به گزارش رصد روز، هرچند تورم و کوچکشدن سفرههای مردم در ایران، قدمتی بلند و تاریخی دارد، اما گرانیها پس از سال ۹۷ به بعد، بسیار بیسابقه و کمرشکن بوده و هست و موضوع عجیبتر این است که ادامه این شرایط تلخ، با وجود روی کار آمدن دولتهایی با تفکرات مختلف، ایست ندارد و از قرار معلوم تنها راه چاره، همان قناعت و حذف هزینههایی است که ضرورت آن در زندگی کمتر احساس میشود.
دو، سه دههای است که خرید مسکن در ایران به یک آرزو تبدیل شده و گذشت زمان، این آرزو را محال و محالتر کرده است. از سوی دیگر، حدود ۱۰ سال است که خرید خودرو هم به یک آرزو خصوصاً برای جوانان پرانرژی تبدیل شده است و حال، حرفی به گزاف نزدیم اگر بگوییم سفر رفتن با این وضعیت اقتصادی و حقوقهای بخور و نمیر هم به یک رویا تبدیل شده است.
چند دهه پیش اگر فردی از رفتن به سفر خارجی سخن میگفت، جای تعجب نداشت، زیرا حتی قشر متوسط هم میتوانستند به لطف و مدد برخی صرفهجوییها در طول سال و حتی با حقوق کارمندی، این تجربه را برای خود یا حتی خانوادهشان رقم بزنند، اما در یکی، دو سال اخیر، به قدری فضای اقتصادی کشور و معیشتی مردم در تنگنا قرار گرفته که سفر داخلی هم برای افرادی که از حقوق کارمندی به نسب خوب هم برخوردارند، سخت شده است و حتی آن قشری که از آن به عنوان قشر متوسط رو به بالا یاد میکنند، سعی دارند با سفر نرفتن، تا حدی دیگر هزینههای جاری خود را جور کنند.
شرایط سیاسی و اقتصادی کشور ما تقریباً همیشه حساس بوده و تحریمهای اقتصادی در دهههای اخیر، آسیبهای سنگینی به همه مردم وارد کرده است و متاسفانه روز به روز بر شدت آن هم افزوده میشود. فارغ از این روال چنددهه، دو جنگ تحمیلی اخیر، اقتصاد مردم را بیش از پیش به خطر انداخته و غم بزرگی است که افراد زیادی در کشور، پایان زودگذری بر این حوادث تلخ و ناگوار متصور نیستند.
آمریکا و اسراییل در دو جنگ اخیر، تجاوزهای بیرحمانهای را بر فرودگاهها، مسیرهای ریلی و پلها وارد کردند و البته این تجاوزات هم همچنان ادامه دارد و به تبع همین اتفاقات، مسیر سفر رفتن به خیلی از نقاط کشور به صفر رسید، به طوری که حدود چهار ماه، فرودگاه کیش هیچ پروازی را به خود ندید.
حال براساس تحقیقات صورت گرفته از سوی نشان تجارت، هزینه یک سفر سه روزه برای یک خانواده سه نفره را از تهران به کیش و مشهد مورد بررسی قرار دادیم تا بیشتر ملموس شود که سفر رفتن در ایران و از پس هزینهها برآمدن، چقدر سختی در پی دارد.
همانطور که میدانید برای سفر از تهران به کیش بایستی از هواپیما استفاده کرد و راههای غیر از آن، هم با مشقت همراه است و هم هزینه بیشتری را بر شما تحمیل خواهد کرد. حال اگر از برخی قیمتهای نجومی بلیت هواپیما به این جزیره زیبا صرفنظر کنیم، باید رقم ۱۰ میلیون تومان را برای هر فرد درنظر گرفت. به عبارتی، هزینه رفت و برگشت یک خانواده سه نفره به جزیره کیش، تنها ۶۰ میلیون تومان آب میخورد. اگر فصل گرما که بدترین زمان سفر به کیش است و قیمت هتلها پایینتر لحاظ میشود را انتخاب کنیم، باید شبی حدود پنج میلیون تومان را برای آن کنار گذاشت که برای سه شب، مبلغ ۱۵ میلیون تومان میشود.
بدون شک، خانوادهای که برای سفر به کیش میرود، بنا دارد وقت خود را به گشت و گذار سپری کند. از اینرو برای سه روز گشت و گذار معمولی یک خانواده سه نفره که هزینه ترانزیت هم در دل آن جا دارد، باید مبلغی در حدود ۱۲ میلیون تومان را لحاظ کرد. این رقم در حالی است که این خانواده روی به خرید کالایی نیاورند.
هزینه مهم دیگر در سفر، خوراک است. اگر این خانواده سه نفره، حتی وعده یک روز خود را از مبدا برده باشد، برای سه وعده دو روز دیگر، باید حدود ۱۵ میلیون تومان هزینه کند.
با یک حساب سرانگشتی که خیلی سفر خاص و ویژهای هم نباشد، به رقم ۱۰۲ میلیون تومان میرسیم که قطعاً رقم سرسامآوری است، خصوصاً اگر سرپرست خانوار، کارمند باشد، بعید است با گرفتاریهای زندگی بتواند از پس این هزینه سنگین بریاید.
حال بیاییم و هزینه رفتن سفر به مشهد را برای یک خانواده سه نفره مدنظر قرار دهیم. چند ماهی است که قیمت بلیت هواپیما در بسیاری از روزها از تهران به مشهد هفت یا هشت میلیون یا شاید بالاتر است، اما ما قیمت رفت و برگشت بلیت را برای هر نفر ۱۵ میلیون تومان منظور میکنیم که برای یک خانواده سه نفره، مجموعاً ۴۵ میلیون تومان میشود. اگر این خانواده سه نفره بنا داشته باشند، هزینه سفر را کاهش دهند، میتوانند از قطار استفاده کنند که تقریباً رفت و برگشت برایشان ۱۵ میلیون تومان آب میخورد و در نهایت میتواند سرجمع سفر را برای آنها، ۳۰ میلیون تومان پایین بیاورد.
اگر این خانواده سه نفره یک هتل یا مهمانسرای متوسط و حتی ضعیف را انتخاب کنند، میبایست برای سه شب، حدوداً شش میلیون تومان پرداختی داشته باشند. از سوی دیگر، هزینه ترانزیت، گشت و گذار و یا خریدهای جزئی هم دستکم، ۱۵ میلیون تومان را میطلبد.
از اینرو هزینه این خانواده سه نفره با قطار هم، ۳۶ میلیون تومان آب میخورد که برای یک کارمند سرپرست خانوار که حتی ۴۵ میلیون تومان هم حقوق بگیرد، رقمی بسیار بالا محسوب میشود.
این رقمهای محاسبه شده در حالی است که شرایط صلح در کشور حاکم باشد، زیرا فضای جنگ، ایندست سفرها را تا حد قابل ملاحظهای لغو میکند.
بیتردید، «امید» است که انسان را به زندگی و ساختن آینده بهتر ترغیب میکند و چقدر دردناک است که امید جای خود را به ناامیدی بدهد؛ موضوعی که سالها تودههای مردم به آن گرفتارند و اساساً نمیدانند برای خروج از این مهلکه چه باید کرد. هرچه جلوتر رفتیم، زندگیها سختتر و درهای شاد زیستن به رویمان بسته شد. هرچند، سالی یکی، دو بار سفر رفتن، اتفاقی عجیب و لاکچری نیست، اما باید بپذیریم که این رویه در میهن عزیزمان، روز به روز دستنیافتیتر شده و باید عادت کنیم تا دیگر نگوییم «بسیار سفر باید تا پخته شود خامی».
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید