به گزارش رصد روز، مردم زمانی بهطلا پناه میبرند که دیگر بهپول اعتماد ندارند. تورم ریال را در جیب خانوار کوچک کرده و افزایش قیمت طلا خرید یک قطعه معمولی را نیز از دسترس بسیاری بیرون برده است. بازار اما برای این مشتریان در را نبسته بلکه طلا را ریزتر کرده است. یکگرم بهنیمگرم، نیمگرم بهچندصدسوت و قطعه طلا بهعددی روی صفحه تلفن همراه تبدیل شده است. اکنون کسی که نمیتواند یک گرم طلا بخرد میتواند با چندمیلیون تومان صاحب بخشی از آن شود. دستکم صفحه نمایش تلفن همراهش چنین میگوید.
دردسر از فاصله میان همین عدد و طلای واقعی بیرون میآید. خریدار پول واقعی میپردازد اما همیشه معلوم نیست دربرابر آن طلایی با وزن و عیار مشخص در خزانهای معتبر کنار گذاشته شده باشد. گاهی طلا وجود دارد اما هزینه ضرب بستهبندی و فاصله قیمت خرید و بازخرید بخش چشمگیری از ارزش آن را میبلعد. گاهی نیز وعده سود ماهانه و تحویل در آینده پسانداز یک خانواده را وارد معاملهای میکند که از طلا فقط نامش را دارد. در شکل دیگری از ماجرا، بستهبندی براق و یک شماره حکشده جای آزمون عیار و فاکتور معتبر را میگیرد.
بازار طلای خرد دروازه پساندازهای کوچک را باز کرده و کلاهبرداران نیز از همان در وارد شدند. طلا همچنان طلا بوده و آنچه تغییر کرده راه رسیدن بهآن و شمار واسطههایی است که میان پول خریدار و فلز واقعی ایستادند.
کوچکشدن قطعههای طلا یک نوآوری تجاری ساده نیست بلکه تصویری فشرده از کوچکشدن توان پسانداز ایرانیان است. برآوردهای منتشرشده از بازار آنلاین نشان میدهد نزدیک به۹۰درصد کاربران کمتر از یک گرم طلا میخرند. میانگین ارزش هر معامله آنلاین در سال۱۴۰۴ حدود ۹میلیونتومان و در پنجماهنخست۱۴۰۵ نزدیک به۱۱میلیونتومان اعلام شده است. با رسیدن بهای هرگرم طلای ۱۸عیار بهمحدوده ۲۳تا۲۴میلیون تومان در شهریور۱۴۰۵ معامله متوسط حتی نیمگرم طلا را نیز پوشش نمیدهد.
خرید چندسوتی در ظاهر راه سرمایهگذاری را برای حقوقبگیر و بازنشسته باز کرده اما درعمل اما خریدار را بیش از گذشته بهصداقت فروشنده وابسته میکند. هرچه قطعه کوچکتر باشد تشخیص اصالت دشوارتر و سهم هزینههای ثابت بیشتر میشود. در خرید آنلاین نیز اساسا قطعهای دیده نمیشود که بتوان آن را وزن یا آزمایش کرد.
مقامهای صنفی شمار حسابهای ثبتشده در سکوهای طلا را حدود ۴۰میلیون اعلام کردند و نه ۴۰میلیون فرد یکتا. بخش بزرگی از بازار نیز در اختیار نزدیک به۱۰سکوی اصلی بوده بنابراین خطای یک بازیگر بزرگ میتواند اعتماد میلیونها دارنده حساب را یکجا بلرزاند.
خطرناکترین کالای بازار آنلاین طلا طلای تقلبی نیست بلکه طلایی است که اصلا وجود ندارد. در خالیفروشی سکو موجودی طلایی را در حساب کاربر نمایش میدهد بیآنکه معادل آن پیش از فروش خریداری و در خزانه نگهداری شده باشد. تا زمانی که بیشتر مشتریان فقط خریدوفروش دفتری میکنند این شکاف پنهان میماند. بحران زمانی آغاز میشود که شمار زیادی از آنان همزمان تحویل فیزیکی یا تسویه وجه بخواهند. آنگاه روشن میشود عددهای طلایی روی صفحه الزاما بههمان اندازه پشتوانه در خزانه ندارند.
همین نگرانی در ماههای گذشته بهمناقشهای درباره یک سکو انجامید. پلیس از توقف فعالیت مجموعهای سخن گفت که حدود ۲۰۰هزارکاربر داشت و ظن خالیفروشی درباره آن مطرح شده بود. اندکی بعد اتحادیه کسبوکارهای مجازی توضیح داد که رقم ۲۰۰هزار تعداد کاربران سکو بوده و نه شمار شاکیان و شمار شکایتهای ثبتشده را کمتر از ۱۰۰مورد دانست و تاکید کرد هنوز حکم قضایی درباره تخلف صادر نشده است. این تفاوت کوچک نیست. تبدیل ۲۰۰هزارکاربر به۲۰۰هزارمالباخته همان اندازه گمراهکننده است که انکار اصل خطر خالیفروشی.
آمار پلیس فتا نشان میدهد مساله بهیک پرونده محدود نیست. طی سهسال ۵۰۸پرونده کلاهبرداری مرتبط تشکیل شده و بهارزیابی پلیس نزدیک به۶۰درصد آنها با احراز هویت دقیقتر و سازوکارهای ضدتقلب قابل پیشگیری بود. هشتحمله سایبری بر حدود ۳۰سکو اثر گذاشته که در ششمورد ضعفهای ابتدایی امنیتی نقش داشته است.
طلا اجاره نمیدهد، سود بانکی نمیسازد و کارخانهای نیست که از محل تولید بازده ماهانه قطعی بپردازد. سود دارنده طلا از افزایش قیمت آن بهدست میآید. با این همه وعده پرداخت سود ثابت در ازای باقیماندن طلا نزد فروشنده هنوز یکی از کارآمدترین ابزارهای جذب سرمایه است. ترکیب طلای ارزانتر از بازار، تحویل چند ماه بعد و سود ماهانه باید بهجای طمع ترس ایجاد کند زیرا فروشنده هم کالا را زیر قیمت میدهد، هم تحویل را عقب میاندازد و هم بازدهی تضمین میکند. این سهامتیاز از فعالیت عادی طلافروشی بیرون نمیآید.
در یک پرونده در شیراز فروشندهای دارای مجوز طلا را با قیمتی کمتر از بازار و با وعده تحویل دوماهه عرضه میکرد سپس بهمشتری پیشنهاد میشد طلا را نزد مجموعه باقی بگذارد و سود ماهانه بگیرد. اعتماد عمومی و ظاهر قانونی کسبوکار پول بیشتری را بهسوی آن کشاند تا جایی که تعهدات تحویلنشده بنا بر گزارشهای محلی از ۱۰ کیلوگرم طلا فراتر رفت و پرونده بهدستگاه قضایی رسید. مجوز وجود داشت، مغازه دیده میشد و معامله ظاهرا درباره طلا بود اما مدل تامین مالی شباهتی بهخرید نقدی طلا نداشت.
پروندهای در مشهد سوی سنتی بازار را نشان داد. یک عمدهفروش باسابقه بر پایه اعتبار شخصی و بدون رسیدهای کافی نزدیک به۳۰کیلوگرم طلا از حدود ۵۰طلافروش دریافت کرد و گریخت هرچند بعدتر بازداشت شد. قربانیان اینبار فعالان حرفهای بازار بودند. سابقه و رابطه قدیمی احتمال تخلف را در ذهن کم میکند اما جای سند را نمیگیرد.
شمشهای چندسوتی بهخودی خود تقلب نیستند. سوت واحدی معادل یکهزارم گرم است و شمش ۱۰۰سوتی فقط یکدهم گرم طلا دارد. مساله زمانی جدی میشود که خریدار قیمت بسته را با وزن طلای خالص درون آن یکی میگیرد. هزینه طراحی، ضرب، بستهبندی، گواهی، توزیع و سود فروشنده روی قطعهای بسیار کوچک سرشکن میشود. در نتیجه ممکن است خریدار برای یکدهم گرم طلا، درصدی بهمراتب بیشتر از خریدار یک شمش سنگینتر بپردازد.
هزینه اصلی هنگام فروش آشکار میشود. برخی فروشندگان محصول را با حاشیه بالا عرضه میکنند اما موقع بازخرید فقط ارزش طلای خام را میپذیرند. سود طلا ابتدا باید هزینه بستهبندی و فاصله خریدوفروش را جبران کند. قطعه ممکن است کاملا اصل باشد اما انتخاب اقتصادی بدی از آب درآید.
معیار ساده است: خریدار پیش از پرداخت باید بداند وزن خالص طلای درون بسته چقدر بوده عیار آن چیست و همان فروشنده در همان لحظه حاضر است محصول را چند بخرد. تفاوت میان مبلغ پرداختی و ارزش روز طلای خالص هزینهای است که برای ضرب، بستهبندی و نام تجاری پرداخت میشود. اگر فروشنده قیمت بازخرید را شفاف نمیگوید بخشی از هزینه معامله را پنهان کرده است. در بازار پساندازهای کوچک چندصدهزارتومان هزینه اضافه عدد کوچکی نیست بلکه گاه معادل چندین سوت طلاست.
طلای آبشده برای مصرفکننده عادی کالایی دشوار است. ظاهر آن درباره عیار چیزی نمیگوید و عدد حکشده نیز فقط زمانی معنا دارد که بهآزمایشگاه معتبر، تاریخ آزمون و مشخصات همان قطعه متصل باشد. کلاهبردار میتواند انگ یکقطعه معتبر را روی قطعه دیگر حک کند، شمارهای ساختگی بسازد یا بستهبندی برندی شناختهشده را تقلید کند. استعلام شماره لازم است اما کافی نیست و وزن، عیار، نام آزمایشگاه و مشخصات فاکتور باید با همان قطعه تطبیق داشته باشد.
انتشار ویدئویی درباره شمشی منتسب به«میلی» نمونه سرعت تخریب اعتماد بود. منتشرکننده مدعی تقلبیبودن شمش شد اما شرکت اعلام کرد محصول و بستهبندی نمایشدادهشده متعلق بهآن نبوده است. بدون رای مرجع تخصصی یا قضایی نمیتوان حکم قطعی داد. با این حال جعل ظاهر محصول میتواند حتی نام یک مجموعه واقعی را ابزار فریب کند.
سامانههای سازمان ملی استاندارد امکان بررسی برخی کدها را فراهم کردند اما تشخیص نباید بهیک شماره تقلیل یابد. فاکتور باید نام فروشنده، تاریخ، وزن، عیار، قیمت واحد و مشخصات قطعه را داشته باشد. طلایی که قرار است حافظ ارزش باشد نباید با سندی خریداری شود که خودش ارزشی برای اثبات مالکیت ندارد.
نمایش نشان اعتماد، پروانه کسب یا نام یک اتحادیه نخستین مرحله بررسی است و نه پایان آن. مجوز میگوید یک کسبوکار در زمان صدور شرایطی را احراز کرده و نمیگوید هر معامله آینده بدون ریسک خواهد بود. دولت، بانک مرکزی و اتحادیه نیز ضامن سود یا بازگشت پول همه معاملات نیستند. حتی مقررات تازه خریدوفروش برخط طلا تصریح میکند که ریسک معامله برعهده طرفین است و شبکه بانکی یا دولت زیان کاربران را تضمین نمیکند.
مصوبه ابلاغشده در آبان۱۴۰۴ کوشیده فاصله موجودی نمایشی و طلای واقعی را ببندد. کالا باید پیش از عرضه در خزانه مورد تایید سپرده شود، فروش بیش از موجودی ممنوع بوده، پرداخت از درگاه مجاز انجام شود، کارمزدها آشکار باشند، هر معامله شناسه یکتا بگیرد و تحویل فیزیکی نیز نباید بیش از یک هفته بهتعویق بیفتد.
راهاندازی نسخه اولیه سامانه ناظر در اردیبهشت۱۴۰۵ قرار بود این زنجیره را قابل ردگیری کند: سکو اطلاعات معامله را میفرستد، موجودی خزانه کنترل میشود و درصورت تایید شناسهای یکتا صادر میشود. معاملهای که کد قابل استعلام ندارد هنوز حلقهای اساسی از احراز را کم دارد. با این حال اتصال همه سکوها، کیفیت خزانهها و نظارت مستمر بر تطابق موجودی تعیین میکند مقررات روی کاغذ بماند یا بهسپری واقعی برای خریدار تبدیل شود. قانون میتواند راه خالیفروشی را تنگ کند و اجرای ناقص دوباره همان راه را باز میگذارد.
گاهی طلا اصل است، فروشنده نیز واقعی بوده اما پولی که وارد حساب او میشود از جرم دیگری آمده است. پلیس و مرکز اطلاعات مالی درباره شیوهای هشدار دادند که در آن کلاهبردار پول قربانی را مستقیم بهحساب طلافروش منتقل میکند و فرد دیگری طلا را تحویل میگیرد. پس از شکایت صاحب پول حساب فروشنده مسدود میشود و او باید توضیح دهد چرا طلا را بهشخصی غیراز واریزکننده تحویل داده است. ظاهر معامله سالم است اما سهضلع آن یکدیگر را نمیشناسند.
خریدار نیز با شکل معکوس همین خطر روبهرو است: صفحه جعلی، درگاه شبیهسازیشده یا پیامی که اطلاعات کارت را میخواهد. قیمت پایینتر از بازار و محدودیت زمانی فرصت بررسی را میگیرد. هویت پرداختکننده، صاحب حساب و تحویلگیرنده باید یکسان باشد؛ هر میانبری که معامله را سریعتر میکند ممکن است مسیر اثبات حق را طولانیتر کند.
خرید امن با یک پرسش ساده آغاز میشود: دربرابر پول من دقیقا چه چیزی، کجا و بهنام چهکسی نگهداری میشود؟ خریدار آنلاین باید پیش از واریز وجه، هویت حقوقی سکو، اعتبار مجوز، نشانی و راههای تماس، خزانه طرف قرارداد، امکان تحویل فیزیکی، هزینه تحویل، کارمزد معامله و قیمت بازخرید را بررسی کند. پس از خرید نیز باید شناسه یکتا و فاکتور کامل را دریافت و مستقل از خود سکو استعلام کند. موجودی روی صفحه تا زمانی که بهسند و پشتوانه قابل پیگیری وصل نشده فقط یک ادعاست.
در خرید طلای آبشده وزنکشی، تطبیق انگ، استعلام آزمایشگاه و درج عیار در فاکتور اهمیت دارد. در خرید شمش نیز نباید فقط بههولوگرام اعتماد کرد و فروشنده باید مسوولیت اصالت را در فاکتور بپذیرد و شرایط بازخرید هم باید پیش از خرید روشن شود.
قیمت غیرعادی مهمترین زنگ خطر است. هیچفروشندهای نمیتواند برای مدتی طولانی طلای واقعی را پایینتر از ارزش ذاتی آن بفروشد و همزمان سود ثابت نیز بپردازد مگر آنکه زیان امروز را با پول مشتری بعدی بپوشاند یا درآمدی را پنهان کند که خریدار از آن خبر ندارد. تحویل طولانیمدت اصرار بر باقیماندن طلا نزد فروشنده، پاداش معرفی مشتری تازه و دشواری در بازخرید چهار نشانهای هستند که باید معامله را متوقف کنند.
مردم برای ثروتمندشدن ناگهانی بهبازار چندسوتی نیامدند بلکه میخواهند اندک حاصل کارشان را از تورم دور نگه دارند. زیان سرمایهگذار بزرگ شاید بخشی از سبد او باشد اما زیان خریدار خرد میتواند همه ذخیره اضطراری یک خانواده را از میان ببرد.
طلا باید پیش از دریافت پول وجود داشته باشد در خزانه دیده شود، عیارش قابل سنجش باشد، معاملهاش کد یکتا بگیرد و راه تحویلش روشن بماند. هرجا یکی از این حلقهها حذف شود فلز زرد جای خود را بهوعدهای طلایی میدهد. پسانداز مردم هرقدر کوچک باشد حق آنان برای شفافیت، امنیت و امکان بازپسگیری دارایی کوچک نیست.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید