گردشگری در تنگنای اقتصاد و ناامنی

در ماه‌های اخیر اما در شرایطی که سایه جنگ و تنش بر ایران سنگینی می‌کند، در عمل اعتماد گردشگر به برقراری پروازها و انجام بی‌دغدغه سفر از دست رفته است.

به گزارش رصد روز، برای آنکه گردشگر تصمیم به سفر به یک مقصد مشخص بگیرد، مهم‌ترین فاکتور تامین امنیت و نبود اختلال در پروازها و سیستم حمل‌و‌نقل است.  مسافر باید مطمئن باشد پروازش لغو نشده یا به تعویق نمی افتد، مرزها باز هستند، مسیرها امنند و خبری از لغو ناگهانی سفر، هشدار امنیتی یا تغییر وضعیت نیست. در ماه‌های اخیر اما در شرایطی که سایه جنگ و تنش بر ایران سنگینی می‌کند، در عمل اعتماد گردشگر به برقراری پروازها و انجام بی‌دغدغه سفر از دست رفته است. وقتی مسافران پرواز استانبول به تهران هواپیمایی ماهان، پروازشان لغو شده و بدون توضیحی روشن ساعت‌ها در فرودگاه معطل می‌مانند، خواسته یا ناخواسته اعتماد مسافر به ایرلاین و به امنیت پرواز مخدوش می‌شود. صنعت گردشگری که برای زنده ماندن به تحرک، آرامش و اعتماد وابسته است، در روزهای بحران نخستین ضربه‌ها را دریافت می‌کند. گردشگر خارجی برخلاف تصور، صرفا با دیدن تصاویر تخت‌جمشید، اصفهان، یزد یا سواحل شمالی تصمیم به سفر نمی‌گیرد. او مقصد را با ریسک آن می‌سنجد، با خبرهایی که از کشور می‌شنود، با امکان لغو پروازها، اختلال در حمل‌ونقل، هشدارهای امنیتی و آینده‌ای که نمی‌توان درباره آن با اطمینان برنامه‌ریزی کرد. در چنین شرایطی حتی جذاب‌ترین مقصدها هم ممکن است از فهرست انتخاب مسافر کنار گذاشته شوند.

اما بحران فقط در مرزهای گردشگری خارجی متوقف نمی‌شود. در داخل کشور نیز سفر به یکی از هزینه‌هایی تبدیل شده که خانوارها در زمان فشار اقتصادی زودتر از بسیاری از اقلام دیگر از سبد خود حذف می‌کنند. وقتی درآمد خانوار صرف مسکن، خوراک، درمان و دیگر نیازهای ضروری می‌شود، سفر به هزینه‌ای قابل‌حذف تبدیل می‌شود بنابراین گردشگری ایران همزمان از دو سو تحت فشار است؛ اقتصاد در داخل و ناامنی در بیرون. در این میان یک تناقض تلخ نیز شکل گرفته است؛ کشوری که برای جذب گردشگر به سرمایه‌های تاریخی، فرهنگی و طبیعی خود تکیه دارد، در شرایطی قرار گرفته که همین سرمایه‌ها بیش از همیشه به حفاظت نیاز دارند. تخریب و تعرض به محوطه‌های تاریخی، تهدید جاذبه‌های گردشگری و فرسایش تدریجی میراث فرهنگی، در کنار سایه جنگ، آینده صنعتی را تهدید می‌کند که قرار بود یکی از مسیرهای متنوع‌سازی اقتصاد کشور باشد.اکنون مساله فقط این نیست که چند گردشگر وارد ایران می‌شوند یا چند تور لغو می‌شود. مساله بزرگ‌تر، فرسایش اعتماد به ایران به‌عنوان یک مقصد سفر است؛ اعتمادی که ساختنش سال‌ها زمان می‌برد اما بحران می‌تواند در مدت کوتاهی آن را تضعیف کند. گردشگری در چنین شرایطی بیش از تبلیغ و شعار، به آرامش نیاز دارد؛ بیش از وعده جذب گردشگر، به بازگشت اطمینان. تا وقتی مسافر از آینده سفر خود مطمئن نباشد، جاذبه‌های ایران هرچقدر هم دیدنی باشند، ممکن است در فاصله‌ای دور از چمدان گردشگر باقی بمانند.

گردشگر خارجی در شرایط ناامن ریسک نمی‌کند

اردشیر اروجی، کارشناس گردشگری با اشاره به شرایط فعلی کشور به «جهان‌صنعت» گفت: در شرایطی که سایه تنش و جنگ بر کشور وجود دارد، باید واقع‌بینانه به وضعیت گردشگری نگاه کرد. به گفته این کارشناس گردشگری، حتی گردشگری داخلی نیز تحت‌تاثیر وضعیت اقتصادی مردم قرار گرفته و بسیاری از خانوارها دیگر توان اختصاص بخشی از درآمد خود به سفر را ندارند.

وی افزود: درآمد سرانه پایین آمده و مردم بیشتر به مسائل ضروری زندگی فکر می‌کنند. گردشگری عملا از سبد هزینه خانوارها حذف شده است. سفرهایی که در نوروز انجام می‌شود نیز لزوما به معنای رونق گردشگری نیست چراکه بخشی از مردم برای دیدار اقوام سفر می‌کنند یا در چادر و خانه اقوام اقامت دارند.

این پژوهشگر معتقد است: تاثیر ناامنی بر گردشگری خارجی حتی جدی‌تر است چراکه گردشگر خارجی برای یک سفر بین‌المللی نیازمند اطمینان از شرایط مقصد و امکان برنامه‌ریزی است.

اروجی ضمن مقایسه وضعیت تامین بلیت‌های سفر در ایران و اروپا گفت: سفر یک‌ماهه در محدوده شنگن،  از ماه‌ها قبل قابل برنامه‌ریزی و تنظیم است و گردشگر پیش از سفر از همه مسیرها و بلیت‌ها اطلاع دارد. گردشگر دقیقا می‌داند چه زمانی به مقصد می‌رسد، کجا اقامت خواهد داشت و چگونه از یک شهر به شهر دیگر می‌رود. این اطمینان باعث می‌شود مسافر بدون دلهره سفر کند. در ایران اما حتی امکان رزرو بلیت قطار از چند ماه قبل وجود ندارد و باید منتظر باز شدن سیستم پیش‌فروش ماند.وی تاکید کرد: از سوی دیگر در شرایطی که کشور با جنگ و ناامنی مواجه است، احساس اطمینان از بین می‌رود. گردشگر باید بداند آیا پروازش انجام می‌شود، آیا می‌تواند به مقصد بعدی برود و آیا شرایط کشور در طول سفر تغییر نخواهد کرد. وقتی این اطمینان وجود نداشته باشد، طبیعی است که مقصد دیگری را انتخاب کند.

سفر تفریحی، نخستین قربانی بحران

این کارشناس گردشگری با اشاره به وضعیت اقتصادی کشور گفت: حتی در شرایط عادی نیز گردشگری جزو نخستین هزینه‌هایی است که در زمان فشار اقتصادی از سبد خانوار حذف می‌شود. حالا وقتی مشکلات اقتصادی با جنگ و ناامنی همراه می‌شود، فشار بر این بخش مضاعف خواهد بود.

به گفته اروجی، مردم در چنین شرایطی ابتدا هزینه‌های ضروری زندگی را تامین می‌کنند و سفر و تفریح در اولویت‌های بعدی قرار می‌گیرد. از سوی دیگر گردشگر خارجی نیز زمانی حاضر به هزینه‌کردن برای سفر است که احساس کند مقصد از ثبات و امنیت کافی برخوردار است.

جاذبه‌های گردشگری زیر سایه ناامنی

اروجی در ادامه نسبت به وضعیت میراث فرهنگی و جاذبه‌های گردشگری کشور نیز هشدار داد و گفت: در شرایطی که باید از داشته‌هایی که عامل جذب گردشگر هستند حفاظت کنیم، بخشی از این ظرفیت‌ها روزبه‌روز در معرض آسیب قرار دارند.این پژوهشگر افزود: تپه‌های تاریخی مورد تعرض قرار می‌گیرند، محوطه‌های تاریخی در معرض تهدید هستند و جاذبه‌های گردشگری نیز با مشکلات مختلف مواجهند. در چنین شرایطی جنگ و ناامنی به مشکلات موجود اضافه می‌شود و چشم‌انداز گردشگری را با ابهام و چالش مواجه می‌کند.

تا بازگشت آرامش، گردشگری هم نفس نمی‌کشد

این کارشناس گردشگری معتقد است: نمی‌توان گردشگری را جدا از شرایط عمومی کشور دید. گردشگر خارجی تنها برای دیدن یک بنای تاریخی یا طبیعت به یک کشور سفر نمی‌کند. او مجموعه‌ای از شرایط را برای انتخاب مقصد در نظر می‌گیرد و امنیت یکی از اساسی‌ترین آنهاست.

اروجی تاکید کرد: اگر قرار است گردشگری در کشور رونق بگیرد، باید در کنار توجه به جاذبه‌ها، شرایطی فراهم شود که گردشگر احساس امنیت و آرامش داشته باشد. در شرایطی که سایه جنگ و تنش بر کشور وجود دارد، نمی‌توان انتظار داشت گردشگری مانند دوران ثبات و آرامش عمل کند.

به گفته وی، در چنین دوره‌ای حتی اگر جاذبه‌های تاریخی و فرهنگی ایران همچنان پابرجا باشند، تداوم ناامنی می‌تواند تصمیم گردشگران برای سفر به کشور را تحت‌تاثیر قرار دهد. به همین دلیل بازگشت ثبات و آرامش، یکی از مهم‌ترین پیش‌شرط‌های احیای گردشگری خارجی خواهد بود.

ضرورت بازسازی اعتماد به گردشگری ایران

تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد بحران، لزوما پایان گردشگری نیست اما عبور از آن بدون بازسازی اعتماد، اصلاح سیاست‌ها و برنامه‌ریزی بلندمدت نیز ممکن نیست. پژوهش‌های بین‌المللی درباره بحران‌های گردشگری تاکید می‌کنند که مقصدهایی که توانسته‌اند پس از جنگ، تروریسم، بحران‌های سیاسی یا همه‌گیری دوباره به بازار سفر بازگردند، صرفا منتظر عادی شدن شرایط نمانده‌اند بلکه همزمان روی تصویر مقصد، امنیت، حمل‌ونقل، حمایت از کسب‌وکارهای گردشگری و تنوع بازارهای هدف کار کرده‌اند. یک مطالعه جامع در Annals of Tourism Research  که ۱۰۲پژوهش درباره بحران و بازیابی گردشگری را بررسی کرده نیز بر «تاب‌آوری» و توانایی مقصد برای سازگاری و بازسازمان‌دهی پس از بحران تاکید دارد.

نمونه کلمبیا قابل توجه است؛ کشوری که سال‌ها با خشونت و ناامنی دست‌وپنجه نرم کرد اما با بهبود شرایط و تغییر تدریجی تصویر بین‌المللی خود توانست گردشگری را دوباره به یکی از بخش‌های مهم اقتصاد تبدیل کند. براساس گزارشOECD، کلمبیا در سال۲۰۲۳ حدود ۱/۶‌‌میلیون گردشگر بین‌المللی داشت؛ رقمی که نه‌تنها نسبت به کف ۴/۱‌میلیون نفری سال۲۰۲۰ جهش چشمگیری داشت بلکه از ۵/۴‌میلیون گردشگر سال ۲۰۱۹ یعنی پیش از همه‌گیری نیز فراتر رفت. این تجربه نشان می‌دهد حتی مقصدهایی که با سابقه طولانی بحران مواجه بوده‌اند، در صورت تغییر شرایط و اتخاذ سیاست درست، امکان بازسازی بازار گردشگری را دارند.

درس دیگر از تجربه جهانی، ضرورت همزمانی احیای گردشگری با بازسازی اعتماد است. در دوران کرونا، تمام مقاصد جهان با سقوط گردشگری مواجه شدند اما کشورها به‌تدریج با ایجاد پروتکل‌های روشن، هماهنگی میان دستگاه‌ها، حمایت از کسب‌وکارها و ایجاد اطمینان برای مسافران، مسیر بازگشت را آغاز کردند. سازمان ملل نیز در توصیه‌های خود بر تقویت تاب‌آوری کل زنجیره گردشگری، استفاده از فناوری، پایداری و همکاری میان دولت و بخش‌خصوصی تاکید کرده است.برای ایران نیز خروج از این بحران نمی‌تواند با یک کمپین تبلیغاتی یا افزایش سفرهای خارجی مسوولان حل شود. نقطه شروع باید مدیریت بحران و بازسازی اعتماد به گردشگری ایران باشد. در مرحله نخست باید بازار داخلی و کسب‌وکارهای گردشگری زنده نگه داشته شوند؛ همزمان با بهبود شرایط، ارتباط با بازارهای نزدیک و کم‌ریسک‌تر توسعه یابد و سپس با یک برنامه منسجم، تصویر ایران در بازارهای دورتر بازسازی شود. امنیت، اطلاع‌رسانی شفاف، امکان برنامه‌ریزی سفر، بیمه و خدمات قابل اتکا و همکاری واقعی میان دولت، شرکت‌های هواپیمایی، آژانس‌ها، هتل‌ها و نهادهای میراث فرهنگی باید اجزای یک برنامه واحد باشند. بحران به خودی خود سرنوشت گردشگری را تعیین نمی‌کند بلکه نحوه مدیریت بحران و سرعت بازسازی اعتماد است که آینده مقصد را شکل می‌دهد. ایران اگر قرار است از این مرحله عبور کند، باید از تجربه کشورهایی استفاده کند که بحران را نه با انکار بلکه با برنامه‌ریزی، تنوع‌بخشی و بازسازی تدریجی اعتماد پشت سر گذاشته‌اند.

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار