به گزارش رصد روز، بازارهای مالی در ابتدای آبان ۱۴۰۵ تحت تأثیر ریسکهای سیاسی، متغیرهای اقتصادی و گزارش عملکرد شرکتها قرار دارند. در این شرایط، انتخاب میان دلار، طلا، نقره و سهام به ارزیابی بازدهی احتمالی و میزان ریسک هر بازار وابسته است.
انتشار گزارشهای ششماهه و مهرماه شرکتهای بورسی نیز انتظارات درباره معاملات هفتههای آینده را تغییر داده است. در همین حال، نرخ بهره جهانی و تحولات سیاسی همچنان بر چشمانداز ارز و طلا اثر میگذارند. در چنین شرایطی، کدام بازارها تا پایان سال ظرفیت بازدهی بیشتری دارند؟ آیا بورس میتواند هفته پیش رو عملکرد بهتری از دلار ثبت کند؟
سعید عظیمی، کارشناس بازارهای مالی، دلار را در اولویت بازدهی مورد انتظار تا پایان سال قرار میدهد و پس از آن نقره و طلا را پیشنهاد میکند.
او معتقد است گزارشهای مناسب شرکتها میتوانند زمینه رشد میانمدت برخی نمادهای بورسی را فراهم کنند؛ البته به شرط انتخاب دقیق سهمها و تنوعبخشی به پرتفوی.
عظیمی همچنین پیشبینی میکند دلار تا پایان سال ۱۴۰۵ به ۳۵۰ هزار تومان برسد و در صورت تشدید نشدن تنشهای سیاسی، بورس هفته پیش رو شیب صعودی بیشتری نسبت به دلار داشته باشد.
عظیمی بازار خودرو را از نظر قیمت دلاری در شمار گرانترین بازارهای قابل معامله میداند و معتقد است این بازار در شرایط فعلی جذابیت چندانی برای سرمایهگذاری ندارد. به گفته او، تقاضای مصرفی مهمترین توجیه خرید خودرو است.
او با اشاره به ابهامات ژئوپلیتیک و شرایط اقتصادی تأکید میکند که نمیتوان برای بازارهای مالی افق بلندمدت روشنی ترسیم کرد. از نگاه او، سرمایهگذاران بهتر است افق میانمدت را مبنا قرار دهند و تحلیلهای خود را بهصورت هفتگی، متناسب با تغییر متغیرها، بهروز کنند.
این کارشناس بازارهای مالی معتقد است دلار در شرایط فعلی میتواند بازدهی بهتری نسبت به طلا داشته باشد. به گفته او، وضعیت نرخ بهره جهانی و مسائلی که فدرال رزرو با آنها مواجه است، میتواند مانع حرکتهای پرشتاب طلا شود. بنابراین، احتمال دارد این فلز در محدودهای مشخص با نوسان محدود حرکت کند و افزایشهای احتمالی آن در ماههای نزدیک به پایان سال میلادی نیز مقطعی باشد.
عظیمی تأکید میکند که ارزیابی بازارها باید در افق حداکثر ششماهه انجام شود؛ زیرا پیشبینی یکساله در شرایط فعلی میتواند با خطا همراه باشد.
او درباره بازار ارز میگوید تقاضای دلار به دلیل تحریمهای اقتصادی و کاهش ثبت سفارشها در مقایسه با دوره پیش از جنگ، بسیار محدود است.
به اعتقاد او، بخشی از سازوکار تعیین نرخ ارز به محاسبات بودجهای دولت بازمیگردد. در تدوین بودجه سال ۱۴۰۶ باید ارقامی در نظر گرفته شود که دخلوخرج کشور را در محدودهای قابل مدیریت قرار دهد؛ بهگونهای که هم فشار تورمی بیشتری ایجاد نشود و هم هزینههای کشور تأمین شود.
عظیمی نشانهای از شکلگیری موج تقاضای مازاد و هیجانی در بازار ارز نمیبیند و معتقد است دلار در شرایط فعلی تحت کنترل بیشتری قرار دارد.
به گفته او، در دورههایی تقاضای اضافی میتوانست قیمت ارز را در کوتاهمدت از ارزش ذاتی آن دور کند، اما اکنون سیاستگذاران با توجه به دخلوخرج کشور، نرخ ارز را مدیریت میکنند.
بر همین اساس، او نرخ ۳۵۰ هزار تومان را برآورد خود از قیمت دلار در پایان سال ۱۴۰۵ میداند و تأکید میکند که منظورش نرخ پایان سال است، نه میانگین دلار در طول سال.
عظیمی نقره را به دلیل شرایط عرضه و تقاضا در بازار جهانی، در اولویت بالاتری نسبت به طلا قرار میدهد. به گفته او، شرایط نقره برای شکلگیری کف قیمتی مناسبتر بوده و افتهای تجربهشده نیز در ارزیابی این بازار اهمیت دارند.
او ترتیب پیشنهادی خود برای بازدهی مورد انتظار تا پایان سال را دلار، نقره و سپس طلا اعلام میکند؛ با این توضیح که وزن هر دارایی به میزان ریسکپذیری، ماهیت سرمایهگذار و افق سرمایهگذاری بستگی دارد.
این کارشناس برای توضیح تفاوت ترکیب داراییها میگوید ممکن است در سبد شخصی خود ترکیبی شامل ۷۰ درصد سهام و ۳۰ درصد داراییهای دلاری در نظر بگیرد، اما در مدیریت منابع مجموعهای، ترکیب داراییها متفاوت باشد. برای نمونه، بسته به سطح ریسکپذیری و ماهیت صندوق، ترکیب ۵۰ درصد سهام و ۵۰ درصد سایر داراییها یا ۶۰ درصد سهام و ۴۰ درصد طلا نیز قابل بررسی است. این نسبتها نسخهای یکسان برای همه سرمایهگذاران نیستند.
عظیمی همچنین معتقد است مس همچنان ظرفیت افزایش قیمت دارد، اما بخش قابلتوجهی از مسیر رشد احتمالی خود را طی کرده و ورود به آن ممکن است ریسک بیشتری داشته باشد. او گواهی سپرده روی را نیز برای اشخاص حقیقی و حقوقی که به دنبال پوشش ریسک داراییهای خود بهجای خرید مستقیم دلار هستند، گزینهای قابل بررسی میداند.
عظیمی میگوید ریسکهای غیراقتصادی در هفتههای گذشته فشار فروش زیادی بر بازار سهام وارد کردند، اما انتشار گزارشهای ششماهه شرکتها تا حدی روند معاملات را تغییر داد. گزارشهای مهرماه منتشرشده در سامانه کدال نیز نشان میدهند برخی نمادها از نظر بنیادی جذابیت بیشتری پیدا کردهاند و نسبت قیمت به سود یا P/E آنها به محدودههای مناسبی رسیده است.
با این حال، او تأکید میکند که بهبود کلی گزارشها به معنای جذابیت تمام سهمها نیست. نخستین اصل در شرایط فعلی، تنوعبخشی به پرتفوی است؛ زیرا تمرکز بر یک یا دو صنعت میتواند ریسک سرمایهگذاری را افزایش دهد. اصل دوم نیز بررسی جداگانه عملکرد هر شرکت است.
به گفته عظیمی، سرمایهگذاران باید نمادهایی را شناسایی کنند که تولید و فروش آنها برقرار است، در تأمین مواد اولیه مشکل جدی ندارند و با افت حاشیه سود مواجه نشدهاند.
او برای توضیح این موضوع به صنایع غذا و دارو اشاره میکند که در نگاه کلی گزارشهای مناسبی داشتهاند، اما بررسی دقیقتر شرکتها تفاوت عملکرد آنها را نشان میدهد. برای مثال، گزارش برخی شرکتهای روغنی مطلوب نبوده است؛ زیرا با وجود افزایش فروش، حاشیه سود آنها کاهش یافته است.
این تحلیلگر اقتصادی شناسایی شرکتهایی را که روند عملیاتی رو به بهبود دارند و نسبت P/E آنها کمتر از چهار است، یکی از معیارهای مورد توجه خود میداند. انتخاب چنین سهمهایی در کنار تنوعبخشی به سبد میتواند به کاهش ریسک سرمایهگذاری کمک کند.
عظیمی برای سهام منتخب در افق میانمدت ظرفیت بازدهی دستکم معادل بازدهی دلاری قائل است، اما هشدار میدهد که دنبال کردن صرف جریان پول یا خرید لیدرهای بازار لزوماً تصمیم درستی نیست؛ زیرا برخی سهمهای پیشرو ممکن است از نظر قیمت و ارزشگذاری جذاب نباشند.
او در صورت انتخاب دقیق نمادها، اختصاص ۵۰ تا ۶۵ درصد از کل داراییها به سهام را قابل بررسی میداند؛ هرچند این نسبت باید با توجه به ریسکپذیری و ماهیت سرمایهگذاری تعیین شود.
عظیمی پیشبینی بازارها در هفته پیش رو را به دلیل احتمال انتشار اخبار سیاسی دشوار میداند. او با اشاره به سخنرانی برنامهریزیشده دونالد ترامپ در تگزاس توضیح میدهد که هر توییت، سخنرانی یا تحول سیاسی میتواند مسیر معاملات را تغییر دهد.
با وجود این، او در صورت تداوم شرایط فعلی و کنار گذاشتن اثر اخبار سیاسی، انتظار دارد بازار سهام در این هفته معاملات بهتری داشته باشد و شیب صعودی آن از دلار بیشتر باشد.
به گفته عظیمی، برای بهبود بورس لزوماً به اخبار مثبت سیاسی نیاز نیست. اگر تنشهای فعلی تشدید نشوند، بازار سهام میتواند به سمت اهداف بالاتر حرکت کند و بخشی از ظرفیت بنیادی منعکسشده در گزارشهای ششماهه و مهرماه را نشان دهد.
او تشدید تنشها را عاملی بازدارنده برای رشد بازار میداند، اما معتقد نیست افزایش تنشها الزاماً به افت شدید تمام سهمها منجر شود. به گفته او، حتی در برخی سهمهای لیدر که نسبت P/E چندان جذابی ندارند، در قیمتهایی حدود چهار تا پنج درصد پایینتر نیز تقاضای خرید وجود دارد.
در مجموع، این تحلیلگر بازار سهام برای هفته آینده به بهبود معاملات و صعود بورس با شیبی بیشتر از دلار امیدوار است؛ مشروط بر اینکه تنشهای سیاسی افزایش پیدا نکنند. او برای باقیمانده سال نیز دلار را در اولویت بازدهی مورد انتظار قرار میدهد و پس از آن نقره و طلا را پیشنهاد میکند.
در بازار سهام نیز به اعتقاد او، فرصتهای مناسبی برای سرمایهگذاری میانمدت وجود دارد، اما استفاده از این فرصتها به انتخاب دقیق نمادها، بررسی گزارش شرکتها و رعایت اصول مدیریت ریسک وابسته است.
برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید