به گزارش رصد روز، در اولین روزکاری هفته شاخص کل بورس تهران سرخپوش شد و روند اصلاحی داشت؛ دلایل مختلفی برای سرخ پوشی بازار وجود دارد.
شروع این هفته برای فعالان بازار سرمایه نه با امید بازگشت به روند صعودی، بلکه با شوک فروشهای پرقدرت همراه بود. در اولین روزکاری هفته، تالار شیشهای یکی از ضعیفترین روزهای خود را ثبت کرد و در این روز خرسها با اقتدار کامل میدان را دست گرفتند و تا مرز عقبنشینی سنگین همراهی کردند.
یکی از مهمترین دلایل ریزش بازار را میتوان اظهارات ترامپ دانست. طی روزهای اخیر اظهارات ترامپ روند تمامی بازارهای مالی را برهم زد و بازارها دچار شوک شدند. وی اعلام کرد که به اعتقاد او یادداشت تفاهم با ایران پایان یافته و دیگر تمایلی به ادامه تعامل با ایرانیها ندارد. پس از انتشار این اظهارات، فشار فروش به سرعت افزایش یافت و فضای بازار کاملا تغییر کرد. بورس که هفته گذشته چند روز اصلاح کرده بود، دوباره نشانههایی از ادامه مسیر صعودی نشان داده بود، اما اظهارات ترامپ، ترمز ادامه رشد بورس را کشید.
برخی تحلیلگران عقیده دارند اثر اظهارات اخیر دونالد ترامپ بر بورس تهران بیشتر ماهیت روانی و کوتاهمدت دارد و نمیتوان آن را به عنوان عامل تعیینکننده روند میانمدت بازار تلقی کرد. به گفته این گروه از کارشناسان، واکنش منفی بازار سهام به این اظهارات، در سایر بازارهای موازی نیز مشاهده شد؛ اما نشانهها حاکی از آن است که این شوک خبری نتوانسته مسیر کلی بازارها را بهطور کامل تغییر دهد و بیشتر به شکل یک ضربه لحظهای عمل کرده است. از نگاه آنها، بازار پس از چنین خبرهایی معمولا وارد فاز «هضم اطلاعات» میشود؛ مرحلهای که در آن معاملهگران تلاش میکنند فاصله میان هیجان اولیه و واقعیتهای اقتصادی را پر کنند.
با این حال، فعالان بازار تاکید میکنند که قضاوت درباره موقتی یا ماندگار بودن این اثر، به دو عامل کلیدی وابسته است: نخست، روند خبرها در ساعات و روزهای آینده و دوم، نحوه رفتار بازیگران بزرگ بازار. در چنین فضایی، نگاهها به سمت میزان حمایت حقوقیها و کیفیت ورود نقدینگی میچرخد؛ اینکه آیا بازار با یک حمایت مشخص و قابل اتکا روبهرو میشود یا فشار فروش در نبود تقاضای موثر ادامه پیدا میکند.
در حال حاضر، بورس در نقطهای قرار دارد که هر سیگنال تازه چه سیاسی و چه اقتصادی میتواند نقش جهتدهنده ایفا کند. بنابراین معاملهگران بیش از هر چیز منتظر روشن شدن دو پرسش هستند، آیا جریان اخبار وارد فاز تنشزدایی میشود یا ابهام تشدید خواهد شد؟ و آیا بازار شاهد حمایت دوباره و معنادار خواهد بود یا نه؟
معاملات روز شنبه با سرخپوشی همه گیر آغاز شد و تا دقایق پایانی، کمتر نمادی توانست در برابر فشار عرضه مقاومت کند. شاخص کل بورس تهران با ریزشی معادل ۱.۹۷ درصد، در نهایت روی عدد ۵ میلیون و ۱۸۲ هزار واحد ایستاد. این سقوط ۱۰۴ هزار و ۲۳۵ واحدی، به تنهایی گویای عمقِ ناامیدی در میان معاملهگران است.
افت ۱۸ هزار و ۴۰۳ واحدی معادل ۱.۳۳ درصد شاخص کل هم وزن، نشان میدهد که فشار فروش تنها به نمادهای شاخصساز و بزرگ محدود نبوده، بلکه این موج خروج نقدینگی، بدنه اصلی بازار و نمادهای کوچک و متوسط را نیز گرفتار کرده است. وقتی شاخص کل و شاخص هم وزن با شیبی نسبتا تند نزولی میشوند، بازار در قفل فروش گرفتار میشود.
از همان دقایق نخست آغاز به کار بازار، کفه ترازوی عرضه به وضوح سنگینتر از تقاضا بود. این وضعیت در طول زمان معاملات، بدون تغییرِ قابلتوجهی ادامه پیدا کرد قدرت فروشندگان به حدی بود که هیچ مجالی برای عرضاندام خریداران باقی نگذاشت.
تنها در ۳۰ دقیقه پایانی، کورسوی امیدی پدیدار شد؛ جایی که فشار فروش به شکلی جزیی فروکش کرد و برخی نمادها توانستند بخشی از ریزشهای روزانه خود را بازیابی کنند. با این حال بهبود بازار در لحظات آخرشاهد رشد معاملات بودیم. شاخص کل تنها موفق شد ۵ هزار واحد از ریزش ۱۰۰ هزار واحدی خود را جبران کند؛ عددی که در معادلات بازار، بیشتر به یک نوسانِ گذرا شبیه بود تا یک بازگشت روند.
در پایان این روزِ سرخ، تنها ۲۲۸ نماد توانستند در محدوده مثبت باقی بمانند، در حالی که ۵۶۹ نماد با افت قیمت به کار خود پایان دادند. این نسبت، به وضوح نشاندهنده غالب بودنِ جریانِ فروش است.
وضعیت صفهای فروش نیز گویای وضعیت اضطراری برخی سهمها بود؛ ۳۴۸ نماد در پایان معاملات در صف فروش قفل شدند، در حالی که تنها ۱۳۸ نماد اقبالی برای ماندن در صف خرید داشتند. همچنین بررسی ارزش سفارشها نشاندهنده یک عدم توازن معنادار است. در حالی که ارزش سفارشهای خرید در سطح ۳ هزار و ۷۴۴ میلیارد تومان باقی ماند، ارزش سفارشهای فروش به رقم ۶ هزار و ۲۵۲ میلیارد تومان رسید؛ شکافی که نشان میدهد خریداران حتی در قیمتهای پایینتر نیز تمایلی به ورود به بازار ندارند.
شاید مهمترین سیگنال نگرانکننده این روز، نه ریزش شاخص، بلکه ارزش معاملات باشد. ارزش معاملات خرد سهام، حق تقدم و صندوقهای سهامی به رقم ۲۶ هزار و ۸۸۹ میلیارد تومان رسید. این رقم در مقایسه با ارزش معاملات بیش از ۵۰ هزار میلیارد تومانی در چهارشنبه گذشته، نشاندهنده سقوطِ ۵۰ درصدی حجم دادوستدهاست. وقتی ارزش معاملات به این سرعت نصف میشود، به معنای آن است که بازار نه تنها با فروش فعالان، بلکه با خروج خریداران نیز مواجه است؛ یعنی نقدینگی به جای معامله، در حال خروج از چرخه بورس است. برهمین اساس خروج ۵ هزار و ۱۸۰ میلیارد تومان پول حقیقی از گردونه سهام، زنگ خطری جدی برای متولیان بازار است. بخشی از این نقدینگی را میتوان در صندوقهای درآمد ثابت جستوجو کرد، جایی که ورود ۳۳۴ میلیارد تومان نقدینگی، موید حرکتِ ترسو و محتاطانه سرمایهگذاران به سمت داراییهای کمریسک و پارک نقدینگی است.
ریزش روز شنبه را نمیتوان صرفا یک اصلاح ساده دانست. نتیجه اعداد و ارقام، از وجود یک احتیاط و ترس سیستماتیک در لایههای مختلف بازار حکایت دارد. تداومِ خروج پول حقیقی در کنار افت چشمگیر ارزش معاملات، نشان میدهد که اعتماد، شکنندهتر از آن است که بتوان با بخشنامههای دستوری احیایش کرد.
معاملهگران، این روزها بیش از هر زمان دیگری نسبت به ریسکهای بیرونی، قیمتهای جهانی و سیاستهای پولی حساس شدهاند. بازار در وضعیت انتظارِ خبر مثبت یا تغییر بنیادی است و تا زمانی که این دو اتفاق نیفتد، فشار فروش به عنوان مکانیزم دفاعی سرمایهگذاران در برابر ابهام ادامه خواهد داشت.
در هفته چشم فعالان بازار سرمایه به رفتار حقوقیها و حتی حمایتهای احتمالی دوخته شده است. در اصل برخی سرمایهگذاران با نگاه به روند بازار معاملات خود را انجام خواهد دادند و بازار ومعاملات معمول خود را نخواهد داشت. برخی کارشناسان عقیده دارند که معاملات روز شنبه دریچهای برای استراحت بازار بوده و به بیان دیگر با توجه به روند سیاسی بازار، تمامی هیجانات بازار تخلیه شده است.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید