اقتصاد ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند سیاستی است که تورم را نه در جدولهای آماری، بلکه در زندگی مردم کاهش دهد.
شنیده ها نشان میدهد یک دلال و یک مدیر پتروشیمی اخیرا از فرصت بازسازی جنگی حداکثر سوءاستفاده را انجام دادند و در شرایط بحران ارزی ایران، سه ژنراتور را به سه برابر قیمت برای مجموعه خود خریداری کرده اند.
کارگر یا بازنشستهای که با امید کاهش هزینهها به درمانگاههای تأمین اجتماعی میرود، اغلب با درمانگاههایی روبهرو میشود که یا تجهیزات پاراکلینیکی لازم را ندارند یا صفهای انتظارشان بسیار طولانی است.
طرحهایی مانند «تورم صفر» در تهران یا «خواربار ارزان» در نیویورک، فرای ابعاد مالی، توازن قدرت را میان شهروند و حکومت دستکاری میکنند.
مرکز آمار ایران پیش از این اعلام کرده بود نرخ بیکاری در بهار ۱۴۰۵ به ۹.۱ درصد رسیده، شمار شاغلان ۴۵۰ هزار نفر کم شده و مشارکت اقتصادی افت کرده است.
پرونده تراستیها صرفاً داستان پولهای برنگشته نیست؛ داستان نحوه اداره پول نفت در شرایط تحریم و مرز مبهم میان دور زدن تحریم و دور زدن سازوکارهای نظارتی است.
انتصاب باقر فرهادی در هیئتمدیره صنایع شیر ایران، با وجود ابهام در درج نام او در پورتال شرکت، یک پرسش مشخص را پیش روی پگاه قرار داده است: آیا فرزند فرهادی همچنان در انگلستان اقامت دارد؟
بورس ایران پس از یک دوره صعود، وارد مرحلهای حساس شده است؛ جایی که ادامه مسیر دیگر فقط به موج نقدینگی وابسته نیست و تورم، نرخ ارز، سودآوری شرکتها و تحولات جنگ تعیینکننده خواهند بود.
تداوم ۱۱ ماهه سرپرستی مدیریت تدارکات و امور کالای مناطق نفتخیز جنوب، همزمان با هشدارها درباره وضعیت موجودی اقلام حساس، در شرایط جنگی، ابهامهایی جدی درباره آمادگی عملیاتی، تأمین تجهیزات و مسئولیت تصمیمگیری ایجاد کرده است.
فشار تحریمهای آمریکا بر شبکه صادرات نفت ایران، حالا از محدودیت فروش فراتر رفته و به خدمات حیاتی کشتیها رسیده؛ جایی که دهها نفتکش ایرانی و مرتبط با ایران، در آبهای آسیا سرگردان ماندهاند و مسیر درآمد نفتی را تهدید میکنند.