اوپک؛ کارتل ۶۰ ساله نفتی در محاصره جنگ و جدایی

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و بحران تنگه هرمز اوپک را از بین نبرده اما تصویری را که این سازمان طی دهه‌ها از خود ساخته بود به‌شدت آسیب زده است.

به گزارش رصد روز، زمانی یک نشست چندساعته در وین کافی بود تا معامله‌گران نفت در لندن و نیویورک مسیر قیمت‌ها را تغییر دهند. اوپک با بالا و پایین بردن چند صد‌هزار بشکه از تولید اعضا می‌توانست به‌بازار پیام کمبود یا وفور بدهد و به‌همین‌دلیل سال‌ها از این سازمان به‌عنوان کارتل نفتی یاد می‌شد اما جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اختلال گسترده در تنگه هرمز و حالا بالاگرفتن اختلاف میان اعضای بزرگ، این تصویر را بیش‌از هرزمان دیگری مخدوش کرده است. در بازاری که سرنوشت میلیون‌ها بشکه نفت نه در اتاق جلسات اوپک بلکه در تنگه هرمز، خطوط لوله، ناوهای جنگی و سامانه‌های پدافندی تعیین می‌شود سهمیه‌های تولید دیگر همان قدرت گذشته را ندارند.

تازه‌ترین نشانه این فرسایش از بغداد می‌آید. عراق، یکی از پنج بنیانگذار اوپک و دومین تولیدکننده بزرگ این سازمان خواستار افزایش قابل‌توجه سهمیه تولید خود شده و برمبنای گزارش‌های منتشرشده حتی گزینه خروج از اوپک را نیز بررسی کرده است. البته موضع فعلی بغداد خروج فوری نیست. عراق ترجیح می‌دهد در سازمان بماند اما سهمیه‌ای متناسب با ظرفیت تولید و نیازهای اقتصادی خود بگیرد. بغداد اکنون می‌خواهد ظرفیت ۶‌میلیون‌بشکه‌ای مبنای تعیین سهمیه‌های آینده قرار گیرد و در سال‌های بعد تولید خود را تا حدود ۷میلیون‌بشکه در روز افزایش دهد.

این تهدید زمانی برای اوپک جدی‌تر می‌شود که امارات متحده عربی نیز از اول ماه مه۲۰۲۶ از اوپک و اوپک‌پلاس خارج شده؛ اتفاقی که پس از نزدیک به‌شش‌دهه عضویت ابوظبی رخ داد و یکی‌از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان خلیج‌فارس را از نظام سهمیه‌بندی خارج کرد. پیش‌از آن نیز آنگولا در پی اختلاف بر سر سهمیه تولید از سازمان جدا شده بود. بنابراین صحبت از خروج عراق را دیگر نمی‌توان صرفا یک چانه‌زنی معمول در آستانه تعیین سهمیه‌ها دانست زیرا زنجیره خروج و تهدید به‌خروج به‌یکی از مهم‌ترین پرسش‌های بازار نفت تبدیل شده است: آیا عضویت در اوپک هنوز برای تولیدکنندگان بزرگ نفت به‌اندازه گذشته منفعت دارد؟

سهمیه‌هایی که پشت هرمز متوقف ماندند

بحران اعتبار اوپک البته از اختلاف اعضا شروع نشده است. جنگ سال‌جاری علیه ایران و بسته‌شدن یا محدودشدن شدید عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز یک ضعف بنیادی‌تر را آشکار کرد: اوپک می‌تواند درباره میزان تولید تصمیم بگیرد اما لزوما قادر نیست نفت تولیدشده را به‌بازار برساند. پیش از آغاز درگیری‌ها حدود یک‌پنجم نفت جهان از هرمز عبور می‌کرد و بخش بزرگی از صادرات عربستان، عراق، کویت، ایران و دیگر تولیدکنندگان خلیج‌فارس به‌امنیت همین آبراه وابسته بود. جنگ این مزیت جغرافیایی را به‌نقطه ضعف اوپک تبدیل کرد.

نشانه آن را می‌توان در آمار ماه آگوست دید. درحالی‌که کشورهای اوپک‌پلاس پیشتر برای افزایش تدریجی تولید توافق کرده بودند تولید ۱۱عضو اوپک در آگوست به‌حدود ۱۹‌میلیون‌و۷۱۰‌هزاربشکه در روز کاهش یافت یعنی ۶۴۰‌هزاربشکه کمتر از ماه قبل. کاهش صادرات عربستان و محدودیت‌های ایجادشده برای نفت ایران از عوامل اصلی این افت بود. به‌بیان ساده، اوپک در مقطعی که نفت گران شده و بازار به‌بشکه‌های بیشتری نیاز داشت حتی نتوانست افزایش تولیدی را که خود درباره آن توافق کرده بود به‌بازار منتقل کند.

آژانس بین‌المللی انرژی نیز وضعیت را جدی‌تر توصیف کرده است. براساس گزارش سپتامبر این نهاد در ماه آگوست بیش از ۱۰‌میلیون‌بشکه در روز از ظرفیت تولید خلیج‌فارس همچنان از بازار دور مانده و ذخایر مشاهده‌شده جهانی از زمان آغاز جنگ در فوریه در مجموع بیش از ۵۰۰‌میلیون‌بشکه کاهش یافته است. قیمت نفت شاخص دریای شمال نیز در نهم سپتامبر تا بیش از ۱۱۳دلار در هر بشکه صعود کرد. در چنین وضعیتی مساله اصلی بازار دیگر این نیست که اوپک سهمیه عربستان یا عراق را ۲۰۰‌هزاربشکه بالا یا پایین ببرد بلکه مساله این است که چند‌میلیون بشکه نفت اصولا امکان خروج امن از منطقه را دارند.همین تغییر بخشی از قدرت تاریخی اوپک را خنثی کرده است. این سازمان در گذشته می‌توانست کمبود را با ظرفیت مازاد عربستان و چند کشور دیگر پاسخ دهد اما زمانی که مسیر صادرات ناامن است، ظرفیت مازاد روی کاغذ الزاما به‌عرضه اضافی در بازار تبدیل نمی‌شود. درواقع جنگ ایران و بحران هرمز نشان داد که امنیت انرژی از سیاست تولید جلو افتاده و کنترل بازار از اتاق‌های تصمیم‌گیری اوپک به‌جغرافیای انتقال نفت منتقل شده است.

شکاف از قلب اوپک

در همین شرایط اختلاف قدیمی بر سر سهمیه‌ها نیز دوباره سر باز کرده است. کشورهایی مانند عراق و امارات طی سال‌های گذشته میلیاردها دلار برای افزایش ظرفیت تولید سرمایه‌گذاری کردند و طبیعی است که نمی‌خواهند بخش بزرگی از این ظرفیت برای حفظ قیمت جهانی بلااستفاده بماند به‌ویژه زمانی که تولیدکنندگان خارج از اوپک می‌توانند سهم بیشتری از بازار بگیرند.

امارات دقیقا با همین منطق مسیر خود را از اوپک جدا کرد. ابوظبی ظرفیت تولید خود را افزایش داده و هدف‌گذاری کرده بود تولید را به‌حدود پنج‌میلیون بشکه در روز برساند بنابراین نظام سهمیه‌بندی اوپک هر روز بیش از گذشته با استراتژی ملی این کشور تضاد پیدا می‌کرد. خروج امارات یک پیام مهم به‌دیگر اعضا داشت: یک تولیدکننده بزرگ می‌تواند به‌این جمع‌بندی برسد که آزادی عمل در تولید و فروش نفت برایش ارزشمندتر از منافع عضویت در اوپک است.اکنون عراق نیز با مساله‌ای مشابه روبه‌رو بوده اما فشار اقتصادی بر بغداد شدیدتر است. بخش عمده درآمد دولت عراق از نفت تامین می‌شود و جنگ منطقه‌ای و اختلال صادرات از هرمز منابع مالی این کشور را تحت فشار قرار داده است. مقام‌های عراقی از اوپک خواستند افزایش سهمیه بغداد را با جدیت بررسی کند و منابع آگاه گفتند اگر این خواسته محقق نشود همه گزینه‌ها ازجمله خروج می‌تواند روی میز قرار گیرد. اهمیت این تهدید تنها در تعداد بشکه‌های عراق نیست. اوپک در سال۱۹۶۰ در بغداد تشکیل شد و عراق یکی از پنج‌عضو موسس آن است. خروج احتمالی کشوری که میزبان تولد اوپک بوده بیش از یک کاهش آماری در تعداد اعضا یک شکست نمادین برای سازمان خواهد بود.

این همان نقطه‌ای است که اختلاف منافع اعضا با بحران اعتبار اوپک تلاقی می‌کند. عربستان همچنان به‌اوپک به‌عنوان ابزاری برای مدیریت قیمت نیاز دارد اما کشورهایی که برای افزایش ظرفیت هزینه کردند تمایل دارند در دوره قیمت‌های بالا نفت بیشتری بفروشند. هر بشکه‌ای که یک عضو برای رعایت سهمیه تولید نمی‌کند بالقوه فرصتی است که می‌تواند به‌تولیدکنندگان آمریکا، برزیل، کانادا یا دیگر رقبای خارج از اوپک واگذار شود. گزارش تازه اوپک نیز رشد عرضه خارج از اوپک‌پلاس را برای سال‌های آینده همچنان قابل‌توجه می‌داند درحالی‌که خود سازمان برای پنجمین‌بار پیش‌بینی رشد تقاضای نفت در سال۲۰۲۶ را کاهش داده است.

سایه سنگین ژئوپلیتیک بر کارتل

با این حال هنوز برای اعلام پایان اوپک زود است. این سازمان از جنگ‌های خاورمیانه، انقلاب‌ها، تحریم نفتی دهه۱۹۷۰، سقوط قیمت‌ها، ظهور نفت شیل آمریکا و حتی منفی‌شدن قیمت نفت در سال۲۰۲۰ عبور کرده است. همکاری با روسیه و دیگر تولیدکنندگان در قالب اوپک‌پلاس نیز نشان داد که سازمان توان تطبیق با واقعیت‌های جدید را دارد. حتی در ششم‌سپتامبر عربستان، روسیه، عراق، کویت، قزاقستان، الجزایر و عمان بار دیگر بر تعهد خود به‌ثبات بازار تاکید کردند و تصمیم گرفتند سطح تولید مورد نیاز سپتامبر را برای اکتبر نیز حفظ کنند اما تفاوت امروز در آن است که سه‌پایه قدرت سنتی اوپک همزمان تحت فشار قرار گرفتند: انسجام اعضا، سهم این گروه از عرضه جهانی و توان آن برای رساندن نفت به‌بازار. خروج امارات پایه نخست را تضعیف کرده، افزایش تولید در خارج از اوپک پایه دوم را فرسوده و بحران هرمز پایه سوم را زیر سوال برده است. تهدید عراق به‌خروج نیز می‌تواند این سه‌بحران را به‌یکدیگر متصل کند.

شاید مهم‌ترین نتیجه جنگ اخیر برای بازار نفت همین باشد. اوپک همچنان می‌تواند سهمیه تعیین کرده، نشست برگزار کند و درباره ثبات بازار بیانیه بدهد اما دیگر تنها بازیگری نیست که درباره عرضه تصمیم می‌گیرد. امنیت تنگه‌ها، توان نظامی کشورها، مسیرهای جایگزین صادرات، تحریم‌ها و سیاست آمریکا اکنون گاهی بیش از تصمیمات وین بر تعداد بشکه‌های واقعی موجود در بازار اثر می‌گذارند.

اگر عراق درنهایت در اوپک باقی بماند و سهمیه بالاتری بگیرد سازمان ممکن است فعلا از یک بحران دیگر عبور کند اما اگر بغداد راه امارات را دنبال کند مساله بسیار فراتر از خروج یک تولیدکننده خواهد بود. در آن صورت اوپک با این واقعیت روبه‌رو می‌شود که دو تولیدکننده مهم خلیج‌فارس ترجیح دادند منافع ملی و آزادی تولید را بر انضباط جمعی مقدم بدانند. برای سازمانی که قدرتش بیش از هر چیز بر اعتماد به‌همکاری اعضا بنا شده چنین روندی می‌تواند از کاهش چند‌میلیون‌بشکه ظرفیت هم پرهزینه‌تر باشد.

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و بحران تنگه هرمز اوپک را از بین نبرده اما تصویری را که این سازمان طی دهه‌ها از خود ساخته بود به‌شدت آسیب زده است. اوپک هنوز ساختمان وین، نشست‌های منظم و میلیون‌ها بشکه ظرفیت تولید دارد. آنچه کمتر از گذشته در اختیارش قرار دارد توان تبدیل تصمیم سیاسی به‌نتیجه قابل پیش‌بینی در بازار است. در بازاری که اعتبار بر همین قابلیت بنا می‌شود این شاید مهم‌ترین دارایی ازدست‌رفته اوپک باشد.

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار