بورس کالا؛ رانت با نقاب شفافیت؟

بورس کالا قرار بود رانت فولاد را حذف کند، اما سازوکار قیمت‌گذاری، سهمیه‌بندی، عرضه‌های اختصاصی و دسترسی برخی شرکت‌ها به محصولات، پرسشی جدی ساخته است: شفافیت معاملات، چقدر از رانت را واقعاً حذف کرده؟

به گزارش اختصاصی رصد روز، سال‌هاست بورس کالا با یک مأموریت روشن معرفی می‌شود: شفاف‌سازی معاملات، کشف قیمت و حذف رانت از زنجیره فولاد.

اما مسئله امروز دیگر این نیست که معاملات روی تابلو قابل مشاهده هستند یا نه؛ مسئله این است که چه چیزی قبل از رسیدن کالا به تابلو تعیین می‌شود و چه اتفاقی بعد از معامله رخ می‌دهد؟

اگر قیمت پایه، حجم عرضه، نوع عرضه، شرایط خرید و نحوه دسترسی به محصول از قبل تعیین شده باشد، شفاف بودن لحظه معامله به‌تنهایی نمی‌تواند تضمین‌کننده رقابت واقعی باشد.

اینجاست که باید یک سؤال اساسی را مطرح کرد:

آیا بورس کالا رانت را حذف کرده یا فقط محل شفاف ثبت معاملاتی شده که بخشی از منافع آن، پیش و پس از معامله توزیع می‌شود؟

رانت از کجا می‌تواند متولد شود؟

برای فهم مسئله باید زنجیره را کامل دید:

تولید → تعیین حجم عرضه → تعیین قیمت پایه → نوع عرضه → دسترسی خریداران → معامله → تبدیل محصول → فروش در حلقه بعدی

اگر در هر کدام از این مراحل، یک گروه بتواند به کالایی با شرایطی بهتر از سایرین دسترسی پیدا کند، امکان ایجاد منفعت رانتی شکل می‌گیرد.

این منفعت لزوماً به معنای فساد یا تخلف نیست؛ اما اگر کالایی پایین‌تر از قیمت تعادلی در اختیار عده‌ای قرار گیرد و امکان فروش یا تبدیل آن با قیمت بالاتر وجود داشته باشد، اختلاف ایجادشده یک رانت اقتصادی بالقوه است.

بنابراین پرسش واقعی این نیست که «آیا معامله در بورس انجام شده؟»

پرسش این است:

چه کسی با چه شرایطی به کالا دسترسی پیدا کرده است؟

برخی شرکت‌ها چگونه می‌توانند جلوتر از دیگران قرار بگیرند؟

موضوع زمانی حساس‌تر می‌شود که بخشی از محصولات به شکل اختصاصی یا با سازوکارهای متفاوت در اختیار گروه‌هایی از خریداران قرار می‌گیرد.

ممکن است هدف این کار، تأمین مواد اولیه صنایع پایین‌دستی یا تنظیم بازار باشد؛ اما همین‌جا باید یک سازوکار نظارتی دقیق وجود داشته باشد.

چرا؟

چون اگر دو شرکت برای یک محصول مشابه، با شرایط دسترسی متفاوت وارد بازار شوند، باید روشن باشد:

این تفاوت بر اساس چه شاخصی ایجاد شده است؟

سابقه خرید؟

ظرفیت تولید؟

میزان مصرف؟

نوع محصول؟

سهمیه؟

یا صرفاً قرار گرفتن در یک گروه خاص؟

اگر معیارها شفاف نباشند، بازار رقابتی به بازاری تبدیل می‌شود که در آن دسترسی می‌تواند به اندازه قیمت تعیین‌کننده باشد.

و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که باید درباره رانت احتمالی حساس شد.

مسئله فقط قیمت نیست؛ «حق دسترسی» است

ممکن است دو شرکت هر دو در بورس کالا خرید کنند، اما یکی به محصولی با قیمت پایه یا رقابت بسیار پایین دسترسی پیدا کند و دیگری برای همان کالا با محدودیت عرضه یا رقابت سنگین مواجه شود.

در ظاهر، هر دو معامله بورسی انجام داده‌اند.

اما در واقعیت اقتصادی، ارزش دسترسی آنها یکسان نبوده است.

اینجاست که مفهوم «رانت» از شکل سنتی خود فاصله می‌گیرد.

رانت الزاماً پاکت پول یا معامله خارج از بورس نیست.

گاهی رانت، همان امکان دسترسی ترجیحی به یک کالای کمیاب با شرایط بهتر است.

سؤال بزرگ از سیاست‌گذار

اگر چنین سازوکاری کاملاً عادلانه است، چرا جزئیات آن به‌صورت شفاف منتشر نمی‌شود؟

چرا مشخص نیست در سه ماه گذشته:

– چه میزان محصول عرضه شده؛
– چه میزان تقاضا ثبت شده؛
– چه میزان از معاملات بدون رقابت یا با رقابت محدود انجام شده؛
– چه شرکت‌هایی بیشترین خرید را داشته‌اند؛
– هر شرکت چند بار در عرضه‌های خاص حضور داشته؛
– چه میزان کالا در قالب عرضه‌های اختصاصی تخصیص یافته؛
– اختلاف قیمت خرید با قیمت بازار در حلقه بعدی چقدر بوده است.

اینها داده‌هایی است که می‌تواند رانت را از شائبه جدا کند.

اگر چنین اختلافی وجود ندارد، انتشار این اطلاعات باید به‌سادگی تمام ابهامات را از بین ببرد.

لابی را هم باید با سند سنجید

در این میان، حرف زدن از «لابی» بدون سند مشخص، راه ساده‌ای برای تبدیل یک گزارش اقتصادی به اتهام حقوقی است.

اما یک مطالبه کاملاً مشروع وجود دارد:

چه کسی درباره مدل عرضه تصمیم می‌گیرد؟

چه نهادی پیشنهاد می‌دهد؟

چه نهادی تصویب می‌کند؟

مبنای کارشناسی چیست؟

چه گروه‌هایی از تغییر فرمول یا شیوه عرضه منتفع می‌شوند؟

و آیا پیش از تغییر سیاست، آثار آن بر قیمت و توزیع منافع میان حلقه‌های زنجیره بررسی شده است؟

اینها پرسش‌های عادی یک بازار سالم است، نه اتهام‌زنی.

وقت حسابرسیِ سازوکار بورس کالا رسیده است

اکنون باید از نهادهای متولی خواست به جای ارائه آمار کلی معاملات، کارنامه توزیع منفعت در زنجیره فولاد را منتشر کنند.

بورس کالا اگر واقعاً ابزار حذف رانت است، باید بتواند نشان دهد:

چه کسی خرید، چه مقدار خرید، با چه قیمتی خرید، چند بار خرید و محصول پس از آن با چه قیمتی در زنجیره معامله شد.

بدون این اطلاعات، گفتن اینکه «همه معاملات شفاف است» کافی نیست.

چون شفافیت قیمت، فقط یک قطعه از پازل است.

شفافیت واقعی یعنی بتوان فهمید کالا چگونه، با چه شرایطی و در نهایت به نفع چه کسی توزیع شده است.

مطالبه روشن

وزارت صمت، بورس کالا و نهادهای نظارتی باید پاسخ دهند:

آیا در سازوکار فعلی عرضه فولاد، همه خریداران واقعاً در شرایط برابر قرار دارند؟

اگر پاسخ مثبت است، داده‌ها را منتشر کنید.

اگر برخی شرکت‌ها به دلیل سیاست‌های تنظیم بازار، ظرفیت تولید، سهمیه یا عرضه‌های اختصاصی از شرایط متفاوت برخوردارند، مبنای این تفاوت را اعلام کنید.

و اگر در جایی از زنجیره، فاصله معناداری میان قیمت دسترسی و قیمت واقعی بازار ایجاد می‌شود، مشخص کنید این منفعت به کدام حلقه منتقل می‌شود.

زیرا مسئله اصلی امروز دیگر این نیست که فولاد در بورس کالا معامله می‌شود یا نه.

مسئله این است:

آیا بورس کالا واقعاً رانت را حذف کرده، یا رانت فقط از بازار غیرشفاف به سازوکارهای پیچیده‌تر و رسمی‌تر منتقل شده است؟

این سؤال را نمی‌توان با تابلوی سبز معاملات پاسخ داد.

پاسخ، در داده‌های خریداران و مسیر کالا پس از معامله است.این زاویه به‌مراتب قوی‌تر است: نه علیه یک فولادساز، بلکه علیه سازوکاری که باید ثابت کند دسترسی، قیمت و منفعت را عادلانه توزیع می‌کند.

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار