معیشت پرستاران زیر تیغ بحران

بر اساس آمار اعلام شده از سوي وزارت بهداشت، در سال گذشته ۱۸۰۰ پرستار ترك شغل كرده‌اند، ۸۰۰ نفر استعفا داده‌اند و صدها نفر نيز كشور را ترك كرده‌اند.

به گزارش رصد روز، نظام سلامت ایران در سال‌های اخیر با بحران‌های متعددی روبه‌رو بوده است؛ از کمبود منابع مالی و افزایش هزینه‌های درمان گرفته تا فرسودگی زیرساخت‌ها و کمبود نیروی انسانی. اما شاید یکی از نگران‌کننده‌ترین بحران‌های امروز، خروج تدریجی پرستاران از حرفه‌ای باشد که ستون اصلی ارائه خدمات درمانی محسوب می‌شود. زمانی نگرانی اصلی مسوولان مهاجرت پرستاران به کشورهای توسعه‌یافته بود، اما اکنون آمارها از پدیده‌ای پیچیده‌تر حکایت دارد؛ پرستارانی که حتی بدون مهاجرت، ترجیح می‌دهند از حرفه خود خارج شوند. اظهارات اخیر رییس سازمان نظام پرستاری درباره اینکه بخش عمده پرستاران ترک شغل کرده دارای رابطه استخدامی رسمی بوده‌اند، زنگ خطری جدی برای نظام سلامت کشور محسوب می‌شود. این سخنان نشان می‌دهد مساله دیگر صرفا ناامنی شغلی یا وضعیت نیروهای قراردادی نیست؛ بلکه حتی نیروهایی که سال‌ها برای استخدام رسمی تلاش کرده‌اند نیز دیگر انگیزه‌ای برای ادامه فعالیت در بیمارستان‌ها ندارند. این وضعیت حاصل یک روند طولانی است؛ روندی که در آن مطالبات انباشته جامعه پرستاری طی سال‌ها یا بی‌پاسخ مانده یا با تأخیرهای طولانی مواجه شده است.

خروج از حرفه مرحله جدید  بحران پرستاری

بر اساس آمار اعلام شده از سوی وزارت بهداشت، در سال گذشته ۱۸۰۰ پرستار ترک شغل کرده‌اند، ۸۰۰ نفر استعفا داده‌اند و صدها نفر نیز کشور را ترک کرده‌اند. هرچند مسوولان از کاهش نسبی مهاجرت سخن می‌گویند، اما کارشناسان معتقدند کاهش مهاجرت الزاما به معنای بهبود شرایط نیست. احمد نجاتیان، رییس سازمان نظام پرستاری، معتقد است بخش قابل توجهی از نیروهای رسمی وزارت بهداشت اکنون به این نتیجه رسیده‌اند که ادامه کار در بیمارستان‌ها صرفه اقتصادی و حتی اجتماعی ندارد. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که استخدام رسمی همواره یکی از مهم‌ترین مطالبات پرستاران بوده و بسیاری از آنان سال‌ها برای دستیابی به چنین جایگاهی تلاش کرده‌اند. اما اکنون شرایط به گونه‌ای پیش رفته که داشتن امنیت شغلی نیز نتوانسته مانع خروج نیروها از حرفه شود. به بیان دیگر، مساله تنها استخدام نیست؛ بلکه کیفیت زندگی و معیشت پرستاران به سطحی رسیده که بسیاری از آنان آینده خود را در خارج از حرفه جست‌وجو می‌کنند.

اعتراضاتی که سال‌ها  ادامه دارد

جامعه پرستاری در دو دهه گذشته بارها برای پیگیری مطالبات خود دست به تجمع و اعتراض زده است. از تجمع مقابل مجلس شورای اسلامی گرفته تا اعتراضات صنفی در بیمارستان‌ها و دانشگاه‌های علوم پزشکی، همگی نشان‌دهنده وجود مشکلات ساختاری در این حوزه بوده‌اند. یکی از مهم‌ترین مطالبات پرستاران، اجرای کامل قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری بود؛ قانونی که در سال ۱۳۸۶ به تصویب رسید اما اجرای آن بیش از یک دهه به تعویق افتاد. پرستاران بارها اعلام کردند که خدمات تخصصی آنان در نظام پرداخت سلامت دیده نمی‌شود و بخش عمده درآمدهای حوزه درمان به سایر گروه‌های شغلی اختصاص پیدا می‌کند. شیوع کرونا نقطه عطفی در این مطالبه‌گری بود. در روزهایی که پرستاران در خط مقدم مقابله با بیماری قرار داشتند، افکار عمومی بیش از هر زمان دیگری با دشواری‌های این حرفه آشنا شد. بسیاری تصور می‌کردند پس از پایان بحران کرونا، شرایط شغلی و معیشتی پرستاران بهبود خواهد یافت؛ اما واقعیت‌های اقتصادی کشور مسیر دیگری  را  رقم زد.

فشار مضاعف  کمبود نیرو  و  افزایش حجم کار

یکی از مشکلات مزمن نظام سلامت ایران، کمبود پرستار است. سال‌هاست که مسوولان و فعالان صنفی از فاصله قابل توجه تعداد پرستاران موجود با استانداردهای جهانی سخن می‌گویند. کمبود نیرو باعث شده حجم کاری پرستاران به شکل قابل توجهی افزایش یابد. در بسیاری از بیمارستان‌ها یک پرستار مسوول مراقبت از تعداد بیشتری بیمار نسبت به استانداردهای توصیه شده است. این مساله نه تنها کیفیت خدمات درمانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه سلامت جسمی و روانی پرستاران را نیز تهدید می‌کند. شیفت‌های طولانی، اضافه‌کاری اجباری، کمبود نیروی جایگزین و فرسودگی شغلی از جمله پیامدهای این وضعیت است. بسیاری از پرستاران معتقدند که فشار کاری موجود با میزان دریافتی آنان تناسبی ندارد.

معیشت؛ مهم‌ترین عامل نارضایتی

اگرچه مسوولان حوزه سلامت طی سال‌های اخیر اقداماتی برای افزایش تعرفه‌ها و اصلاح برخی پرداخت‌ها انجام داده‌اند، اما تورم شدید اقتصادی عملا  اثر بخش مهمی از این اقدامات را خنثی کرده است.مهدی زارع، پرستار و یکی از فعالان صنفی حوزه پرستاری در این باره به «تعادل» می‌گوید: پرستاران سال‌ها برای اجرای قوانین معطل مانده‌اند. هر بار بخشی از مطالبات پرداخت می‌شود اما همزمان تورم به اندازه‌ای افزایش پیدا می‌کند که قدرت خرید پرستاران باز هم کاهش می‌یابد. بسیاری از نیروهای جوان دیگر انگیزه‌ای برای ماندن ندارند.» وی ادامه می‌دهد: در برخی شهرها هزینه اجاره مسکن، حمل‌ونقل و سایر مخارج زندگی به حدی افزایش یافته که حقوق یک پرستار کفاف زندگی معمولی را هم نمی‌دهد. نتیجه طبیعی چنین شرایطی این است که افراد به دنبال مشاغل دیگر بروند. این فعال صنفی اظهار می‌دارد: مساله فقط میزان حقوق نیست بلکه فاصله میان مسوولیت سنگین پرستاری و دریافتی آن است که احساس بی‌عدالتی را در میان نیروها افزایش داده است.

قانونی که  دیر اجرا شد

زارع در ادامه می‌گوید: تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری یکی از مهم‌ترین مطالبات تاریخی این قشر بود. پرستاران معتقد بودند بخش مهمی از خدمات درمانی توسط آنان ارائه می‌شود اما در نظام پرداخت رسمی کشور ارزش‌گذاری مناسبی برای آن وجود ندارد.

او می‌افزاید: هرچند در سال‌های اخیر گام‌هایی برای اجرای این قانون برداشته شد و مسوولان از افزایش قابل توجه پرداخت‌ها خبر داده‌اند، اما بسیاری از فعالان صنفی معتقدند اجرای قانون هنوز با انتظارات جامعه پرستاری فاصله دارد. در واقع تأخیر طولانی در اجرای قانون باعث شده بخشی از نیروهای متخصص پیش از بهره‌مندی از نتایج آن، حرفه خود را ترک کنند یا به کشورهای دیگر مهاجرت کنند.

مهاجرت؛ زخمی که هنوز باز است

این فعال صنفی تاکید می‌کند: گرچه آمارها از کاهش نسبی مهاجرت حکایت دارد، اما کشورهای مختلف همچنان برای جذب پرستاران ایرانی رقابت می‌کنند. کمبود نیروی پرستاری در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته موجب شده بازار کار مناسبی برای این گروه فراهم شود. زارع می‌افزاید: جذابیت مهاجرت تنها به درآمد بالاتر محدود نمی‌شود. ساعات کاری منظم‌تر، حمایت‌های اجتماعی، امنیت شغلی و فرصت‌های پیشرفت حرفه‌ای نیز در تصمیم پرستاران برای مهاجرت نقش دارند. این فعال صنفی خاطرنشان می‌کند: با این حال پدیده جدیدی که مسوولان را نگران کرده، خروج از حرفه بدون مهاجرت است. بسیاری از پرستاران ترجیح می‌دهند در مشاغلی خارج از حوزه درمان فعالیت کنند؛ مشاغلی که شاید ارتباطی با رشته تحصیلی آنان نداشته باشد اما درآمد  و آرامش بیشتری فراهم می‌کند.

فرسودگی روانی؛ بحران پنهان

از سوی دیگر کارشناسان حوزه سلامت معتقدند بخش مهمی از مشکلات پرستاران به فرسودگی روانی بازمی‌گردد. تجربه همه‌گیری کرونا، مواجهه روزانه با بیماران بدحال، شیفت‌های سنگین و استرس مداوم باعث شده بسیاری از پرستاران با مشکلات روحی و روانی مواجه شوند. در بسیاری از کشورها برنامه‌های حمایتی گسترده‌ای برای سلامت روان کارکنان درمانی وجود دارد، اما در ایران این موضوع هنوز جایگاه مناسبی در سیاست‌گذاری‌ها پیدا نکرده است.مهدی زارع می‌گوید: بسیاری از همکاران ما تنها به دلیل خستگی مزمن و فشارهای روحی تصمیم به ترک کار گرفته‌اند. این مساله کمتر دیده می‌شود اما تأثیر آن بسیار جدی است.

پیامدهای خروج پرستاران برای مردم

او می‌افزاید: مساله اینجاست که کمبود پرستار صرفایک مشکل صنفی نیست. پیامدهای این وضعیت مستقیما متوجه بیماران و خانواده‌های آنان خواهد شد. هرچه تعداد پرستاران کمتر شود، کیفیت مراقبت کاهش می‌یابد، احتمال خطاهای درمانی افزایش پیدا می‌کند و زمان رسیدگی به بیماران طولانی‌تر می‌شود. در نتیجه، هزینه‌های نظام سلامت نیز افزایش خواهد یافت. این فعال صنفی هشدار می‌دهد: ادامه روند فعلی می‌تواند در سال‌های آینده برخی مراکز درمانی را با بحران جدی نیروی انسانی مواجه کند؛ بحرانی که جبران آن به سادگی امکان‌پذیر  نخواهد  بود.

فوق‌العاده خاص؛ امید تازه یا وعده‌ای دیگر؟

یکی از موضوعاتی که این روزها از سوی مسوولان پیگیری می‌شود، اجرای فوق‌العاده خاص برای کارکنان حوزه سلامت است. مسوولان نظام پرستاری معتقدند تحقق این مطالبه می‌تواند بخشی از مشکلات معیشتی پرستاران را کاهش بدهد. با این حال جامعه پرستاری تجربه سال‌ها انتظار برای اجرای قوانین مختلف را پشت سر دارد و به همین دلیل بسیاری از پرستاران ترجیح می‌دهند تا زمان اجرای عملی این وعده‌ها منتظر بمانند. فعالان صنفی تأکید می‌کنند که علاوه بر افزایش دریافتی‌ها، اصلاح ساختار پرداخت، استخدام نیروهای جدید، کاهش فشار کاری و ارتقای جایگاه حرفه‌ای پرستاران نیز باید در دستور کار قرار بگیرد.

آینده‌ای که به تصمیم‌های امروز وابسته است

نظام سلامت ایران امروز در نقطه حساسی قرار دارد. خروج پرستاران رسمی از حرفه نشان می‌دهد مشکلات موجود از سطح نارضایتی‌های معمول فراتر رفته است. پرستارانی که سال‌ها برای ورود به این حرفه تلاش کرده‌اند و از امنیت شغلی برخوردارند، اکنون ماندن را به‌صرفه نمی‌دانند. سال‌ها مطالبه‌گری جامعه پرستاری، اعتراضات صنفی، پیگیری اجرای قوانین و درخواست برای بهبود شرایط کاری همگی نشان می‌دهد مساله پرستاران صرفا یک مطالبه گروهی نیست؛ بلکه موضوعی مرتبط با امنیت سلامت جامعه است. اگر سیاستگذاران بتوانند با اصلاح نظام پرداخت، بهبود شرایط معیشتی، کاهش فشار کاری و اجرای کامل قوانین حمایتی اعتماد از دست رفته را بازسازی کنند،  شاید  بتوان  روند خروج   نیروهای متخصص را متوقف کرد. در غیر این صورت، بیمارستان‌های کشور با کمبود بیشتری مواجه خواهند شد و هزینه این بحران را نه تنها پرستاران، بلکه میلیون‌ها بیمار ایرانی خواهند پرداخت.

 

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار