در روزهای اخیر، اسکات بسنت وزیر خزانهداری آمریکا مدعی شده است که واشنگتن قرار است تا سطحی از انزوای اقتصادی را علیه ایران اعمال کند که تاکنون سابقه نداشته است؛ اما مقامات سابق دولت ترامپ، سفیران پیشین آمریکا و دیگر کارشناسان خاورمیانه درباره اینکه تشدید فشار اقتصادی بتواند ایران را وادار به دست کشیدن از خواسته خود، مبنی بر دریافت عوارض از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز کند، تردید دارند.
به باور آنها، ایران سایر امتیازهای مورد مطالبه ترامپ برای پایان دادن به جنگ را نیز نخواهد پذیرفت.
پس از 20 سال تحریم، باور به تغییر جدی سخت است
مگان مسرلی و سم ساتن در پولیتیکو نوشتند: جیمز جفری، سفیر پیشین آمریکا که در دوران سه رئیسجمهور، از جمله نخستین دوره ریاستجمهوری ترامپ در خاورمیانه فعالیت کرده است، میگوید: «این یک کارزار فرسایشی است و مطمئنم وزارت خزانهداری برای بستن شکافها یا گسترش دامنه تحریمها، تغییراتی ایجاد میکند. اما پس از ۲۰ سال تحریمهای آمریکا و تجربه ایران در دور زدن آنها، سخت است باور کنیم که ناگهان چیزی تعیینکننده اتفاق بیفتد.»
راهبردی که واشنگتن به آن امید بسته است
این مسئله بر عدم توازن موجود در شرایط کنونی تأکید دارد. دولت ترامپ در آستانه یک انتخابات میاندورهای مهم است، آن هم در شرایطی که جنگی نامحبوب موجب شده تا قیمت نفت بار دیگر به حدود ۹۰ دلار در هر بشکه برسد و با کمرنگتر شدن امیدها به دستیابی نزدیک به توافق صلح، هزینه استقراض بلندمدت آمریکا به بالاترین سطح خود در نزدیک به دو دهه گذشته برسد.
نویسنده مدعی شد: در مقابل، ایران انگیزههای زیادی برای تحمل فشار اقتصادی دارد؛ بهویژه در شرایطی که تورم در آمریکا هم همچنان بالاست و اوراق خزانهداری آمریکا با فشار فروش مواجه شدهاند.
بازده اوراق قرضه ۳۰ساله دولت آمریکا، شاخصی که ترامپ در گذشته نسبت به آن حساسیت نشان داده بود، روز سهشنبه به بالاترین سطح خود از مدت کوتاهی پیش از بحران مالی جهانی رسید.
افزایش بازده این اوراق به بالاترین سطح در نزدیک به دو دهه گذشته صرفاً ناشی از جنگ ششماهه نیست. کمبود جهانی سوخت و بیثباتی گستردهتر باعث شده قیمت انرژی برای مدت طولانیتری بالا بماند و در نتیجه، خطر تداوم تورم افزایش یابد. این وضعیت همچنین ریسک بیشتری را متوجه بازارهای جهانی اوراق قرضه کرده است؛ بازارهایی که بارها در برابر شوکهای مرتبط با ترامپ واکنش منفی نشان دادهاند.
جولیا کرونادو، بنیانگذار مؤسسه MacroPolicy Perspectives، گفت: «ما در شرایطی قرار داریم که برای تأمین مالی هزینههای فزاینده، باید بیش از پیش هزینه کنیم.» به گفته او، این شرایط جهان را به «دنیایی پرریسکتر، مملو از اصطکاکهای بیشتر و شوکهای عرضه بیشتر» تبدیل کرده است.
ایران انگیزه بیشتری برای تحمل فشار دارد
انگیزه بالای ایران برای تحمل این فشار، یکی از دلایلی است که برخی مقامات سابق دولت آمریکا درباره تأثیرگذاری محاصره دریایی حتی با وجود ابعاد بیسابقه آن در دوران مدرن، یا هر راهبرد جدیدی که بسنت ممکن است ارائه کند، تردید دارند.
یکی از مقامهای سابق دولت ترامپ که به شرط ناشناس ماندن درباره تأثیر کارزار فشار اقتصادی آمریکا صحبت کرد به پولیتیکو گفت: «فکر میکنم فشار اقتصادی برای اثربخشی، باید به شیوههای جدیدی به آنها ضربه بزند که تاکنون ندیدهایم.»
دولت آمریکا هنوز اعلام نکرده است چه اقدامات بیشتری در نظر دارد، اما گزینههای احتمالی شامل هدف قرار دادن بانکهای بزرگ چینی است که به تجارت نفت ایران کمک میکنند. همچنین احتمالا گسترش تحریمهای ثانویه علیه کشورهایی که با ایران تجارت دارند و مصادره داراییهای ایران در حوزه قضایی آمریکا به جای صرفاً مسدود کردن آنها نیز در دستور کار باشد.
فشار بیشتر امتیاز جدیدی را به همراه ندارد
مقامهای ایرانی در اظهارات علنی، تلاشهای آمریکا برای تحریم و وادار کردن ایران به تسلیم را به تمسخر گرفتهاند.
روز سهشنبه محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «آمریکاییها تصور میکنند فشار بیشتر بر ایران، امتیازهایی را به دست خواهد آورد که هیچگاه بخشی از توافق نبودهاند.»
او افزود: «بسنت و پیت هگست، کاملاً از میدان خارجاند. دست از انتظار برای اینکه این گروه دلقکها خرگوشی از کلاه بیرون بیاورند و خرابکاریای را که خودتان به بار آوردهاید را جمع کنند، بردارید.»
در این میان، مقامهای کاخ سفید همچنان مدعی هستند که اهرم فشار در اختیار واشنگتن است.
یکی از مقامهای دولت آمریکا که به شرط ناشناس ماندن، درباره دیدگاه واشنگتن گفت: «اهرمهای متعددی وجود دارد که رئیسجمهور میتواند در هفتهها و ماههای آینده فشار بیشتری بر آنها وارد کند.»
نویسنده مدعی شد: در 6 ماهی که از آغاز جنگ ایران میگذرد، ترامپ مجموعهای از ابزارهای فشار را برای فشار بر اقتصاد ایران به کار گرفته است؛ از جمله جلوگیری فیزیکی از فروش مهمترین کالای صادراتی ایران، یعنی نفت، در چارچوب محاصره دریایی بنادر ایران.
دولت آمریکا همچنین خریداران خارجی نفت ایران را تحریم کرده، ناوگان موسوم به «ناوگان سایه» ایران را که نفت را جابهجا میکند هدف قرار داده و تلاش کرده تا ارتباط ایران را با شبکههای مالی مورد استفاده برای انتقال پول، قطع کند. این فشار اقتصادی، اقتصاد ایران را تحت فشار قرار داده است.
با این حال، افرادی که در مذاکرات پیشین درباره ایران نقش داشتهاند، معتقدند این فشارها تا وادار کردن ایران به تسلیم شدن فاصله زیادی دارد؛ بهویژه پس از 6 ماه بمباران آمریکا که بنا بر آمار اعلامشده از سوی تهران، موجب کشته شدن بیش از ۳ هزار ایرانی شده است.
هیچکس نمیداند نقطه فروپاشی کجاست
علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بحران بینالمللی که در مذاکرات مربوط به توافق هستهای سال ۲۰۱۵ برای نزدیک کردن دیدگاههای ایران و قدرتهای جهانی تلاش کرده بود، گفت: «نمیتوان انکار کرد که فشار اقتصادی وجود دارد. مسئله این است که آیا نقطه فروپاشی اساسا وجود دارد یا نه؛ و من میگویم برای کشوری چون ایران، نقطه فروپاشی معنا ندارد.»
با وجود این، ترامپ روز سهشنبه همچنان بر صبر و شکیبایی تأکید کرد و مدعی شد که کارزار فشار اقتصادی مسیر خود را طی کند.
او در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «هیچ مذاکره یا گفتوگویی با جمهوری اسلامی ایران در جریان نیست و هیچ مذاکرهای نیز برنامهریزی نشده است. محاصره دریایی همچنان با تمام قدرت و اثرگذاری خود ادامه دارد. تنگه هرمز باز و در حال فعالیت است. همه مینهای دریایی برداشته یا منفجر شدهاند. از توجه شما به این موضوع متشکرم!»
ترامپ همچنان بر ادامه فشار اصرار دارد
یک مقام ارشد کاخ سفید که برای تشریح وضعیت ایران به شرط ناشناس ماندن صحبت کرد، مدعی بود که ایران مدتها پیش از آنکه فشار بر آمریکا یا بازارهای جهانی به سطح غیرقابلتحملی برسد، تسلیم خواهد شد.
این مقام اواخر هفته گذشته گفت: «در نهایت، ما خواهان توافق هستیم، اما در این فاصله، اقتصاد ایران در حال سقوط است، بنابراین اگر آنها میخواهند این مسیر را انتخاب کنند، ما مشکلی با آن نداریم.»
با این حال، نشانههایی در داخل کاخ سفید وجود دارد که نشان میدهد پیامدهای اقتصادی جنگ به نگرانی فزایندهای تبدیل شده است. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، هفته گذشته در شبکه فاکسنیوز گفت که نخستین هدف دولت در جنگ با ایران، «ارزان نگه داشتن نفت و گاز برای آمریکاییها در سراسر کشور» بوده است. ترامپ نیز بارها تأکید کرده است که رأیدهندگان باید افزایش قیمت بنزین را برای پایان دادن به برنامه هستهای ایران تحمل کنند.»
افکار عمومی نگران طولانی شدن جنگ است
اما رأیدهندگان نگاه بدبینانهتری دارند. نظرسنجی رویترز/ایپسوس که این هفته منتشر شد، نشان داد که میزان رضایت از عملکرد ترامپ به ۳۳ درصد رسیده که پایینترین سطح دوران ریاستجمهوری اوست. بر اساس این نظرسنجی، حدود ۸۰ درصد آمریکاییها، شامل ۸۷ درصد دموکراتها و ۷۱ درصد جمهوریخواهان معتقدند که مشارکت آمریکا در جنگ ایران برای مدت طولانی ادامه خواهد داشت.
با این حال، برخی مقامهای سابق دولت ترامپ همچنان امیدوارند که صبر نتیجه بدهد و کارزار فشار اقتصادی آمریکا موفق شود؛ بخشی از این امید به این دلیل است که آنها گزینههای دیگر، از جمله اعزام نیروهای زمینی آمریکا به ایران را از نظر سیاسی غیرقابلتحمل میدانند.
تشدید نظامی خط قرمز آمریکاییهاست
فرد فلیتز، رئیس سابق دفتر شورای امنیت ملی ترامپ و نایبرئیس مؤسسه سیاست اول آمریکا میگوید: «فکر میکنم صبر کردن بهترین رویکرد است. باور ندارم که یک حمله نظامی گسترده در شرایط کنونی بتواند موضع نظام ایران را تغییر دهد و من کاملا با ایده تصرف جزیره خارک یا اعزام نیروهای آمریکایی مخالفم. مردم آمریکا چنین چیزی را نمیخواهند. این اقدام واقعا ما را در یک باتلاق گرفتار خواهد کرد.»















