به گزارش رصد روز، اظهارات اخیر حسن قشقاوی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، بار دیگر بحثهای داغ و دیرینه پیرامون «امکان تغییر فتوای حرمت ساخت سلاح هستهای» و «خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT)» را به صدر اخبار رسانهها بازگردانده است. قشقاوی در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا صراحتاً اشاره کرد که کشتن رهبر کشور بستری را فراهم آورده که رهبر جدید میتواند در همه زمینهها از جمله سلاح هستهای فتوای جدیدی بدهد. او البته بلافاصله یادآور شد که تاکنون چیزی درباره تغییر فتوای پیشین نشنیده است.
سخنگوی کمیسیون امنیت ملی درباره طرح سه فوریتی خروج از NPT نیز با تاکید بر اینکه ایران اهل جنگ نیست و دنبال آرامش و ثبات است، خاطرنشان ساخت که بدون دستیابی به مقام بازدارندگی کامل، هرگونه اقدام دیپلماتیک یا نظامی ممکن است به جنگ بعدی منجر شود.
این سخنان در کنار مواضع موازی سایر چهرههای سیاسی، نشان از حساسیت بالایی دارد که در فضای پس از تنشهای اخیر و سایه سنگین تحولات نظامی بر سیاست داخلی و خارجی کشور حاکم شده است. اما مسئله اصلی این است که در شرایط فعلی بینالمللی و منطقهای، چنین تصمیمی تا چه حد واقعی و محتمل است و پیامدهای عملی آن برای کشور چه خواهد بود.
نگاهی به مجموع مواضع دیپلماتیک و سیاسی روزهای اخیر نشان میدهد که حاکمیت در حال ارسال سیگنالهای چندلایه به طرفهای غربی است. همزمان با مانور نمایندگان مجلس روی گزینههای سختگیرانه، دستگاه دیپلماسی تلاش دارد تصویر عقلانی و متعهد به موازین بینالمللی را حفظ کند. عباس عراقچی در پاسخ به سوال خبرنگار الجزیره درباره امکان تغییر فتوای هستهای، موضعی متوازن اتخاذ کرده و گفته بود: دکترین هستهای ایران همواره صلحآمیز بوده و هست. او تاکید کرد که فتوا به شخص صادرکننده آن بستگی دارد و اگرچه هنوز در موقعیتی نیست که درباره دیدگاه فقهی یا سیاسی رهبر جدید قضاوت کند، اما برداشتش این است که این دیدگاه تفاوت زیادی با سیاستهای قبلی نخواهد داشت و باید منتظر نظر مشخص ایشان ماند.
از سوی دیگر، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در گفتوگو با الجزیره ضمن تاکید بر اینکه ایران هنوز به فتوای رهبری درباره دکترین هستهای پایبند است، یادآور شد که مشخص نیست در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد و ماندن ایران در NPT تماماً به رفتار آمریکا بستگی دارد. این دست مواضع، در حقیقت نوعی ابزار بازدارندگی در برهه حساس خروج از جنگ و بازتعریف معادلات منطقهای محسوب میشود تا طرف مقابل در محاسبات خود درباره فشار حداکثری دست به عصا حرکت کند.
یکی از ابهامات جدی در این میان، مرجع اصلی تصمیمگیری درباره چنین چرخشهای بزرگ استراتژیک است. بر اساس اصل ۱۷۶ قانون اساسی، تعیین سیاستهای دفاعی و امنیتی کشور در چارچوب سیاستهای کلی رهبری، بر عهده شورای عالی امنیت ملی قرار دارد. طرحهای احساسی یا سه فوریتی برخی نمایندگان مجلس برای خروج از NPT، پیش از آنکه یک اقدام اجرایی باشد، نوعی واکنش سیاسی تلقی میشود. حشمتالله فلاحتپیشه، رئیس سابق کمیسیون امنیت ملی مجلس، با نقد این رویکرد تاکید میکند که معنای خروج از NPT این است که ایران میتواند برنامه هستهای نظامی را دنبال کند، اما وقتی چنین برنامهای وجود ندارد، تنها خاصیت چنین طرحهایی این است که کسانی مثل ترامپ که به دنبال اجماع جهانی علیه ایران هستند، با منع و چالش کمتری مواجه شوند.
فلاحتپیشه همچنین معتقد است که اگر قرار بر دور کردن کشور از جنگ باشد، رئیسجمهور باید با تفویض اختیار کامل در نشستهای بینالمللی حضور یابد و حتی امکان مذاکره مستقیم را بررسی کند.
حتی در درون مجلس نیز صدای مخالفان چنین شتابزدگیهایی به گوش میرسد. محمد سراج، نماینده تهران، صراحتاً در صحن مجلس هشدار داده است که خروج از NPT به معنای تمایل به سمت سلاح هستهای تعبیر شده و در نتیجه، ایران دوستان بینالمللیاش را از دست خواهد داد و حمایت آنها را سلب خواهد کرد. او پیشنهاد میدهد به جای خروج، بازرسان غربی پذیرفته نشوند و در عوض کشورهایی مانند چین و روسیه نظارت را بر عهده بگیرند.
همچنین ابراهیم بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی، معتقد است مطرح کردن خروج از NPT بدون داشتن بمب اتم، تنها هزینه اضافی و پیشدستی دیپلماتیک برای دشمنان ایجاد میکند و حامیانی مثل پکن و مسکو را هم از ایران دور خواهد کرد.
واقعیتهای سیاسی و اقتصادی، اما نشان میدهد که احتمال خروج رسمی ایران از NPT یا اعلام تغییر دکترین هستهای در شرایط فعلی بسیار پایین است. در وهله نخست، ارزیابی هزینه و فایده دیپلماتیک نشان میدهد ایران در شرایط حساس پساجنگ و درگیر بازسازی و ثباتبخشی به اقتصاد خود قرار دارد و خروج از NPT به معنای فعالسازی خودکار مکانیسمهای بینالمللی، اجماع کامل شورای امنیت و مشروعیتبخشی به هرگونه اقدام نظامی یا تحریمی تهاجمیتر از سوی آمریکا و متحدانش خواهد بود.
ضمن اینکه، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی، بارها تاکید کرده است که اگر ایران به دنبال ساخت سلاح هستهای بود اصلاً عضو NPT نمیشد؛ بنابراین خروج از این معاهده، آخرین کارت بازی ایران است که استفاده نابهنگام از آن، دست کشور را در چانهزنیهای آینده خالی میکند.
در نهایت، با وجود همه تنشها و آرایش نظامی منطقه، رایزنیهای تهران با میانجیهای منطقهای نظیر قطر و پاکستان همچنان ادامه دارد و کانالهای دیپلماتیک به طور کامل بسته نشدهاند.
اگر گمانهزنیهای مربوط به تغییر فتوا یا خروج از NPT از سطح سیگنالدهی بازدارنده فراتر رود و وارد فاز عملیاتی شود، تبعات سنگینی به همراه خواهد داشت. نخستین پیامد، فروپاشی ائتلافهای شرقی خواهد بود؛ چراکه کشورهای همراه نظیر چین و روسیه که همواره بر عدم اشاعه سلاحهای هستهای تأکید دارند، در صورت خروج ایران از NPT، پوششهای حمایتی و دیپلماتیک خود را پس خواهند کشید.
پیامد دوم، اجماعسازی سریع برای جریانهای تندرو در واشنگتن است؛ زیرا فضای تند سیاسی آمریکا به دنبال بهانهای برای بازسازی ائتلاف جهانی علیه تهران است و طرحهای بدون پشتوانه کارشناسی دقیقاً خوراک تبلیغاتی لازم را به دشمنان میرساند.
در نهایت، تعلیق کامل نظارتها به معنای قطع آخرین نخهای ارتباطی با نهادهای بینالمللی و تعمیق تحریمهای همهجانبه اقتصادی بر جامعه خواهد بود.
اظهارات حسن قشقاوی و سایر سیاسیون را باید در ظرف زمان و بهعنوان بخشی از بازی بازدارندگی و پاسخ به تهدیدات خارجی تحلیل کرد. با این حال، مرز باریکی میان «تهدید به ابزار بازدارنده» و «افتادن در تله اجماعسازی دشمن» وجود دارد. عقلانیت سیاسی و نهادهای بالادستی تصمیمگیری نظیر شورای عالی امنیت ملی آگاهند که امنیت پایدار کشور نه از مسیر تصمیمات شتابزده تقنینی، بلکه از طریق ساخت بازدارندگی همهجانبه، هوشمندی دیپلماتیک و حفظ پرستیژ بینالمللی عبور میکند.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید