سعید لیلاز:

مذاکره‌ای در کار نیست! / منتظرند جمهوری اسلامی خودش به‌مرور زمان خشک شود و بیافتد!

سعید لیلاز: از دوره بایدن به این طرف، ایران حتی برای یک ثانیه هم مذاکرات را متوقف نکرده است.

به گزارش رصد روز، پشت پرده ارسال پیام اخیر ونس به محسن رضایی چیست و ایران چگونه باید با این فضای تازه روبه‌رو شود؟ این پرسش یکی از مهم‌ترین ابهاماتی است که این روز‌ها در فضای شبکه‌های اجتماعی جریان دارد.

در شرایطی که انتخابات اسراییل پایان یافته، ماراتن انتخابات ریاست‌جمهوری امریکا به واپسین روز‌های خود رسیده، بازار جهانی نفت زیر سایه تنش‌های تنگه هرمز و تداوم محاصره امریکا ملتهب است و منطقه خاورمیانه در وضعیتی با «پایان باز» به سر می‌برد، پیامی حاوی ۵ گزاره از سوی «جِی‌دی ونس» خطاب به محسن رضایی، دبیر شعام ارسال شده است؛ پیامی که با ادعای بازگشت به میز مذاکره مخابره شده، اما همزمان سایه تهدید به تهاجم علیه نیروگاه‌های ایران و کشاندن کشور به تاریکی مطلق بر سر منطقه سنگینی می‌کند.

سعید لیلاز، تحلیلگر مسائل راهبردی، با تکیه بر تقدم تحولات میدانی بر دیپلماسی، اهداف واقعی واشنگتن را کالبدشکافی می‌کند. او معتقد است امریکا پس از ناتوانی در دستیابی به اهداف نظامی، اکنون به دنبال زمان خریدن، انحراف افکار عمومی از کارت برنده تنگه هرمز و زمینه‌سازی برای حملات شدیدتر است. لیلاز تاکید می‌کند که تنها راهکار خنثی‌سازی این راهبرد، آماده‌باش کامل نیرو‌های نظامی، افزایش تاب‌آوری اقتصادی از طریق رفع موانع داخلی و گره‌گشایی برای فعالان اقتصادی، در کنار تداوم هوشمندانه مذاکرات در بالاترین سطوح است.

در مقطع یک هفته پایانی ماراتن انتخابات امریکا قرار داریم و شرایط کلی منطقه هم همچنان یک سناریوی با پایان باز است. همزمان، قیمت نفت جهانی رو به صعود گذاشته و تنگه هرمز و محاصره همه‌جانبه امریکا کماکان پابرجاست. درست در همین شرایط، پیامی از طرف ونس خطاب به دبیر شعام ارسال شده که گفته می‌شود ۵ گزاره اساسی در آن قرار گرفته است. تحلیل کلی شما از مجموعه این تحولات چیست؟

اولا، بگویم که ترامپ در این مدت به گونه‌ای رفتار کرده که دیگر در ایران کسی رویش نمی‌شود نسبت به این رفتار‌ها خوشبینی داشته باشد. من همواره تحولات عینی میدان را مقدم بر گفت‌و‌گو و دیپلماسی دانسته‌ام. معتقدم این میدان است که به دیپلماسی وزن می‌دهد. امریکا امروز طوری منطقه خاورمیانه را تبدیل به انبار باروت کرده که انگار قرار است حمله‌ای به مراتب شدیدتر از جنگ ۴۰ روزه اتفاق بیفتد. علنا هم اعلام کرده‌اند که می‌خواهند بروند سر وقت نیروگاه‌های کشور و صراحتا می‌گویند ایران را به تاریکی مطلق می‌برند. از بین رفتن ۲۰تا ۳۰درصدی نیروگاه‌های ایران هم خسارت بزرگی است و وقوع چنین اقدامی قطعا یک جنایت جنگی تمام عیار به حساب می‌آید. اما با همه این تفاسیر، این فضاسازی‌های کاذب برای بحث اصلی ما موضوعیت ندارد، چراکه دست ترامپ برای ایرانی‌ها رو شده است. اما ابهام بزرگی که برای من وجود دارد، این است: آیا الان پیشنهاد جدید امریکا برای شروع مذاکره متضمن این است که محاصره را بردارند یا نه؟

در چارچوب پیش‌شرط‌های رسمی ایران دقیقا همین مطالبه قرار دارد؛ یعنی تهران بار‌ها اعلام کرده پیش‌زمینه هر نوع مذاکره‌ای، رفع کامل همان محاصره و اجرای ۷پیش شرط ایران است.

اگر غیر از این باشد که اصلا عاقلانه نیست. اگر محاصره پابرجا باشد، دست بالا را کماکان امریکایی‌ها خواهند داشت. در آن صورت، ایران هم ناگزیر خواهد بود که در تنگه هرمز با شدت عمل کند. در جریان تشنج و تهدید و محاصره که نمی‌شود مذاکره کرد. امریکایی‌ها اگر واقعا قصد چانه‌زنی دارند، باید محاصره را برداشته و ایران هم تنگه را باز کند تا بشود مذاکره کرد. ابهام بعدی که در ادامه شکل می‌گیرد، مساله هسته‌ای است؛ موضع کشور در این خصوص کاملا قاطع است: ایران هیچ‌گونه محدودیتی بر غنی‌سازی خود را قبول نمی‌کند.

اما ایران همواره اعلام کرده که قصدی برای استفاده تسلیحاتی از دانش هسته‌ای ندارد؛ مگر اینکه شرایط به گونه‌ای رقم بخورد که دکترین دفاعی ایران تغییر کرده باشد. با این وصف آیا نمی‌توان در خصوص غنی‌سازی صلح‌آمیز به یک درک مشترک رسید یا نظارت‌ها را افزایش داد؟

امروز دستگاه‌های اطلاعاتی و نظامی امریکایی رسما اعلام می‌کنند که به گونه‌ای تاسیسات هسته‌ای ایران را با بمب‌های ۱۴ تنی سنگرشکن زیر ۵۰۰ میلیون تن خاک دفن کرده‌اند که گفته می‌شود جز چین و خود امریکا، هیچ کشور دیگری در طول ۱۰سال آینده حتی نخواهد توانست از این سایت‌ها خاکبرداری کند. بسیار خب، اگر چنین ادعایی صحت دارد و همه چیز دفن شده، پس امروز ما نمی‌دانیم اصل موضوع چیست و اصلا این مذاکرات هسته‌ای که دوباره مطرح می‌کنند چه معنی و مفهومی دارد؟ من می‌خواهم سعی کنم ذهن امریکایی‌ها را بخوانم و ببینم پشت این سناریو به دنبال چه چیزی می‌گردند.

فکر نمی‌کنید دونالد ترامپ فقط قصد دارد به یک بهانه‌ای اعلام پیروزی کند تا از این باتلاقی که در آن گرفتار شده، رهایی پیدا کند؟

ولی امریکا در جریان آن جنگ ۱۲ روزه ادعا کرد که این کار را کرده است. اینها مدعی شدند که در سایت‌های هسته‌ای ایران همه چیز را کاملا از بین برده‌اند؛ بنابراین این گزاره جور درنمی‌آید، مگر اینکه مثلا اطلاعات محرمانه‌ای در دست باشد که بگوید ظرفیت‌های هسته‌ای ایران کاملا از بین نرفته است. اگر تاسیسات هنوز سالم است و کار می‌کند، سوال بعدی این است که چرا بازهم آن مناطق را نمی‌زنند؟ و اگر نابود شده، پس چرا دوباره پرونده مذاکره هسته‌ای را باز کرده‌اند؟ این یک تناقض جدی در ادعا‌های آنهاست.

یک روایت دیگر هم مطرح است؛ گفته می‌شود تنگه هرمز همچنان مهم‌ترین کارت برنده در دستان ایران است، ولی واشنگتن برای اینکه توجه‌ها را از تنگه هرمز پرت بکند، بحث هسته‌ای را وسط می‌کشد.

ایالات متحده امریکا اگر صرفا به دنبال خروج آبرومندانه بود، همین الان هم می‌توانست اعلام پیروزی بکند. از اینجا به بعد دیگر ماجرا وارد جنگ روایت‌ها می‌شد؛ یعنی امریکایی‌ها می‌توانستند روایت‌های هالیوودی پیروزی قطعی خودشان را بسازند و به خورد افکار عمومی بدهند. بعد از آن هم محاصره ایران را برمی‌داشتند و ایران هم متقابلا تنگه را باز می‌کرد و بحران فیصله می‌یافت. به همین دلیل است که مکررا می‌گویم من درک نمی‌کنم چرا در این مقطع زمانی خاص می‌آیند و بحث مذاکره را پیش می‌کشند؟ من یک سوال بسیار مشخص دارم؛ این سوال را از شما، از تمام دیپلمات‌ها و از تمام ناظران جهانی می‌پرسم: اگر امریکایی‌ها واقعا در ادعای خود صادق هستند و می‌خواهند به یک توافق هسته‌ای برسند، برای دستیابی به این توافق هسته‌ای کافی است رسما اعلام کنند که ما برگشتیم به برجام؛ غیر از این است؟ چرا راه دور می‌روند؟

ترامپ که هیچ وقت حاضر به انجام این کار نمی‌شود، چون بازگشت به آن چارچوب به معنای پذیرش توفیق اوباما خواهد بود. ترامپ می‌خواهد هر توافقی را تماما به نام خودش تمام کند.

ابهام دقیقا همین جاست برادر من. خود امریکا مدعی است که همه ظرفیت‌های هسته‌ای ایران را نابود کرده و از بین برده است؛ در ادامه هم که مثل نمونه لیبی می‌توانند با هر نوع فعالیت هسته‌ای دوباره ایران مقابله کنند و آن را نابود سازند. با این اوصاف، من می‌گویم علت اینکه امریکایی‌ها در چنین شرایطی اصرار دارند ایران را بکشند پای میز مذاکره چیست؟ چه هدفی را پشت این دعوت پنهان کرده‌اند؟

شما تحلیل‌تان چیست؟ فکر می‌کنید علت این اصرار چیست؟

من فکر می‌کنم که اساسا هیچ مذاکره واقعی در کار نیست. اینها صرفا دنبال این هستند که زمان بخرند؛ فکر می‌کنند که جمهوری اسلامی خودش به مرور زمان خشک می‌شود و می‌افتد! امریکایی‌ها نه می‌خواهند تحریم‌ها را بردارند و نه اراده‌ای دارند که محاصره را بردارند. کما اینکه نه اوباما این تحریم‌ها را برداشت و نه ترامپ برمی‌دارد.

اینها با خودشان فکر می‌کنند که ما در بحران‌های اقتصادی و چالش‌های خودمان گرفتار می‌شویم و از پا درمی‌آییم. البته این تصورشان هم از یک جهت غلط نیست، چون تصور من این است که مهم‌ترین و خطرناک‌ترین دشمن جمهوری اسلامی، تناقض‌های درونی خودش است. امریکایی‌ها اصلا نمی‌خواهند به ماندن جمهوری اسلامی کمک کنند و حالا هم که می‌گویند آقا بیایید مذاکره کنیم، صرفا به این دلیل است که از نظر نظامی به بن‌بست کامل رسیده‌اند.‌ای کاش آقایان عراقچی، ظریف، نبوی، کرباسچی و هر پیغمبری که فکر می‌کند در این موقعیت مذاکره خوب است، بیایند و برای مردم توضیح بدهند که امریکا الان چرا و به چه دلیلی باید به ایران برای دور شدن از مشکلاتش کمک کند؟

با این منطق، آیا شما می‌گویید اساسا نباید به سمت مذاکره برویم و باید در‌های گفت‌و‌گو را بست؟

اشتباه نشود؛ ببینید، مذاکره را که حتما باید بکنیم، برای اینکه اولا، ایران به دیپلماسی احتیاج دارد. ثانیا، مدیریت افکار عمومی داخلی بسیار مهم است و ما به هیچ‌وجه نمی‌توانیم افکار عمومی جهانی را هم نادیده بگیریم. شما همواره باید موضع رسمی‌تان این باشد و به دنیا بگویید که ایران در هر لحظه‌ای آماده مذاکره است. اصلا من نکته‌ای را به شما بگویم که الان دیگر یواشکی هم نیست؛ از دوره بایدن به این طرف، ایران حتی برای یک ثانیه هم مذاکرات را متوقف نکرده است.

کانال مذاکرات، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، همیشه ادامه داشته است. شما آقای بیک، خودتان بهتر می‌دانید که این دست مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم در خیلی از برهه‌ها یک امر تاکتیکی و فرمالیته است؛ بنابراین روند مذاکره همیشه برقرار بوده.

نقطه ابهام من چیز دیگری است؛ مگر ترامپ ادعا نمی‌کند که من تاسیسات ایران را از بین بردم؟ پس چرا دوباره بحث مذاکرات راجع به مساله هسته‌ای را به میان می‌کشد؟ دو دلیل دارد: اول اینکه می‌خواهد در افکار عمومی بگوید ایران حاضر به مذاکره و تفاهم نیست تا از این طریق برای خودش فرصت و توجیه حملات شدیدتر نظامی ایجاد کند. دوم اینکه اگر واقعا بخش هسته‌ای ایران را نزده‌اند یا ناتوان بوده‌اند، از اینجا به بعد ماجرا برای من قابل درک نیست که چه چیزی در ذهن دارند.

آیا نمی‌شود این‌طور تحلیل کرد که امریکا صرفا می‌خواهد به شکلی از این مخمصه نجات پیدا بکند؟ به هر حال فشار‌های فزاینده کشور‌های منطقه و همین‌طور کشور‌های فرامنطقه‌ای مثل اروپا هم روی کاخ سفید بسیار اثرگذار است.

این ایده اگر واقعا ریشه در واقعیت داشت-که تحلیل درستی هم هست- دو ماه پیش باید اتفاق می‌افتاد. بعد هم می‌گفت: خیلی خب، آقا من جنگ را بردم و حالا از منطقه بیرون می‌روم؛ ما محاصره را برداشتیم، شما هم متقابلا تنگه را باز کنید و قضیه تمام! اما این کار را نکردند.

یعنی هیچ وزنی برای تصمیمات ناگهانی و حماقت‌های ترامپ قائل نیستید؟

پای ظرفیت‌های کلان نظامی و راهبردی جمهوری‌خواهان وسط است. مگر می‌شود همه چیز را به یک فرد خلاصه کرد؟ آنجا با این همه تئوریسین، تشکیلات نظامی و اندیشکده دارند تصمیم می‌گیرند. در مورد حماقت نتانیاهو توجه کنید؛ نظامی‌های اسراییلی اجازه ندادند که نتانیاهو جنگ را دوباره آغاز کند. فرماندهان نظامی اسراییل مستقیما با امریکا تماس گرفتند و جلوی ماجراجویی نتانیاهو را گرفتند. در مورد ساختار تصمیم‌گیری امریکا، اما چنین چیزی اصلا مشاهده نمی‌شود.

یک ابهام و سوال مهم دیگر هم که در محافل مطرح می‌شود، درباره زمان دستیابی به هرگونه توافق است؛ اینکه اگر قرار باشد بالاخره ما به یک درک مشترک با امریکا برسیم، این درک مشترک باید تا قبل از روز سه‌شنبه انتخابات امریکا حاصل بشود یا بعد از انتخابات؟

زمان اثر گذاشتن واقعی روی انتخابات امریکا تیرماه بود؛ همان موقعی که تفاهم اسلام‌آباد امضا شد تا ظرف دو ماه کاری کنند که قیمت‌های سوخت و بنزین در کل دنیا و در داخل امریکا پایین بیاید و ترامپ پز مهار تورم بدهد. اما دیدید که نه ایران زیر بار این ماجرا رفت و نه روسیه حاضر به همراهی شد و یک نکته یواشکی هم به شما بگویم: حتی خود اروپایی‌ها هم دوست نداشتند قیمت سوخت پایین بیاید تا ترامپ برنده شود! بله، این دفعه خود اروپایی‌ها هم در یک همراهی نامحسوس با ایران و روسیه، خواستار شکست انتخاباتی ترامپ شدند.

مکانیسم این بازی و ورود اروپایی‌ها به منازعه چطور رخ داد و به چه شکلی پیاده شد؟

این بازی دقیقا از طریق اوکراین و شخص زلنسکی رخ داد. در این مدت هر قدر امریکایی‌ها به دولت اوکراین فشار آوردند که برای جلوگیری از جهش قیمت نفت، به پالایشگاه‌ها و تاسیسات نفتی روسیه حمله نکن، زلنسکی با اتکا به پشتیبانی‌های اروپا زیر بار این حرف نرفت و گوش نکرد. درست به همین دلیل است که الان امریکایی‌ها دارند علنا می‌گویند زلنسکی دیگر مهره سوخته است و باید از قدرت برکنار شود. امروز ترس و دغدغه اصلی من این است که امریکا خشم ناشی از این ناکامی‌ها را با یک رویکرد تهاجمی به مرحله اجرا درآورد. الان هم که رسما در پیام‌هایشان به نحوی خط‌ونشان کشیده‌اند که کاملا پیداست منظورشان از مذاکرات هسته‌ای، چیزی جز تسلیم کامل ایران نیست.

منظورتان از این مقطع خطرناک، همان فاصله یک ماهه بین پایان انتخابات تا آغاز دوره جدید کنگره و سناست؟

بله، دقیقا در همین حدفاصل برزخی.

یعنی فکر می‌کنید ممکن است دست به حماقت بزنند و نیروی زمینی پیاده کنند؟

خیر، به نظر من امریکا هرگز جرات رویارویی با ایران روی زمین را نخواهد داشت. کاری ممکن است انجام بدهند، این است که بخواهند زیرساخت‌ها را از بین ببرند. البته در این صورت، حساب کار دستشان هست؛ ایران هم بلافاصله می‌زند و تمامی زیرساخت‌های نظامی و نفتی منطقه را نابود می‌کند.

برای جلوگیری از این جنون نظامی امریکای مدل ترامپ، جمهوری اسلامی دقیقا چه راهبرد‌هایی را باید در پیش بگیرد؟

راهبرد اصلی کشور کاملا مشخص است: یک بال آن، این است که دست نیرو‌های نظامی ایران همواره و بدون کوچک‌ترین تعللی باید روی ماشه باشد و از طرف دیگر، اقتصاد باید توانمند شود، آن هم دایما و روزبه‌روز. امریکایی‌ها در این مدت خیلی تلاش کردند تا مرز‌های ما را با همسایگان ببندند، اما نه عراق و نه پاکستان زیر بار این خواسته نرفتند.

هر دو رسما به واشنگتن گفتند اگر مرز‌ها بسته شود، ما خودمان بیشتر از ایران آسیب می‌بینیم. متاسفانه درد اینجاست که برخی مشکلات وجود دارد که خارجی‌ها پدید نمی‌آورند، اما همین معضلات و سنگ‌اندازی‌های داخلی برای فعالان اقتصادی کشور محدودیت شدید ایجاد می‌کند. ما باید این مشکلات داخلی خودمان را حل کنیم. اگر شما اقتصاد را سامان بدهید و تاب‌آوری کشور را افزایش بدهید، خودِ امریکایی‌ها ناچار می‌شوند پای میز مذاکره بیایند. اینکه امروز ونس پیام می‌دهد و درخواست مذاکره دارند، یعنی در میدان فهمیده‌اند که تاب‌آوری اقتصاد ایران در برابر ضربات آنها بسیار بیشتر از محاسباتشان بوده است. آنها هنوز دنبال تسلیم کامل ایران هستند، نه مصالحه برابر. این اصل را ما باید به خوبی درک کنیم؛ واشنگتن تا زمانی که نفهمد محاصره، تحریم و فشار‌های نظامی روی اراده ملت ایران جواب نمی‌دهد، هرگز تن به یک مصالحه عادلانه نخواهد داد.

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار