به گزارش رصد روز، هر هواپیمایی که از باند فرودگاه بلند میشود، تنها چند مسافر را با خود نمیبرد، گاهی سالها سرمایهگذاری آموزشی، تجربه، خلاقیت، نوآوری و امید یک کشور را نیز از این کشور دور میکند. مهاجرت متخصصان حوزه فناوری به یکی از مهمترین نشانههای بحران در اکوسیستم فناوری و اقتصاد دانشبنیان ایران تبدیل شده است؛ بحرانی که اگرچه سالها درباره آن هشدار داده شده اما همچنان با سرعت بیشتری ادامه دارد و هرروز متخصصان بیشتری را بهسمت خروج از کشور سوق میدهد. سالهاست که فعالان اکوسیستم استارتاپی، مدیران شرکتهای فناوری و صاحبان کسبوکارهای نوآور از کمبود نیروی متخصص و افزایش مهاجرت برنامهنویسان، مهندسان نرمافزار، تحلیلگران داده، متخصصان هوشمصنوعی، امنیت سایبری و سایر نیروهای فنی سخن میگویند. این روند به واقعیتی تبدیل شده که آثار آن در کاهش کیفیت نیروی انسانی، کند شدن روند توسعه شرکتها و افزایش هزینههای جذب و نگهداشت نیرو بهوضوح دیده میشود.
کشور برای تربیت هر متخصص فناوری هزینههای سنگینی پرداخت میکند؛ از آموزش در مدارس و دانشگاهها گرفته تا سرمایهگذاری خانوادهها، تجربههای کاری و آموزشهای تخصصی که طی سالها به دست میآید اما درست زمانی که این افراد به مرحلهای میرسند که میتوانند موتور محرک توسعه اقتصادی و فناوری کشور باشند، تصمیم به مهاجرت میگیرند. این یعنی کشوری هزینه تولید سرمایه انسانی را پرداخت میکند اما کشورهای دیگر از ثمره آن بهرهمند میشوند. در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، جذب متخصصان فناوری یکی از مهمترین سیاستهای اقتصادی دولتهاست. دولتها با ارائه تسهیلات اقامتی، حمایتهای مالی، ایجاد محیط کاری مناسب و آزادیهای حرفهای تلاش میکنند بهترین نیروهای جهان را جذب کنند. رقابت برای جذب برنامهنویسان، پژوهشگران هوش مصنوعی، متخصصان امنیت سایبری و مهندسان نرمافزار هرسال شدیدتر میشود زیرا این کشورها بهخوبی میدانند که اقتصاد آینده بر پایه دانش و فناوری بنا شده است.
در مقابل، ایران عملا بخش قابلتوجهی از این سرمایه ارزشمند را بدون هیچ مقاومتی از دست میدهد. شاید از منظر اقتصادی، خروج این نیروها حتی خسارتی بزرگتر از بسیاری از فسادهای مالی باشد زیرا پول از دسترفته را میتوان دوباره به چرخه اقتصاد بازگرداند اما بازسازی سرمایه انسانی متخصص، فرآیندی زمانبر، پرهزینه و گاه غیرممکن است. هر متخصصی که کشور را ترک میکند، سالها دانش، تجربه، ارتباطات حرفهای و توانایی حل مساله را نیز با خود میبرد؛ سرمایهای که جایگزینی آن به این سادگی امکانپذیر نیست. پرسش اساسی اینجاست که چرا متخصصان فناوری بیش از بسیاری از گروههای دیگر تمایل به مهاجرت دارند؟ پاسخ را باید در مجموعهای از عوامل اقتصادی، مدیریتی، اجتماعی و زیرساختی جستوجو کرد؛ عواملی که طی سالهای گذشته نهتنها کاهش نیافتهاند بلکه در بسیاری از موارد تشدید نیز شدهاند.
اقتصاد نخستین عامل اثرگذار است. کاهش ارزش درآمدها، تورم مزمن، بیثباتی اقتصادی و کاهش قدرت خرید باعث شده است حتی نیروهای متخصص نیز نتوانند آینده روشنی برای زندگی حرفهای خود تصور کنند. وقتی فردی که سالها درس خوانده، مهارت کسب کرده و تجربه اندوخته، همچنان برای تامین هزینههای اولیه زندگی با مشکل مواجه است، طبیعی است که پیشنهادهای شغلی خارج از کشور برایش جذابتر بهنظر برسد. در چنین شرایطی، مهاجرت راهی برای دستیابی به حداقل ثبات اقتصادی محسوب میشود اما اقتصاد تنها عامل این مهاجرت نیست. حوزه فناوری ذاتا بر پایه ارتباط آزاد با جهان، دسترسی به دانش روز، همکاریهای بینالمللی و استفاده از زیرساختهای دیجیتال شکل گرفته است. محدودیتهای گسترده اینترنت، فیلترینگ و دشوار شدن دسترسی به بسیاری از ابزارها و سرویسهای جهانی، فعالیت حرفهای متخصصان این حوزه را با چالشهای جدی روبهرو کرده است. برنامهنویسی، توسعه نرمافزار، تولید محتوا، آموزش آنلاین، امنیت سایبری و حتی فعالیتهای پژوهشی بدون دسترسی پایدار و آزاد به اینترنت جهانی عملا با مشکلات فراوانی همراه میشود. در دنیایی که فناوری مرز نمیشناسد، محدودسازی دسترسی به ابزارهای ارتباطی نهتنها سرعت رشد شرکتهای فناوری را کاهش میدهد بلکه انگیزه متخصصان برای ماندن را نیز از بین میبرد. بسیاری از فعالان این حوزه معتقدند که چنین محدودیتهایی، رقابتپذیری کسبوکارهای ایرانی را کاهش داده و فاصله آنها را با شرکتهای جهانی بیشتر کرده است. نتیجه این وضعیت، کاهش امید به آینده و افزایش تمایل به مهاجرت است.
در کنار مشکلات اقتصادی و محدودیتهای زیرساختی، نحوه مدیریت این حوزه نیز همواره مورد انتقاد فعالان اکوسیستم فناوری بوده است. تصمیمهایی که بدون مشارکت متخصصان و فعالان صنعت گرفته میشود، تغییرات ناگهانی مقررات، نبود ثبات در سیاستگذاری و نگاه غیرتخصصی به فناوری باعث شده بسیاری از کارآفرینان و متخصصان احساس کنند امکان برنامهریزی بلندمدت برای فعالیت حرفهای خود را ندارند.
نکته مهم اینجاست که برخلاف تصور رایج، بسیاری از متخصصانی که مهاجرت میکنند، علاقهای به ترک وطن ندارند. آنها سالها در ایران درس خواندهاند، کار کردهاند، شرکت تاسیس کردهاند یا در توسعه محصولات داخلی نقش داشتهاند. بسیاری از آنان بارها گفتهاند که اگر امکان فعالیت حرفهای، امنیت شغلی، ثبات اقتصادی و فضای مناسب برای رشد وجود داشته باشد، ترجیح میدهند در کشور خود بمانند. مهاجرت برای بخش قابلتوجهی از این افراد، آخرین گزینه است؛ نه نخستین انتخاب. زمانی که فرد متخصص احساس کند فرصت پیشرفت محدود شده، آینده شغلی قابل پیشبینی نیست و موانع هرروز بیشتر میشوند، تصمیم به خروج از کشور منطقیتر به نظر میرسد. در چنین شرایطی، کشورهای دیگر با آغوش باز از این نیروهای متخصص استقبال میکنند و دقیقا همان سرمایهای را جذب میکنند که ایران برای پرورش آن هزینه کرده است.
خروج گسترده متخصصان فناوری تنها به کمبود نیروی انسانی ختم نمیشود. این روند آثار زنجیرهای متعددی بر اقتصاد کشور دارد. شرکتهای فناوری برای جایگزینی نیروهای مهاجرتکرده ناچار به صرف هزینههای بیشتر میشوند. پروژههای نوآورانه با تاخیر اجرا میشوند. کیفیت محصولات کاهش پیدا میکند و حتی برخی کسبوکارها به دلیل کمبود نیروی متخصص، توسعه فعالیتهای خود را متوقف میکنند. در بلندمدت نیز این روند میتواند جایگاه ایران را در اقتصاد دیجیتال منطقه تضعیف کند.
همچنین مهاجرت متخصصان پیامدهای اجتماعی نیز بههمراه دارد. وقتی جامعه به این باور برسد که موفقیت حرفهای تنها در خارج از کشور امکانپذیر است، مهاجرت به یک آرزو و هدف عمومی تبدیل میشود. این ذهنیت به تدریج امید اجتماعی را کاهش میدهد و حتی دانشجویان و دانشآموزان را نیز به برنامهریزی برای خروج از کشور سوق میدهد. نتیجه آن، شکلگیری چرخهای است که هرسال نیروی انسانی بیشتری را از کشور خارج میکند. توسعه اقتصاد دیجیتال بدون نیروی انسانی متخصص امکانپذیر نیست. هیچ کشوری صرفا با خرید تجهیزات یا سرمایهگذاری مالی به قدرت فناوری تبدیل نشده است. آنچه کشورهای پیشرفته را متمایز میکند، حفظ و جذب سرمایه انسانی است. فناوری پیش از آنکه مجموعهای از سختافزارها و نرمافزارها باشد، محصول اندیشه، خلاقیت و تخصص انسانهاست. اگر این سرمایه از کشور خارج شود، توسعه نیز به همان نسبت کند خواهد شد.
بارها گفته شده که حل این بحران نیز تنها با شعار یا ابراز نگرانی ممکن نیست. ایجاد ثبات اقتصادی، بهبود فضای کسبوکار، کاهش موانع فعالیت شرکتهای فناوری، تقویت امنیت سرمایهگذاری، افزایش نقش بخش خصوصی در تصمیمسازی، استفاده از نظر متخصصان در سیاستگذاری و فراهم کردن زیرساختهای مناسب ارتباطی از جمله اقداماتی است که میتواند بخشی از انگیزه مهاجرت را کاهش دهد. همچنین ایجاد چشماندازی روشن برای آینده شغلی جوانان، حمایت واقعی از شرکتهای دانشبنیان و پرهیز از تصمیمهای ناگهانی میتواند اعتماد از دسترفته بخشی از فعالان این حوزه را بازگرداند. نکتهای که نباید از آن غافل شد این است که مهاجرت متخصصان فناوری به طور مستقیم با آینده اقتصادی، امنیت فناوری، توسعه صنعتی، اشتغال و حتی جایگاه ایران در اقتصاد جهانی ارتباط دارد. کشوری که نتواند نیروهای متخصص خود را حفظ کند، ناچار خواهد شد برای جبران این کمبود هزینههای بیشتری بپردازد؛ هزینههایی که گاه بسیار سنگینتر از سرمایهگذاری اولیه برای تربیت آن نیروهاست. امروز مهاجرت متخصصان فناوری واقعیتی است که آثار آن در شرکتها، دانشگاهها، استارتاپها و حتی زندگی روزمره مردم دیده میشود. هر متخصصی که از کشور میرود، تنها یک فرصت شغلی را خالی نمیکند بلکه بخشی از ظرفیت نوآوری، تولید ثروت، حل مسائل و ساختن آینده را نیز با خود میبرد. اگر سیاستگذاران این روند را صرفا یک انتخاب فردی بدانند و ریشههای آن را نادیده بگیرند، فاصله ایران با اقتصاد دانشبنیان جهان هر روز بیشتر خواهد شد. آینده را نمیتوان تنها با سرمایه مالی ساخت، آینده را انسانهای متخصص میسازند و حفظ این سرمایه، شاید مهمترین مسوولیتی باشد که امروز بر دوش سیاستگذاران و مدیران کشور قرار دارد!
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید