به گزارش رصد روز، مساله احتمال افزایش قیمت بنزین این روزها به یکی از دغدغههای جدی و بحثبرانگیز مردم تبدیل شده است. هر روز یک خبر، یک شایعه یا یک اظهارنظر تازه درباره آن مطرح میشود و همین تناقضها و ابهامها ذهن بخش زیادی از مردم را درگیر کرده است. در روزهایی که مردم با شرایط وخیم اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند، طبیعی است که مساله افزایش قیمت بنزین و به تبع آن گرانی حملونقل و تمامی کالاهای اساسی برای همگان اهمیت داشته باشد.
با این حال، ادعاهای متفاوتی در مورد چرایی ضرورت افزایش قیمت بنزین مطرح میشود. این در حالی است که بسیاری از این ادعاها توسط خود مسئولان زیر سوال میرود.
حبیبالله ظفریان، معاون پژوهشهای زیربنایی و تولیدی مرکز پژوهشهای مجلس، روز چهارشنبه ۲۸ مرداد، با انتقاد از سناریوهای دولت برای اصلاح سیاست بنزین، اعلام کرد: «تولید روزانه بنزین به بیش از ۱۳۰ میلیون لیتر و واردات به حدود پنج میلیون تا شش میلیون لیتر رسید.»
وی ادامه داد: «از طرف دیگر، مصرف بنزین حدود ۱۳۷ میلیون لیتر روزانه است که پیشبینی میشود در شهریورماه افزایش یافته و سپس در مهرماه مجددا به همین سطوح بازگردد؛ بنابراین میزان کسری بنزین به طور متوسط در حدود روزانه چهار میلیون تا پنج میلیون لیتر بوده و اعداد و ارقام کسری ۱۵ میلیون تا ۲۰ میلیون لیتر روزانه بنزین صحیح نیست.»
پس از این اظهارات، آنطور که باشگاه خبرنگاران جوان گزارش داده، ناصر عاشوری، دبیرکل انجمن صنفی کارفرمایی صنعت پالایش نفت کشور، عنوان کرد: «مصرف روزانه بنزین کشور حدود ۱۳۴ میلیون تا ۱۳۵ میلیون لیتر است و در حال حاضر بیش از ۱۰ میلیون لیتر کسری روزانه وجود دارد.»
در همین زمینه باید گفت در مورد عدد دقیق کسری بنزین اختلافنظر وجود دارد. اما آنچه مشخص است این است که عدد کسری ۱۵ میلیون تا ۲۰ میلیون لیتر صحت ندارد.
اگر واقعا کسری بنزین کشور، آنطور که معاون پژوهشهای زیربنایی و تولیدی مرکز پژوهشهای مجلس میگوید، بهطور متوسط حدود چهار میلیون تا پنج میلیون لیتر در روز است، سوال این است که چرا باید برای جبران تنها چهار یا پنج میلیون لیتر کسری، در شرایطی که مردم با تورم سنگین و فشار اقتصادی ناشی از جنگ دستوپنجه نرم میکنند، احتمال افزایش قیمت مطرح میشود؟ آیا واقعا راهحل این کسری محدود، گرانتر کردن سوخت و تحمیل هزینه بیشتر به خانوارهاست؟ دولت ابتدا باید شفاف توضیح دهد که دقیقا چه میزان کسری وجود دارد و افزایش قیمت قرار است چه مسالهای را حل کند؟
از طرف دیگر، اگر رقم واقعی کسری همان چهار میلیون تا پنج میلیون لیتر است، این پرسش مهمتر میشود که چرا در مقاطع مختلف اعداد ۱۰، ۱۵ یا حتی ۲۰ میلیون لیتر بهعنوان میزان کسری بنزین مطرح شده است؟
این موضوع در مورد قیمت غیریارانهای بنزین نیز صدق میکند، چراکه ارقام متفاوتی مطرح میشود و دولت همچنان به طور شفاف اعلام نکرده است که بنزین ۸۷ هزار تومانی که قرار بود در کرمان توزیع شود، بر چه مبنایی قیمتگذاری شده بود؟
در چنین شرایطی که در مورد قیمت و میزان کسری آمار متناقضی اعلام میشود، چطور میتوان از ضرورت اصلاح قیمت به دلیل کسری و کاهش واردات سخن به میان آورد و مردم را اقناع کرد؟ زمانی که اظهارنظرات خود مسئولان، چرایی اجرای طرح افزایش قیمت بنزین را زیر سوال میبرد، چطور میتوان ضرورت اجرای این طرح در مقطع کنونی را درک کرد؟ اگر مساله کسری بنزین نیست، پس اصرار به افزایش قیمت در شرایط کنونی چیست؟
آنطور که نفت ما گزارش داده، حمیدرضا صالحی، رئیس هیاتمدیره فدراسیون صادرات انرژی و صنایع وابسته ایران، توضیح داد: «اگر واقعا فروش نفت و درآمد نفتی داشتیم، دولت هم این کار را نمیکرد و وارد اصلاح قیمتها نمیشد. اما امروز چون درآمدهای نفتی و درآمد کشور پایین آمده، دولت در حال اجرای این سیاستهاست.»
وی با تاکید بر اینکه اصلاح قیمتها باید بهصورت تدریجی انجام شود، گفت: «این سیاستهای اصلاحی تدریجی بد نیست. میتوان سالبهسال و طی چند سال قیمتها را واقعی کرد. برای حاملهای انرژی نیز میتوان کالاهایی را که قاچاقپذیر هستند، زودتر و کالاهایی را که قاچاقپذیر نیستند، دیرتر اصلاح کرد که این میتواند سیاست درستی باشد.»
همانطور که پیداست، یکی از دلایل تلاش برای تغییر قیمت بنزین، مساله کاهش درآمدهای نفتی است. گرچه بسیاری از کارشناسان باور دارند که درنهایت سیاستهای اصلاحی باید صورت گیرد، اما روش آن باید تدریجی و متناسب با افزایش تورم باشد. همچنین باید در کنار اصلاحات ساختاری ازجمله افزایش کیفیت بنزین تولیدی، افزایش بهرهوری پالایشگاهها، بهبود کیفیت خودروسازی، جلوگیری از انحصار و آزادسازی واردات خودروهای باکیفیت صورت گیرد.
با این حال با نادیده گرفتن پیششرطهای اصلاح قیمتهای نسبی، اصرار بر افزایش قیمت بنزین در شرایط کنونی مطرح میشود. این مساله به نوعی به کاهش درآمدهای نفتی مرتبط است.
آنطور که بلومبرگ گزارش داده، نفت سبک ایران برای تحویل در ماه آینده، در هفته جاری با تخفیفی حدود چهار دلار در هر بشکه نسبت به نفت برنت عرضه شد که این میزان نسبت به تخفیف پنج دلاری در هفته قبل کاهش یافته است. همچنین تداوم محاصره موجب شده است تا حجم نفت شناور ایران در اقصینقاط جهان با روند افزایشی مواجه باشد. بر اساس گزارش شرکت «ورتکسا»، میزان ذخایر شناور نفت خام ایران در بازه زمانی یکماهه، با رشدی ۱۴ درصدی به ۱۳۵ میلیون بشکه رسیده است.
از سوی دیگر، خبرگزاری «بلومبرگ» نیز تراکم رو به افزایشی از نفتکشهای حامل نفت خام ایران را در سواحل جنوب شرقی شبهجزیره مالزی رصد کرده است.
بنا بر گزارش موسسه «کپلر» حدود ۴۰ میلیون بشکه نفت خام ایران بر روی کشتیهایی در نزدیکی سنگاپور انباشته شده است؛ منطقهای که محل رایج عملیات «کشتیبهکشتی» برای نفت عازم چین محسوب میشود. با این حال، این شرکت به نقل از فعالان بازار اعلام کرد که تنها ۱۰ درصد از این حجم، معادل دو محموله ابرنفتکش، فروختهنشده باقی مانده است.
همچنین فاکسنیوز به نقل از شرکت «کپلر» عنوان کرده است که ایران در ماه جاری تاکنون بهطور میانگین روزانه حدود ۲۸۷ هزار بشکه نفت خام بارگیری کرده است؛ رقمی که نسبت به میانگین حدود دو میلیون بشکه در روز پیش از آغاز جنگ، کاهش چشمگیری نشان میدهد. چین که بزرگترین مشتری نفت ایران است، در ماه جاری روزانه حدود ۵۲۳ هزار بشکه نفت خام از ایران دریافت کرده است؛ این در حالی است که این رقم در آغاز جنگ بیش از ۱.۷ میلیون بشکه در روز بود.
آنطور که از دادهها پیداست، کاهش درآمدهای نفتی با توجه به افزایش ذخایر شناور و افزایش تخفیفهای نفتی در پی بحران در تنگه هرمز محتمل است. در چنین شرایطی شاید بتوان دقیقتر به مساله ارتباط کاهش درآمدهای نفتی با افزایش قیمت بنزین توجه کرد. اما در نهایت، تمامی این آمار و ارقام غیررسمی است و توسط ایران تایید نشده است. از این رو، ضرورت دارد که در این زمینه شفافسازی شود. آیا واقعا دولت قصد دارد که از طریق افزایش قیمت بنزین، کاهش درآمد نفتی را جبران کند؟
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید