خطرناک‌ترین نقشه ترامپ برای ایران

ترامپ هنوز تصمیم نهایی خود را نگرفته، اما دست‌کم سه گزینه نظامی پیش روی او قرار دارد.

به گزارش رصد روز، در حالی که تنش میان ایران و آمریکا همچنان در سطح بالایی قرار دارد، گزارش‌ها حاکی از آن است که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، هفته گذشته پس از نشست با مشاوران ارشد خود در کاخ سفید، تصمیم درباره اجرای حملات گسترده‌تر علیه ایران را فعلاً به تعویق انداخته است.

الجزیره در گزارشی نوشت: به نظر می‌رسد فشارهای سیاسی داخلی بر ترامپ و حزب جمهوری‌خواه، به‌ویژه در پی افزایش هزینه‌های اقتصادی جنگ، نقش مهمی در این تصمیم داشته باشد. تازه‌ترین نظرسنجی‌ها نیز نشان می‌دهد نزدیک به 70 درصد آمریکایی‌ها با ادامه جنگ مخالفند.

ادعای تضعیف ایران و واقعیت میدانی که متفاوت است

با وجود آنکه پیت هگست وزیر دفاع آمریکا، مدعی شده توان نظامی ایران به «ضعیف‌ترین وضعیت تاریخ خود» رسیده، شواهد موجود تصویر دیگری ارائه می‌دهد.

ایران همچنان قادر است حملات گسترده پهپادی و موشکی انجام دهد و برخی ارزیابی‌های اطلاعاتی هم نشان می‌دهد تهران نه‌تنها توان تولید این تسلیحات را بازسازی کرده، بلکه ظرفیت ساخت آنها را نیز افزایش داده است.

در همین حال، ایالات متحده برای آمادگی در برابر احتمال آغاز یک عملیات نظامی جدید، جنگنده‌های بیشتر و سامانه‌های دفاع موشکی اضافی را به منطقه اعزام کرده است. دو واحد اعزامی تفنگداران دریایی و همچنین بخش‌هایی از لشکر ۸۲ یا ۱۰۱ هوابرد آمریکا نیز اکنون در منطقه مستقر هستند.

با این حال، گزارش‌هایی منتشر شده که نشان می‌دهد آمریکا و متحدانش در خلیج فارس بخش قابل توجهی از ذخایر موشک‌های رهگیر و همچنین موشک‌های کروز تام هاوک را مصرف کرده‌اند؛ موضوعی که می‌تواند توان ادامه عملیات را به شدت محدود کند.

در چنین شرایطی، ترامپ هنوز تصمیم نهایی خود را نگرفته، اما دست‌کم سه گزینه نظامی پیش روی او قرار دارد.

گزینه نخست؛ تشدید حملات هوایی و موشکی

نخستین سناریو، افزایش حملات هوایی و موشکی علیه ایران است. اما این راهبرد با یک مشکل اساسی روبه‌روست؛ بسیاری از اهداف نظامی مهم ایران تاکنون هدف قرار گرفته‌اند و ممکن است دیگر هدف نظامی موثری باقی نمانده باشد.

در چنین وضعیتی، گسترش حملات به معنای هدف گرفتن زیرساخت‌های غیرنظامی خواهد بود؛ از جمله:

  • تأسیسات تولید انرژی
  • نیروگاه‌ها و شبکه برق
  • پل‌ها و جاده‌ها
  • شبکه‌های مخابراتی و تلویزیونی

پیامدهای چنین تصمیمی تقریباً همگی منفی خواهند بود. ترامپ با اتهام ارتکاب جنایت جنگی روبه‌رو می‌شود و افکار عمومی ایران نیز بیش از گذشته علیه آمریکا متحد خواهد شد.

از سوی دیگر، توان ایران برای پاسخ نظامی به‌طور جدی از بین نخواهد رفت و تهران احتمالاً زیرساخت‌های حیاتی کشورهای حوزه خلیج فارس، از جمله تأسیسات آب‌شیرین‌کن و مراکز تولید انرژی را هدف قرار خواهد داد.

نتیجه چنین روندی می‌تواند یک فاجعه گسترده باشد؛ آن هم در شرایطی که هیچ برنامه عملی برای مدیریت چنین بحرانی وجود ندارد.

افزون بر این، قیمت نفت ممکن است 150 تا 200 دلار در هر بشکه تا افزایش یابد؛ اتفاقی که می‌تواند اقتصاد جهان را وارد بحرانی تازه کند.

گزینه دوم؛ حمله زمینی

دومین گزینه، اجرای نوعی عملیات زمینی علیه ایران است. نیروهای آمریکایی حاضر در منطقه برای دستیابی به اهداف واقعی نظامی به هیچ وجه کافی نیستند.

هر واحد اعزامی تفنگداران دریایی حدود ۲۵۰۰ نیرو دارد که تنها نزدیک به ۸۰۰ نفر از آنها نیروی پیاده هستند؛ ظرفیتی که صرفاً برای عملیات‌های بسیار محدود مناسب است.

نیروهای هوابرد نیز تنها برای چند روز مهمات، مواد غذایی و تجهیزات همراه دارند و ادامه مأموریت آنها کاملاً وابسته به تأمین مجدد تدارکات است.

ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا بری مک‌کافری نیز پیش‌تر هشدار داده بود که حتی اعزام ۱۵۰ هزار سرباز نیز شاید برای کنترل سواحل ایران در تنگه هرمز کافی نباشد.

از سوی دیگر، حمله به جزیره خارک مستلزم عبور طولانی و بسیار خطرناک از بخش غربی تنگه هرمز است؛ مسیری که احتمال وارد شدن تلفات سنگین به نیروهای آمریکایی را افزایش می‌دهد.

گزینه سوم؛ استفاده از سلاح هسته‌ای

سومین و خطرناک‌ترین گزینه، استفاده از یک سلاح هسته‌ای است؛ حتی اگر صرفا به‌عنوان یک انفجار نمایشی انجام شود. به اعتقاد نویسنده، چنین اقدامی جعبه پاندورایی از پیامدهای غیرقابل کنترل را خواهد گشود.

در این صورت، ترامپ بار دیگر با اتهام جنایت جنگی مواجه خواهد شد و صرف‌نظر از محل انفجار، آثار ویرانگر آن اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

اگر انفجار در ارتفاع بسیار بالا رخ دهد، یک پالس الکترومغناطیسی ایجاد می‌شود که می‌تواند تقریباً تمامی سامانه‌های الکترونیکی مجهز به تراشه را تا صدها کیلومتر فراتر از مرزهای ایران از کار بیندازد.

بخش عمده ارتش‌های مدرن منطقه، از جمله کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، نیز به دلیل هزینه‌های سنگین، در برابر چنین پدیده‌ای محافظت نشده‌اند.

اگر انفجار روی سطح زمین انجام شود، ابر رادیواکتیوی شکل خواهد گرفت که با توجه به جهت وزش باد، به سمت شرق حرکت کرده و جمعیت‌های خارج از مرزهای ایران را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.

پیامدهای ژئوپلیتیکی این اقدام نیز بسیار گسترده خواهد بود؛ از جمله اینکه ممکن است ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، نگاه خود را نسبت به استفاده از سلاح هسته‌ای در جنگ اوکراین تغییر دهد و این گزینه را بیش از گذشته قابل اجرا بداند.

مذاکره؛ تنها گزینه منطقی پیش روی ترامپ

در میان همه گزینه‌های موجود، حرکت به سمت مذاکره منطقی‌ترین و کم‌هزینه‌ترین راه است.

ترامپ می‌تواند ادعا کند که فشارهای نظامی، ایران را پای میز مذاکره کشانده است؛ حتی اگر گفت‌وگوهای تهران و واشنگتن در تمام مدت بحران نیز هیچ‌گاه به‌طور کامل متوقف نشده باشد.

نخستین گام در این مسیر می‌تواند بازگشایی تنگه هرمز و باب‌المندب باشد؛ اقدامی که احتمالاً موجب کاهش قیمت نفت و بازگشت آرامش به بازارهای مالی جهان خواهد شد.

در چنین سناریویی، ترامپ نیز می‌تواند دستاورد سیاسی این تحول را به نام خود ثبت کند؛ بی‌آنکه جهان وارد جنگی ویرانگر و یک بحران اقتصادی فراگیر شود.

این تنها گزینه واقع‌بینانه پیش روی رئیس‌جمهور آمریکاست.

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار