به گزارش رصد روز، بحران هرمز از یک بحران انرژی به یک بحران لجستیکی جامع برای خلیجفارس تبدیل شده است. کاهش ۹۴ درصدی کشتیهای کانتینری، دوبرابر شدن زمان حملونقل، افزایش تقریبا هشتبرابری هزینه هر کانتینر؛ اقتصاد خلیجفارس در حال حاضر با راهحلهای اضطراری کار میکند که نمیتوانند با حملونقل دریایی رقابت کنند.
کامیونها و هواپیماها نمیتوانند از نظر کمی جایگزین کشتیهای کانتینری شوند؛ برای حمل بار یک کشتی به ۱۰ هزار کامیون نیاز است. جبران یک کشتی که ۲۰ هزار کانتینر حمل میکند، از نظر تئوری به حدود ۴ هزار پرواز هوایی نیاز دارد. گزارشی از فایننشال تایمز این بحران را برجسته میکند. هرمز عملا به روی تجارت خلیجفارس باز نشده است، با وجود صحبتهای مکرر امریکاییها درباره کنترل تنگه و عبور نفتکشها تحت حفاظت نظامی؛ تردد غیرنفتی تقریبا فلج است و تجارت کانتینرها، کالاهای خشک، گاز، پتروشیمی و مواد غذایی بهای بسیار بیشتری نسبت به تجارت نفت خام میپردازد.
هزینه حمل یک کانتینر ۴۰ فوتی به امارات از ۱۲۵۰ دلار قبل از جنگ به حدود ۱۰ هزار دلار رسیده، در حالی که بیمه دریایی از ۱۲۰ دلار به ۱۰۰۰ دلار برای هر کانتینر جهش کرده است. زمان سفر از چین به امارات به حدود ۶۰ روز دوبرابر شده است و گاهی کانتینرها در میانه راه برای ترانشیپمنت در موندرا (هند) یا کلمبو (سریلانکا) نگه داشته میشوند.
یک تاجر مشکل را اینگونه خلاصه میکند: خود کسبوکار خوب است، اما ورود کالا به بنادر امارات به «کابوس» تبدیل شده است. این نکته مهم است، چون گلوگاه اینجا کمبود تقاضا نیست، بلکه فروپاشی کارایی زنجیره تامین است. دولت امریکا روی اسکورت نفتکشهای حامل میلیونها بشکه تمرکز دارد، اما مقامات و تجار خلیج فارس میگویند این مشکل ورود کالاها، مواد اولیه و کانتینرها به منطقه را حل نمیکند. یک مقام منطقه گفت: رویکرد فعلی امریکا در بلندمدت پایدار نیست، چون روی خروج نفت و گاز تمرکز دارد و نه ورود کالاها و اقلام اساسی.
او افزود: برخی کالاهای غذایی که زمینی حمل میشوند حدود سه برابر قیمتهای قبل از جنگ شدهاند و وضعیت موقتا قابل تحمل است، اما نه برای خلیج فارس و نه برای امریکا پایدار نیست. نفتکشهای غولپیکر در برخی سفرهای خاورمیانه میتوانند درآمدهای رکوردی تا یک میلیون دلار در روز کسب کنند، در حالی که کشتیهای بار خشک هنوز فقط دهها هزار دلار درآمد دارند و بنابراین بازده ریسک را توجیه نمیکند. کشتیهای کانتینری بیشترین اجتناب از ریسک را داشتند؛ بین اول مارس تا ۷ سپتامبر فقط ۲۴۰ کشتی کانتینری به خلیج فارس وارد شدند در مقابل ۴۱۹۸ کشتی سال قبل، یعنی کاهش حدود ۹۴ درصدی. قبل از بحران ۹۹ خط منظم کانتینری در داخل خلیج فارس یا به سمت آن فعالیت میکردند که حدود ۱۰ درصد ناوگان جهانی کانتینر را تشکیل میدادند.
اکنون فقط ۱۱ خط باقی مانده؛ ده خط بین بنادر خلیج فارس حرکت میکنند و یکی مخصوص تجارت ایران و چین است. در داخل خلیج فارس هنوز کمبودهای جدی و گسترده ظاهر نشده، اما کمبودهای جزیی کالاها شروع شده؛ فروشگاههای ورزشی کلاه ایمنی دوچرخه کودکان را تمام کردهاند، نمایندگیهای خودرو نتوانستهاند مدلهای جدید وارد کنند و برخی بارها نوشیدنیهای خاصی را تمام کردهاند.
مهمترین تاثیر تاکنون افزایش هزینه برای شرکتها و مصرفکنندگان است، بیشتر از قطع کامل کالاها. جیسون توفی از کپیتال اکونومیکس میگوید: دولتهای خلیج فارس مجبور به ارایه حمایت مالی برای کاهش اختلالات تامین شدهاند و بیشتر آنها (جز امارات) قیمت سوخت داخلی را با وجود افزایش جهانی ثابت نگه داشتهاند.
بحران پس از آنکه حوثیها این ماه کنترل خود بر بابالمندب را تشدید کردند، خطرناکتر شده؛ یعنی خلیج فارس دیگر فقط با گلوگاه هرمز روبهرو نیست، بلکه فشارهای اضافی روی مسیر دریایی غربی هم دارد. بندر جبل علی، بزرگترین مرکز حملونقل منطقه، عملا از خطوط تجارت جهانی طبیعی به دلیل بسته شدن هرمز جدا شده است.
قبل از جنگ جبل علی روزانه حدود ۴۰ هزار کانتینر استاندارد را جابهجا میکرد، نهمین بندر شلوغ جهان بود و به عنوان نقطه توزیع اصلی به بقیه کشورهای خلیج فارس عمل میکرد. جایگزین فعلی بندر خورفکان در ساحل خارجی امارات است، اما بسیار کوچکتر؛ فقط ۶ اسکله و ۱۸ جرثقیل در مقابل ۲۷ اسکله و ۱۲۰ جرثقیل جبل علی.
مسیر جایگزین دیگر حمل زمینی از بنادر عمان یا جده یا ساحل سعودی دریای سرخ است، در حالی که دولتهای خلیج فارس کالاهای اولویتدار را هوایی حمل میکنند. عمان یکی از بزرگترین بهرهبرداران از تغییر مسیر تجارت شده؛ حجم حملونقل در بنادرش امسال ۶۹ درصد افزایش یافته است. مدیرعامل مرسک مثالی از حجم انحراف مورد نیاز برای خدمت به قطر میزند؛ کالاها به جده میرسند، سپس با کامیون به دمام منتقل میشوند و بعد دریایی به قطر فرستاده میشوند که به گفته او در حال حاضر سریعترین مسیر موجود است.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید