به گزارش رصد روز، انتظار داشتیم با فروکش گرمای تابستان، شاهد پایان قطعیهای برق باشیم و دفتر ناترازی انرژی دستکم برای چند ماه بسته شود و یکی از دغدغههای مردم در شرایط دشوار کنونی کاهش پیدا کند. اکنون، اما نهتنها سخن از تداوم مشکلات انرژی در ادامه سال است، بلکه باید برای بحران دیگری آماده شد؛ بحرانی که اینبار از مسیر گاز وارد میشود و میتواند دوباره به شبکه برق، صنایع و معیشت مردم سرایت کند.
هشدارهای پیاپی کارشناسان، گزارشهای نگرانکننده درباره وضعیت تأمین گاز در استانهای شمالی و اظهارنظرهای اخیر مقامات دولتی نشان میدهد بحران انرژی نه پایان یافته و نه ماهیتی صرفاً فصلی دارد؛ بلکه تنها از شکلی به شکل دیگر تغییر چهره میدهد. بحرانی پیچیده و چندلایه که اینبار نه فقط آسایش بخش خانگی، بلکه شریانهای حیاتی صنعت، چرخه تولید، اشتغال و ثبات اقتصادی کشور را به چالش میکشد.
زمستان هنوز نیامده، اما نشانههای این بحران قابل مشاهده است. اظهارات مسئولان و نظر کارشناسان، چشمانداز زمستانی دشوار و کسری قابل توجه در تأمین گاز را ترسیم میکند. استانهای شمالی نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی و قرار گرفتن در انتهای شبکه انتقال، در روزهای اوج مصرف و افت فشار، از نخستین مناطقی هستند که میتوانند با محدودیت مواجه شوند.
اما مسئله فقط جغرافیا نیست. ریشه اصلی بحران، شکاف میان تولید و مصرف است؛ شکافی که در سالهای گذشته بزرگتر شده و با رشد مصرف، فرسودگی بخشی از زیرساختها و نیاز به سرمایهگذاری در میادین و تأسیسات گازی، مدیریت آن دشوارتر شده است.
در چنین شرایطی، واردات گاز نیز نمیتواند بهتنهایی راهحل پایدار باشد. همکاری با همسایگان، از جمله ترکمنستان، در مقاطعی برای تأمین گاز شمال کشور مورد استفاده قرار گرفته است، اما تحریمها، مسائل مالی و محدودیتهای زیرساختی باعث شده واردات نتواند جایگزین یک ظرفیت تولید پایدار داخلی شود.
ابعاد بحران را میتوان در آمار مصرف زمستان گذشته دید. بر اساس اعلام شرکت ملی گاز ایران، مصرف گاز در بخشهای خانگی، تجاری و صنایع جزء در دوم بهمن ۱۴۰۴ به رکورد ۷۳۷ میلیون مترمکعب در یک روز رسید؛ رقمی که معادل ۸۵ درصد کل گاز تحویلی به شبکه کشور بود. به عبارت دیگر، تنها در یک روز سرد، بخش خانگی و تجاری به همراه صنایع جزء بخش بسیار بزرگی از گاز موجود در شبکه را به خود اختصاص دادند.
فشار مصرف محدود به یک روز نیز نبود. طبق آمار شرکت ملی گاز، مصرف بخش خانگی، تجاری و صنایع جزء در دیماه ۱۴۰۴ از ۱۹ میلیارد مترمکعب عبور کرد و میانگین مصرف روزانه این بخشها بیش از ۶۴۰ میلیون مترمکعب بود.
در سوی دیگر، نیروگاهها نیز یکی از بزرگترین مصرفکنندگان گاز کشور هستند. در تابستان ۱۴۰۴، میانگین روزانه گاز تحویلی به نیروگاهها به حدود ۳۰۲ میلیون مترمکعب رسید و در برخی روزها از ۳۰۰ میلیون مترمکعب عبور کرد. همچنین از ابتدای سال ۱۴۰۴ تا ۲۱ شهریور همان سال، مجموع گاز تحویلی به نیروگاهها به ۴۷.۴ میلیارد مترمکعب رسید که حدود ۲ میلیارد مترمکعب بیشتر از مدت مشابه سال قبل بود.
اهمیت این ارقام در این است که گاز مورد نیاز نیروگاهها و صنایع را نمیتوان مستقل از مصرف خانگی دید. در روزهای اوج سرما، هرچه مصرف بخش خانگی و تجاری افزایش پیدا کند، فشار بیشتری برای تأمین سوخت نیروگاهها و صنایع ایجاد میشود.
شرکت ملی گاز ایران نیز در مردادماه امسال اعلام کرد که کشور در زمستان گذشته روزانه با ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون مترمکعب ناترازی گاز روبهرو بوده است. این شرکت همچنین از آسیبدیدن چهار پالایشگاه گاز در جریان جنگ اخیر و خروج موقت حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت پالایش کشور خبر داده است؛ موضوعی که نشان میدهد امنیت عرضه گاز تنها به میزان تولید میدانها وابسته نیست و ظرفیت پالایش و انتقال نیز در پایداری شبکه نقش تعیینکننده دارد.
نکته مهم این است که بحران گاز را نمیتوان صرفاً به کاهش تولید نسبت داد. پارس جنوبی همچنان ستون اصلی تأمین گاز کشور است و حتی در زمستان ۱۴۰۴ رکورد تولید روزانه ۷۳۰ میلیون مترمکعب گاز غنی را ثبت کرد.
وزارت نفت نیز برای افزایش ظرفیت تولید، طرحهای ضربتی توسعه میادین گازی را در دستور کار قرار داده است؛ اما واقعیت این است که چنین پروژههایی زمانبرند و نمیتوان انتظار داشت یک طرح توسعهای در کوتاهمدت شکاف میان عرضه و مصرف را برطرف کند.
بنابراین، مسئله زمستان پیشرو فقط این نیست که «چقدر گاز تولید میکنیم»، بلکه این است که آیا رشد عرضه میتواند با رشد مصرف همگام شود یا نه.
اما ناترازی گاز امسال یک تفاوت مهم با سالهای گذشته دارد: ایران وارد زمستانی میشود که بخشی از زیرساختهای گازی آن در جریان جنگ آسیب دیده است. طبق اعلام مدیر برنامهریزی تلفیقی شرکت ملی گاز ایران، چهار پالایشگاه گاز کشور در جریان جنگ آسیب دیدند و در مقطعی حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب در روز از ظرفیت پالایش گاز از مدار خارج شد؛ رقمی قابلتوجه در مقایسه با تولید روزانه کمتر از ۹۰۰ میلیون مترمکعب گاز کشور.
اگرچه بخشی از این ظرفیت در ماههای اخیر بازسازی و به مدار بازگشته، اما بازگشت کامل ظرفیت آسیبدیده هنوز به پایان نرسیده است. گزارشهای اخیر از بازگشت حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد ظرفیت آسیبدیده صنعت گاز حکایت دارد؛ به این معنا که شبکه گاز در آستانه فصل سرد، هنوز با بخشی از تبعات مستقیم جنگ دستوپنجه نرم میکند.
اهمیت این مسئله زمانی بیشتر میشود که بدانیم آسیبها فقط به پالایشگاهها محدود نبوده و تأسیسات گازی منطقه پارس جنوبی نیز در جریان حملات آسیب دیدهاند. به این ترتیب، جنگ عملاً بخشی از حاشیه اطمینان شبکه گاز را از بین برده است؛ حاشیهای که در سالهای عادی هم به دلیل رشد مصرف، افت فشار میدان پارس جنوبی، کمبود سرمایهگذاری و فرسودگی زیرساختها چندان بزرگ نبود؛ بنابراین اگر زمستان امسال با کمبود گاز شدیدتری روبهرو شویم، نمیتوان همه آن را به افزایش مصرف خانگی یا سرمای هوا نسبت داد. بخشی از فشار جدید، محصول کاهش موقت ظرفیت تولید و فرآورش گاز در نتیجه جنگ است؛ در حالی که ریشه اصلی ناترازی، همچنان ساختاری و قدیمی است.
به بیان سادهتر، جنگ بحران گاز ایران را ایجاد نکرد، اما میتواند آن را از یک مشکل مزمن به یک بحران حاد تبدیل کند. هرچه بازسازی تأسیسات آسیبدیده طولانیتر شود، فاصله میان تولید و مصرف در روزهای سرد بیشتر خواهد شد و دولت ناچار میشود برای حفظ گاز بخش خانگی، فشار بیشتری بر نیروگاهها و صنایع وارد کند.
در کنار ارقام رسمی، برآوردهای کارشناسی تصویر نگرانکنندهتری ارائه میدهد. هاشم اورعی، رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی ایران، در اظهارات اخیر خود هشدار داده است که در صورت سرد بودن زمستان، ایران ممکن است با ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون مترمکعب کسری گاز مواجه شود؛ رقمی که از نگاه او معادل حدود نیمی از نیاز کشور در اوج مصرف است.
اورعی همچنین با اشاره به وابستگی شدید تولید برق به گاز گفته است که در زمستان، مصرف خانگی گاز میتواند به حدود ۴۶ درصد کل گاز کشور برسد و در صورت تحقق کسری ۵۰ درصدی، گاز کافی برای نیروگاهها و صنایع باقی نخواهد ماند. اگر چنین سناریویی محقق شود، مسئله دیگر فقط افت فشار گاز در خانهها نخواهد بود. گاز نیروگاهها نیز تحت فشار قرار میگیرد و بحران گاز میتواند دوباره خود را به شکل بحران برق نشان دهد.
در ایران، بحران گاز و برق دو مسئله جدا از یکدیگر نیستند. بخش مهمی از نیروگاههای کشور برای تولید برق به گاز طبیعی وابستهاند و هرگونه محدودیت در تأمین سوخت آنها، شبکه برق را نیز تحت فشار قرار میدهد.
به همین دلیل، هشدار درباره ناترازی گاز در زمستان را باید در امتداد تجربه خاموشیهای تابستان دید. اگر در روزهای سرد، مصرف خانگی گاز افزایش شدیدی پیدا کند و امکان تأمین کامل سوخت نیروگاهها وجود نداشته باشد، دولت ناچار خواهد بود میان مصرف خانگی، نیروگاهها و صنایع اولویتبندی کند.
نتیجه این زنجیره روشن است: افزایش مصرف گاز خانگی، کاهش گاز نیروگاهها، استفاده بیشتر از سوخت جایگزین و در نهایت افزایش ریسک اختلال در تولید برق.
یکی از راههای جبران کمبود گاز نیروگاهها، استفاده از سوختهای مایع مانند گازوئیل و مازوت است. اما این راهحل نیز محدودیتهای خود را دارد؛ از ظرفیت ذخیرهسازی و هزینه گرفته تا پیامدهای زیستمحیطی.
دولت نیز برای زمستان پیشرو روی ذخیرهسازی سوخت مایع حساب کرده است. سخنگوی دولت اخیراً اعلام کرده که پیشبینی میشود تا آغاز فصل سرما حدود ۵ میلیارد لیتر سوخت مایع برای استفاده نیروگاهها ذخیره شود، زیرا بخشی از ناترازی گاز باید از طریق سوخت جایگزین جبران شود.
اما تکیه بر سوخت مایع را نمیتوان راهحل ریشهای دانست. این اقدام بیشتر یک ابزار مدیریت بحران است تا جایگزینی برای توسعه پایدار تولید گاز، افزایش راندمان نیروگاهها و اصلاح ساختار مصرف.
از سوی دیگر، استفاده بیشتر از سوختهای مایع میتواند در روزهای سرد و هنگام وارونگی هوا، فشار مضاعفی بر کیفیت هوای شهرها وارد کند. بنابراین، یک بحران در شبکه گاز میتواند همزمان به بحران برق و آلودگی هوا نیز تبدیل شود.
در ساختار تصمیمگیری حوزه انرژی، یک خط قرمز سنتی وجود دارد و آن این است که گاز بخش خانگی نباید قطع شود. این سیاست از منظر اجتماعی قابل فهم است، اما مسئله از جایی آغاز میشود که هزینه حفظ این خط قرمز، مستقیماً به بخش مولد اقتصاد منتقل شود.
قطع یا محدود شدن گاز و برق صنایع سنگین، پتروشیمیها، کارخانههای فولاد و سیمان و واحدهای کوچک و بزرگ تولیدی، فقط به معنای چند ساعت یا چند روز توقف نیست. بسیاری از خطوط تولید برای بازگشت به شرایط عادی پس از قطع انرژی به زمان و هزینه نیاز دارند و برخی صنایع نیز با هر بار توقف، بخشی از مواد اولیه و ظرفیت تولید خود را از دست میدهند.
این نگرانی در شرایطی مطرح میشود که صنعت ایران همین حالا نیز با مشکلات جدی روبهروست. بر اساس آمار رسمی که اخیراً درباره عملکرد صنعت منتشر شده، رشد بخش صنعت در بهار ۱۴۰۵ منفی ۴.۳ درصد بوده است.
در چنین شرایطی، تشدید محدودیت انرژی میتواند فشار موجود بر تولید را بیشتر کند. وقتی تولید بنگاهها کاهش پیدا کند، عرضه کالا نیز تحت تأثیر قرار میگیرد و هزینه تولید افزایش مییابد. نتیجه میتواند در نهایت به شکل افزایش قیمت، کاهش سرمایهگذاری و فشار بیشتر بر اشتغال ظاهر شود.
اینجاست که مسئله انرژی از یک موضوع فنی به یک مسئله مستقیم معیشتی تبدیل میشود. در کوتاهمدت، قطع نکردن گاز خانوارها به نفع مردم است؛ اما اگر برای تأمین این گاز، کارخانهها با محدودیت مواجه شوند، همان مردم ممکن است چند ماه بعد هزینه آن را در قالب گرانی کالا، کاهش اشتغال و افت قدرت خرید پرداخت کنند. به بیان دیگر، ناترازی انرژی هزینه خود را از بین نمیبرد؛ فقط محل پرداخت آن را تغییر میدهد.
اگر هزینه بحران از خانهها برداشته شود و به صنایع منتقل شود، این هزینه بعداً از مسیر تورم، کاهش تولید و اشتغال دوباره به خانوارها بازمیگردد؛ بنابراین سیاست درست، انتخاب میان «مردم» و «تولید» نیست؛ بلکه باید به دنبال راهی بود که اساساً حجم ناترازی کاهش پیدا کند.
دولت نیز با درک ابعاد این چالش، مدیریت مصرف را در دستور کار قرار داده است. فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، اعلام کرد که هدفگذاری دولت برای زمستان، کاهش ۲۰ درصدی مصرف انرژی است. او تأکید کرد که این هدف باید برای استانهای مختلف به شکل مشخص و قابل اندازهگیری دنبال شود و مدیریت مصرف نباید به مردم یا اشتغال آسیب بزند.
اصل مدیریت مصرف، در شرایط ناترازی، اجتنابناپذیر است. حتی شرکت ملی گاز نیز بر ظرفیت بالای بخش خانگی و تجاری برای کاهش مصرف تأکید کرده و اعلام کرده است که در روزهای سرد، ۷۵ تا ۸۰ درصد سبد انرژی مصرفی در این بخشها قرار میگیرد. اما سؤال مهم این است که آیا صرفهجویی میتواند جای سرمایهگذاری و اصلاح ساختاری را بگیرد؟
پاسخ روشن است: خیر. کاهش مصرف میتواند برای عبور از یک زمستان سخت زمان بخرد، اما اگر تولید، شبکه انتقال، ذخیرهسازی، راندمان نیروگاهها و الگوی مصرف اصلاح نشود، بحران در سال بعد دوباره بازخواهد گشت.
در همین زمینه، وزیر نفت پیشتر اعلام کرده بود که برای تحقق اهداف حوزه گاز، به حدود ۱۹ میلیارد دلار سرمایهگذاری سالانه در بخش گازی نیاز است.
این عدد بهخودی خود نشان میدهد که بحران انرژی با چند دستور اداری یا یک برنامه کوتاهمدت قابل حل نیست.
از سوی دیگر، سرمایهگذار زمانی وارد چنین پروژههایی میشود که بتواند چشمانداز بازگشت سرمایه خود را ببیند. قیمتگذاری غیرواقعی، انباشت مطالبات، دخالتهای مکرر دولت و نااطمینانی اقتصادی، انگیزه سرمایهگذاری بلندمدت را کاهش میدهد.
این مسئله در انرژیهای تجدیدپذیر نیز اهمیت دارد. اگر قرار باشد بخشی از وابستگی برق کشور به گاز کاهش پیدا کند، توسعه نیروگاههای خورشیدی و بادی باید از یک برنامه تبلیغاتی به یک برنامه اقتصادی پایدار تبدیل شود.
در سالهای گذشته، بخش بزرگی از بحث انرژی حول افزایش ظرفیت تولید چرخیده است؛ در حالی که سمت مصرف نیز به همان اندازه تعیینکننده است.
شرکت ملی گاز اعلام کرده است که هدفگذاری برای طرحهای بهینهسازی میتواند در سال ۱۴۰۵ بیش از یک میلیارد مترمکعب صرفهجویی گاز ایجاد کند. اما بهینهسازی واقعی با توصیه اخلاقی تفاوت دارد. وقتی ساختمانها عایق نیستند، وسایل گرمایشی کمبازدهاند و قیمت انرژی سیگنال روشنی به مصرفکننده نمیدهد، انتظار کاهش پایدار مصرف تنها از طریق درخواست از مردم دشوار است.
اصلاح الگوی مصرف نیازمند سرمایهگذاری در ساختمان، تجهیزات، کنتورهای هوشمند، نظام تعرفهگذاری و سیاستهای تشویقی است. بدون این ابزارها، «صرفهجویی» ممکن است به یک مطالبه تکراری از مردم تبدیل شود، بدون آنکه ساختار مصرف تغییر کند.
اکنون میتوان برای زمستان پیشرو دستکم سه سناریو را در نظر گرفت. در سناریوی نخست، زمستان معتدل باشد و مصرف گاز در محدوده قابل مدیریت باقی بماند. در این حالت، دولت میتواند با مدیریت مصرف، ذخیره سوخت مایع و اولویتبندی مصرفکنندگان، از یک بحران بزرگ جلوگیری کند.
در سناریوی دوم، زمستان سردتر از حد معمول باشد. در این وضعیت، فشار بر شبکه گاز افزایش پیدا میکند و احتمال محدودیت برای صنایع و کاهش سهم گاز نیروگاهها بیشتر میشود.
اما سناریوی سوم، یعنی زمستان سرد همراه با اختلال در تأمین یا انتقال گاز، نگرانکنندهتر است. در چنین شرایطی، بحران گاز میتواند به نیروگاهها منتقل شود و همزمانی کمبود گاز و برق، فشار را بر صنایع، کسبوکارها و خانوارها افزایش دهد.
هشدارهای فعلی دولت نیز نشان میدهد این سناریوها صرفاً بحث نظری نیستند. معاون اجرایی رئیسجمهور پیشتر درباره احتمال افت فشار یا قطع گاز در ۱۵۳ شهر از ۱۱ استانهشدار داده و از احتمال درگیر شدن بیش از ۳۳ میلیون مشترک با محدودیت گاز سخن گفته بود. او همچنین بر ضرورت ذخیره سوخت نیروگاهها برای ماههای دی و بهمن تأکید کرده است.
عبور از زمستان پیشرو و نجات اقتصاد کشور از فلجشدن دورهای انرژی، نیازمند تغییر در نگاه حکمرانی است. حل مسئله انرژی نه در دعا برای نباریدن برف یا گرم نشدن هوا نهفته است و نه در وعدههای یکساله و دوساله.
مدیریت مصرف برای عبور از زمستان ضروری است، اما کافی نیست. همزمان باید سرمایهگذاری در تولید و انتقال گاز، فشارافزایی پارس جنوبی، توسعه ذخیرهسازی، افزایش راندمان نیروگاهها و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر دنبال شود.
از سوی دیگر، اقتصاد انرژی نیز نیازمند اصلاح است. نمیتوان از بخش خصوصی انتظار داشت میلیاردها دلار برای توسعه زیرساخت انرژی سرمایهگذاری کند، اما همزمان امکان پیشبینی بازگشت سرمایه را از آن گرفت.
مهمتر از همه، جامعه باید تصویر روشنی از ابعاد بحران داشته باشد. نمیتوان هر سال با نزدیک شدن به تابستان از مردم خواست برق کمتری مصرف کنند و با نزدیک شدن به زمستان از آنها خواست گاز کمتری بسوزانند، بدون آنکه درباره ریشههای ناترازی و هزینه اصلاح آن توضیح روشنی داده شود.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید