گردشگری ایران؛ از حمایت‌های نمایشی تا بحران‌های واقعی

فعالان گردشگری ایران از محدودترشدن فعالیت کسب‌وکارها، کاهش نیروی انسانی و دشواری ادامه فعالیت سخن می‌گویند.

به گزارش رصد روز، جنگ تنها مرزهای سیاسی و معادلات امنیتی را تغییر نمی‌دهد بلکه گاهی مسیر حرکت گردشگران و جریان درآمدهای صنعت گردشگری را نیز جابه‌جا می‌کند. در پی آغاز جنگ ایران و اختلال در مسیرهای هوایی خاورمیانه، بخشی از گردشگران اروپایی که پیشتر مقاصد آسیایی را برای تعطیلات خود انتخاب می‌کردند، اکنون به سوی آمریکای‌جنوبی گرایش پیدا کردند؛ تحولی که برای کشورهای این قاره فرصت تازه‌ای در جذب گردشگر و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های گردشگری ایجاد کرده است. در سوی دیگر این معادله صنعت گردشگری ایران با پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم بحران دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ صنعتی که به گفته فعالان آن، حتی پیش از جنگ نیز زیر فشار هزینه‌های فزاینده و کاهش توان اقتصادی خانوارها قرار داشت.

روزنامه فایننشال‌تایمز در گزارشی با اشاره به افزایش تقاضای سفر از اروپا به آمریکای‌جنوبی از تغییر مسیر گردشگران درپی تحولات خاورمیانه خبر داده است. براساس اظهارات روبرتو آلو، مدیرعامل شرکت هواپیمایی لاتام، بزرگ‌ترین شرکت هواپیمایی آمریکای‌جنوبی این شرکت پس از آغاز درگیری‌ها در ماه فوریه با افزایش شمار مسافران اروپایی مواجه شده است. به گفته او، تقاضا برای سفر میان اروپا و آمریکای‌جنوبی به شکل چشمگیری افزایش یافته و این روند هم در میان گردشگران علاقه‌مند به هتل‌های لوکس و هم مسافران با بودجه محدود مشاهده می‌شود.

آمارهای ارائه‌شده در این گزارش نیز از تغییر جریان سفرهای بین‌المللی حکایت دارند. شرکت لاتام بین ماه‌های مارس تا سپتامبر درمقایسه با مدت مشابه سال گذشته میلادی ۱۰‌درصد مسافر بیشتری در مسیرهای اروپا و آمریکای‌جنوبی جابه‌جا کرده است. داده‌های شرکت OAG نشان می‌دهد رزرو پرواز از فرودگاه‌های اصلی اروپا به کشورهای آمریکای‌جنوبی به‌استثنای ونزوئلا در نیمه نخست سال۲۰۲۶ نسبت به دوره مشابه سال۲۰۲۵ ۵/۶درصد افزایش یافته است.

اختلال در کریدورهای هوایی آسیا

یکی‌از عوامل اصلی این جابه‌جایی اختلال در مسیرهای هوایی عبوری از خلیج‌فارس است. پیش از آغاز جنگ، حدود یک‌سوم سفرهای هوایی میان اروپا و آسیا از مسیر دوبی، ابوظبی و دوحه انجام می‌شد. این سهم در پروازهای مرتبط با استرالیا به نزدیک نیمی از سفرها می‌رسید. با آغاز درگیری‌ها، توقف فعالیت شرکت‌های هواپیمایی منطقه برای مدتی یکی از مهم‌ترین مسیرهای اتصال اروپا به آسیا و منطقه اقیانوس آرام را مختل کرد.

اگرچه شرکت‌های هواپیمایی امارات، اتحاد و قطر ایرویز پس از مدت کوتاهی فعالیت خود را از سر گرفتند و خدمات ترانزیتی را برقرار کردند شمار مسافران عبوری از این منطقه هنوز به سطح پیش از جنگ بازنگشته است. در چنین شرایطی بخشی از مسافران ترجیح دادند مقصدهایی را انتخاب کنند که وابستگی کمتری به مسیرهای هوایی خاورمیانه دارند.

مدیرعامل لاتام در این‌باره معتقد است فاصله جغرافیایی آمریکای‌جنوبی از منطقه درگیری به یک مزیت برای این قاره تبدیل شده است. به گفته او، گردشگران اروپایی همواره به آمریکای‌جنوبی سفر می‌کردند اما اکنون این روند شتاب بیشتری گرفته است.

افزایش ورود گردشگران اروپایی به پرو، شیلی، برزیل، آرژانتین و اکوادور، ظرفیت هتل‌ها و اقامتگاه‌های آمریکای‌جنوبی را با رشد تقاضا مواجه کرده است. این کشورها می‌کوشند از تغییر مسیر سفرها فرصتی برای جذب سرمایه و تقویت گردشگری بسازند؛ فرصتی که در ایران به‌دلیل تنش‌های موجود، بحران پروازها، ضعف حمایت‌های دولتی و کاهش قدرت خرید مردم، به تهدیدی برای بقای کسب‌وکارهای گردشگری تبدیل شده است.

گردشگری ایران؛ از اختلال پرواز تا تعدیل نیرو

در ایران اما صورت‌مساله متفاوت است. در حالی که برخی مقاصد دور از منطقه بحران از تغییر مسیر گردشگران منتفع می‌شوند فعالان گردشگری ایران از محدودترشدن فعالیت کسب‌وکارها، کاهش نیروی انسانی و دشواری ادامه فعالیت سخن می‌گویند.

ارشاد ایوب‌وند، راهنمای گردشگری و فعال حوزه توریسم در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» با اشاره به تجربه دو بحران کرونا و جنگ در یک دهه گذشته معتقد است هردو بحران فشار سنگینی بر بدنه گردشگری کشور وارد کردند.

به گفته او، جنگ ۱۲روزه به دلیل وقوع ناگهانی و پیش‌بینی‌ناپذیربودن بسیاری از دفاتر گردشگری را در موقعیت دشواری قرار داد. شماری از این مجموعه‌ها برای حفظ بقای خود ناچار به تعدیل نیرو شدند تا بتوانند هزینه‌های جاری را کاهش دهند و دست‌کم برای یک تا یک‌سال‌ونیم دیگر به فعالیت ادامه دهند.

ایوب‌وند بسته‌شدن آسمان کشور درپی بروز جنگ 40روزه از ۹ اسفند و لغو گسترده پروازها را از دیگر عوامل تشدید بحران می‌داند. به گفته او، توقف پروازهای خارجی و اعلام زمان‌بندی‌های جدید ازسوی شرکت‌های هواپیمایی شرایطی ایجاد کرد که فعالیت دفاتر گردشگری را با اختلال جدی مواجه ساخت.

این فعال گردشگری معتقد است حمایت‌های در نظر گرفته‌شده برای کسب‌وکارهای آسیب‌دیده با ابعاد خسارت‌های واردشده تناسبی ندارد و از جبران نیازهای این بخش ناتوان است.

خروج نیروهای متخصص از صنعت

یکی از پیامدهای کمتر دیده‌شده بحران گردشگری، خروج نیروهای باتجربه از این صنعت است. کاهش فعالیت آژانس‌ها و محدود شدن برگزاری تورها نه‌تنها درآمد کسب‌وکارها را تحت تاثیر قرار داده بلکه موقعیت شغلی راهنمایان گردشگری و کارکنان دفاتر را نیز متزلزل کرده است.

ایوب‌وند می‌گوید بخشی از نیروهای متخصص گردشگری به مشاغل دیگر روی آوردند و گروهی نیز در انتظار فراهم‌شدن شرایط مهاجرت هستند. به اعتقاد او، ازدست‌رفتن این نیروها خسارتی بلندمدت برای صنعت گردشگری محسوب می‌شود چراکه تربیت و جایگزینی راهنمایان و کارشناسان باتجربه به زمان نیاز دارد.

این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که گردشگری تنها به هتل، هواپیما و جاذبه‌های تاریخی و طبیعی محدود نمی‌شود. نیروی انسانی متخصص یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های این صنعت است و خروج آن از چرخه فعالیت حتی پس از بازگشت شرایط عادی نیز می‌تواند روند احیای کسب‌وکارها را دشوار کند.

درکنار تعدیل نیرو کوچک شدن دفاتر گردشگری نیز به یکی از نشانه‌های رکود تبدیل شده است. به گفته این راهنمای گردشگری، هزینه‌های مالیاتی، بیمه و اجاره ادامه فعالیت دفاتر مستقل را برای بسیاری از فعالان دشوار کرده است.

حمایت‌های کاغذی و بحران نقدینگی

درشرایطی‌که فعالان گردشگری برای حفظ کسب‌وکارهای خود به حمایت مالی نیاز دارند ایوب‌وند معتقد است سازوکار پرداخت تسهیلات نیز نتوانسته پاسخگوی نیاز این بخش باشد. به گفته او، دریافت وام مستلزم ارائه مدارک متعدد و معرفی ضامن است؛ شرایطی که برای کسب‌وکارهای آسیب‌دیده، دسترسی به منابع مالی را دشوار می‌کند.

او مبالغ در نظر گرفته‌شده برای تسهیلات را در برابر هزینه‌های واقعی بنگاه‌ها و خسارت ناشی از تعطیلی یا کاهش فعالیت متناسب ارزیابی نمی‌کند. از سوی دیگر به اعتقاد او، وقتی متقاضی برای دریافت تسهیلات باید دو ضامن معرفی کند عملا بخشی از امکان دسترسی به حمایت مالی از بین می‌رود.

مساله تنها تسهیلات بانکی نیست. این فعال گردشگری به تعهدات مالیاتی و بیمه‌ای دفاتر نیز اشاره می‌کند و معتقد است تعویق موقت مطالبات در زمان بحران، بدون در نظر گرفتن معافیت یا تخفیف موثر پس از آن نمی‌تواند کمکی به بازگشت کسب‌وکارها کند.

از نگاه او، نمی‌توان در شرایطی که فعالیت دفاتر به‌شدت کاهش یافته تمام هزینه‌های جاری و تعهدات مالی را بدون تغییر از آنها مطالبه کرد و همزمان انتظار داشت بخش خصوصی نیروی انسانی خود را حفظ کند و به فعالیت ادامه دهد.

سفر از سبد خانوار حذف می‌شود؟

بحران گردشگری تنها به عرضه خدمات و وضعیت آژانس‌ها محدود نمی‌شود بلکه کاهش قدرت خرید خانوارها نیز تقاضا برای سفر را تحت فشار قرار داده است. در شرایطی که هزینه حمل‌ونقل، اقامت و خدمات گردشگری افزایش یافته، سفر برای بخش بیشتری از جامعه به کالایی پرهزینه و غیرضروری تبدیل شده است.

ایوب‌وند با اشاره به افزایش هزینه پروازهای داخلی می‌گوید طرح‌هایی مانند سفر کارت و وام سفر نیز در چنین شرایطی نمی‌توانند به‌تنهایی تقاضای ازدست‌رفته را احیا کنند. وقتی درآمد خانوارها با هزینه‌های زندگی تناسب ندارد اضافه‌شدن یک تعهد مالی جدید لزوما به افزایش سفر منجر نمی‌شود.

او می‌گوید بسیاری از راهنمایان گردشگری اکنون ممکن است درطول یک‌ماه تنها دویاسه‌روز فرصت برگزاری تور داشته باشند. کاهش تعداد تورها به معنای افت درآمد راهنمایان، کاهش فعالیت دفاتر و کوچک‌ترشدن بازار گردشگری است؛ چرخه‌ای که در نهایت بر اشتغال و اقتصاد خانوارها نیز اثر می‌گذارد.

احیای گردشگری در گرو عبور از حمایت‌های نمایشی

تجربه بحران‌های گذشته نشان می‌دهد پایان جنگ یا برقراری دوباره پروازها به‌تنهایی نمی‌تواند گردشگری را به چرخه رونق بازگرداند. سازمان جهانی گردشگری بر ضرورت حمایت هدفمند از کسب‌وکارها، حفظ اشتغال، بازسازی اعتماد مسافران و همکاری دولت و بخش خصوصی در دوران بحران تاکید دارد. تجربه کشورهایی که پس از بحران‌هایی مانند کرونا توانستند گردشگری خود را احیا کنند نیز نشان می‌دهد این روند به سیاستگذاری منسجم، تامین منابع مالی، بازاریابی موثر و تقویت زیرساخت‌ها نیاز دارد و نه صرفا اعلام بسته‌های حمایتی و وعده تسهیلات.

با این حال آنچه از روایت فعالان گردشگری ایران برمی‌آید فاصله‌ای جدی میان این ضرورت‌ها و سیاست‌های اجرایی وجود دارد. وقتی دریافت وام به ارائه مدارک متعدد و معرفی ضامن وابسته بوده تعویق مالیات و بیمه به‌جای بخشودگی یا تخفیف موثر به تعویق مطالبه تبدیل می‌شود و کسب‌وکارها برای پرداخت اجاره و حفظ کارکنان خود درمانده هستند نمی‌توان از حمایت واقعی سخن گفت. در چنین شرایطی، هر روز تاخیر در تصمیم‌گیری، خطر تعطیلی دفاتر و خروج نیروهای متخصص را افزایش می‌دهد؛ خسارتی که با بازگشت پروازها جبران نخواهد شد.

در سوی دیگر تجربه آمریکای‌جنوبی نشان می‌دهد کشورهایی که از تغییر مسیر گردشگران بهره می‌برند، برای توسعه ناوگان، تقویت ارتباطات هوایی و بازاریابی بین‌المللی برنامه دارند. ایران نیز اگر قرار است پس از بحران سهمی از بازار گردشگری منطقه و جهان داشته باشد، باید از سیاست‌های مقطعی و واکنشی فاصله بگیرد. نجات بنگاه‌های گردشگری، حفظ نیروی انسانی، کاهش فشار تعهدات مالی و بازسازی دسترسی هوایی باید به برنامه‌ای عملی و زمان‌بندی‌شده تبدیل شود. در غیراین صورت، حتی با پایان جنگ، ممکن است صنعت گردشگری ایران با بازار ازدست‌رفته و ظرفیت‌هایی فرسوده روبه‌رو باشد که بازسازی آنها بسیار دشوارتر از مدیریت بحران امروز است.

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار