به گزارش رصد روز، در طی جنگ تحمیلی سوم، بخشهایی از زیرساختهای حیاتی کشور هدف حمله قرار گرفت و صنعت هوانوردی نیز از این آسیبها در امان نماند. بخشی از سامانههای راداری و تجهیزات مرتبط با مدیریت ترافیک هوایی، از جمله در محدوده تهران و TMA مهرآباد، آسیب دیدهاند و همین مسئله شرایطی متفاوت و دشوار را برای مدیریت ترافیک هوایی کشور ایجاد کرده است.
کنترلرهای ترافیک هوایی و یا مهندسین مراقبت پرواز، در حالت عادی نیز یکی از حساسترین مسئولیتهای صنعت هوانوردی را بر عهده دارند. آنها باید موقعیت و مسیر پروازها را بهطور مستمر مدیریت کنند، جدایی ایمن میان هواپیماها را حفظ کنند، توالی ورود و خروج پروازها را تنظیم کنند و میان بخشهای مختلف کنترل و سایر عوامل عملیاتی هماهنگی ایجاد نمایند.
وقتی بخشی از سامانههای نظارتی از دسترس خارج میشود، این مسئولیت کاهش پیدا نمیکند؛ بلکه سهم بیشتری از آن بر دوش انسان قرار میگیرد. در کنترل رویهای، تصمیمگیری دقیق، حافظه عملیاتی، تجربه، آرامش روانی، تمرکز و رعایت انضباط رویهای اهمیت بیشتری پیدا میکند و کوچکترین خطای انسانی میتواند پیامدهای بسیار سنگینی داشته باشد.
از این منظر، کنترلر ترافیک هوایی در چنین شرایطی تفاوت چندانی با یک سرباز خط مقدم ندارد. هر دو در نقطهای قرار گرفتهاند که حفظ ایمنی و انجام مسئولیت، بر آسایش فردی مقدم است. کنترلر در پشت میز کنترل نشسته است، اما مسئولیتی که بر عهده دارد، مستقیماً با جان صدها مسافر و سرنشین هواپیما و همچنین استمرار جریان حملونقل هوایی کشور ارتباط دارد.
طبیعی است که چنین شرایطی بر ظرفیت پذیرش ترافیک هوایی اثر بگذارد. کنترل رویهای در مقایسه با کنترل راداری، محدودیتهای بیشتری در مدیریت همزمان ترافیک دارد و به همین دلیل، افزایش فاصلههای ایمنی، ایجاد توالی مناسب میان پروازها و کاهش ظرفیت پذیرش ترافیک در برخی مقاطع اجتنابناپذیر است.
نتیجه این شرایط، افزایش زمان انتظار و تأخیر در بخشی از پروازها است.
این تأخیرها برای مسافر خوشایند نیست و اعتراض نسبت به آن نیز قابل درک است؛ اما باید میان تأخیر ناشی از ضعف عملکرد و تأخیر ناشی از اولویت دادن به ایمنی پروازها در یک شرایط اضطراری تفاوت قائل شد.
در چنین مقطعی، صبر و درایت مسافران نیز بخشی از مسئولیت اجتماعی ما برای عبور از شرایط موجود است. هیچکس تأخیر در پرواز را مطلوب نمیداند، اما وقتی یک کنترلر با ظرفیت محدودتر و فشار کاری بیشتر، مسئولیت هدایت و جداسازی ترافیک هوایی را بر عهده دارد، پذیرش مقداری تأخیر، هزینهای بسیار کوچکتر از به خطر افتادن ایمنی پروازها است.
البته این صبر نباید به معنای عادی تلقی کردن وضعیت موجود باشد. ضروری است بازسازی، نصب، آزمایش و بهرهبرداری از سامانههای راداری و تجهیزات مرتبط با مدیریت ترافیک هوایی با بالاترین اولویت دنبال شود تا هرچه سریعتر ظرفیت عادی شبکه کنترل ترافیک هوایی کشور بازگردد.
در این میان، شرکتهای هواپیمایی نیز مسئولیت مهمی بر عهده دارند. الگوی برنامهریزی پروازها باید با ظرفیت واقعی شبکه کنترل ترافیک هوایی در شرایط موجود هماهنگ شود. فشرده کردن برنامه پروازی بدون توجه به محدودیتهای عملیاتی، تنها موجب انباشته شدن تأخیرها و افزایش فشار بر فرودگاه، کنترلر، خدمه پروازی و در نهایت مسافر خواهد شد.
از سوی دیگر، شرکتهای هواپیمایی باید ارتباط خود را با مسافران تقویت کنند. اطلاعرسانی شفاف، مستمر و محترمانه درباره علت تأخیر، وضعیت پرواز و زمان تقریبی انجام آن، میتواند بخش قابل توجهی از فشار روانی ناشی از تأخیرهای ناخواسته را کاهش دهد. در شرایط بحران، نحوه ارتباط با مسافر به اندازه مدیریت خود عملیات اهمیت دارد.
کنترلر ترافیک هوایی، خلبان، مهندسین تعمیراتی، کارشناسان ایمنی و عملیاتی و سایر متخصصان هوانوردی، امروز بیش از هر زمان دیگری در معرض فشار و مسئولیت قرار دارند. اگر از این نیروها انتظار داریم در شرایط دشوار با حداکثر توان حرفهای خود کار کنند، باید به معیشت، امنیت شغلی، شأن حرفهای و انگیزه آنان نیز بهطور جدی توجه شود.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید