صنایع‌دستی در هزارتوی مشکلات

آینده صنایع‌دستی ایران نه فقط به مهارت هنرمندان بلکه به کیفیت سیاستگذاری، انسجام مدیریتی و توانایی تبدیل این میراث فرهنگی به بخشی از راهبرد توسعه ملی وابسته خواهد بود.

به گزارش رصد روز، تحریم، رکود اقتصادی و نوسانات بازار، بیش از هر زمان دیگری تاب‌آوری بخش‌های مختلف اقتصاد ایران را به آزمون گذاشته است. در این میان صنایع‌دستی که همواره از آن به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های اشتغالزایی، حفظ هویت فرهنگی و توسعه اقتصاد محلی یاد می‌شود، روزهای دشواری را سپری می‌کند. کاهش قدرت خرید مردم، افت تقاضا، محدود شدن بازارهای فروش و مشکلات ناشی از بی‌ثباتی اقتصادی، تنها بخشی از چالش‌هایی است که هنرمندان و فعالان این حوزه با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند. با این حال کارشناسان معتقدند بخش مهمی از مشکلات امروز صنایع‌دستی، نه صرفا نتیجه بحران‌های اقتصادی و امنیتی بلکه حاصل نبود برنامه‌ریزی، ضعف سیاستگذاری و انفعال نهادهای متولی است.

در شرایطی که بسیاری از کشورها در مواجهه با بحران‌هایی همچون تنش‌های سیاسی، همه‌گیری کرونا یا رکود اقتصادی، با اجرای سیاست‌های حمایتی، توسعه فروش آنلاین، اعطای تسهیلات و تحریک تقاضا توانستند بازار صنایع فرهنگی خود را حفظ کنند، به نظر می‌رسد در ایران چنین رویکردی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. نبود برنامه مشخص برای مدیریت بحران، خلأ مدیریتی در حوزه صنایع‌دستی و اتکای بیش از اندازه به آمارهای کمی، از جمله مسائلی است که آینده این هنر ـ صنعت را با مخاطرات جدی روبه‌رو کرده است.

از سوی دیگر صنایع‌دستی صرفا یک کالای اقتصادی نیست بلکه حامل بخشی از هویت، فرهنگ و میراث تاریخی ایران به‌شمار می‌رود. ازاین‌رو رکود این حوزه تنها به کاهش درآمد هنرمندان محدود نمی‌شود بلکه می‌تواند پیامدهای اجتماعی، فرهنگی و حتی جمعیتی گسترده‌ای به‌دنبال داشته باشد؛ از مهاجرت هنرمندان به کلانشهرها گرفته تا از بین رفتن دانش بومی و تضعیف سرمایه فرهنگی کشور.

بحران بدون نقشه راه

حجت‌الله مرادخانی، پژوهشگر حوزه صنایع‌دستی با اشاره به پیامدهای شرایط جنگی و بی‌ثباتی اقتصادی بر بازار صنایع‌دستی به «جهان‌صنعت» گفت: «یکی از مهم‌ترین دلایل از رونق افتادن چرخه تولید و بازار صنایع‌دستی ایران، انفعال بخش دولتی و نبود راهبرد مشخص در معاونت صنایع‌دستی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی است. بخش قابل‌توجهی از مشکلات فعلی به همین موضوع بازمی‌گردد.»

وی افزود: «بحران، چه از نوع انسانی و امنیتی باشد و چه طبیعی، همواره بخشی از زندگی بشر بوده و خواهد بود. بنابراین نمی‌توان وقوع بحران را انکار کرد بلکه باید برای مواجهه با آن برنامه، راهبرد، آموزش و تمرین داشت. در چنین شرایطی نباید تازه به این فکر کنیم که چه باید کرد بلکه باید از پیش بدانیم چگونه باید عمل کنیم. متاسفانه طی یک‌سال گذشته تقریبا هیچ نشانه‌ای از آمادگی و آموزش برای مدیریت بحران در حوزه صنایع‌دستی دیده نشد و تا جایی که اطلاع دارم، کارگاه‌های آموزشی محدودی در این زمینه برگزار شد.»

مرادخانی تاکید کرد: «در شرایط رکود ناشی از بحران‌های امنیتی و اقتصادی، مانند جنگی که از خرداد سال گذشته با آن مواجه هستیم، مهم‌ترین راهکار، تحریک تقاضا و حفظ نقدینگی بازار است. این اقدام به‌مراتب موثرتر از تاکید صرف بر افزایش تولید خواهد بود زیرا استمرار گردش مالی، ضامن بقای فعالان این حوزه است.»

فرصت‌هایی که از دست رفت

این پژوهشگر حوزه صنایع‌دستی با اشاره به اقداماتی که می‌توانست در این شرایط انجام شود، گفت: «نخستین اقدام، راه‌اندازی یک کمپین ملی برای حمایت از فعالان صنایع‌دستی بود. این کمپین می‌توانست با مشارکت پلتفرم‌ها و مارکت‌پلیس‌های بزرگ کشور و سکوهای فروش اجرا شود. اگر بخش دولتی که اکنون نیز ماه‌هاست فاقد مدیر و معاون مشخص است، برنامه‌ای برای استفاده از این ظرفیت‌ها داشت، می‌شد با تقویت تقاضای داخلی از تولیدکنندگان صنایع‌دستی حمایت کرد؛ اقدامی که بسیاری از کشورهای جهان در شرایط بحران تجربه کرده‌اند.»

وی ادامه داد: «اعطای تسهیلات سرمایه در گردش با دوره تنفس مناسب، تعویق پرداخت حق بیمه و مالیات و همچنین توسعه فروش آنلاین از طریق بازارهای داخلی، از دیگر اقداماتی بود که می‌توانست فشار اقتصادی بر هنرمندان را کاهش دهد اما در این زمینه نیز اقدام موثری انجام نشد.»

مرادخانی افزود: «تغییر رویکرد در تولید و حرکت به سمت محصولات کوچک‌تر، اقتصادی‌تر و متناسب با شرایط بازار نیز از دیگر راهکارهای قابل اجرا بود. برخی کارگاه‌ها که از پیش چنین برنامه‌ای داشتند، توانستند شرایط را بهتر مدیریت کنند اما بسیاری دیگر به دلیل نبود برنامه و آموزش، این فرصت را از دست دادند.»

درس‌های فراموش‌شده از دوران کرونا

مرادخانی با انتقاد از نبود نگاه آینده‌پژوهانه در سیاستگذاری‌های حوزه صنایع‌دستی اظهار کرد: «واقعیت این است که از این حجم جلسات، اسناد و برنامه‌ها، آب چندانی برای صنایع‌دستی گرم نمی‌شود چراکه این اسناد بر پایه واقعیت‌های این حوزه و با رویکرد آینده‌پژوهانه تدوین نشده‌اند.»

وی با اشاره به تجربه کشورهای دیگر در مدیریت بحران گفت: «نمونه‌ای روشن از این موضوع را می‌توان در دوران همه‌گیری کووید-۱۹ مشاهده کرد. در آن مقطع کشورهایی مانند کره جنوبی و تایلند برای حمایت از صنایع‌دستی و به‌طور کلی صنایع فرهنگی خود، مجموعه‌ای از سیاست‌های حمایتی را اجرا کردند؛ سیاست‌هایی که اگر متناسب با شرایط ایران بومی‌سازی و اجرا می‌شد، امروز بخش قابل‌توجهی از مشکلات فعلی را نداشتیم.»

این پژوهشگر حوزه صنایع‌دستی افزود: «این کشورها با اعطای وام‌های کم‌بهره، تقویت بازارهای ملی فروش آنلاین و اجرای کمپین‌های ملی برای خرید از تولیدکنندگان محلی توانستند چرخه اقتصاد صنایع فرهنگی خود را حفظ کنند. حتی در برخی کشورها، دولت کوپن‌های خرید فرهنگی در اختیار شهروندان قرار داد تا تقاضا برای محصولات فرهنگی و صنایع‌دستی کاهش پیدا نکند. در ایران نیز مارکت‌پلیس‌های قدرتمندی وجود دارد که می‌شد در قالب مسوولیت اجتماعی از ظرفیت آنها بهره گرفت اما این فرصت مغفول ماند.»

مرادخانی تاکید کرد: «حمایت از بازار صنایع‌دستی الزاما نیازمند منابع مالی کلان نیست بلکه با سیاستگذاری صحیح و استفاده از ظرفیت‌های موجود نیز می‌توان آثار قابل‌توجهی بر جای گذاشت. با این حال، به دلیل آنکه صنایع‌دستی در پارادایم مدیریتی کشور جایگاه پررنگی ندارد، برنامه، سیاست و دستورالعمل مشخصی برای مدیریت این حوزه در شرایط بحران تدوین نشده است.»

وی ادامه داد: «نتیجه این وضعیت آن است که در یک‌سال گذشته، حوزه صنایع‌دستی عملا در بن‌بست قرار گرفته و اگر همین روند ادامه پیدا کند، در بحران‌های آینده نیز شرایط تفاوت چندانی نخواهد داشت زیرا همچنان فاقد برنامه، دستورالعمل، آموزش و آمادگی لازم برای مدیریت بحران هستیم.»

خلأ مدیریتی و نبود پاسخگویی

این پژوهشگر حوزه صنایع‌دستی با اشاره به خلأ مدیریتی موجود در این بخش گفت: «صنایع‌دستی امروز عملا متولی مشخصی ندارد و در ساختار وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی نیز تا حد زیادی به حاشیه رانده شده است. از سوی دیگر نهادهای نظارتی نیز توجه کافی به مشکلات و بحران‌های این بخش ندارند و همین مساله موجب شده است که هیچ‌کس در قبال تصمیم‌ها و پیامدهای آن پاسخگو نباشد.»

وی هشدار داد: «ادامه این روند در میان‌مدت و بلندمدت تبعات جدی برای کشور خواهد داشت. صنایع‌دستی یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های اشتغالزایی در جوامع محلی است و اگر این حوزه از رونق بیفتد، بسیاری از هنرمندان و فعالان آن ناچار به مهاجرت به کلانشهرها خواهند شد.»

مرادخانی افزود: «این افراد حاملان میراث هنری و فرهنگی کشور هستند اما به‌دلیل هزینه‌های بالای زندگی در کلانشهرها، در معرض حاشیه‌نشینی قرار می‌گیرند؛ پدیده‌ای که می‌تواند زمینه‌ساز آسیب‌های اجتماعی متعددی باشد. از دست رفتن سرمایه انسانی و فرهنگی، هزینه‌ای است که جبران آن به‌مراتب دشوارتر از حمایت اقتصادی از فعالان این حوزه خواهد بود.»

وی تصریح کرد: «اگر امروز برای حفظ اشتغال و بازار صنایع‌دستی تصمیم‌گیری نشود، فردا باید هزینه‌های سنگین‌تری برای مقابله با پیامدهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن پرداخت کنیم. حفظ صنایع‌دستی تنها حمایت از یک هنر نیست بلکه سرمایه‌گذاری برای حفظ هویت فرهنگی، توسعه متوازن مناطق و جلوگیری از گسترش آسیب‌های اجتماعی است.»

جمع‌بندی

در نهایت باید اذعان داشت که در تجربه جهانی، صنایع‌دستی دیگر صرفا بخشی از میراث فرهنگی تلقی نمی‌شود بلکه یکی از ارکان «اقتصاد خلاق» و توسعه پایدار به‌شمار می‌آید. کشورهایی که توانسته‌اند این حوزه را از بحران‌های اقتصادی، همه‌گیری‌ها یا تنش‌های سیاسی با کمترین آسیب عبور دهند، رویکرد خود را از حمایت‌های مقطعی به سیاستگذاری بلندمدت تغییر داده‌اند. امروز، موفقیت این کشورها بیش از آنکه به میزان بودجه اختصاص‌یافته وابسته باشد، به وجود نظام حکمرانی کارآمد، مشارکت بخش‌خصوصی، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین، تقویت بازارهای دیجیتال و حضور فعال جوامع محلی در تصمیم‌گیری‌ها بازمی‌گردد.

صنایع‌دستی ایران نیز با برخورداری از تنوع کم‌نظیر، پیشینه تاریخی و ظرفیت بالای اشتغالزایی، می‌تواند سهمی موثر در اقتصاد فرهنگی کشور ایفا کند اما تحقق این ظرفیت مستلزم عبور از نگاه صرفا آماری و جایگزین کردن سیاست‌های مبتنی بر تاب‌آوری، نوآوری و توسعه بازار است. تجربه جهانی نشان می‌دهد که در شرایط بحران، حفظ زنجیره تولید، فروش و اعتماد مصرف‌کننده، به مراتب مهم‌تر از افزایش مقطعی تولید است. از این منظر، آینده صنایع‌دستی ایران نه فقط به مهارت هنرمندان بلکه به کیفیت سیاستگذاری، انسجام مدیریتی و توانایی تبدیل این میراث فرهنگی به بخشی از راهبرد توسعه ملی وابسته خواهد بود؛ مسیری که اگر با نگاهی آینده‌نگر دنبال شود، صنایع‌دستی را از یک بخش آسیب‌پذیر به یکی از پیشران‌های اقتصاد خلاق و هویت فرهنگی کشور تبدیل خواهد کرد.

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار