فرماندهی فروش نفت با تخفیف‌های ۲۲ دلاری؛ هنر مدیریت یا حراج سرمایه ملی؟

وقتی تخفیف فروش هر بشکه نفت ایران در دوره‌ای به ۲۲ دلار رسید، پرسش اصلی از فرمانده وقت فروش نفت این است: چه میزان از درآمد و منافع ملی کشور قربانی این سیاست شد و آیا بارگیری نفت به‌تنهایی می‌تواند معیار موفقیت مدیریتی باشد؟

به گزارش رصد روز، فروش نفت را نمی‌توان صرفاً با آمار بارگیری و صادرات موفق جلوه داد. میزان نفت فروش‌نرفته روی آب، درآمدهای وصول‌شده، تخفیف‌های اعطایی و شرایط تحریمی، مؤلفه‌هایی هستند که واقعیت عملکرد فروش نفت را آشکار می‌کنند؛ واقعیتی که گاهی پشت آمارسازی‌ها پنهان می‌ماند.

عالیجناب تخفیف‌ها؛ نان خریداران نفت ایران در روغن!

مستندات نشان می‌دهد میانگین تخفیف هر بشکه نفت در بهار، تابستان، پاییز و زمستان ۱۴۰۱ به‌ترتیب ۱۸.۵۵، ۲۲، ۱۹.۵ و ۲۱ دلار بوده است. این ارقام در فصول سال ۱۴۰۲ به‌ترتیب ۱۵.۶، ۱۷، ۲۰.۳ و ۷.۳۶ دلار و در بهار و تابستان ۱۴۰۳ نیز ۱۲.۲ و ۱۴.۷ دلار ثبت شده‌اند.

دستاوردسازی از حراج منافع ملی؟

پاییز ۱۴۰۳، هم‌زمان با پایان آتش‌بس میان ایران و آمریکا، نوسانات شدید ارزی و وضع تحریم‌های جدید، اقتصاد کشور در التهاب بود و حتی یک دلار درآمد بیشتر اهمیت داشت.

با این حال، میانگین تخفیف نفتی در پاییز و زمستان ۱۴۰۳ به‌ترتیب ۸ و ۱۰ دلار و در بهار و تابستان ۱۴۰۴ به ۶ و ۹ دلار برای هر بشکه رسید.

تخفیف‌ها کاهش یافت؛ نان عده‌ای آجر شد!

حالا این ارقام را کنار کارنامه علی‌اکبر پورابراهیم قرار دهید؛ فردی که با زنگنه وارد وزارت نفت شد و از سال ۹۷ تا شهریور ۱۴۰۳ فرماندهی فروش نفت را بر عهده داشت و اکنون مدیرعامل شرکت نیکو است.

وقتی فروش نفت با چنین تخفیف‌هایی انجام می‌شود، آیا صرف بارگیری و خروج نفت از پایانه‌ها را می‌توان موفقیت مدیریتی دانست؟

هر راننده تاکسی، یک مدیر فروش نفت!

ظاهراً برای فروش نفت با چنین تخفیف‌هایی نه فرماندهی چندساله لازم است و نه تخصص پیچیده؛ یک کودک نوپا یا حتی راننده تاکسی هم می‌تواند نفت بفروشد؛ البته اگر منظور از فروش، چیزی جز حراج سرمایه ملی نباشد!

 

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار