به گزارش رصد روز به نقل از روابط عمومی گروه سرمایهگذاری مسکن، علیرضا مخصوصی، معاون امور شرکتها و مجامع ثمسکن، در یادداشتی با اشاره به تغییرات مدیریتی اخیر در گروه، بر ضرورت بازتعریف نگاه به پایش و ارزیابی عملکرد شرکتهای تابعه تأکید کرده و معتقد است پایش مؤثر نباید صرفاً به سنجش میزان تحقق برنامهها و مقایسه عملکرد با بودجه محدود شود؛ بلکه باید به ابزاری برای شناخت دقیق وضعیت شرکتها، تحلیل علل انحراف، ارزیابی کیفیت تصمیمها، شناسایی ریسکها و ظرفیتهای جدید و ترسیم مسیر آینده آنها تبدیل شود.
پایش عملکرد؛ از ارزیابی گذشته تا معماری مسیر آینده شرکتهای تابعه
به قلم علیرضا مخصوصی، معاون امور شرکتها و مجامع گروه سرمایهگذاری مسکن
تغییر در مدیریت، زمانی میتواند به یک تحول واقعی منجر شود که صرفاً در سطح جابهجایی افراد متوقف نماند و به بازنگری در شیوه تصمیمگیری، نظام ارزیابی، سازوکارهای نظارت و در نهایت نحوه خلق ارزش در مجموعه منجر شود. تغییرات مدیریتی اخیر در گروه سرمایهگذاری مسکن نیز فرصتی فراهم کرده است تا در کنار تداوم مسیرهای موفق گذشته، برخی فرآیندهای مدیریتی با نگاهی تازه بازتعریف شوند.
یکی از مهمترین این حوزهها، نحوه پایش و ارزیابی عملکرد شرکتهای تابعه است؛ موضوعی که نباید صرفاً به بررسی اعداد و مقایسه عملکرد واقعی با بودجه محدود شود. در یک گروه اقتصادی چندشرکتی، پایش عملکرد باید بخشی از نظام حکمرانی شرکتی باشد؛ نظامی که از یکسو میزان تحقق اهداف را اندازهگیری میکند و از سوی دیگر، دلایل انحراف، کیفیت تصمیمها، ظرفیتهای رشد، ریسکهای پیشرو و الزامات اصلاح مسیر را برای مدیریت روشن میسازد.
سلسله جلسات اخیر پایش عملکرد شرکتهای تابعه گروه سرمایهگذاری مسکن نیز با همین نگاه برگزار شد. در این جلسات، عملکرد شرکتها از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گرفت؛ از میزان تحقق برنامههای مصوب و شاخصهای عملکردی و وضعیت بودجه گرفته تا پیشرفت پروژهها، مدیریت منابع، وضعیت مالی، فروش، مسائل حقوقی، هزینههای عمومی و اداری، ریسکهای پروژهها، ظرفیتهای تعریف پروژههای جدید و فرصتهای همافزایی میان شرکتهای تابعه و گروه.
در این رویکرد، پرسش اصلی صرفاً این نیست که «چه میزان از برنامه محقق شده است؟»؛ بلکه باید پرسید چرا یک هدف محقق شده یا نشده، کیفیت تحقق آن چگونه بوده، چه منابعی برای آن مصرف شده و آیا نتیجه به خلق ارزش پایدار برای گروه و سهامداران منجر میشود یا خیر.
این تفاوت، نقطه آغاز نگاه جدید به پایش عملکرد است.
در صنعت ساختمان، ارزیابی عملکرد بدون توجه به شرایط محیطی و متغیرهای اثرگذار، میتواند تصویری ناقص از واقعیت ارائه کند. تغییرات قیمت نهادههای ساختمانی، تورم، شرایط فروش، هزینه تأمین مالی، وضعیت نقدینگی، زمانبندی پروژه، ظرفیت بازار هر منطقه، ریسکهای حقوقی و مجوزها و حتی تغییرات الگوی تقاضای مسکن، همگی عواملی هستند که باید در تحلیل عملکرد شرکتها مورد توجه قرار گیرند.
از این منظر، یکی از محورهای مهم مطرحشده در جلسات اخیر، مدیریت همزمان تورم ساخت و تورم فروش و توجه به فاصله زمانی میان سرمایهگذاری، ساخت و بازگشت منابع بود. پروژهای که از نظر فیزیکی پیشرفت مناسبی دارد، الزاماً پروژهای با عملکرد اقتصادی مطلوب نیست؛ همانگونه که رشد فروش نیز بدون توجه به حاشیه سود، جریان نقد و کیفیت منابع حاصل از فروش نمیتواند بهتنهایی معیار موفقیت باشد.
در کنار این موضوع، انضباط مالی و شفافیت اطلاعاتی نیز جایگاه ویژهای در ارزیابی عملکرد شرکتها دارد. کنترل هزینههای عمومی و اداری، مدیریت منابع، کیفیت بودجهریزی، پیگیری مطالبات و تعیین تکلیف مسائل حقوقی، از جمله مؤلفههایی هستند که میتوانند مستقیماً بر توان شرکت برای اجرای پروژه و خلق سود اثر بگذارند.
اما نگاه جدید به پایش نباید صرفاً ناظر بر اصلاح عملکرد جاری باشد؛ بخش مهمتر آن، شناسایی ظرفیتهای آینده است.
هر یک از شرکتهای تابعه گروه، علاوه بر سبد پروژههای موجود، از ظرفیتهای جغرافیایی، زمین، بازار، تجربه مدیریتی و سرمایه انسانی متفاوتی برخوردارند. بنابراین انتظار از نظام پایش جدید این است که علاوه بر شناسایی نقاط ضعف، ظرفیتهای مغفول را نیز آشکار کند؛ پروژههای قابل توسعه را شناسایی کند، فرصتهای سرمایهگذاری را مورد ارزیابی قرار دهد و زمینه را برای تصمیمگیری هماهنگ در سطح گروه فراهم سازد.
پایش عملکرد، زمانی به معنای واقعی کلمه اثربخش خواهد بود که خروجی آن به تصمیم منجر شود. گزارش، بدون تصمیم و تصمیم، بدون پیگیری، نمیتواند به بهبود عملکرد منجر شود. بنابراین مرحله مهم پس از هر جلسه پایش، تبدیل مسائل شناساییشده به اقدامات مشخص، مسئولیتهای روشن، زمانبندی قابل پیگیری و شاخصهای قابل اندازهگیری است.
از منظر حکمرانی شرکتی، هدف نهایی چنین نظامی ایجاد تعادل میان استقلال شرکتهای تابعه در اجرا و انسجام آنها در سیاستگذاری و خلق ارزش است. شرکتها باید در چارچوب مسئولیتهای خود اختیار تصمیمگیری و اجرا داشته باشند، اما این استقلال زمانی معنا پیدا میکند که عملکرد آنها در یک چارچوب شفاف، قابل اندازهگیری و همراستا با استراتژی گروه ارزیابی شود.
به اعتقاد من، پایان سلسله جلسات اخیر پایش عملکرد را نباید پایان یک فرآیند دانست؛ بلکه باید آن را آغاز یک چرخه جدید مدیریتی تلقی کرد. چرخهای که در آن؛ دادهها به تحلیل، تحلیل به تصمیم، تصمیم به اقدام و اقدام به نتیجه قابل اندازهگیری منتهی میشود.
گروه سرمایهگذاری مسکن در دوره جدید مدیریتی، نیازمند آن است که در کنار حفظ دستاوردها و تجربیات گذشته، تصویری روشنتر از آینده شرکتهای تابعه ترسیم کند. این آینده بر پایه توسعه متوازن، انضباط مالی، مدیریت ریسک، انتخاب هوشمندانه پروژهها، استفاده از فناوری، همافزایی درونگروهی و مهمتر از همه، خلق ارزش پایدار برای سهامداران شکل خواهد گرفت.
پایش عملکرد در این مسیر، نه صرفاً سازوکار گزارشدهی است؛ بلکه ابزار یادگیری سازمانی و تصمیمسازی مدیریتی است. اگر بتوانیم از هر جلسه پایش، علاوه بر شناخت وضعیت امروز، یک تصمیم بهتر برای فردا به دست آوریم، آنگاه پایش از یک فرآیند نظارتی به یکی از مهمترین ابزارهای توسعه گروه تبدیل خواهد شد.
مسیر جدید گروه سرمایهگذاری مسکن، مسیری است که در آن عملکرد فقط اندازهگیری نمیشود؛ تحلیل میشود، از آن یاد گرفته میشود و برای ساختن آینده بهتر به کار گرفته میشود.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید