پاسخ چندان پیچیده نیست. با کمی تامل میتوان دریافت که فقر بستر شکلگیری بسیاری از بحرانهاست و از طلاق و خشونت گرفته تا افزایش مصرف مواد مخدر و ترک تحصیل همگی ارتباط مستقیم یا غیرمستقیم با اینواقعیت قرار دارند. ادامه درگیریها و پیامدهای جنگ نیز نگرانی کارشناسان را درباره تشدید آسیبهای اجتماعی افزایش داده زیراکه فشارهای اقتصادی و روانی ناشی از جنگ میتواند بهروند اینآسیبها اضافه کند. در بررسی چرایی گسترش اینوضعیت نیز نقش تصمیمات و سیاستهای کلان دولت غیرقابل چشمپوشی بوده؛ تصمیماتی که پیامدهای آن بهطور مستقیم بر زندگی، روان و ثبات اجتماعی جامعه سایه افکنده است.
ابهام آماری
براساس گزارشهای رسمی منتشرشده در سالهای اخیر بسیاری از شاخصهای مرتبط با آسیبهای اجتماعی روندی افزایشی را تجربه کردند. برای بررسی و تحلیل اینموضوع ابتدا فقر مطلق را مورد بررسی قرار داده و سپس آمار برخی از آسیبها مانند اعتیاد، طلاق و نزاع خیابانی را زیر ذرهبین قرار دادیم. با اینحال برخی از دادهها ممکن است دچار کم یا زیادشدگی باشند و در مواردی مانند قتل و خودکشی بهدلیل محرمانگی، آمار دقیق و کامل در دسترس نیست؛ موضوعی که خود جای تامل دارد.
رقم تلخ فقر مطلق
براساس دادههای رسمی فقر مطلق در ایران روندی صعودی و نگرانکننده دارد. در سال۱۴۰۳ دستکم ۳۶درصد از جمعیت کشور زیر خط فقر مطلق قرار داشتند که بالاترین میزان اینشاخص از ابتدای دهه۱۳۹۰ محسوب میشود. در همین سال خط فقر ماهانه برای هرفرد ۶میلیونو۱۲۸هزارتومان ثبت شد بهاین معنا که بیش از یکسوم جمعیت ایران حتی توان تامین حداقل کالری لازم برای زندگی را نداشتند.
رییس سازمان بهزیستی کشور دیماه گذشته اعلام کرد که جمعیت زیر خط فقر مطلق از ۱۶میلیوننفر به۳۴میلیوننفر افزایش یافته و تابآوری اقتصادی مردم کاهش قابلتوجهی داشته است. روند فقر از سال۱۳۹۷ بهبعد نیز روزافزون بوده است. تا پیش از آن نرخ فقر حدود ۲۰درصد بود اما در سال۱۳۹۸ به۳۰درصد رسید و در۱۴۰۳ بهحدود ۴۰درصد بالغ شد. تحلیلها نشان میدهند که احتمال افزایش اینشاخص تا ۴۵درصد نیز وجود دارد؛ موضوعی که بیانگر پدیده عمومی شدن فقر در کشور است. بررسیهای جدید نشان میدهد که ۴۴درصد جمعیت ایران دچار فقر مطلق هستند یعنی حدود ۳۵میلیوننفر توان تامین هزینههای ضروری زندگی را بهشکل شایسته ندارند و درکنار آن حدود ۴میلیوننفر در وضعیت فقر شدید قرار دارند که حتی قادر بهتامین نیازهای معمول زندگی نیستند. اینوضعیت نهتنها سلامت جسمی و روانی مردم را تهدید کرده بلکه میتواند چرخه بیننسلی فقر را نیز تقویت کند.
تیغ طلاق زیر گلوی ازدواج
آمار طلاق در کشور در سال۱۴۰۳ نشان میدهد که از هر۱۰۰ازدواج، حدود ۳۹مورد بهطلاق منجر شده است. ایننسبت در شهر تهران به۵۲طلاق در هر ۱۰۰ازدواج میرسد که بیانگر فشار و چالشهای بیشتر در زندگی شهری است. در هفتماهه ابتدایی سال۱۴۰۳ از مجموع ۲۷۴هزارو۵۹۶ازدواج ثبتشده، ۱۰۸هزارو۶۷۳مورد بهطلاق ختم شد. روند فصلی نیز نشان میدهد که در پاییز همان سال طلاق به۴۹هزارو۷۳۸مورد رسید که نسبتبه تابستان افزایش داشت و درمقایسه با سال قبل رشد قابلتوجهی را تجربه کرد. از نظر جغرافیایی بیشترین تعداد طلاق در استانهای تهران، مشهد، خوزستان، فارس و آذربایجانشرقی ثبت شده و کمترین تعداد در استانهای ایلام، خراسانجنوبی، سمنان، کهگیلویه و بویراحمد و چهارمحال و بختیاری گزارش شده است. اینتفاوتها نشاندهنده تاثیر شرایط اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بر الگوهای زندگی خانوادگی است.
براساس آمار رسمی ثبت احوال در نیمهنخست سال۱۴۰۴ بیش از ۲۲۸هزارازدواج و نزدیک به۹۰هزارطلاق ثبت شده است. در استانهایی مانند تهران، کرج و مازندران تقریبا از هردوازدواج یکمورد بهطلاق منجر شده که نشاندهنده شدت بحران در کلانشهرهاست. عوامل متعددی در افزایش طلاق نقش دارند؛ ازجمله مشکلات اقتصادی، بیکاری جوانان، تغییرات فرهنگی و اجتماعی و افزایش آگاهی زنان از حقوق خود. افزایش مداوم نرخ طلاق و کاهش ازدواج از سال۱۳۸۹ تا۱۴۰۲ که حدود ۴۶درصد کاهش را نشان میدهد اینپدیده را بهیکی از مهمترین بحرانهای اجتماعی کشور تبدیل کرده است.
زندگی در تنگنای اعتیاد
براساس دادههای موجود تعداد معتادان کشور بین ۸/۲تا۴/۴میلیوننفر تخمین زده میشود. ایناختلاف در آمارها ناشی از روشهای مختلف جمعآوری داده و تعریفهای متفاوت از اعتیاد است. برخی فقط مصرفکنندگان مستمر را شامل میشوند و برخی دیگر مصرفکنندگان تفننی را نیز در بر میگیرند. در سال۱۴۰۳ شهرداری تهران اقدام بهساماندهی ۱۳هزارو۱۳۰نفر از آسیبدیدگان اجتماعی کرد که از اینتعداد ۶هزارو۱۹۳نفر معتاد متجاهر و ۵هزارو۵۱۳نفر افراد کارتنخواب بودند. براساس تحلیلها پیشبینی شده که تا سال۱۴۰۴ تعداد معتادان کشور با افزایش ۲۰درصدی بهحدود ۳۵/۳میلیوننفر برسد. ۵۸درصد از معتادان زیر ۳۴سال هستند که نشاندهنده جوان بودن بخش عمدهای از جمعیت معتادان است. طبق اعلام پلیس مبارزه با مواد مخدر درحالحاضر ۵۰تا۶۵هزارمعتاد متجاهر در سطح کشور شناسایی شدند. ازسوی دیگر مدیرکل درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر چندی پیش اعلام کرده که حدود یکمیلیونو۶۰۰هزارنفر موادمخدر را بهشکل تفریحی مصرف میکنند؛ آماری که نشاندهنده گستردگی و نگرانی اینپدیده است.
خشونت در کوچه و خیابانها
براساس آمار سازمان پزشکی قانونی کشور، در ششماهه اول سال۱۴۰۳ حدود ۳۲۳هزارمورد نزاع ثبت شد که ۲۱۳هزارمورد مربوط بهمردان و ۱۱۰هزارمورد مربوط بهزنان بود. بیشترین تعداد نزاع در استانهای تهران، خراسانرضوی، خوزستان و گیلان ثبت شده است. از نظر سرانه نزاع استان اردبیل با ۶۲۱مورد بهازای هر ۱۰۰هزارنفر در صدر قرار دارد و پساز آن استانهای آذربایجانشرقی و همدان قرار دارند. روند نزاع در سالهای اخیر صعودی بوده و نرخ آن در تهران نسبتبه سال گذشته ۲/۵۲درصد افزایش یافته است.
در سهماهه نخست سال۱۴۰۴ نیز خشونت و نزاع همچنان ادامه داشته است. در اینبازه زمانی ۴۹هزارو۷۴۴زن و ۹۶هزارو۵۱۸مرد در سراسر کشور بهدلیل نزاع بهمراکز پزشکی قانونی مراجعه کردند و بیشترین آمار مربوط بهکلانشهرهایی مانند تهران، خراسان رضوی و اصفهان بوده است.
فقر؛ ریشه پنهان آسیبهای اجتماعی
سعید معیدفر، جامعهشناس درباره ارتباط میان فقر و شکلگیری آسیبهای اجتماعی به«جهانصنعت» گفت: در بررسی رابطه بین فقر و آسیبهای اجتماعی ارتباطی مستقیم مشاهده میشود.
پژوهشهای جامعهشناسی و آموزههای دینی نشان میدهد که فقر بهعنوان یکعامل زمینهساز میتواند اعتماد و همبستگی اجتماعی را کاهش دهد و درنهایت زمینهساز بروز آسیبهای اجتماعی شود.
جامعهای که در آن تعاملات و پیوندهای انسانی دچار گسستگی شده باشد بهطور طبیعی با آسیبهایی چون خشونت، اعتیاد، طلاق، خودکشی و انواع بزهکاری روبرو خواهد شد.
وی افزود: در جوامعی که همبستگی و تعامل اجتماعی قوی برقرار است افراد بهیکدیگر کمک میکنند و جامعه سالم، پویا و سرزنده میشود اما در شرایط بحران اقتصادی و فقر گسترده افراد بیشتر انرژی و منابع خود را صرف رفع نیازهای اولیه معیشتی میکنند و کمتر امکان ایجاد روابط اجتماعی و پیوندهای قوی دارند. طبق نظریه سلسلهمراتب نیازهای مازلو وقتی نیازهای پایهای انسانها تامین نشود توانایی آنها برای توسعه پیوندهای اجتماعی، همبستگی، احترام و شکوفایی کاهش مییابد. فقر اقتصادی علاوهبر تاثیر بر معیشت بر سلامت روان نیز اثرگذار است.
فشار برای تامین نیازهای اولیه میتواند باعث افزایش خشونت خانگی، درگیریهای اجتماعی، سرقت، خودکشی و حتی تندادن بهفعالیتهای ناپسند اجتماعی مانند روسپیگری شود. اینوضعیت منجربه فرسودگی اجتماعی و کاهش کیفیت زندگی افراد میشود.
این جامعهشناس بیان کرد: علاوهبر فقر مطلق فقر نسبی نیز اهمیت زیادی دارد. برخی جوامع ممکن است از نظر اقتصادی شرایط نسبتا مناسبی داشته باشند اما بهدلیل تغییر معیارهای زندگی، انتظارات جمعی، تفاوتهای فرهنگی و فشارهای اجتماعی همچنان با آسیبهای اجتماعی متنوعی روبرو شوند.
بنابراین بررسی فقر و آسیبهای اجتماعی باید متناسب با سطح انتظارات، معیارها، فرهنگ و شرایط هر جمعیت انجام شود.
افزایش آمارهایی مانند قتل، سرقت، خشونت، خودکشی، طلاق، اعتیاد و دیگر آسیبها نهتنها نشاندهنده تشدید شرایط اقتصادی و فقر است بلکه بازتابدهنده تاثیرات روانی، اجتماعی و فرهنگی اینپدیده بر کیفیت زندگی، همبستگی اجتماعی و حتی نسلهای آینده در جامعه نیز محسوب میشود.














