زنان؛ هزینه‌‎پردازان هر بحران!

الهه کولایی: زنان ایرانی نشان دادند که با افزایش توانمندی‌های انسانی و ارتقای مهارت‌های علمی و عملی خود می‌کوشند موانع تاریخی را از سر راه بردارند.

به گزارش رصد روز، درمیانه تشدید بحران‌های اقتصادی زنان بیش‌از هرگروه دیگری آسیب‌پذیر شدند. فقر و مشکلات معیشتی همراه با تهدیدهایی مانند خشونت، قتل و تجاوز زندگی بسیاری از آنان را با بحران مواجه کرده است. درکنار این‌مسائل محدودیت‌ها و تنگ‌نظری‌های سیاسی ازجمله سخت‌گیری‌ها درباره حجاب و پوشش و برخوردهای قضایی بر امنیت و آزادی‌های آنان فشار مضاعف وارد می‌کند. یکی دیگر از چالش‌های جدی حضور محدود زنان در عرصه سیاستگذاری و تصمیم‌گیری است حوزه‌ای که منتقدان معتقدند حاکمیت تاکنون توجه کافی به‌آن نداشته است. این فشارها در شرایط پس از آغاز جنگ در اسفندماه سال گذشته به‌حوزه اشتغال نیز سرایت پیدا کرد؛ به‌گونه‌ای که با آسیب دیدن فعالیت‌های اقتصادی و افزایش نااطمینانی در بازار کار بخشی از زنان نیز با بیکاری و خروج از چرخه اشتغال مواجه شدند. این وضعیت در کنار مشکلات اقتصادی پیشین بار مضاعفی را بر زنانی تحمیل می‌کند که پیش از این نیز سهم بالایی از آسیب‌پذیری‌های اقتصادی و اجتماعی را به‌دوش می‌کشیدند.

همین بستر سبب شد با الهه کولایی، استاد علوم سیاسی و نماینده اسبق مجلس‌ششم گفت‌وگویی داشته باشیم تا وضعیت زنان و پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی محدودیت‌ها و فشارهای کنونی را تحلیل کنیم.

 به‌نظر شما آیا می‌توان گفت که در سال‌های اخیر با پدیده زنانه‌شدن فقر مواجه هستیم و زنان سرپرست خانوار در شرایط تورمی چه‌فشار مضاعفی را تجربه می‌کنند؟

مساله زنانه‌شدن فقر در تحقیقات و مطالعات پیرامون موضوع توسعه و مشکلات گوناگون روند توسعه در کشورهای مختلف به‌ویژه جوامع در حال توسعه، مطرح و بررسی شده است. این واقعیت کم‌وبیش در همه‌جا وجود داشته و در اصل این باور شکل گرفته که زنان از قربانیان اصلی روند توسعه در بسیاری از کشورهای جهان بوده‌اند. کشورهایی که در شرق آسیا به‌عنوان کشورهای تازه صنعتی دهه‌های اخیر مطرح شدند نیز چنین‌تجربه‌هایی را پشت‌سر گذاشتند. در کشورهایی که مشکلات اقتصادی شدت پیدا کرده بار آن همواره بر دوش زنان سنگینی کرده به‌ویژه در مورد زنانی که به‌دلیل مشکلات اقتصادی شدت بیشتری از این موضوع را متحمل شدند و فقر بیشتری را تجربه کردند. این موضوع در سراسر جهان کم‌وبیش مصداق داشته و در کشور ما نیز با توجه به‌مساله تحریم ازیک‌سو و مشکلات و مسائلی که در روند برنامه‌ریزی‌های رشد و توسعه کشور شکل گرفته بیش‌از همه بر دوش زنان سنگینی کرده است. با شدت یافتن مشکلات اقتصادی همه اقشار آسیب دیدند اما به‌ویژه زنان سرپرست خانوار که باید حمایت‌های بیشتری در این برنامه‌ها از سوی دولت و منابع عمومی دریافت کنند سهم کمتری داشتند و در نتیجه مشکلات بیشتری را تجربه کردند.

 آیا بحران‌های اقتصادی موجب افزایش وابستگی مالی زنان شده یا بالعکس آنان را به‌سمت بازار کار سوق داده و اینکه کیفیت اشتغال زنان در سال‌های اخیر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در سال‌های اخیر نه‌فقط در ایران بلکه در همه کشورهای اسلامی سرمایه‌گذاری‌های بسیار گسترده‌ای در حوزه آموزش و تحصیلات زنان به‌ویژه آموزش عالی انجام شده است. با این حال در همه این کشورها به‌دلیل مشکلات اقتصادی و اجتماعی همواره موضوع بهره‌وری و استفاده مناسب از این سرمایه‌گذاری‌ها مطرح بوده است. درواقع بسیاری از این کشورها به‌ویژه در منطقه غرب آسیا و خاورمیانه در استفاده از منابع صرف‌شده برای آموزش زنان و ارتقای سطح تحصیلات آنان با مشکل کاهش بهره‌وری و موانع اجتماعی و فرهنگی روبه‌رو بودند. در همه این جوامع کلیشه‌های فرهنگی و نگرش‌های مردسالار همواره نقش مانع داشتند. به‌ویژه در شرایط تشدید مشکلات اقتصادی ناشی از دوران گذار که فرصت‌های اشتغال برای زنان کاهش یافته است. زنان دربرابر بحران‌های بیکاری هزینه‌های بیشتری پرداخت کردند و به‌دلیل نبود سندیکاها و نهادهای حرفه‌ای موثر از سپرهای حمایتی کمتری برخوردار بودند. در نتیجه طبیعی است که فشارها و مشکلات بیشتری را پذیرا می‌شوند. بنابراین به‌نظر می‌رسد این تحولات که با افزایش مشکلات اقتصادی همراه بوده، سهم بیشتری از فشارها و مشکلات را متوجه زنان کرده و در این زمینه عوامل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نقش تعیین‌کننده‌ای داشتند.

 متاسفانه ‌تنها در چند ماه اخیر براساس گزارشات سازمان‌های حقوق بشری دست‌کم ۱۲مورد زن‌کشی و قتل‌های ناموسی در کشور رخ داده است. به‌نظر شما این بحران چه ریشه‌هایی دارد؛ فرهنگی است یا اقتصادی یا سیاسی و راهکار برون‌رفت از این وضعیت چیست؟

هم عوامل اقتصادی، هم عوامل فرهنگی و البته سیاسی در این زمینه تاثیرگذار هستند. همزمان با افزایش فشارهای اقتصادی و مشکلات ناشی از آن که به‌درون نهاد خانواده منتقل می‌شود این زنان هستند که با آسیب‌پذیری‌های بیشتری روبه‌رو می‌شوند. به‌ویژه در شرایطی که نهادهای قانونگذار و مجری وظایف خود را به‌درستی انجام نمی‌دهند و حتی برخی نگرش‌های فرهنگی و سیاسی که در جامعه رواج داده می‌شود به‌تشدید این مشکلات دامن می‌زند. همانطورکه اشاره کردم این فشارها بر زنان شدت می‌گیرد. مجموعه این عوامل آسیب‌پذیرترین و ضعیف‌ترین گروه‌های اجتماعی یعنی زنان را هدف قرار می‌دهد. متاسفانه به‌دلیل نبود اراده سیاسی لازم، ضعف اراده اجتماعی کافی و حتی برخی توجیه‌های مذهبی شاهد پایداری این نوع رفتارها و نبود سیاست‌های موثر برای کاهش و کنترل آن هستیم.

 باتوجه‌به اینکه کشور ما اکنون در یک بحران عمیق قرار دارد چرا مساله پوشش زنان تا این اندازه به‌یک مساله پرتنش سیاسی و اجتماعی تبدیل شده و چرا سیاستمداران به‌ویژه جریان‌های تندرو بر این موضوع پافشاری می‌کنند؟

در دهه‌های گذشته همواره بر ضرورت پاسخگویی به‌نیازها و تقاضاهای جامعه ازطریق سیاست‌ها و برنامه‌های مناسب در درون نظام سیاسی، اجتماعی و اقتصادی موجود تاکید شده است. درشرایطی‌که کشورهای مختلف الگوهای موفقی از مدیریت مسائل اجتماعی را تجربه کردند تمرکز بر موضوع‌هایی مانند پوشش زنان بدون توجه به‌سایر نیازهای اساسی جامعه، موجب تشدید تنش‌های سیاسی و اجتماعی می‌شود. درواقع زمانی که نظام سیاسی و اجتماعی نتواند به‌مطالبات اقتصادی و اجتماعی مردم پاسخ مناسب بدهد برخی مسائل نمادین برجسته می‌شوند و به‌کانون رودررویی تبدیل می‌شوند. مساله پوشش زنان نیز در چنین‌بستری به‌یک موضوع پرتنش سیاسی و اجتماعی بدل شده است.

در دوره جمهوری اسلامی انتظار می‌رفت که مسوولان شرایط بهتری را در محیط‌های داخل خانه و خارج از خانه فراهم کنند تا زنان بتوانند در عرصه سیاست، اقتصاد، فرهنگ و در همه حوزه‌های اجتماعی حضور موثر داشته باشند. متاسفانه به‌جای پاسخ‌دادن به‌این نیازها ما شاهد قشری‌گری و ظاهرگرایی هستیم که با ادعای پرداختن به‌مسائل فرهنگی تمرکز خود را بر فرم و پوشش زنان قرار داده درحالی‌که در این شرایط مسائل مهم‌تری باید مورد توجه قرار گیرد. ازجمله اینکه به‌جای تمرکز بر رفتارهای زنان باید به‌آموزش مردان هم توجه شود اما متاسفانه این موضوع به‌دلیل نظام پدرسالار حاکم نادیده گرفته شده و همه فشارها بر دوش زنان قرار گرفته است. درنتیجه مسائل مختلف اجتماعی و فرهنگی بر آنان تحمیل می‌شود و حقوق انسانی آنها نادیده گرفته می‌شود. به‌جای آنکه حقوق و آزادی‌های اجتماعی و فرهنگی آنان به‌عنوان انسان‌هایی برابر با مردان مورد پذیرش قرار گیرد شاهد ادامه تحمیل‌ها و ادامه اجبار حجاب هستیم درحالی‌که حتی در چارچوب آموزه‌های دینی نیز می‌توان با رویکردهای اصلاحی به‌این موضوع نگریست.

محدودیت‌های فعلی چه‌تاثیری بر مشارکت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زنان دارد و حضور زنان را در عرصه سیاستگذاری در کشور چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا این حضور کافی است یا خیر؟

پاسخ کاملا روشن است. برخلاف آنچه که در جریان انقلاب شکل گرفت و سدهایی که به‌وجود آمد با توجه به‌سخنرانی‌ها، پیام‌ها و اظهارنظرهای رهبران نظام سیاسی به‌نظر می‌رسید باید شرایط مناسبی برای شکوفایی استعدادهای انسانی زنان فراهم شود. با این حال متاسفانه نگرش‌های سنتی و محافظه‌کارانه که دربرابر ضرورت تغییر قرار داشتند به‌تدریج موقعیت خود را تثبیت کردند. محافظه‌کاران واپس‌گرا کوشیدند زنان را از داشتن نقش مثبت در جامعه بازدارند و آنان را در نقش‌های سنتی و تاریخی محدود به‌خانه نگه دارند. البته زنان ایران دربرابر این محدودیت‌ها مقاومت کردند و به‌هیچ عنوان در برابر این فشارها تسلیم نشدند اما این فشارها و محدودیت‌ها هزینه‌های زیادی را بر جامعه تحمیل کرد. درواقع جامعه نتوانست از سرمایه‌گذاری‌هایی که برای توانمندسازی زنان و افزایش مهارت‌های آنان انجام شده بود بهره‌برداری مناسب داشته باشد. درنتیجه موقعیت زنان در عرصه سیاست، اقتصاد و فعالیت‌های اجتماعی به‌هیچ‌وجه متناسب با توانایی‌های آنان رشد نکرد. این وضعیت ناشی از مقاومت جریان‌های سنتی و محافظه‌کار بوده است که تلاش کردند با استفاده از ابزارهای مختلف مسیر حضور و نقش‌آفرینی مثبت زنان را محدود کنند و آنان را به‌نقش‌های محدود و سنتی تقلیل دهند. ادامه این رویکرد هزینه‌های زیادی را در روند توسعه کشور به‌همراه داشته و موجب شده جامعه از ظرفیت‌های گسترده زنان برای پیشرفت و توسعه محروم بماند.

 به‌مساله حضور زنان در اعتراضات نیز می‌خواهم اشاره کنم. حضور زنان در اعتراضات طی سال‌های اخیر به‌ویژه در دی‌ماه سال گذشته را چگونه تحلیل می‌کنید و تجربه بازداشت یا فشارهای پس از اعتراض چه تاثیری بر سرمایه اجتماعی دارد؟

بیشترین حضور زنان در سال۱۴۰۱ مشاهده شد هرچند پیش و پس از آن نیز در همه تحولات سیاسی-اجتماعی آنان حضوری فعال داشتند. اگر بخواهیم نگاه کلی‌تری داشته باشیم باید بگوییم در همه تحولات سیاسی کشور ما و در همه دوره‌ها زنان همواره نقش تاثیرگذار و برجسته‌ای داشتند. از انقلاب و جنگ تا تحولات دوره‌های مختلف این‌حضور کاملا آشکار و قابل دیدن است. درمورد جنبش‌های اعتراضی نیز باتوجه‌به خواسته‌ها و مطالباتی که به‌آنها پاسخ داده نشده حضور گسترده زنان پدیده‌ای کاملا طبیعی و پذیرفتنی به‌شمار می‌آید. هنگامی که از مسیر فعالیت‌های اجتماعی و کنش‌های مدنی در چارچوب نهادهای مدنی مطالبات پاسخ مناسبی دریافت نشود امکان‌ها و موقعیت‌های جایگزین مورد توجه قرار می‌گیرد که ازجمله آن حضور در خیابان است. بنابراین حضور زنان در اعتراض‌های خیابانی واکنشی طبیعی و قابل انتظار دربرابر دریافت‌نکردن پاسخ‌های مناسب به‌تقاضاهای قانونی در سال‌های گذشته بوده است. این‌حضور مانند سایر تحولات جامعه ما حضوری تاثیرگذار و تعیین‌کننده به‌شمار می‌آید. به‌ویژه درمقایسه با جنبش‌های مشابه در دیگر کشورهای اسلامی، زنان ایرانی نشان دادند که با درکی صحیح از واقعیت‌های جامعه خود تلاش‌هایشان را تنظیم کرده‌ و نقش اجتماعی خود را آشکار کردند.

 درپایان وضعیت زنان در کشور را به‌طور کلی در حوزه‌های مختلف چگونه ارزیابی می‌کنید و به‌نظر شما راه برون‌رفت جامعه زنان ایران از بحران‌های فعلی چیست؟

بدون تردید با توجه به‌موقعیتی که به‌آن اشاره کردم تلاش‌ها و تکاپوهای گسترده زنان در جامعه ایران در طول دهه‌های گذشته و نقشی که آنان در تحولات اجتماعی، فرهنگی و البته سیاسی جامعه ما داشتند به‌ویژه با درنظرگرفتن سرمایه‌گذاری‌های عظیمی که در آموزش و ارتقای تحصیلات زنان در کشور صورت گرفته هیچ تناسبی میان موقعیت و جایگاه کنونی زنان و بهره‌برداری از توانایی‌های انسانی آنان با آنچه امروز در جامعه دیده می‌شود وجود ندارد. درواقع حکومت نتوانسته استفاده مناسبی از توانمندی‌های انسانی زنان در مسیر توسعه و تحقق برنامه‌های توسعه در کشور داشته باشد. به‌این ترتیب ما شاهد اتلاف و سوء‌استفاده از منابع در این زمینه هستیم. به‌نظر می‌رسد این ظرفیت عظیم برای توسعه کشور مورد غفلت قرار گرفته است. سیاستگذاران، برنامه‌ریزان و تصمیم‌گیرندگان نتوانستند از این سرمایه انسانی بزرگ درجهت رفع نیازهای کشور بهره‌برداری مناسب کنند. این خسارتی عظیم برای کشوری درحال‌توسعه است که نتواند نیمی از سرمایه‌های انسانی خود را برای تحقق اهداف توسعه به‌کار گیرد. با این حال همانگونه که تاکنون نیز شاهد بودیم زنان ایرانی در دستیابی به‌حقوق خود از پا ننشسته‌ و نخواهند نشست. آنان همچنان به‌تلاش‌های خود برای دستیابی به‌حقوق انسانی‌شان ادامه خواهند داد. در این مسیر تقویت نهادهای مدنی از جایگاهی ویژه برخوردار است. زنان ایرانی نشان دادند که با افزایش توانمندی‌های انسانی و ارتقای مهارت‌های علمی و عملی خود می‌کوشند موانع تاریخی را از سر راه بردارند. البته آنان آگاه‌ هستند که برداشتن موانع تاریخی و فرهنگی در جامعه‌ای که با چالش‌های جدی در مسیر دستیابی همه انسان‌ها به‌حقوقشان روبه‌رو بوده کار آسانی نیست اما نشان دادند که با سخت‌کوشی خود توان عبور از این موانع و دستیابی به‌جایگاه شایسته و بایسته ظرفیت‌های انسانی‌شان را دارند.

 

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط