سرگردانی محمولههای نفتی ایران در شرایط تحریم، حالا با اظهارات یک نماینده مجلس به مسئلهای جدی تبدیل شده است؛ جایی که از بلاتکلیفی ۱۵۰ میلیون بشکه نفت و ضرورت پاسخگویی سخن گفته میشود.
پاسخهای تابان فردا به پرسشهای ارزشگذاری، بهجای بستن پرونده ابهامات، پرسشهای تازهای درباره مبنای تورم، هزینههای مالی، بتا، ظرفیت تولید، سیاست تقسیم سود و وزن روشهای ارزشگذاری ایجاد کرده است.
یک فعال صنفی: تامین اجتماعی حتی در سختترین شرایط و جنگ یازده روزه پارسال، بازرسیها را قطع نکرد.
معاون وزیر نفت در یک نامه، جزئیات بیشتری از بدهیهای آقایاری را نیز برای نهاد عالی نظارتی تشریح کرده است.
وقتی خط فقر بالای ۷۰ میلیون تومان است، اما حقوق کارگر زیر ۲۰ میلیون تومان، واقعاً باید پرسید یک کارگر با این درآمد اندک چگونه باید از پس این زندگی پر خرج برآید؟
تولید آنتیبیوتیکسازی ایران نصف شد، فروش ارزی ۸۰ درصد ریخت و مدیران غیرمتخصص همچنان بر صندلیهای مدیریتی تکیه زدهاند؛ آقای میدری، پاسخ این سقوط با چه کسی است؟ مدیرعامل شستا چرا سکوت کرده است؟
به گفته این فعال کارگری، مسئله امروز کارگران صرفاً افزایش یک یا چند قلم از هزینههای زندگی نیست؛ بلکه انباشت افزایش قیمتها در طول زمان است که قدرت خرید دستمزد را تحلیل برده است.
ناترازی انرژی دیگر یک مشکل فصلی نیست؛ یک مسئله ساختاری است که از برق به گاز، از گاز به صنعت و از صنعت به معیشت مردم منتقل میشود.
در شرایطی که کشور برای به دست آوردن هر واحد ارز با هزینههای سنگین تحریم و فشارهای اقتصادی روبهروست، معطل ماندن میلیاردها یورو فقط یک عدد بر روی کاغذ نیست.
ماهها حبس نفت ایران روی آب، در بحبوحه جنگ و تهدید دشمن، دیگر یک خطای مدیریتی نیست؛ اگر عمدی باشد، خیانت آشکار به منافع ملی است. مجلس حالا وزارت نفت را برای این رسوایی اقتصادی و امنیتی بازخواست میکند.