقداماتی مواجه هستیم که به نظر می‌رسد عجولانه انجام شده‌اند. عجله کردن در جمع کردن چند کشور، بدون محاسبه پیامدها و آثار تبعی آن، کار را ناپخته می‌کند.

این نوع اقدامات نیاز به مشورت‌های طولانی با تعداد بیشتری از کشورها دارد، قبل از اینکه ناگهان یک اقدام نمایشی صورت بگیرد که تأثیر محدودی بر موضوع بازدارندگی داشته باشد.

خود بازدارندگی هم به محاسبات و برنامه‌ریزی و طراحی زیادی نیاز دارد. باید مشخص باشد بازدارندگی در چه سطحی است، در برابر چه کسی و به نفع چه کسی است.

همچنین باید پرسید آیا این توافق به معنای کنار گذاشته شدن حمایت آمریکا از عربستان خواهد بود؟ آیا آمریکا چنین چیزی را می‌پذیرد؟ آیا در میان کشورهای منطقه شک و شبهه ایجاد می‌کند یا خیر؟ همه این سؤالات مطرح است.

ایران هم بدون محاسبه دقیق برای یک اقدام بزرگ عجله ندارد. باید همه ابعاد موضوع دیده شود و منافع امت اسلام و کشورهای اسلامی در مجموع مورد توجه قرار گیرد.

* چرا ایران تاکنون نتوانسته به سمت چنین پیمان‌هایی برود؟ ما با چین و روسیه ارتباطات بسیار قوی داریم، اما اینکه پیمان دفاعی‌ای داشته باشیم که بر اساس آن تعرض به خاک یک کشور باعث شود سایر کشورها هم به کمک آن کشور بیایند، چرا تاکنون اتفاق نیفتاده است؟

ایران بیشتر به عمق موضوع امنیت کشورها اندیشیده است. به همین دلیل، طرح‌هایی که ایران ارائه کرده، طرح‌های پایه‌ای با کمترین آثار منفی بوده‌اند؛ مانند طرح امنیت منطقه خلیج فارس، منطقه هرمز و طرح‌های دیگری که هدف آنها تأمین امنیت برای همه کشورها بوده است. منطق این طرح‌ها این نیست که یک کشور صرفاً به فکر امنیت خودش باشد، اما برای سایر کشورهای همسایه بدترین شرایط پیش بیاید. البته ممکن است نیت چنین نباشد، اما عملاً این نوع توافقات می‌توانند منجر به وارد شدن فشار بیشتر به تعدادی از کشورهای منطقه شوند.

اینکه سایر کشورها چرا از این طرح‌ها استقبال نکردند و قدم پیش نگذاشتند، ناشی از همان تفکر قدیمی است که با داشتن آمریکا، ما از همه ابتکارها و تفاهمات درون منطقه‌ای بی‌نیاز هستیم. به همین دلیل، طرح‌های ایران نتوانستند موفقیت خوبی کسب کنند. اما با بروز جنگ اخیر که به صورت مشترک توسط اسرائیل و آمریکا انجام شد و همه کشورهای منطقه از آن زیان دیدند، شاید اکنون زمان مناسبی برای بازنگری در طرح‌های گذشته فراهم شده باشد.

* این تفاهم در درگیری‌ای که شما به آن اشاره کردید، یعنی درگیری میان ایران و آمریکا و اسرائیل، چه نقشی می‌تواند داشته باشد؟ آیا می‌تواند معادلات را تغییر دهد یا خیر؟

اگر کشورها خواهان امنیت، صلح و صفا در منطقه هستند، باید در بسیاری از انگیزه‌ها، طرح‌ها و برنامه‌های خود تجدیدنظر کنند. امنیت برای همه است و همکاری نیز باید میان همه وجود داشته باشد.

طبعاً حمله امروز آمریکا و اسرائیل به ایران، پایان تجاوزگری این دو رژیم نخواهد بود. این روند ادامه خواهد داشت و شرر و آتش آن به کشورهای دیگر منطقه نیز خواهد رسید.

 

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار