جوانان بر سر دوراهی؛ مهاجرت پر هزینه یا ماندن پر از نااطمینانی؟

افزایش نرخ ارز و کاهش ارزش پول ملی، هزینه‌های دلاری مهاجرت را برای متقاضیان ایرانی به‌شدت سنگین کرده است.

به گزارش رصد روز، در سال‌های اخیر، مهاجرت برای بخشی از جوانان و نیروی کار تحصیل‌کرده ایران، صرفاً تصمیمی برای دستیابی به درآمد بیشتر یا تجربه زندگی در کشوری دیگر نبوده؛ در بسیاری از موارد، به تلاشی برای رسیدن به امنیت شغلی، آرامش اجتماعی و چشم‌اندازی قابل پیش‌بینی از آینده تبدیل شده است. با این حال، این تصممی خود به مجموعه‌ای از موانع اقتصادی، اداری و بین‌المللی گره خورده است.

افزایش نرخ ارز و کاهش ارزش پول ملی، هزینه‌های دلاری مهاجرت را برای متقاضیان ایرانی به‌شدت سنگین کرده است. در کنار آن، محدودیت‌های بین‌المللی، دشواری دسترسی به خدمات آموزشی و آزمون‌های زبان، تغییر سیاست‌های مهاجرتی کشورهای مقصد و طولانی شدن روند بررسی پرونده‌ها، بخشی از متقاضیان را در وضعیتی بلاتکلیف قرار داده است؛ وضعیتی که در آن نه امکان ادامه مسیر با اطمینان وجود دارد و نه بازگشت به برنامه‌های زندگی در داخل کشور به‌سادگی امکان‌پذیر است.

روایت افرادی که در مسیر مهاجرت با آنها گفت‌وگو کرده‌ایم، تصویری از همین بلاتکلیفی ارائه می‌دهد. برخی پس از بررسی گزینه‌های مختلف و محاسبه هزینه‌ها، از ادامه مسیر تحصیلی منصرف شده‌اند؛ برخی با وجود صرف هزینه‌های قابل‌توجه، همچنان در انتظار تعیین تکلیف پرونده خود هستند و برخی دیگر پس از چند سال تلاش، به دلیل موانع مالی و محدودیت‌های موجود، عملاً از ادامه برنامه مهاجرت بازمانده‌اند.

از رؤیای زندگی بهتر تا محاسبه هزینه‌های مهاجرت

یکی از زوج‌هایی که تصمیم به مهاجرت تحصیلی گرفته بودند، نگرانی از شرایط اقتصادی، نبود آرامش و احساس ناامنی را از دلایل اصلی این تصمیم عنوان می‌کنند. آنها ابتدا قصد داشتند از مسیر تحصیلی اقدام کنند، اما با وجود برخورداری همسرشان از رزومه تحصیلی مناسب، رقابت برای پذیرش و دشواری‌های این مسیر باعث شد برنامه خود را تغییر دهند. در ادامه نیز با بررسی هزینه‌ها و تأثیر نوسانات نرخ ارز، به این نتیجه رسیدند که ادامه مسیر تحصیلی ممکن است آنها را با مشکلات مالی جدی مواجه کند.

این زوج در نهایت تصمیم گرفتند برنامه مهاجرت تحصیلی را متوقف کنند و فعلاً بر مسیر اولیه خود متمرکز شوند. با این حال، آینده همچنان برای آنها نامطمئن است. به گفته این متقاضی، امیدوار است همسرش بتواند پذیرش تحصیلی همراه با بورس دریافت کند، اما احتمال محقق نشدن این برنامه را نیز در نظر گرفته‌اند و به همین دلیل تصمیم گرفته‌اند هم‌زمان مسیرهای جدیدی را در داخل کشور امتحان کنند. او تأثیر این بلاتکلیفی را در یک جمله خلاصه می‌کند: «حسرت داشتن یک زندگی نرمال و باکیفیت».

هزینه ۱۰۰ هزار دلاری و دو سال انتظار برای مهاجرت

روایت یک متقاضی دیگر، ابعاد متفاوتی از موانع مهاجرت را نشان می‌دهد. او که به همراه همسرش از مسیر استارتاپ ویزای کانادا اقدام کرده، می‌گوید با وجود دریافت تأییدیه لازم برای استارتاپ، تغییر سیاست‌های دولت کانادا در قبال این نوع ویزا باعث شده است پرونده آنها همچنان به اداره مهاجرت ارسال نشود.

این زوج حدود دو سال درگیر فرایند مهاجرت بوده‌اند و بنا بر اعلام این متقاضی، تاکنون حدود ۱۰۰ هزار دلار برای این مسیر هزینه کرده‌اند. با وجود گذشت یک سال از دریافت تأییدیه استارتاپ، مراحل بعدی متوقف مانده و آنها همچنان نمی‌دانند چه زمانی وضعیت پرونده‌شان مشخص خواهد شد.

این متقاضی می‌گوید انگیزه اولیه مهاجرت برای او بیش از آنکه افزایش درآمد باشد، دستیابی به کیفیت زندگی بهتر بود. با این حال، طولانی شدن روند مهاجرت، شرایط را تغییر داده است. او حتی در صورت دریافت ویزا نیز ممکن است به دلیل فشار مالی ناشی از تأمین ارز موردنیاز برای زندگی در کشور مقصد، ناچار به تعویق انداختن زمان خروج شود.

در این میان، بلاتکلیفی مهاجرت بر تصمیم‌های مهم زندگی این زوج نیز اثر گذاشته است. آنها فرزندآوری را دست‌کم برای پنج سال آینده از برنامه‌های خود خارج کرده‌اند تا ابتدا وضعیت مهاجرت و آینده زندگی‌شان مشخص شود. این متقاضی می‌گوید اگر شرایط سیاسی و اقتصادی ایران بهبود پیدا کند، حتی ممکن است از مهاجرت دائمی صرف‌نظر کنند و پس از مدتی زندگی در خارج از کشور به ایران بازگردند.

چهار سال انتظار؛ وقتی مهاجرت به مانعی برای برنامه‌ریزی زندگی تبدیل می‌شود

روایت متقاضی دیگری نشان می‌دهد که مهاجرت چگونه می‌تواند به پروژه‌ای چندساله تبدیل شود و در همین مدت، بخش‌های مختلف زندگی افراد را تحت تأثیر قرار دهد.

او می‌گوید هدف اولیه‌اش از مهاجرت، دستیابی به درآمد بیشتر و در نتیجه کیفیت زندگی بهتر بوده است. به اعتقاد او، با توجه به رشته تحصیلی و نوع فعالیت شغلی‌اش، امکان کسب درآمد بالاتر و تجربه فشار کاری کمتر در خارج از ایران وجود دارد. آزادی بیشتر و فراهم شدن محیط فرهنگی مناسب‌تر برای فرزندی که در آینده ممکن بود داشته باشد نیز از دیگر انگیزه‌های او بوده است.

با این حال، نخستین مانع در مسیر مهاجرت، نداشتن مدرک زبان بوده و در ادامه، افزایش هزینه‌های ارزی نیز به این مشکلات اضافه شده است. او می‌گوید اکنون انتخاب‌هایش برای کشورهای مقصد محدودتر شده و فشار روانی و اقتصادی ناشی از این وضعیت، انگیزه ادامه مسیر را کاهش داده است.

به گفته این متقاضی، آماده شدن برای آزمون زبان به زمان و تمرکز نیاز دارد، اما او نمی‌تواند برای مطالعه و آمادگی آزمون از شغل خود استعفا دهد؛ چراکه از دست دادن شغل، در شرایطی که آینده مهاجرت نیز مشخص نیست، ریسک بزرگی محسوب می‌شود. به این ترتیب، فرد میان حفظ شغل فعلی و اختصاص زمان به مسیری که شاید آینده‌اش را تغییر دهد، گرفتار شده است.

این بلاتکلیفی تنها به برنامه شغلی محدود نمانده و فرزندآوری را نیز به تعویق انداخته است. او حدود چهار سال است که درگیر فکر و برنامه مهاجرت است و در این مدت برای بررسی شرایط کشورهای اطراف نیز چند سفر داشته است. با این حال، اکنون می‌گوید امید چندانی به ماندن و بازسازی زندگی در ایران ندارد و در عین حال، مسیر مهاجرت نیز برایش دشوارتر از گذشته شده است.

وقتی حتی گرفتن مدرک زبان به یک مانع اقتصادی تبدیل می‌شود

تجربه یک متقاضی دیگر که چند سال برای مهاجرت تحصیلی برنامه‌ریزی کرده، نشان می‌دهد موانع مهاجرت تنها به تأمین هزینه‌های اصلی خروج از کشور محدود نمی‌شود. او که دارای مدرک کارشناسی ارشد است، از سال‌ها پیش با هدف ادامه تحصیل در دانشگاهی معتبر در خارج از کشور، مسیر مهاجرت را دنبال کرده است.

این متقاضی پس از پایان دوره سربازی، برای دریافت مدارک تحصیلی و آماده شدن برای آزمون آیلتس اقدام کرده است. با این حال، محدودیت در برگزاری آزمون‌های زبان در داخل کشور و افزایش هزینه‌ها، برنامه او را با دشواری مواجه کرده است. در مقطعی که آزمون آیلتس در ایران با محدودیت‌هایی در شیوه برگزاری روبه‌رو شد، او ناچار بود هزینه سفر به کشورهایی مانند ترکیه یا ارمنستان را نیز برای شرکت در آزمون محاسبه کند؛ هزینه‌ای که با توجه به سطح درآمدش، تأمین آن آسان نبود.

او سرانجام در آزمون آیلتس شرکت کرد و نمره کل ۶ گرفت، اما معتقد است شرایط نامناسب جسمی و استرس روز آزمون بر عملکردش در بخش درک مطلب اثر گذاشت. پس از آن نیز با وجود مکاتبه با چند دانشگاه خارجی، همچنان برای تکمیل شرایط پذیرش با مشکل مواجه بود. به گفته او، یکی از دانشگاه‌های آلمان بیشتر شرایط موردنیازش را تأیید کرده بود، اما نداشتن نمره زبان موردنیاز مانع نهایی شدن پذیرش شد.

با این حال، مشکل اصلی در ادامه مسیر، تأمین تمکن مالی بود. این متقاضی می‌گوید با محاسبه هزینه‌های موردنیاز برای ارائه تمکن مالی و تأمین مخارج اولیه زندگی در کشور مقصد، به این نتیجه رسیده که حتی در صورت دریافت پذیرش نیز امکان تأمین منابع لازم را ندارد.

او معتقد است افزایش نرخ ارز، مسیری را که پیش‌تر با پس‌انداز یا کمک گرفتن از دیگران قابل تصور بود، اکنون به گزینه‌ای بسیار دور از دسترس تبدیل کرده است. از نگاه او، مهاجرت بدون برخورداری از پشتوانه مالی کافی می‌تواند به انتقال فرد از یک وضعیت دشوار به نوع دیگری از بی‌ثباتی در کشور مقصد منجر شود.

این متقاضی که اکنون دوباره به فعالیت کاری بازگشته، می‌گوید هنوز با انجام فعالیت‌های پژوهشی تلاش می‌کند راهی برای مهاجرت پیدا کند، اما نسبت به گذشته امید کمتری دارد. به اعتقاد او، هم شرایط داخلی و هم محدودیت‌های بیرونی، مسیر خروج را دشوار کرده‌اند.

از گپ تحصیلی تا نگرانی برای آینده فرزند؛ هزینه‌هایی فراتر از پول

روایت یک متقاضی دیگر که حدود یک سال و نیم برای مهاجرت تحصیلی تلاش کرده، نشان می‌دهد هزینه‌های این تصمیم تنها به مخارج ارزی و مدارک موردنیاز محدود نیست. او نداشتن امنیت شغلی، کیفیت زندگی و نگرانی از آینده فرزند را از مهم‌ترین دلایل تصمیم خود برای مهاجرت می‌داند.

به گفته او، مهاجرت قرار بود فرصتی برای دستیابی به زندگی ایده‌آل‌تر و آینده‌ای باثبات‌تر باشد؛ آینده‌ای که بتواند در آن با اطمینان بیشتری برای خود و خانواده‌اش برنامه‌ریزی کند. این نگرانی تا جایی پیش رفته که حتی نسبت به فرزندآوری در ایران نیز تردید دارد؛ چراکه به اعتقاد او، آینده کودکی که در چنین شرایطی متولد می‌شود، با تضمین روشنی همراه نیست.

اما در مسیر مهاجرت تحصیلی، دو مانع اصلی پیش روی او قرار گرفت: افزایش نرخ ارز و دشواری ارتباط با دانشگاه‌ها و استادان خارجی به دلیل مسائل سیاسی. او می‌گوید مکاتبه با استادان دانشگاه‌های مقصد و دریافت پاسخ از آنها به‌سادگی امکان‌پذیر نبوده و این موضوع روند گرفتن پذیرش را دشوارتر کرده است.

این متقاضی که برای دریافت مدرک تافل، مکاتبه‌های دانشگاهی و تدوین پروپوزال زمان و انرژی زیادی صرف کرده، می‌گوید شرایط جنگی کشور در سال گذشته نیز روند برنامه‌ریزی‌شده او را مختل کرده و باعث توقف فرایند مهاجرت شده است.

از نگاه او، افزایش قیمت دلار یکی از عوامل اصلی انصراف موقت از مهاجرت بوده است. او اکنون تصمیم گرفته در ایران بماند و منتظر تغییر شرایط اقتصادی و سیاسی باشد؛ هرچند مشخص نیست این انتظار تا چه زمانی ادامه پیدا کند.

این متقاضی همچنین به مسئله‌ای اشاره می‌کند که در مسیر مهاجرت تحصیلی برای بسیاری از افراد اهمیت دارد: گذشت زمان و افزایش گپ تحصیلی. به گفته او، هرچه زمان بیشتری از پایان تحصیلات بگذرد، ادامه مسیر مهاجرت تحصیلی دشوارتر می‌شود و فرصت‌های پیشین ممکن است از دست بروند. به این ترتیب، توقف مهاجرت فقط به معنای عقب افتادن یک برنامه نیست، بلکه می‌تواند به کاهش شانس تحقق آن در آینده نیز منجر شود.

بلاتکلیفی مهاجرت؛ تعلیق زندگی در داخل کشور

آنچه از مجموع این روایت‌ها به دست می‌آید، این است که هزینه مهاجرت تنها به مخارج دریافت پذیرش، ویزا، آزمون زبان یا تأمین تمکن مالی محدود نمی‌شود. در بسیاری از موارد، متقاضیان سال‌ها از زمان، انرژی و منابع مالی خود را صرف آماده‌سازی برای خروج از کشور می‌کنند؛ در حالی که نتیجه این تلاش‌ها همچنان به متغیرهایی وابسته است که کنترل چندانی بر آنها ندارند.

برای برخی، افزایش نرخ ارز به معنای کنار گذاشتن برنامه‌ای است که پیش‌تر امکان تحقق آن وجود داشت. برای برخی دیگر، تغییر سیاست‌های کشورهای مقصد یا توقف بررسی پرونده‌ها، هزینه‌های انجام‌شده را به سرمایه‌ای معلق تبدیل کرده است. در این میان، کسانی هم هستند که هنوز از نظر اداری در مسیر مهاجرت قرار دارند، اما از نظر اقتصادی توان ادامه دادن آن را از دست داده‌اند.

پیامد این وضعیت تنها به مهاجرت نکردن محدود نمی‌شود. تعویق فرزندآوری، عقب انداختن تصمیم برای خرید مسکن، ناتوانی در تغییر شغل، کاهش انگیزه برای سرمایه‌گذاری و دشواری برنامه‌ریزی بلندمدت، بخشی از اثراتی است که در روایت این افراد دیده می‌شود.

در واقع، مهاجرت برای این گروه از متقاضیان به تصمیمی تبدیل شده که نه می‌توانند به‌سادگی از آن عبور کنند و نه قادرند با اطمینان آن را به سرانجام برسانند. آنها سال‌ها برای ساختن آینده‌ای متفاوت تلاش کرده‌اند، اما اکنون با افزایش هزینه‌ها و محدود شدن فرصت‌ها، ناچارند میان ادامه مسیری پرهزینه و بازگشت به زندگی‌ای که پیش‌تر از آن رضایت نداشته‌اند، انتخاب کنند.

شاید مهم‌ترین وجه مشترک این روایت‌ها، نه صرفاً میل به ترک کشور، بلکه از دست رفتن امکان برنامه‌ریزی برای آینده باشد؛ وضعیتی که در آن مهاجرت به رؤیایی پرهزینه و ماندن به انتخابی همراه با تردید تبدیل شده است.

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار