بحران انرژی؛ از شبکه برق و گاز تا عمق استخوان اقتصاد

ناترازی گاز و ناترازی برق دو بحران جدا از هم نیستند، در ایران این دو مسئله به یکدیگر متصل شده‌اند.

به گزارش رصد روز، وزارت نیرو و وزارت نفت از افزایش آمادگی برای عبور از فصل سرد و بهبود ذخایر سوخت نیروگاه‌ها خبر می‌دهند، اما نشانه‌های آشکاری از تداوم فشار بر شبکه گاز و برق مشاهده می‌شود که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت؛ از آسیب به بخشی از ظرفیت پارس جنوبی تا ادامه محدودیت برق صنایع. نگرانی اصلی، اما این است که با توجه به شرایط کنونی اقتصاد ایران – رشد منفی ۱۰.۱ درصدی در بهار امسال و افت ۱۴.۷ درصدی در گروه صنایع و معادن – آیا صنعت ایران توان تحمل یک شوک تازه انرژی را دارد؟

هشدار تازه درباره خاموشی؛ این بار پای گاز در میان است

محمدهادی فقیه‌زاده، رئیس هیات‌مدیره سندیکای صنعت برق ایران، ۱۲ مهرماه در توضیح وضعیت زمستان امسال گفت ناترازی گاز که از سال‌های گذشته وجود داشته، امسال تشدید شده و بخشی از ظرفیت تولید گاز کشور نیز در جریان جنگ آسیب دیده است. او صراحتاً احتمال خاموشی نیروگاه‌ها به دلیل کمبود سوخت را «یک واقعیت محتمل» دانسته است.

این هشدار از یک جهت اهمیت دارد که مسئله برق در زمستان، برخلاف تابستان که بیشتر به رشد مصرف سرمایشی مربوط می‌شود، می‌تواند از سمت سوخت نیروگاه‌ها تحت فشار قرار بگیرد. بخش مهمی از برق کشور در نیروگاه‌های حرارتی تولید می‌شود و هرگاه گاز کافی به نیروگاه نرسد، باید از سوخت مایع استفاده شود. اگر تأمین سوخت جایگزین هم با مشکل روبه‌رو شود یا ذخایر آن کافی نباشد، فشار کمبود گاز می‌تواند مستقیماً به شبکه برق منتقل شود.

پارس جنوبی هنوز به ظرفیت سابق برنگشته

یکی از مهم‌ترین متغیر‌های معادله امسال، وضعیت تولید گاز در پارس جنوبی است. حمله به بخشی از تأسیسات پالایشگاهی این میدان در اسفندماه، ظرفیت فرآورش گاز را به‌شدت تحت تأثیر قرار داد. سعید توکلی، مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران، ۱۳ مهرماه اعلام کرد که در جریان این حملات، پالایشگاه‌های سوم، چهارم، پنجم و ششم آسیب دیدند و حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب در روز از ظرفیت فرآورش گاز، معادل حدود یک‌سوم تولید کشور در آن مقطع، از مدار خارج شد.

با این حال، تصویر فعلی دقیقاً همان تصویر ماه‌های ابتدایی پس از آسیب نیست. به گفته مدیرعامل شرکت ملی گاز، با استفاده از ظرفیت‌های خالی سایر پالایشگاه‌ها و اجرای طرح تولید زودهنگام، حدود ۱۰۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت ازدست‌رفته بازگشته است.

این خبر یک نکته مهم داشته و نشان می‌دهد که وضعیت گاز کشور نسبت به ماه‌های نخست بحران بهتر شده، اما به معنای بازگشت کامل ظرفیت ازدست‌رفته نیست. به بیان ساده، بخشی از شکاف پر شده، اما هنوز فاصله قابل توجهی با شرایط پیش از آسیب وجود دارد. وزارت اقتصاد نیز پیش‌تر اعلام کرده بود که هدف، بازگرداندن کامل ظرفیت تولید پارس جنوبی تا پایان سال ۱۴۰۶ است؛ بنابراین حتی بر اساس برنامه رسمی، بازگشت کامل ظرفیت به زمان نیاز دارد.

از اول آبان؛ گاز صنایع در معرض محدودیت

در همین شرایط، احسان قاضی‌زاده هاشمی، عضو کمیسیون صنایع مجلس، هشدار داده است که از ابتدای آبان‌ماه قطعی گاز صنایع آغاز خواهد شد. او گفته است محدودیت برق صنایع که قرار بود از نیمه شهریور کاهش پیدا کند، همچنان ادامه داشته و صنعت در شرایطی قرار گرفته که یا باید فعالیت خود را متوقف کند یا با افزایش هزینه انرژی، قیمت محصولاتش را بالا ببرد.

باید توجه داشت که در زمستان، مصرف خانگی به‌طور طبیعی افزایش پیدا می‌کند. هم‌زمان نیروگاه‌ها برای تولید برق به گاز نیاز دارند و صنایع نیز برای حفظ تولید به آن وابسته‌اند؛ بنابراین اگر عرضه گاز با رشد مصرف همگام نشود، شبکه باید میان این مصرف‌کنندگان اولویت‌بندی کند. تجربه سال‌های گذشته نشان داده که یکی از نخستین بخش‌هایی که در زمان فشار بر شبکه با محدودیت مواجه می‌شود، صنایع هستند.

یک زنجیره خطرناک؛ گاز کم شود، برق هم تحت فشار می‌رود

ناترازی گاز و ناترازی برق دو بحران جدا از هم نیستند. در ایران این دو مسئله به یکدیگر متصل شده‌اند. وقتی گاز کمتری به نیروگاه می‌رسد، نیروگاه باید از سوخت مایع استفاده کند. اگر این جایگزین به اندازه کافی در دسترس باشد، امکان ادامه تولید برق وجود دارد، اما استفاده گسترده از سوخت مایع هزینه و محدودیت‌های فنی خود را دارد. اگر ذخایر سوخت مایع نیز کافی نباشد، محدودیت سوخت نیروگاه می‌تواند به کاهش تولید برق و در نهایت خاموشی منجر شود.

از طرف دیگر، وقتی برق صنایع محدود می‌شود، خود صنعت نیز برای ادامه تولید باید هزینه بیشتری بپردازد یا تولید را به ساعات دیگری منتقل کند. این یعنی یک بحران انرژی می‌تواند هم‌زمان از دو مسیر به بنگاه اقتصادی فشار وارد کند. این همان نقطه‌ای است که هشدار درباره «قطع گاز صنایع» را از یک خبر حوزه انرژی به مسئله‌ای اقتصادی تبدیل می‌کند.

روایت مسئولان؛ از کاهش فشار تا پایداری محدودیت‌ها

در طرف دیگر ماجرا، مقام‌های وزارت نیرو بر کاهش فشار نسبت به تابستان و افزایش آمادگی برای زمستان تأکید دارند. معاون برق و انرژی وزارت نیرو در شهریورماه گفته بود ناترازی برق در سال جاری نسبت به سال قبل حدود ۳۰ درصد کاهش یافته و تحویل انرژی به صنایع فولاد و سیمان نیز افزایش داشته است. توسعه نیروگاه‌های جدید، افزایش ظرفیت نیروگاه‌های خورشیدی و مدیریت مصرف از جمله عواملی عنوان شده که به این کاهش کمک کرده‌اند.

در مهرماه نیز برنامه محدودیت برق صنایع کاهش یافته است. بر اساس دستورالعمل جدید توانیر، صنایع در ساعات کم‌باری، یعنی از ۲۲ تا ۱۰ صبح، امکان مصرف بیش از دیماند قراردادی را بدون جریمه دارند. اما این خبر به معنای پایان مسئله برق صنایع نیست. گزارش‌های منتشرشده از فعالان صنعتی نشان می‌دهد محدودیت برق برای برخی واحد‌ها همچنان ادامه دارد و حتی سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس از تداوم محدودیت صنایع تا پایان سال سخن گفته است.

به این ترتیب، از یک سو، شاهدیم که شدت محدودیت برق نسبت به اوج تابستان کاهش یافته و سیاست‌گذار تلاش کرده در مهرماه فضای بیشتری برای تولید فراهم کند؛ از سوی دیگر، ناترازی ساختاری همچنان پابرجاست و با ورود به ماه‌های سرد، مسئله سوخت نیروگاه‌ها می‌تواند دوباره به عامل تعیین‌کننده تبدیل شود.

ذخیره سوخت نیروگاه‌ها؛ نقطه امید یا مُسکن موقت؟

دولت برای کاهش این ریسک، روی ذخیره سوخت مایع نیروگاه‌ها حساب کرده است. به گواه تازه‌ترین خبرها، ذخایر سوخت نیروگاهی به حدود ۹۰ درصد رسیده و حدود ۳.۲ میلیارد لیتر نفت‌گاز و سوخت نیروگاهی در اختیار بخش برق قرار دارد.

این ذخیره می‌تواند یک حاشیه امن مهم برای نیروگاه‌ها باشد، اما نکته کلیدی آن است که سوخت مایع، جایگزین دائمی گاز نیست. ذخیره سوخت می‌تواند بخشی از فشار زمستان را مدیریت کند، اما نمی‌تواند مسئله افت ظرفیت تولید گاز، رشد مصرف و کمبود سرمایه‌گذاری در زیرساخت انرژی را برای همیشه حل کند.

صنعت بر سر دوراهی؛ توقف تولید یا جهش تورمی

اما مهم‌ترین بخش ماجرا برای اقتصاد ایران، نه خانه‌ها و نه حتی نیروگاه‌ها، بلکه صنعتی است که همین حالا نیز با مشکلات جدی دست‌وپنجه نرم می‌کند. مرکز آمار ایران اعلام کرده رشد اقتصادی کشور در بهار ۱۴۰۵ با احتساب نفت منفی ۱۰.۱ درصد و بدون نفت منفی ۴.۶ درصد بوده است. در همین دوره، گروه صنایع و معادن با افت ۱۴.۷ درصدی مواجه شده است. در جزئیات این گزارش، رشد بخش صنعت منفی ۲.۵ درصد، ساختمان منفی ۶.۴ درصد، تأمین آب و برق منفی ۵.۴ درصد و توزیع گاز طبیعی منفی ۲۱.۳ درصد ثبت شده است. این ارقام نشان می‌دهد صنعت ایران در شرایطی قرار ندارد که بتواند به‌سادگی یک شوک تازه را جذب کند.

البته در مردادماه نشانه‌هایی از بهبود محدود دیده شد. گزارش شامخ صنعت نشان داد شاخص مقدار تولید محصولات برای نخستین بار پس از یک دوره طولانی به ۵۱ رسید و وارد محدوده رشد شد. اما این بهبود شکننده توصیف شده و فعالان اقتصادی همچنان از مشکلات زنجیره تأمین و انرژی سخن گفته‌اند؛ بنابراین اگر قرار باشد از ابتدای آبان محدودیت گاز صنایع افزایش پیدا کند، مسئله فقط کاهش چند روز تولید یک کارخانه نیست؛ بلکه ممکن است زنجیره‌ای از پیامد‌ها ایجاد شود: کاهش تولید، افزایش هزینه تمام‌شده، کاهش عرضه کالا، افزایش قیمت، کاهش صادرات و در نهایت فشار بیشتر بر رشد اقتصادی. وقتی کارخانه‌ای هم برق خود را به‌صورت کامل دریافت نمی‌کند و هم با خطر محدودیت گاز روبه‌روست، هزینه‌های ثابت و متغیر آن اوج می‌گیرد و گزینه‌ای جز تعطیلی یا صعود قیمت‌ها باقی نمی‌ماند.

توهم کاهش ناترازی در سایه رکود تولید

در ماه‌های گذشته، یکی از بحث‌های مهم درباره ناترازی برق این بوده که کاهش فاصله میان عرضه و تقاضا لزوماً همیشه به معنای افزایش ظرفیت تولید نیست. اگر مصرف یک بخش اقتصادی به دلیل رکود و کاهش تولید پایین بیاید، فشار روی شبکه هم کمتر می‌شود.

«دنیای اقتصاد» نیز در بررسی وضعیت برق صنایع هشدار داده بود که بخشی از کاهش ظاهری ناترازی می‌تواند در سایه رکود فعالیت صنعتی پنهان شود؛ یعنی به جای آنکه ظرفیت تولید برق آن‌قدر افزایش یافته باشد که مشکل را حل کند، بخشی از تقاضای برق به دلیل کاهش فعالیت تولیدی از بین رفته باشد.

این نکته برای شرایط فعلی ایران مهم است. اگر کارخانه‌ای به دلیل محدودیت برق و گاز کمتر تولید کند، مصرف انرژی آن نیز پایین می‌آید. در ظاهر، فشار روی شبکه کمتر می‌شود؛ اما این «کاهش ناترازی» با کاهش تولید ملی به دست آمده است. به همین دلیل نمی‌توان صرفاً با مقایسه میزان ناترازی برق در دو سال، درباره بهبود واقعی وضعیت انرژی قضاوت کرد.

هزینه ناترازی بر دوش چه کسی خواهد بود؟

اگر گاز کافی برای همه بخش‌ها وجود نداشته باشد، دولت باید میان مصارف خانگی، نیروگاه‌ها و صنایع اولویت‌گذاری کند. افزایش مصرف خانگی در روز‌های سرد می‌تواند سهم بیشتری از گاز شبکه را به خود اختصاص دهد. نیروگاه‌ها نیز برای جلوگیری از خاموشی نیازمند سوخت خواهند بود. در چنین شرایطی، صنایع بیش از گذشته در معرض محدودیت قرار می‌گیرند. استفاده از سوخت مایع برای نیروگاه‌ها نیز ابزاری مهم است که با رسیدن ذخایر به ۹۰ درصد، نگرانی‌ها را کاهش داده، اما این راه‌حل هزینه‌زا بوده و ظرفیت محدودی دارد.

ایران حالا با یک انتخاب ساده مواجه نیست؛ میان خاموشی، قطع گاز صنایع، استفاده بیشتر از سوخت مایع و کاهش مصرف باید هزینه‌ها را میان بخش‌های مختلف اقتصاد توزیع کند. اما هرچه سهم بیشتری از این هزینه به بخش مولد و صنایع منتقل شود، احتمال اینکه بحران انرژی از شبکه برق و گاز به عمق استخوان اقتصاد سرایت کند، بیشتر خواهد شد.

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار