به گزارش رصد روز، آریا یونسی در یادداشتی مطرح کرد:
سفر ترامپ به چین تمام شده است و برعکس رویه معمولی ترامپ که دائما در حال انتشار پست های مجازی بی سر و ته است، سفر به چین به کمترین گفتگوی رسانه ای همراه شد. ترامپ پس از اتمام سفر رفتار تکانه ای و کودکانه خود را شروع کرد و در حال گفتن سخنان پریشان است؛ چیزی که احتمالا سفر او به چین را به نتایج معکوس بکشاند. او می خواست با چین کاهش تنش داشته باشد اما سخنان بی ربط و متفرعن او روابط با چین را پرتنش کند.
علی الظاهر دستاورد چندانی هم برای ترامپ نداشته است. پیش بینی می شد که سفر به چین با دستاوردهای کمی همراه باشد: از یاد نباید برد که ترامپ پیشتر با تعرفه های گمرکی سنگین بر اجناس چینی تغییری در سیاست وارداتی خود داده بود که به مذاق چینی ها خوش نمی آید. تحلیل ها و بیانات غالبا بر این اتفاق دارند که چین در این سفر همراهی بسیار اندکی با خیره سری های چالش برانگیز ترامپ نشان داده است.
اما در عین حال، بخشی از نظرات ناپخته یا نظرات شایع در فضای مجازی به گونه ای القا می کند که چین و آمریکا در این سفر بر سر ایران معامله ای کرده اند. من یا هر کس دیگری دسترسی به محتوای جلسات و اطلاعات محرمانه آمریکا یا چین نداریم تا صحت و سقم این موضوع را بدانیم. باید مدتی بگذرد و رفتارهای دو طرف را ببینیم تا بدانیم. اما دلایلی وجود دارد که چین نمی خواهد و نمی تواند ایران را معامله کند. نگاهی بیندازیم به این دلایل.
۱. ایران اسب پاشکسته نیست که چینی ها بتوانند و بخواهند آن را معامله کنند. چین منافع راهبردی با ایران دارد؛ باید توجه کنیم که منافع چین با ایران راهبردی هستند نه تنها منافع عادی. چین نمی تواند بگذارد که سلطه آمریکا در خاورمیانه همه گیر شود و ایران نیز همین هدف را دارد. مبارزه با سلطه آمریکا در خاورمیانه برای ایران حیاتی است و در این زمینه چینی ها هم علاقه دارند به ایران کمک کنند. منافع راهبردی چیزی نیست که بتوان در ازای چند قرارداد اقتصادی معامله کرد.
۲. اساسا چین توانایی معامله بر سر ایران را ندارد؛ آمریکایی ها و چینی ها به خوبی این را می دانند. ایران کشور کاملا مستقلی است که خود برای خود تصمیم می گیرد. حتی اگر چین بخواهد برای چیزی به ایران فشار بیاورد اهرم های محدودی برای این کار دارد و قدرت نفوذ کامل ندارد. آمریکایی ها هم این را می دانند. نهایتا چینی ها بتوانند ارسال محموله های راهبردی یا سلاح یا چیزهای اساسی را به تاخیر بیندازند و در ازای آن از آمریکایی ها امتیاز بگیرند. هر دو به خوبی می دانند که این کار سبب نمی شود ایران به فشار زیادی افتد.
۳. برخی نظرات خصوصا در فضای مجازی که معتقد هستند چین موضوع ایران را در سطح موضوع تایوان قرار داده است و بر سر آن معامله کرده است؛ به نوعی یعنی چین به ایران کمک نکند و آمریکا هم هیچ نوع پیشتیبانی از چین نکند. این گزینه محتمل است اما به معنی فروختن ایران نیست؛ چون ایران متکی به تسلیحات داخلی خود است. ایران سالها تاخیر ارسال سلاح و نفروختن سلاح از خارج را تجربه کرده است و دیگر بر سلاح خارجی تکیه نمی کند.
۴. موضوع تایوان اساسا به عنوان اهرم فشار نمی تواند مطرح شود؛ تایوان بنیاد منافع بنیادین چین است. چیزی نیست که آنها بخواهند آن را بر میز مذاکره قرار دهند. چین یک سیاست ثابت در مورد دخالت آمریکا در تایوان داشته است: اگر دخالت آمریکایی ها زیاد شود چین پاسخ نظامی می دهد. به بیان ساده یعنی چین این را خط قرمز می داند. منطقی نیست آنها تایوان را بر سر میز مذاکره قرار دهند؛ پس بعید است تایوان و ایران موضوع معاملات سیاسی باشند.
۵. دستاوردهای اقتصادی ترامپ از این سفر بسیار کمتر از چیزی بود که انتظار داشت؛ معنای دیگر این است که چین تمایلی به کاهش رقابت با آمریکا ندارد و نمی خواهد سیاست های خود را برای رضایت آمریکایی ها تغییر دهد. شرکت های بزرگ آمریکایی که همراه ترامپ بودند دستاوردهای بسیار کمتری داشتند و هیچ کدام نتوانست سود بزرگی را تضمین کند.
۶. در روزهای نخست سفر چینی ها اخباری به رسانه ها درز دادند که در یکی از جلسات شی جینپینگ اخطاری شدید اللحن به ترامپ داده است که اگر آمریکا موضوع تایوان را به درستی مدیریت نکند پاسخ چین محکم و رودررو خواهد بود. موضوعی که نشان می دهد احتمالا مهمانی های رسانه ای شده تنها سرپوشی برای تنش های زیربنایی باشند. ترامپ در بازگشت از چین به رسانه ها گفت چینی ها به او گفته اند که اگر چین به تایوان حمله نظامی کند آیا آمریکا دخالت خواهد کرد؟ ترامپ گفت که به چینی گفته است نمی خواهم در این مورد صحبت کنم. او گفت تنها کسی که این را می داند خود اوست و او نمی خواهد در این مورد با چین صحبت کند. بلاشک چین از این گفته ای پریشان ترامپ نمی گذرد و احتمالا با پاسخ های رسانه تند و مقابله های مخفیانه شدیدتری پاسخ دهد.
در مجموع، روابط چین با ایران روابطی خاص است. چین بزرگترین خریدار نفت ایران است؛ قراردادهای راهبردی طولانی مدت با ایران دارد و از همه مهمتر مقابله ایران با سلطه آمریکا در خاورمیانه هدفی راهبردی برای چین است که نمی تواند از آن دست بکشد. پس چین تا حدی حمایت از ایران را ادامه می دهد؛ اما نباید انتظار داشت چینی ها در حمایت از ایران به آب و آتش بزنند. چین شرکای اقتصادی زیادی در خاورمیانه دارد که نمی خواهد آنها را از دست بدهد بنابراین حمایت خود از ایران را به صورت محدود ادامه می دهد؛ اما وقتی پای آمریکا وسط باشد چینی ها به نفعشان نیست که پا پس بکشند. در کل، سفر ترامپ به چین نتایج بسیار محدود و ناچیزی در جنگ با ایران خواهد داشت.