به گزارش رصد روز، با نزدیک شدن به آغاز سال تحصیلی، بحث شهریه مدارس غیردولتی بار دیگر به یکی از دغدغههای اصلی خانوادهها تبدیل شده است؛ دغدغهای که فقط به رقم درجشده در سامانه شهریه محدود نمیشود و بخش مهمی از آن به هزینههایی بازمیگردد که خارج از عنوان «شهریه» از خانوادهها دریافت میشود. در حالی که آموزشوپرورش از ثبت حدود ۹۰ درصد شهریه مدارس در سامانه شهریه خبر داده است، خانوادهها همچنان با مجموعهای از هزینههای جداگانه مانند سرویس، غذا، لباس فرم، اردو و برنامههای فوقبرنامه روبهرو هستند.
احمد محمودزاده، رییس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی، درباره وضعیت شهریه سال تحصیلی ۱۴۰۵ ـ ۱۴۰۶ اعلام کرده است که حدود ۹۰ درصد شهریه مدارس در سامانه شهریه قرار گرفته و ۵ درصد مدارس باقیمانده به مدارسی مربوط است که احتمال توقف یا تعطیلی فعالیت آنها وجود دارد و مدارک خود را در سامانه بارگذاری نکردهاند. به گفته او، ۵ درصد دیگر نیز در انتظار نظر شورای نظارت استانها هستند و طی روزهای آینده شهریه آنها مشخص خواهد شد.
اما رقمهایی که اکنون برای شهریه اعلام شده، نشان میدهد فاصله میان هزینه تحصیل در مدارس غیردولتی و توان مالی بسیاری از خانوادهها همچنان قابل توجه است. براساس اعلام رییس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی، تهران بالاترین سقف شهریه را دارد و سقف شهریه دوره ابتدایی همراه با فوقبرنامه ۱۷۲ میلیون تومان، متوسطه اول ۲۰۰ میلیون تومان و متوسطه دوم ۲۲۰ میلیون تومان تعیین شده است. این سقف شامل مدارس خاص نیز میشود. در مقابل، کف شهریه در استان گیلان ۳۱ میلیون تومان اعلام شده و کف شهریه دوره ابتدایی در شهر تهران ۶۵ میلیون تومان است.
مساله اصلی برای خانوادهها این است که رقم اعلامشده لزوماً برابر با کل هزینهای نیست که در طول سال برای تحصیل فرزندشان پرداخت میکنند. طبق توضیحات آموزشوپرورش، هزینه لباس فرم، غذا، سرویس ایابوذهاب و اردو جزو شهریه مدرسه محسوب نمیشود و جداگانه دریافت میشود. این هزینهها باید با مصوبه انجمن اولیا و مربیان تعیین شود. همچنین برخی فعالیتهای آموزشی مانند آموزش زبان خارجی در قالب فعالیت آموزشگاهی تعریف میشوند و از شهریه مدرسه جدا هستند.
در ظاهر، تفکیک این هزینهها میتواند به شفافیت بیشتر منجر شود؛ زیرا خانواده باید بداند بابت آموزش رسمی چه مبلغی میپردازد و هزینه خدمات اختیاری یا جانبی چه میزان است. اما همین تفکیک، در صورت نبود نظارت دقیق، میتواند به نقطهای تبدیل شود که خانواده با مجموعهای از پرداختهای پراکنده مواجه شود؛ پرداختهایی که هر کدام به تنهایی ممکن است رقم چندان بزرگی نباشند اما در مجموع، هزینه تحصیل را به شکل محسوسی افزایش دهند.
برای نمونه، خانوادهای که برای شهریه یک مدرسه در تهران دهها یا حتی بیش از ۱۰۰ میلیون تومان پرداخت میکند، ممکن است علاوه بر آن ناچار به پرداخت هزینه سرویس، غذا، لباس، اردو، کلاسهای فوقبرنامه و برنامههای آموزشگاهی نیز باشد. بنابراین ارزیابی هزینه واقعی تحصیل در یک مدرسه، تنها با نگاه کردن به رقم شهریه مصوب امکانپذیر نیست.
الگوی تعیین شهریه مدارس غیردولتی بر اساس قانون و شاخصهایی مانند مقطع تحصیلی، سطح آموزشی و پرورشی، برنامه سال تحصیلی، فعالیتهای فوقبرنامه، فضای فیزیکی و تجهیزات، شرایط منطقهای و نرخ تورم رسمی تعیین میشود.
وزارت آموزشوپرورش نیز امسال اعلام کرده است که الگوی جدید شهریه مدارس غیردولتی پس از بررسی در جلسات شورای راهبردی تصویب و در فروردین ۱۴۰۵ به استانها ابلاغ شده است. مدارس نیز موظفاند نرخهای مربوط را پیش از ثبتنام اعلام کنند.
با این حال، مساله مهم میان «وجود قانون» و «اجرای قانون» قرار دارد. تعیین سقف شهریه زمانی میتواند از خانوادهها حمایت کند که کنترل و بازرسی نیز متناسب با آن انجام شود. اگر خانوادهای با رقم متفاوتی مواجه شود، طبق اعلام آموزشوپرورش میتواند تخلف را در سامانه شهریه گزارش کند یا به آموزشوپرورش منطقه مراجعه کند.
فرزاد شیخی، کارشناس حوزه آموزش در تحلیل قابلیت اجرایی شهریههای قانونی به «تعادل» میگوید: اعلام سقف شهریه به خودی خود نمیتواند تضمینکننده رعایت آن در همه مدارس باشد. به گفته این کارشناس، مساله اصلی در مدارس غیردولتی فقط تعیین عدد شهریه نیست، بلکه باید تمام اجزای هزینه تحصیل برای خانواده قابل مشاهده و قابل بررسی باشد.
او میافزاید: زمانی میتوان از «شهریه مصوب» صحبت کرد که خانواده بداند مبلغ پرداختی دقیقاً بابت چه خدماتی دریافت میشود و کدام خدمات اختیاری است. در غیر این صورت ممکن است شهریه رسمی در چارچوب اعلامشده قرار داشته باشد، اما مجموع پرداختهای خانواده در طول سال از رقم اولیه فاصله زیادی بگیرد.
این کارشناس همچنین بر تفاوت میان هزینههای واقعی مدرسه و توان اقتصادی خانوادهها تأکید کرده و خاطرنشان میکند: افزایش هزینههای آموزشی در شرایطی که بخش قابل توجهی از خانوارها با فشارهای اقتصادی روبهرو هستند، میتواند انتخاب مدرسه را بیش از گذشته به موضوعی اقتصادی تبدیل کند؛ بهخصوص زمانی که خانواده تصور کند برای حفظ کیفیت آموزشی فرزند خود ناچار است علاوه بر شهریه پایه، بسیاری از برنامههای جانبی را نیز خریداری کند.
شیخی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار میدارد: یکی از مشکلات مهم در اجرای مقررات مدارس غیردولتی، فاصله احتمالی میان نظارت اداری و واقعیت مالی مدرسه است. در حالی که رقم شهریه در سامانه قابل مشاهده است، همه هزینههایی که خانواده در طول سال پرداخت میکند الزاماً در همان یک عدد خلاصه نمیشود.
او میافزاید: این موضوع اهمیت بازرسی میدانی را بیشتر میکند. اگر بازرسی صرفاً اسناد رسمی شهریه را بررسی کند اما درباره هزینههای جانبی، نحوه ارایه خدمات و میزان اختیاری یا اجباری بودن برنامهها بررسی دقیقی صورت نگیرد، بخشی از واقعیت اقتصادی خانواده دیده نمیشود.
این کارشناس آموزش ادامه میدهد: البته آموزشوپرورش در سال جاری بر ضرورت نظارت مستمر بر عملکرد مدارس غیردولتی تأکید کرده است. در برخی جلسات شوراهای نظارت نیز بر پایش فرآیند ثبتنام، دریافت شهریه و اطلاعرسانی به والدین و اجرای مصوبات تأکید شده است. همچنین رییس سازمان مدارس غیردولتی از بازطراحی شورای نظارت و حرکت آن به سمت نهادی اثرگذارتر خبر داده است. با این حال، چالش اصلی آن است که این نظارت تا چه اندازه به سطح مدرسه و تجربه واقعی خانوادهها میرسد.
در این میان، نمیتوان تمام مسوولیت نظارت را متوجه دستگاه دولتی دانست؛ اما انتظار از خانوادهها برای ثبت شکایت نیز بدون توجه به شرایط آنها واقعبینانه نیست.
بخشی از والدین ممکن است از مسیر شکایت اطلاع کافی نداشته باشند. گروهی دیگر ممکن است نگران باشند که اعتراض به مدرسه بر رابطه مدرسه با فرزندشان تأثیر بگذارد یا در روند تحصیل، ثبتنام و دریافت خدمات برای دانشآموز مشکل ایجاد کند. برخی خانوادهها نیز به دلیل اینکه مدرسه فرزندشان را در میان سال تحصیلی تغییر نمیدهند یا گزینه جایگزین مناسبی در اختیار ندارند، ترجیح میدهند هزینه مورد مطالبه را بپردازند و وارد فرآیند اعتراض نشوند.از سوی دیگر، اگر هزینه اضافی در قالب خدماتی مانند سرویس، غذا، اردو یا کلاسهای آموزشی ارایه شود، تشخیص اینکه دقیقاً کدام مبلغ تخلف است و کدام مبلغ در چارچوب مقررات قرار دارد برای والدین همیشه ساده نیست.
مساله دیگر، هزینههایی است که اگرچه طبق مقررات جزو شهریه محسوب نمیشوند، اما برای بسیاری از دانشآموزان عملاً بخشی از هزینه تحصیل هستند. سرویس رفتوآمد برای خانوادهای که هر روز امکان رساندن فرزند خود به مدرسه را ندارد، یک هزینه اختیاری به معنای واقعی کلمه نیست. همین وضعیت درباره غذا در مدارسی که ساعات حضور دانشآموز طولانی است یا اردوهایی که مدرسه آنها را به عنوان بخشی از برنامه سالانه برگزار میکند نیز میتواند مطرح باشد.
از سوی دیگر، آموزش زبان خارجی و سایر فعالیتهای آموزشگاهی نیز میتواند هزینه جداگانهای ایجاد کند. آموزشوپرورش تأکید کرده است که زبان خارجی در این چارچوب جزو شهریه مدرسه نیست و به عنوان فعالیت آموزشگاهی محسوب میشود. بنابراین آنچه خانواده باید بداند، «هزینه نهایی یک سال تحصیلی» است، نه فقط شهریهای که در سامانه درج شده است.
یکی از راهکارهای قابل بررسی برای کاهش اختلافات، الزام مدارس به ارایه یک برگه شفاف هزینه سالانه است؛ برگهای که در آن شهریه مصوب، فوقبرنامه، سرویس، غذا، لباس، اردو، فعالیتهای آموزشگاهی و سایر هزینههای احتمالی به تفکیک درج شود.
در این صورت والدین پیش از ثبتنام میتوانند برآورد دقیقتری از هزینه یک سال داشته باشند و مدرسه نیز نمیتواند در طول سال با هزینههایی مواجه شود که خانواده از ابتدا اطلاعی از آنها نداشته است.
شهریه ۱۷۲ یا ۲۲۰ میلیون تومانی در مدارس غیردولتی تهران، در واقع سقف قانونی اعلامشده برای مقاطع مختلف است؛ اما برای خانوادهها آنچه اهمیت دارد، رقم نهایی پرداختی در پایان سال تحصیلی است. این دو رقم ممکن است به دلیل هزینههای جانبی فاصله قابل توجهی با یکدیگر داشته باشند.
از همین رو، چالش اصلی سیاستگذاری در حوزه مدارس غیردولتی فقط تعیین سقف شهریه نیست؛ بلکه تضمین اجرای همین سقف، شفافیت هزینههای جانبی، نظارت مستمر و ایجاد سازوکاری است که خانواده بتواند بدون نگرانی تخلف احتمالی را گزارش کند.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید