به گزارش اختصاصی رصد روز، ذوبآهن اصفهان، یکی از مجموعههای باسابقه صنعت فولاد کشور، روزهای دشواری را از منظر عملکرد مالی و تولیدی پشت سر میگذارد؛ اما در تازهترین اقدام مدیریتی این شرکت، نامهای با امضای سید اردشیر افضلی، مدیرعامل ذوبآهن، خطاب به مدیرعامل بانک رفاه کارگران، به موضوعی فراتر از صورتهای مالی و گزارشهای تولیدی پرداخته است: درخواست مجوز پرداخت پاداش پایان خدمت معادل سه ماه آخرین حقوق و مزایا بهازای هر سال سابقه خدمت برای مدیران عامل و اعضای موظف هیأتمدیره دارای رابطه استخدامی با شرکت.
درخواست مزبور در شرایطی مطرح شده که ذوبآهن اصفهان سال ۱۴۰۴ را با ۱۵۸ هزار و ۵۵۹ میلیارد ریال زیان انباشته به پایان رسانده و طبق اطلاعات ارائهشده، در سهماهه نخست سال ۱۴۰۵ نیز با زیان خالص حدود ۴۱ هزار میلیارد ریالی مواجه بوده است. همچنین گزارشهای ماهانه شرکت از کاهش تولید و فروش در ششماهه نخست سال جاری نسبت به دوره مشابه حکایت دارد.
در چنین شرایطی، طبیعی است که درخواست پرداخت مزایای قابلتوجه برای مدیران ارشد، آن هم با ورود سهامدار عمده به موضوع، با پرسشهای جدی درباره ضرورت، مبنای محاسبه و اولویتبندی هزینهها همراه شود.
در نامه امضاشده از سوی اردشیر افضلی خطاب به دکتر للـهکانی، مدیرعامل بانک رفاه کارگران، عنوان شده است که برخی مدیران شرکت از بدنه کارشناسی و کارکنان رسمی ذوبآهن بودهاند و در دوره تصدی مسئولیت مدیرعاملی یا عضویت موظف هیأتمدیره، علاوه بر حقوق و مزایای استخدامی، وجهی تحت عنوان پاداش هیأتمدیره دریافت نکردهاند.
در ادامه نامه، به سابقه پرداخت پاداش سنوات پایان خدمت معادل دو ماه آخرین حقوق و مزایا بهازای هر سال خدمت به یکی از مدیران یا اعضای هیأتمدیره اشاره شده است؛ پرداختی که به گفته مدیرعامل، با اخذ مجوزهای لازم انجام شده است.
با استناد به همین سابقه، افضلی از سهامدار عمده درخواست کرده است با صدور مجوز، امکان پرداخت پاداش پایان خدمت معادل سه ماه حقوق و مزایا بهازای هر سال سابقه خدمت برای مدیران عامل و اعضای موظف هیأتمدیره دارای رابطه استخدامی با شرکت فراهم شود.
اما همین توضیحات، پرسش اصلی را پررنگتر میکند: مبنای افزایش این امتیاز از دو ماه به سه ماه چیست و چه شاخصی ضرورت پرداخت چنین مزایایی را در شرایط فعلی شرکت توجیه میکند؟
سابقه خدمت و مسئولیتهای مدیریتی میتواند در چارچوب مقررات، مبنای بررسی مزایای پایان خدمت باشد؛ بااینحال، استناد به این موارد بهتنهایی جایگزین شفافسازی درباره مبنای قانونی، نحوه محاسبه، منابع تأمین اعتبار و آثار مالی تصمیم نخواهد بود.
درخواست مدیرعامل ذوبآهن برای پرداخت پاداش پایان خدمت مدیران، در وهله نخست یک موضوع اداری و مالی به نظر میرسد؛ اما در مجموعهای که هزاران نیروی انسانی در خطوط تولید، بخشهای فنی، تعمیرات و عملیات فعالیت میکنند، نمیتوان آن را بدون توجه به وضعیت معیشتی و مطالبات نیروی کار بررسی کرد.
کارگران، چه نیروهای رسمی و چه نیروهای شرکتی و پیمانکاری، بخش جداییناپذیر زنجیره تولید این مجتمع صنعتی هستند. ازاینرو، پیش از تصمیمگیری درباره تخصیص منابع بیشتر به مزایای مدیران، پاسخ به چند پرسش اساسی ضروری است.
آیا تمامی مطالبات قانونی و قراردادی کارگران ذوبآهن، اعم از نیروهای رسمی، شرکتی و پیمانکاری، بهطور کامل پرداخت شده است؟ آیا سنوات، مزایای شغلی و سایر مطالبات نیروی انسانی مطابق قراردادها و مقررات مربوط تسویه شدهاند؟ آیا هیچ مطالبه معوقی در این مجموعه وجود ندارد و پرداخت حقوق کارکنان در ماههای اخیر، بدون تأخیر و مطابق روال مقرر انجام شده است؟
این پرسشها اتهام یا ادعایی درباره وجود مطالبات معوق نیست؛ بلکه مطالبهای روشن برای ارائه اطلاعات قابل ارزیابی درباره وضعیت نیروی انسانی شرکتی است که با چالشهای مالی و تولیدی روبهروست.
اگر وضعیت پرداخت حقوق و مزایای کارگران مطلوب است و تمامی تعهدات قانونی شرکت در قبال آنان انجام شده، انتشار مستندات و توضیحات رسمی میتواند به رفع ابهامات کمک کند. در مقابل، اگر مطالباتی پرداختنشده وجود دارد، افکار عمومی حق دارد بداند اولویتبندی هزینهها بر چه مبنایی انجام میشود و چرا درخواست پرداخت مزایای جدید برای مدیران در چنین شرایطی مطرح شده است.
یکی از مهمترین ابهامات نامه، نبود اطلاعات عمومی درباره رقم ریالی این درخواست است. پرداخت سه ماه آخرین حقوق و مزایا بهازای هر سال سابقه، بسته به میزان دریافتی مشمولان و تعداد سالهای خدمت آنان، میتواند به مبالغ متفاوتی منجر شود.
بنابراین، بدون دسترسی به اطلاعات مربوط به مشمولان، سابقه خدمت، مبنای محاسبه حقوق و مزایا و ضوابط مصوب، نمیتوان رقم نهایی این پرداخت را تعیین کرد. بااینحال، انتظار میرود مدیرعامل ذوبآهن مشخص کند مجموع تعهد مالی احتمالی این درخواست چقدر است، چه تعداد از مدیران را در بر میگیرد و منابع پرداخت آن از کدام محل تأمین خواهد شد.
همچنین لازم است روشن شود که آیا این درخواست صرفاً ناظر بر تسویه مزایای پایان خدمت در زمان خاتمه رابطه استخدامی است یا در عمل، دامنه شمول و نحوه محاسبه آن بهگونهای است که تعهد مالی تازهای برای شرکت ایجاد میکند.
پرسش دیگر به مبنای قانونی و مصوبات مربوط بازمیگردد. مدیرعامل در نامه خود به اخذ مجوزهای لازم برای پرداخت قبلی اشاره کرده است؛ ازاینرو، انتشار جزئیات مجوز پیشین، مصوبه یا مستند قانونی مرتبط و توضیح تفاوت میان درخواست قبلی و درخواست جدید میتواند ابعاد موضوع را شفافتر کند.
بانک رفاه کارگران بهعنوان سهامدار عمده ذوبآهن اصفهان، در این موضوع صرفاً مخاطب یک نامه اداری نیست؛ بلکه نقش آن در بررسی درخواست و ارزیابی آثار مالی احتمالی، اهمیت ویژهای دارد.
انتظار میرود بانک رفاه پیش از هرگونه موافقت، درباره انطباق درخواست با مقررات، آثار آن بر هزینههای شرکت، وضعیت تعهدات جاری و حقوق نیروی انسانی و مبنای تعیین میزان پاداش، بررسیهای لازم را انجام دهد. بدیهی است تصمیم نهایی باید در چارچوب اختیارات قانونی و سازوکارهای مصوب شرکت اتخاذ شود.
در این میان، یک پرسش کلیدی همچنان باقی است: آیا پیش از طرح درخواست افزایش مزایای پایان خدمت مدیران، گزارشی جامع از وضعیت تسویه مطالبات کارگران، پرداخت حقوق و مزایا و سایر تعهدات شرکت تهیه شده است؟ اگر چنین گزارشی وجود دارد، انتشار نتایج آن میتواند مبنای قضاوت دقیقتری درباره اولویتهای مالی ذوبآهن باشد.
رسانه رصد روز در راستای وظیفه مطالبهگری خود، انتظار دارد مدیرعامل ذوبآهن اصفهان به پرسشهای مطرحشده پاسخ دهد: مبنای قانونی و مدیریتی درخواست پرداخت سه ماه حقوق و مزایا بهازای هر سال سابقه چیست؟ رقم کل این پرداخت و تعداد مشمولان چقدر برآورد شده است؟ چه تفاوتی میان درخواست فعلی و پرداخت پیشین معادل دو ماه وجود دارد؟ وضعیت تسویه حقوق، سنوات و سایر مطالبات قانونی کارگران در چه شرایطی قرار دارد؟ و آیا در سالهای اخیر، برای رسیدگی به مطالبات نیروی کار نیز درخواستها و پیگیریهایی با همین سطح از جدیت انجام شده است؟
طرح این پرسشها به معنای نفی حقوق قانونی مدیران یا پیشداوری درباره تخلف در پرداختهای احتمالی نیست؛ موضوع اصلی، ضرورت شفافیت، رعایت مقررات و پاسخگویی متناسب با شرایط مالی شرکت است.
ذوبآهن اصفهان در شرایطی به سر میبرد که بهبود تولید، افزایش فروش، کنترل هزینهها و مدیریت زیان باید در کانون توجه قرار داشته باشد. در چنین وضعیتی، هر تصمیم درباره پرداختهای مدیریتی، بهویژه در صورت ایجاد تعهد مالی قابلتوجه، نیازمند توضیح روشن و مستند است.
رصد روز آماده انتشار پاسخ مدیرعامل ذوبآهن اصفهان درباره مبنای قانونی، میزان مالی و ضرورت این درخواست است؛ زیرا شفافیت در نحوه تخصیص منابع و رعایت حقوق تمامی کارکنان، مطالبهای است که نمیتوان از کنار آن بهسادگی عبور کرد.