اروپا کجای بازی تنگه هرمز ایستاده است؟

اروپا اکنون می‌خواهد هم ایران را تحت فشار بگذارد، هم هرمز باز بماند، هم از گسترش جنگ جلوگیری شود.

به گزارش رصد روز، اتحادیه اروپا در بیانیه‌ای که همزمان با نشست وزرای دارایی و رؤسای بانک‌های مرکزی گروه ۲۰ منتشر کرد، ضمن تأکید بر ضرورت ادامه تلاش‌های دیپلماتیک برای رسیدن به توافق صلح و ثبات منطقه‌ای، از «فشار اقتصادی بیشتر» علیه ایران، از جمله عملیات فشار اقتصادی تحت رهبری آمریکا، استقبال کرد و گفت با آمریکا و دیگر اعضای گروه هفت برای «حفظ فشار بر ایران» همکاری خواهد کرد.

این موضع در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که هرمز به یکی از اصلی‌ترین محور‌های اختلاف میان ایران و غرب تبدیل شده است. اروپا از یک‌سو بر آزادی کشتیرانی و بازگشت ثبات به منطقه تأکید دارد و از سوی دیگر حاضر نیست ابزار فشار اقتصادی علیه تهران را کنار بگذارد.

بقائی: نمی‌شود هم تحریم کرد و هم از تنش‌زدایی گفت

واکنش تهران صریح بود و اسماعیل بقائی سخنگوی وزارت خارجه گفت که اتحادیه اروپا نمی‌تواند از یک سو از تحریم‌ها و فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران حمایت کند و از سوی دیگر مدعی تلاش برای تنش‌زدایی و ثبات منطقه‌ای باشد.

او با اشاره به مقررات موسوم به «قانون انسداد» اتحادیه اروپا استدلال کرد که این اتحادیه پیش‌تر اعمال فراسرزمینی تحریم‌های کشور‌های ثالث را نمی‌پذیرفت، اما اکنون از تحریم‌های آمریکا علیه ایران حمایت می‌کند. بقائی این رفتار را نقض حقوق بین‌الملل و نشانه افزایش وابستگی اروپا به فشار‌های واشنگتن دانست.

اهمیت این انتقاد فقط در ادبیات تند سخنگوی وزارت خارجه نیست. مسئله اصلی این است که اروپا عملاً در حال قرار گرفتن در موقعیتی است که میان سیاست فشار آمریکا و ادعای نقش مستقل اروپایی در مدیریت بحران ایران فاصله چندانی باقی نمی‌گذارد.

اروپا چرا هم فشار می‌آورد و هم از هرمز حرف می‌زند؟

موضع اروپا را می‌توان از یک زاویه، تلاشی برای حفظ دو اهرم همزمان دانست؛ فشار بر تهران برای تغییر رفتار و جلوگیری از تبدیل بحران هرمز به یک بحران فراگیر انرژی و امنیتی.

اتحادیه اروپا در همان بیانیه‌ای که از فشار اقتصادی بیشتر حمایت کرده، تأکید کرده است که آزادی کشتیرانی و عبور امن از هرمز برای ثبات منطقه ضروری است.

این یعنی از نگاه اروپا، مسئله فقط تحریم ایران نیست؛ کنترل پیامد‌های تحریم و جنگ نیز به همان اندازه اهمیت دارد. اروپا نمی‌خواهد فشار اقتصادی به بحرانی منجر شود که قیمت انرژی، تجارت جهانی و امنیت کشتیرانی را بیش از پیش تحت تأثیر قرار دهد.

از این منظر، هرمز برای اروپا فقط یک آبراه در خلیج فارس نیست؛ یکی از نقاطی است که می‌تواند هزینه سیاست فشار غرب علیه ایران را به خود اروپا بازگرداند.

هرمز؛ اهرمی که اروپا نمی‌خواهد از دست ایران خارج شود

اهمیت این موضع زمانی بیشتر روشن می‌شود که بدانیم هنوز هیچ جایگزین کاملی برای هرمز وجود ندارد. روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده‌های نفتی از این تنگه عبور می‌کند و مسیر‌های جایگزین عربستان و امارات تنها می‌توانند بخشی از این حجم را پوشش دهند؛ بنابراین اروپا در حالی از فشار اقتصادی علیه تهران حمایت می‌کند که همزمان به دنبال باز ماندن یکی از مهم‌ترین شریان‌های انرژی جهان است.

این تناقض، دست‌کم در کوتاه‌مدت، یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف سیاست اروپایی در قبال ایران است: اروپا می‌خواهد هزینه اقتصادی فشار بر تهران را افزایش دهد، اما نمی‌خواهد هزینه امنیتی و انرژی آن را بپردازد.

فشار اروپا چه اثری بر ایران دارد؟

از منظر تهران، مهم‌ترین پیام بیانیه اروپا این است که امید به فاصله گرفتن اروپا از سیاست فشار آمریکا دشوارتر شده است. تحریم‌های ثانویه آمریکا پیش از این نیز شرکت‌ها و بانک‌های اروپایی را با ریسک جدی مواجه کرده بود و اکنون واشنگتن دامنه این فشار را به حوزه‌هایی مانند کشتیرانی، فناوری، طلا و دارایی‌های دیجیتال گسترش داده است.

البته وابستگی اقتصادی مستقیم اروپا به ایران محدود است؛ تجارت کالایی اتحادیه اروپا با ایران در سال ۲۰۲۵ تنها حدود ۳.۷ میلیارد یورو بوده است؛ بنابراین انگیزه اصلی اروپا لزوماً حفظ تجارت با ایران نیست، بلکه جلوگیری از گسترش بحران به امنیت انرژی، کشتیرانی و ثبات منطقه‌ای است.

در چنین شرایطی، تهران با یک انتخاب دشوار مواجه است. یعنی اگر هرمز را به اهرم فشار تبدیل کند، می‌تواند هزینه سیاست فشار غرب را افزایش دهد، اما همزمان کشور‌های منطقه و قدرت‌های جهانی را به سرمایه‌گذاری بیشتر برای کاهش وابستگی به این تنگه ترغیب می‌کند.

هرمز هنوز جایگزین ندارد؛ اما اروپا هم نمی‌خواهد منتظر بماند

جنگ و اختلال در کشتیرانی همین حالا کشور‌های منطقه را به سمت توسعه مسیر‌های جایگزین سوق داده است. عربستان ظرفیت خط لوله شرق به غرب را افزایش داده و امارات نیز روی مسیر فجیره حساب می‌کند. عمان هم به دلیل برخورداری از بنادر خارج از تنگه، در حال تبدیل شدن به بخشی از شبکه جدید حمل‌ونقل منطقه است.

این مسیر‌ها فعلاً قادر به حذف هرمز نیستند؛ اما هدف اصلی نیز حذف کامل آن نیست. هدف، کاهش وابستگی به یک گلوگاه واحد است؛ و اینجاست که موضع تازه اروپا اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اگر فشار اقتصادی علیه ایران ادامه پیدا کند و همزمان بحران هرمز طولانی شود، اروپا و دیگر قدرت‌های جهانی انگیزه بیشتری برای پیدا کردن مسیر‌های جایگزین خواهند داشت.

در نتیجه، مسئله فقط این نیست که هرمز امروز چقدر برای ایران قدرت ایجاد می‌کند؛ مسئله این است که این قدرت در پنج سال آینده چقدر باقی خواهد ماند.

تناقض اروپا، فرصت یا تهدید برای تهران؟

اروپا اکنون می‌خواهد هم ایران را تحت فشار بگذارد، هم هرمز باز بماند، هم از گسترش جنگ جلوگیری شود. این سه هدف در ظاهر قابل جمع هستند، اما در عمل به رفتار تهران و واشنگتن وابسته‌اند.

واکنش بقائی نشان می‌دهد تهران این تناقض را دیده است و قصد دارد آن را به یک مسئله سیاسی برای اروپا تبدیل کند؛ اگر اروپا واقعاً خواهان تنش‌زدایی است، چرا از فشار اقتصادی آمریکا حمایت می‌کند؟ پاسخ اروپا، اما روشن است. از نگاه این اتحادیه، فشار اقتصادی ابزار و تنش‌زدایی هدف است. مشکل از جایی آغاز می‌شود که فشار، خود به عامل تشدید تنش تبدیل شود.

در چنین شرایطی، هرمز فقط یک تنگه نیست؛ نقطه‌ای است که سیاست فشار اقتصادی، امنیت انرژی و دیپلماسی اروپا به هم می‌رسند.

اروپا می‌خواهد فشار بر ایران حفظ شود، اما هرمز باز بماند؛ چالش اصلی این است که آیا می‌توان این دو سیاست را همزمان پیش برد، بدون آنکه یکی دیگری را خنثی کند.

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار