به گزارش رصد روز، اقتصاد ایران دیگر با گرانیهای معمولی سروکار ندارد. قیمتها چنان با شتاب بالا میروند که حتی کاهش مختصر یکی از شاخصهای تورمی نیز نمیتواند نشانهای از آرامش باشد. خانوار ایرانی هنوز از زیر بار افزایش قیمتهای ماه گذشته بیرون نیامده که صورتحساب تازهای پیشروی او قرار میگیرد. دستمزدها فرصت رسیدن به قیمتها را پیدا نمیکنند، پساندازها ارزش خود را از دست میدهند و هزینه تامین نیازهای روزمره، هرماه بخش بزرگتری از درآمد خانوار را میبلعد. در چنین وضعیتی، سخنگفتن از کاهش تورم تنها به این دلیل که یک شاخص اندکی پایین آمده، چیزی از واقعیت زندگی مردم را تغییر نمیدهد. آنچه امروز در اقتصاد ایران جریان دارد، نه توقف گرانی بلکه تداوم افزایش قیمتها در ارتفاعی بوده که طی سالهای گذشته کمتر تجربه شده است.
تازهترین گزارش مرکز آمار ایران از شاخص قیمت مصرفکننده در مهرماه ۱۴۰۵، تصویر روشنی از این وضعیت ارائه میدهد. تورم سالانه با افزایش ۲/3واحددرصدی نسبتبه شهریور به ۸/۷۶درصد رسیده و بالاترین مقدار خود را در سال۱۳۹۲ ثبت کرده است. تورم ماهانه نیز از ۲/۴ درصد در شهریور به ۴/۴ درصد افزایش یافته است. تنها شاخصی که در مهر اندکی عقب نشسته، تورم نقطهبهنقطه است که از ۸/۸۹ به ۷/۸۸درصد کاهش یافته؛ کاهشی محدود در برابر موج بزرگی از افزایش قیمتها که طی ماههای گذشته شکل گرفته است. به عبارت دیگر، هزینه خرید مجموعه یکسانی از کالاها و خدمات در مهر امسال بهطور متوسط نزدیک به ۸۹درصد بیشتر از مهر سال گذشته بوده است.
نکته نگرانکننده گزارش مهر اما فقط صعود تورم سالانه نیست. ترکیب افزایش قیمتها نیز تغییر کرده و اینبار کالاهای غیرخوراکی و خدمات با تورم ماهانه ۸/5درصدی، جلوتر از خوراکیها حرکت کردهاند. آموزش در یکماه ۵/۲۳درصد گران شده، هزینه حملونقل ۷/۱۰درصد بالا رفته و کالاهای بادوام نیز افزایش ۸/۱۱درصدی را تجربه کردهاند. در سوی دیگر، تورم نقطهای خوراکیها و دخانیات همچنان بالاتر از ۱۱۳درصد است و برای برخی اقلام اساسی، افزایش قیمت نسبتبه سال گذشته از مرز ۱۵۰ و حتی ۲۵۰درصد عبور کرده است. این ارقام از اقتصادی خبر میدهند که گرانی در آن از یک گروه کالایی به گروه دیگر منتقل میشود، بیآنکه فشار انباشته ماههای گذشته از دوش خانوار برداشته شود.
تورم سالانه در ایران بار دیگر وارد محدودهای شده است که تا همین چند سال پیش تصور آن نیز دشوار بود. براساس تازهترین گزارش مرکز آمار، نرخ تورم سالانه در مهرماه۱۴۰۵ به ۸/۷۶درصد رسیده؛ رقمی که نهتنها از شهریور ۲/۳ واحددرصد بالاتر است بلکه در سری تاریخی ماهانه موجود از سال۱۳۹۲ نیز بالاترین سطح را نشان میدهد. این شاخص در مهر سال گذشته ۹/۳۸درصد بود و اکنون با گذشت یکسال، تقریبا دو برابر شده است.
مسیر هفتماهه امسال نیز از شتاب قابلتوجه افزایش تورم حکایت دارد. نرخ تورم سالانه در فروردین ۷/۵۳درصد بود، در اردیبهشت به ۷/۵۷درصد رسید و در خرداد از مرز ۶۰درصد عبور کرد. این روند در تیر با ثبت نرخ ۶۶درصد، در مرداد با ۹/۶۹درصد و در شهریور با ۶/۷۳درصد ادامه یافت تا سرانجام در مهر به ۸/۷۶درصد برسد. به این ترتیب، تنها در فاصله فروردین تا مهر، تورم سالانه ۱/23واحددرصد افزایش یافته است.
نگاهی به تاریخچه تورم ایران اهمیت این وضعیت را روشنتر میکند. اقتصاد کشور در میانه دهه۹۰ دورهای از تورم تکرقمی را تجربه کرد اما از سال۱۳۹۷ بار دیگر افزایش قیمتها شدت گرفت. در سالهای بعد، تورم سالانه چند مرتبه به محدوده۴۰ و حتی نزدیک ۵۰درصد رسید و پس از دورهای کاهش، از سال گذشته مسیر صعودی تازهای آغاز کرد. اکنون نرخ ۸/۷۶درصدی مهر از تمام قلههای ثبتشده در این دوره بالاتر ایستاده است.
افزایش تورم سالانه بهمعنای آن است که میانگین قیمت کالاها و خدمات مصرفی در 12ماهه منتهی به مهر، نسبت به میانگین 12ماهه قبل از آن، با سرعت بیشتری افزایش یافته است. این شاخص فشار تورمی انباشته را نشان میدهد و به همین دلیل حتی زمانی که تورم یک ماه نسبت به ماه قبل اندکی کاهش پیدا کند، ممکن است همچنان به صعود خود ادامه دهد.
برای خانوارها نیز مساله فقط یک عدد آماری نیست. در اقتصادی که قیمتها با چنین سرعتی افزایش مییابند، حفظ قدرت خرید درآمدهای ثابت دشوارتر میشود. حقوقبگیران، بازنشستگان و خانوارهایی که امکان افزایش متناسب درآمد خود را ندارند، بیش از گذشته با فاصله میان هزینههای زندگی و منابع مالی در دسترس روبهرو میشوند. صعود تورم سالانه به قله تازه، درواقع نشانه تشدید همین فشار در مقیاس یکساله است.
در میان ارقام مهرماه، کاهش تورم نقطهبهنقطه شاید تنها خبری باشد که در نگاه نخست نشانهای از فروکشکردن موج گرانی به نظر برسد. این شاخص که در شهریور به ۸/۸۹درصد رسیده بود، در مهر به ۷/88درصد کاهش یافته است اما کاهش ۱/1واحددرصدی آن بهمعنای پایینآمدن قیمتها نیست. سطح عمومی قیمتها در مهر نهتنها کاهش نیافته بلکه نسبت به شهریور ۴/4درصد افزایش پیدا کرده است.
شاخص کل قیمت مصرفکننده با مبنای سال ۱۴۰۰، از ۸/729واحد در شهریور به ۸/761واحد در مهر رسیده است. این افزایش نشان میدهد خانوارها برای خرید همان مجموعه کالاها و خدمات، تنها در فاصله یکماه باید هزینه بیشتری بپردازند. تورم ماهانه نیز برای چهارمین ماه پیاپی افزایش یافته و از ۱/۳ درصد در تیر به ۴/۳درصد در مرداد، ۲/۴درصد در شهریور و ۴/۴درصد در مهر رسیده است.
برای درک بهتر وضعیت باید به مسیر بلندمدت تورم نقطهای نگاه کرد. این شاخص در فروردین۱۴۰۴ برابر ۹/۳۸درصد بود اما با آغاز موج تازه افزایش قیمتها بهتدریج بالا رفت و در فروردین۱۴۰۵ به ۵/۷۳درصد رسید. نرخ نقطهای در اردیبهشت امسال ۹/83درصد، در خرداد ۶/۸۸درصد و در شهریور ۸/۸۹درصد ثبت شد. کاهش مهر تنها یک عقبنشینی محدود پس از این صعود طولانی بوده است.
تفاوت مهمی میان کاهش تورم و کاهش قیمت وجود دارد. زمانیکه نرخ تورم از ۸/۸۹ به ۷/۸۸درصد میرسد، معنای آن این نیست که کالاها ارزان شدهاند بلکه قیمتها نسبت به ماه مشابه سال قبل با آهنگ اندکی پایینتر از نرخ ثبتشده در شهریور افزایش یافتهاند. این تمایز در شرایط کنونی اهمیت ویژهای دارد زیرا تورم بالا همچنان به کاهش قدرت خرید پول ادامه میدهد.
در چنین فضایی حتی تثبیت نرخ تورم در سطحی نزدیک به ۹۰درصد نیز نمیتواند بهمعنای بهبود شرایط زندگی باشد. خانوارها با سطح قیمتهایی روبهرو هستند که طی یکسال بهشدت افزایش یافته و در مهر نیز دوباره بالاتر رفته است بنابراین کاهش محدود تورم نقطهای، هنوز نشانهای کافی برای سخن گفتن از پایان موج گرانی نیست.
اگر تورم سالانه شدت فشار انباشته قیمتها را نشان میدهد، ترکیب تورم ماهانه مهر از تغییر کانون گرانی حکایت دارد درحالیکه قیمت خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات طی این ماه ۲٫۴درصد افزایش یافته، کالاهای غیرخوراکی و خدمات رشد ۸/۵درصدی را ثبت کردهاند. به این ترتیب، سرعت افزایش قیمت در گروه دوم بیش از دو برابر گروه نخست بوده است.
نقش کالاهای غیرخوراکی و خدمات در تورم مهر از اینهم فراتر میرود. محاسبات مرکز آمار نشان میدهد از مجموع ۳۸/4واحددرصد افزایش ماهانه شاخص کل، حدود ۳۸/3واحددرصد مربوط به این گروه بوده است. به بیان دیگر، نزدیک به ۷۷درصد تورم ماهانه مهر از افزایش قیمت کالاهای غیرخوراکی و خدمات ناشی شده است.
در میان گروههای اصلی، آموزش با افزایش ماهانه ۵/۲۳درصدی در صدر قرار دارد. آغاز سال تحصیلی و تغییر هزینه خدمات آموزشی در این مقطع میتواند بخشی از زمینه جهش قیمتها باشد. بااینحال رشد هزینه آموزش در یکماه چنان بزرگ بوده که آن را به یکی از مهمترین رویدادهای تورمی مهر تبدیل کرده است.
پس از آموزش، حملونقل با تورم ماهانه ۷/10درصدی یکی دیگر از کانونهای اصلی افزایش قیمت بوده است. در زیرمجموعه این گروه، هزینه خرید وسایل نقلیه ۵/۱۴درصد و هزینه استفاده از وسایل حملونقل شخصی ۱۰درصد افزایش یافته است. از نظر سهم در افزایش شاخص کل نیز حملونقل با حدود ۹۴/0واحد درصد، یکی از مهمترین عوامل تورم ماهانه مهر بوده است.
تفریح و فرهنگ با رشد ۸/9درصدی، پوشاک و کفش با ۸/7درصد، ارتباطات با ۱/۷درصد و مبلمان و لوازمخانگی با ۲/۶درصد در جایگاههای بعدی قرار دارند. شاخص کالاهای بادوام نیز در مهر ۸/۱۱درصد افزایش یافته و تورم نقطهای آنها به ۸/۱۵۱درصد رسیده است.
این ارقام نشان میدهند فشار افزایش قیمتها در مهر تنها به هزینههای خوراکی محدود نبوده است. از آموزش فرزندان گرفته تا رفتوآمد، پوشاک و خرید تجهیزات موردنیاز خانوار، مجموعه گستردهای از مخارج غیرخوراکی با افزایش قابلتوجه قیمت روبهرو شدهاند. درنتیجه حتی اگر رشد ماهانه قیمت موادغذایی نسبت به برخی ماههای گذشته محدودتر باشد، افزایش سایر هزینهها همچنان فشار تازهای به بودجه خانوار تحمیل میکند.
کاهش نسبی آهنگ افزایش ماهانه قیمت خوراکیها نباید واقعیت گرانی سنگین مواد غذایی را پنهان کند. آمار مهرماه نشان میدهد تورم نقطهبهنقطه خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات به ۴/۱۱۳درصد رسیده است. این رقم در شهریور ۸/۱۲۱درصد بود اما تورم سالانه همین گروه از ۸/۱۰۸درصد به ۲/112درصد افزایش یافته بنابراین فشار انباشته قیمت موادغذایی همچنان در حال شدتگرفتن است.
بررسی اقلام خوراکی نیز ابعاد این گرانی را آشکار میکند. روغنها و چربیها با تورم نقطهای ۷/255درصدی در صدر قرار دارند به این معنا که سطح قیمت این گروه نسبت به مهر سال گذشته بیش از ۵/۳ برابر شده است. شیر، پنیر و تخممرغ نیز تورم نقطهای ۶/۱۵۴درصدی داشتهاند. انواع گوشت قرمز و سفید با تورم ۱/۱۱۳درصدی و نان و غلات با نرخ ۵/97درصدی، همچنان با افزایش قیمت سنگینی نسبت به سال گذشته روبهرو هستند.
این وضعیت برای دهکهای پایین اهمیت بیشتری دارد. براساس گزارش مرکز آمار، تورم سالانه دهک دوم در مهر به ۸/۸۵درصد رسیده در حالی که این رقم برای دهک دهم ۸/۷۴درصد بوده است. فاصله ۱۱واحددرصدی این دو نرخ، از توزیع نابرابر فشار تورمی میان گروههای هزینهای حکایت دارد. یکی از دلایل مهم این تفاوت، وزن بالاتر خوراکیها در سبد مصرفی خانوارهای کمهزینه است. خوراکیها و دخانیات بیش از ۴۲درصد سبد دهک اول را تشکیل میدهند درحالیکه سهم آنها در سبد دهک دهم حدود ۲۲درصد است.
مجموع این دادهها تصویری از اقتصاد ایران ارائه میدهد که در آن افزایش قیمتها هم شدت گرفته و هم دامنه گستردهتری پیدا کرده است. خانوارهای کمدرآمد همچنان با تورم سنگین مواد غذایی روبهرو هستند و در مهرماه نیز افزایش هزینههای آموزش، حملونقل و سایر کالاهای غیرخوراکی، فشار تازهای به بودجه مصرفی خانوارها وارد کرده است.
تورم نقطهای ممکن است در یکماه اندکی کاهش پیدا کند اما تا زمانی که سطح قیمتها با سرعت بالا افزایش مییابد و تورم سالانه قلههای تازهای را ثبت میکند، سخنگفتن از آرامشدن اقتصاد زودهنگام است. مهرماه نشان داد که گرانی نهتنها از نفس نیفتاده بلکه با گسترش فشار به گروههای مختلف مصرفی، همچنان در حال فرسایش قدرت خرید خانوارهای ایرانی است.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید