بنزین در کشاکش ناترازی و تورم / اورعی: ما باید یک‌بار داروی تلخ اصلاحات را بچشیم

هاشم اورعی، کارشناس اقتصاد انرژی و استاد دانشگاه صنعتی شریف، معتقد است هیچ‌گاه زمان کاملاً مناسب و بدون‌دردی برای اجرای اصلاحات اقتصادی فرا نمی‌رسد.

به گزارش رصد روز،  اصلاح قیمت بنزین سال‌ها است میان تشدید ناترازی انرژی از یک سو و فشار تورم و نگرانی از اعتراضات اجتماعی به تعویق افتاده است.

هاشم اورعی، کارشناس اقتصاد انرژی و استاد دانشگاه صنعتی شریف، معتقد است هیچ‌گاه زمان کاملاً مناسب و بدون‌دردی برای اجرای اصلاحات اقتصادی فرا نمی‌رسد.

به گفته او، ادامه عرضه بنزین ارزان نیز بدون هزینه نیست و مردم مابه‌التفاوت قیمت واقعی و قیمت تکلیفی بنزین را از مسیر کسری بودجه، خلق پول و تورم عمومی پرداخت می‌کنند. با این حال، اورعی تأکید می‌کند که صرف افزایش قیمت، ساده‌ترین و ناکارآمدترین اقدام دولت است. اصلاح قیمت تنها زمانی قابل دفاع خواهد بود که در قالب یک بسته هم‌زمان شامل توسعه حمل‌ونقل عمومی، اصلاح صنعت خودرو، کاهش مصرف سوخت، مقابله جدی با قاچاق، تعدیل منظم قیمت متناسب با تورم و ارائه گزارش شفاف به مردم اجرا شود.

گفتگوی هاشم اورعی، استاد دانشگاه صنعتی شریف با اقتصادنیوز را بخوانید.

****

*آقای اورعی! برخی کارشناسان معتقدند اقتصاد ایران ناگزیر از انجام اصلاحات اقتصادی، از جمله اصلاح قیمت بنزین است؛ با این حال برخی نیز معتقدند اکنون زمان مناسبی برای اجرای این اصلاحات نیست. اساساً زمان مناسب اصلاحات اقتصادی چه زمانی است و آیا به تأخیر انداختن آن، شرایط را دشوارتر نمی‌کند؟

این پرسش کاملاً بجاست. فرض کنید فردی بیمار است و پزشک برای او آمپولی تجویز کرده است. آمپول زدن درد دارد و بیمار از پزشک می‌پرسد آیا اکنون زمان مناسبی برای تزریق آن رسیده است یا نه. واقعیت این است که هیچ‌گاه زمانی فرا نمی‌رسد که تزریق آمپول بدون درد باشد.

اصلاحات اقتصادی نیز دقیقاً چنین وضعیتی دارند. اصلاحات کار سختی است، هزینه دارد، درد ایجاد می‌کند و طبیعتاً هیچ‌کس نیز تمایل ندارد داوطلبانه مسئولیت اجرای آن را بر عهده بگیرد. بنابراین، اگر منتظر بمانیم تا زمانی کاملاً مناسب و بدون هزینه برای اصلاحات اقتصادی فرا برسد، چنین زمانی هرگز نخواهد رسید.

پاسخ من روشن است؛ هرگاه انجام یک اصلاح اقتصادی ضروری تشخیص داده شد، اجرای آن باید بدون اتلاف حتی یک دقیقه آغاز شود.

قیمت نه تمام راه‌حل است و نه می‌توان آن را حذف کرد

*آیا اصلاح قیمت بنزین به‌تنهایی می‌تواند مشکل ناترازی بنزین را برطرف کند؟

در این زمینه دو نگاه افراطی وجود دارد. گروهی از اقتصاددانان معتقدند بدون استفاده از سیاست قیمتی نیز می‌توان مسئله را حل کرد. در سوی دیگر، برخی تصور می‌کنند تمام راه‌حل در افزایش و اصلاح قیمت خلاصه شده است. هر دو نگاه نادرست‌اند.

واقعیت در میانه این دو دیدگاه قرار دارد. بدون آنکه اصلاح قیمت بخشی از بسته سیاستی باشد، مسئله بنزین حل نخواهد شد. سال‌هاست درباره بهینه‌سازی مصرف، افزایش بهره‌وری و راهکارهای غیرقیمتی صحبت می‌کنیم، اما این اقدامات به‌تنهایی نتوانسته‌اند مشکل را برطرف کنند.

در مقابل، اگر تصور کنیم تنها با افزایش قیمت می‌توان ناترازی بنزین را حل کرد، قطعاً اشتباه کرده‌ایم. ما بارها سیاست افزایش قیمت را آزموده‌ایم؛ آخرین تجربه آن نیز مربوط به گذشته‌ای دور نیست و حتی در ماه‌های اخیر نمونه‌هایی از آن را دیده‌ایم، اما مشکل همچنان پابرجاست.

علت ناکامی این است که ما معمولاً به سیاست‌های قیمتی بسیار محدود، دیرهنگام و محتاطانه روی می‌آوریم؛ یعنی افزایش قیمت بسیار کم است و فاصله زمانی میان مراحل افزایش نیز بیش از حد طولانی می‌شود. چنین روشی قطعاً نمی‌تواند مسئله را حل کند.

تورم، اثر افزایش‌ محدود قیمت بنزین را می‌بلعد

در کشوری که نرخ تورم بالاست، وقتی اجرای یک افزایش محدود قیمت چند ماه طول می‌کشد، تورم پیش از اجرای کامل آن، اثر سیاست را از بین می‌برد. برای مثال، چندین ماه زمان صرف می‌شود تا بخشی از بنزین با نرخ پنج هزار تومان عرضه شود، اما پیش از آنکه نرخ بعدی اجرا شود، تورم بخش قابل توجهی از اثر همان افزایش را خنثی کرده است.

با میزان تغییری که ما شجاعت اجرای آن را داریم و با سرعت اندکی که در این مسیر حرکت می‌کنیم، سیاست قیمتی اثر تعیین‌کننده‌ای نخواهد داشت.

اگر قرار است قیمت بخشی از راه‌حل باشد، میزان و سرعت افزایش باید بسیار بیشتر از آن چیزی باشد که تاکنون انجام شده است. برای نمونه، اگر اصرار داریم بنزین چندنرخی باشد، می‌توان از همان ابتدا مقدار مشخصی سهمیه با نرخ پنج هزار تومان عرضه کرد، بخش دیگری را با نرخ بالاتر، مثلاً ۱۰ هزار تومان، در نظر گرفت و مصرف مازاد را نیز با قیمت واقعی‌تری محاسبه کرد.

البته این اعداد صرفاً مثال‌اند؛ مسئله اصلی این است که اصلاح قیمت باید جدی، شجاعانه و متناسب با شرایط تورمی انجام شود، نه آنکه هر چند سال یک‌بار افزایش محدودی صورت گیرد و اثر آن به‌سرعت از بین برود.

قیمت بنزین باید به‌صورت خودکار تعدیل شود

*برای جلوگیری از خنثی شدن افزایش قیمت بر اثر تورم چه روشی را پیشنهاد می‌کنید؟

ما باید یک‌بار داروی تلخ اصلاحات را بچشیم و بپذیریم. برای مثال، اگر نرخ تورم سالانه ۸۰ درصد است، می‌توان اعلام کرد که قیمت بنزین در ابتدای هر فصل به‌صورت خودکار ۲۰ درصد افزایش پیدا می‌کند.

در چنین سازوکاری دیگر نیازی نیست هر بار برای افزایش قیمت تصمیم سیاسی تازه‌ای گرفته شود و ماه‌ها درباره آن بحث شود. قیمت متناسب با یک فرمول مشخص تعدیل می‌شود و دست‌کم اثر سیاست قیمتی به‌سرعت توسط تورم از بین نمی‌رود.

ما تاکنون چنین رویکرد منظم، شفاف و خودکاری نداشته‌ایم. اگر قرار است بخشی از مسئله از مسیر قیمت حل شود، باید اصلاح قیمت به‌صورت واقعی و متناسب با نرخ تورم صورت گیرد.

بنزین بزرگ‌ترین هزینه خانوار نیست

*مخالفان افزایش قیمت بنزین می‌گویند این اقدام فشار سنگینی بر هزینه خانوار وارد می‌کند. ارزیابی شما چیست؟

درباره افزایش قیمت بنزین فضاسازی و شانتاژ زیادی صورت می‌گیرد. سهم مستقیم هزینه بنزین در سبد هزینه خانوار، طبق برآوردهایی که مطرح می‌شود، حدود دو تا سه درصد است؛ اما برخی مخالفان افزایش قیمت، موضوع را به‌گونه‌ای مطرح می‌کنند که گویی بنزین بزرگ‌ترین قلم هزینه خانوار است، در حالی که چنین نیست.

حتی ممکن است بخشی از کسانی که با هرگونه افزایش قیمت مخالفت می‌کنند، افرادی باشند که از قاچاق یا توزیع ارزان بنزین منتفع می‌شوند. بنابراین باید میان نگرانی واقعی مردم و فضاسازی گروه‌های ذی‌نفع تفکیک قائل شد.

با این حال، تأکید می‌کنم که قیمت تنها یکی از اجزای بسته اصلاح ناترازی انرژی است و به‌تنهایی نمی‌تواند مسئله را حل کند.

درآمد افزایش قیمت نباید صرف هزینه‌های جاری شود

*اگر افزایش قیمت بخشی از راه‌حل است، دولت باید هم‌زمان چه اقداماتی انجام دهد؟

مهم‌ترین نکته این است که تمام اجزای بسته اصلاحی باید به‌صورت هم‌زمان اجرا شوند. دولت باید برنامه روشنی ارائه کند و به مردم بگوید که برای مثال، قیمت بنزین از این پس در هر فصل ۲۰ درصد افزایش پیدا می‌کند؛ اما در همان حال توضیح دهد درآمد اضافی حاصل از این افزایش دقیقاً در کجا هزینه خواهد شد.

فرض کنید دولت از محل افزایش قیمت، ۱۰۰ تومان بیشتر از گذشته درآمد به دست می‌آورد. دولت نباید این پول را صرف پرداخت حقوق کارمندان یا تأمین مخارج روزمره خود کند. این درآمد باید مستقیماً برای اصلاح بخش انرژی و کاهش مصرف به کار گرفته شود.

نخستین محل هزینه‌کرد این منابع باید توسعه شبکه حمل‌ونقل عمومی باشد؛ خواه مترو باشد، خواه اتوبوس یا هر شکل دیگری از حمل‌ونقل عمومی. وقتی از مردم می‌خواهیم بنزین کمتری مصرف کنند، باید برای آنان جایگزین قابل استفاده فراهم کنیم.

مبارزه با قاچاق باید بخشی از بسته اصلاحی باشد

با افزایش قیمت بنزین، انگیزه قاچاق کاهش پیدا می‌کند؛ اما دولت نیز باید با جدیت و به‌صورت سازمان‌یافته با قاچاق مقابله کند.

دولت باید به مردم گزارش دهد که چه میزان درآمد اضافی از اصلاح قیمت به دست آورده، افزایش قیمت چه مقدار از قاچاق را کاهش داده و منابع آزادشده از محل کاهش قاچاق در چه بخش‌هایی هزینه شده است.

درآمد حاصل از اصلاح قیمت و منابعی که با جلوگیری از قاچاق آزاد می‌شود، باید دوباره برای توسعه حمل‌ونقل عمومی، افزایش بهره‌وری و کاهش مصرف انرژی به کار گرفته شود.

ضرورت سیاست‌های تنبیهی و تشویقی برای خودروسازان 

تقریباً تمام بنزین مصرفی کشور وارد باک خودروها می‌شود. بنابراین دولت باید از همین امروز برنامه‌ای روشن و الزام‌آور برای خودروسازان تعیین کند.

اگر متوسط مصرف خودروی تولید داخل برای هر ۱۰۰ کیلومتر حدود هشت لیتر است، در حالی که خودروی مشابه در جهان حدود چهار لیتر مصرف می‌کند، دولت باید خودروساز را موظف کند هر سال میزان مشخصی از مصرف سوخت محصولات خود را کاهش دهد.

برای مثال، می‌توان مقرر کرد که متوسط مصرف خودروهای تولیدی هر سال نیم‌لیتر کاهش پیدا کند. در این صورت، طی چهار سال صنعت خودرو باید به استانداردهای جهانی نزدیک شود. روشن است که این اتفاق یک‌شبه رخ نمی‌دهد، اما باید برای آن برنامه زمانی و شاخص قابل اندازه‌گیری وجود داشته باشد.

خودروسازی که این برنامه را اجرا نمی‌کند باید جریمه شود و شرکتی که به اهداف تعیین‌شده می‌رسد، می‌تواند از پاداش، معافیت مالیاتی یا سایر مشوق‌ها برخوردار شود. خودروسازان نیز باید در بخش تحقیق و توسعه سرمایه‌گذاری کنند و کیفیت فناوری خود را ارتقا دهند.

حمایت بی‌قیدوشرط از صنعت خودرو باید پایان یابد

دولت باید به این حمایت قاطعانه از صنعت خودرو پایان دهد. نمی‌توان با بستن مسیر واردات و حذف رقابت، صنعتی را برای سال‌ها در یک فضای انحصاری نگه داشت و سپس انتظار داشت محصولی کم‌مصرف، باکیفیت و رقابتی تولید کند.

اصلاح بازار خودرو، ارتقای فناوری، ایجاد رقابت، سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه و تعیین استانداردهای سخت‌گیرانه مصرف سوخت، باید هم‌زمان با اصلاح قیمت بنزین انجام شوند.

افزایش قیمت بنزین بدون اصلاح صنعت خودرو به این معناست که تمام هزینه ناکارآمدی را از مردم مطالبه کنیم، در حالی که دولت و خودروساز مسئولیت خود را انجام نمی‌دهند.

هیچ‌گاه شرایطی بدون فشار و اعتراض ایجاد نمی‌شود

*برخی می‌گویند کشور در شرایط تورمی و وضعیت شبه‌جنگی قرار دارد و اکنون زمان مناسبی برای افزایش قیمت بنزین نیست. آیا اجرای اصلاحات در چنین شرایطی فشار را تشدید می‌کند؟

اگر منتظر باشیم شرایطی فرا برسد که هیچ فشار اقتصادی و هیچ احتمال اعتراضی وجود نداشته باشد، آن روز هرگز نخواهد رسید. شرایط هر روز دشوارتر می‌شود و ممکن است به نقطه‌ای برسیم که دیگر فرصتی برای اصلاح باقی نمانده باشد.

ما با دولتی مواجهیم که حتی در تأمین منابع لازم برای کالاهای اساسی دچار مشکل است. برای مثال، دو ماه از زمانی که از کسبه یا تأمین‌کنندگان خواسته شده روغن و برنج را تحت عنوان کالابرگ در اختیار مردم قرار دهند گذشته، اما دولت هنوز نتوانسته مطالبات آنان را پرداخت کند.

دولتی که برای تأمین نان، گوشت و کالاهای اساسی اقشار ضعیف با کمبود منابع روبه‌روست، چگونه می‌تواند به عرضه بنزین تقریباً رایگان ادامه دهد؟

اگر منتظر رسیدن روز مناسب باشیم، قطعاً آن روز نخواهد رسید. بدتر آنکه هر روزی که می‌گذرد، این مسئله مانند گلیمی که در آب افتاده، سنگین‌تر می‌شود و بیرون کشیدن آن دشوارتر خواهد شد.

مخالفان تعویق باید بگویند فردا چه چیزی بهتر می‌شود؟ کسی که می‌گوید اکنون زمان اصلاح قیمت نیست، باید توضیح دهد فردا یا شش ماه دیگر چه اتفاقی رخ می‌دهد که شرایط بهتر خواهد شد.

آیا شش ماه دیگر وضعیت اقتصادی دولت بهتر می‌شود؟ آیا فشار معیشتی مردم کاهش پیدا می‌کند؟ آیا اعتراض اجتماعی نسبت به افزایش قیمت کالاهای اساسی کمتر خواهد شد؟

اگر افزایش قیمت بنزین در سال ۱۳۹۸ اعتراض ایجاد کرد، چه تضمینی وجود دارد که اجرای همان تصمیم شش ماه دیگر اعتراض کمتری به همراه داشته باشد؟ چه‌بسا اعتراض بیشتر شود؛ زیرا هم اجرای اصلاحات سخت‌تر شده، هم منابع دولت کاهش یافته و هم مردم فقیرتر و گرسنه‌تر شده‌اند.

اگر کسی بتواند بگوید شش ماه دیگر یا یک سال دیگر قرار است ۱۰۰ میلیارد دلار منابع تازه وارد کشور شود، یا قیمت جهانی بنزین به نصف کاهش پیدا کند و شرایط به‌طور واقعی بهتر شود، می‌توان گفت صبر کنیم. اما وقتی می‌دانیم هر روز تأخیر، اجرای اصلاحات را دشوارتر می‌کند، به تعویق انداختن تصمیم نوعی بی‌صداقتی است.

دولت باید به ریشه‌های ناترازی بپردازد

*با این حساب، سهم دولت در اجرای اصلاحات چیست؟

دولت باید سهم خود را ایفا کند. صرفاً بالا بردن قیمت، آسان‌ترین کاری است که دولت می‌تواند انجام دهد. دولت باید به ریشه‌های ناترازی بپردازد.

اصلاح صنعت خودرو، ارتقای فناوری تولید، سامان‌دهی بازار خودرو، توسعه حمل‌ونقل عمومی و مقابله با قاچاق، همگی وظایف دولت هستند. دولت نمی‌تواند فقط قیمت را افزایش دهد و سایر مسئولیت‌های خود را نادیده بگیرد.

مردم را نباید غریبه دانست

دولت باید مردم را بخشی از خود بداند، نه اینکه آنان را غریبه فرض کند. مردم باید بدانند وقتی در جایگاه سوخت پول بیشتری پرداخت می‌کنند، در مقابل چه اتفاقی در حال رخ دادن است.

اگر مردم نتیجه پرداخت بیشتر را در توسعه مترو، افزایش تعداد اتوبوس‌ها، کاهش قاچاق، بهبود کیفیت خودرو و کم شدن مصرف سوخت ببینند، امکان همراهی و همدلی آنان بسیار بیشتر خواهد شد.

اما اگر دولت فقط بخواهد مشکل را با گران کردن بنزین حل کند، آن هم با افزایش‌های محدود، دیرهنگام و بدون انجام سایر اصلاحات، این سیاست قطعاً نتیجه نخواهد داد؛ همان‌طور که تاکنون نیز نتیجه نداده است.

مردم همین حالا هم هزینه بنزین ارزان را می‌پردازند

*یکی از مهم‌ترین نگرانی‌ها این است که افزایش قیمت بنزین موجب رشد قیمت کالاهای اساسی و تشدید تورم شود. دولت چگونه باید به این نگرانی پاسخ دهد؟

نخست باید با مردم صحبت کرد و واقعیت را صادقانه توضیح داد. موضوع در جامعه به‌گونه‌ای مطرح می‌شود که گویی اگر قیمت بنزین افزایش پیدا کند، تورم ایجاد می‌شود و اگر قیمت افزایش پیدا نکند، تورمی نیز در کار نخواهد بود. این تصور درست نیست.

فرض کنید واردات بنزین کشور به حدود روزانه ۲۰ میلیون لیتر برسد و هزینه واردات هر لیتر بنزین برای دولت دست‌کم ۱۰۰ هزار تومان باشد. وقتی دولت همان بنزین را با قیمت پنج هزار تومان در اختیار مصرف‌کننده قرار می‌دهد، باید برای هر لیتر حدود ۹۵ هزار تومان مابه‌التفاوت پرداخت کند.

اگر خزانه دولت خالی باشد، این پول از کجا تأمین می‌شود؟ دولت ناچار است منابع لازم را از بانک مرکزی بگیرد یا از مسیرهایی استفاده کند که به خلق پول منجر می‌شود. نتیجه این فرایند تورم است.

بنابراین مردم همین حالا نیز هزینه بنزین ارزان را می‌پردازند؛ نه لزوماً در جایگاه سوخت، بلکه در قالب تورم عمومی و افزایش قیمت تمام کالاها و خدمات.

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار