به گزارش رصد روز، اعلام تصمیم جدید دونالد ترامپ مبنی بر آغاز خردکنندهترین عملیات اقتصادی و به کارگیری الگویی متمرکز علیه ایران، بار دیگر عدم قطعیت و سردرگمی ساختاری در سیاست خارجی کاخ سفید را برجسته ساخت. ترامپ با تهدید کشورهای ثالث به پیامدهای سنگین در صورت ارائه هرگونه شریان حیاتی یا همکاری با نهادهای مالی و تجاری ایران، تلاش میکند فضایی غیرقابل پیشبینی ایجاد کند. ناظران بینالمللی این موضعگیریهای تند را نه ناشی از یک طرح نو، بلکه نشانه ناکارآمدی رویکردهای گذشته و تلاش برای سرپوش گذاشتن بر بستبستهای دیپلماتیک میدانند.
تحلیلگران رسانههای بینالمللی تغییر لحن رییسجمهوری آمریکا از تهدیدهای مستقیم به جنگ تمامعیار اقتصادی را ناشی از طولانی شدن مناقشات، محدودیتهای ساختاری و پرهیز از هزینههای پرریسک میدانند. کارشناسان متذکر میشوند که واشنگتن پس از تحریمهای گسترده سالهای گذشته و سازوکارهای فشار خزانهداری آمریکا، ابزار ساختاری نوینی برای تحریم مضاعف در اختیار ندارد. از این رو، آنچه بیش از گذشته تقویت شده، ابعاد روانی و فضای تبلیغاتی اینگونه ادعاهاست.
تأکید بر هدف قرار دادن صرافیها، شبکههای اعتباری، ثبت کشتیها و مبادلات نفتی، در واقع اعتراف ضمنی به بیاثری ساختار تحریمهای تکجانبه فعلی در برابر راهحلهای تنوعبخشی تجاری ایران است. از یک سو، شرکای کلیدی اقتصادی و برخی بازیگران منطقهای حائز منافع مستقل خود هستند و همراهی کامل آنها با خواستههای واشنگتن با تردیدهای جدی روبروست. از سوی دیگر، اصرار بر فشار اقتصادی ناگهانی در شرایط تداوم نوسان در بازار انرژی و راههای مواصلاتی، میتواند به خود تحریمکنندگان و اقتصاد جهانی آسیبهای غیرقابل بازگشتی وارد کند.
پایبند نماندن واشنگتن به یادداشتهای تفاهم غیرمستقیم قبلی، از جمله گفتوگوهای انجامشده در اسلامآباد، به تعمیق بیاعتمادی دامن زده است. تجارب گذشته نشان داده سیاست فشار حداکثری و اتخاذ رویکردهای متناقض – از خطونشانهای تند تا ادعای گشوده بودن درهای مذاکره – مانع از دسترسی به یک توافق متوازن و پایدار میشود. تا زمانی که سیاستگذاران آمریکایی از رویکرد دستاوردسازیهای تبلیغاتی دست برندارند و واقعیتهای منطقهای را به رسمیت نشناسند، تنشزدایی ملموس در حد یک ایده دور از دسترس باقی خواهد ماند.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید