عباس عبادی، معاون پرستاری وزارت بهداشت، مردادماه امسال از کمبود حدود ۱۰۰ هزار پرستار در نظام سلامت ایران خبر داده بود. همزمان وزارت بهداشت برای جذب ۶۰ هزار نیروی جدید در کل نظام سلامت درخواست داده است؛ رقمی که تمام آن مربوط به پرستاری نیست. همین فاصله میان نیاز اعلامشده و ظرفیت موجود نشان میدهد که مساله نیروی پرستاری همچنان یکی از چالشهای اصلی نظام درمان است.
موضوع زمانی جدیتر میشود که آمار خروج نیرو نیز در کنار آمار کمبود قرار گیرد. بر اساس آمار اعلامشده از سوی معاونت پرستاری، در سال ۱۴۰۴ حدود هزار و ۸۰۰ پرستار ترک شغل کردهاند، ۸۰۰ نفر استعفا دادهاند و ۳۸۰ نفر نیز مهاجرت کردهاند. بنابراین نظام سلامت با دو مساله همزمان مواجه است؛ از یک سو باید نیروی جدید جذب کند و از سوی دیگر باید مانع خروج نیروهایی شود که سالها برای آموزش و کسب تجربه آنها هزینه شده است.
پرستاری که به دلیل کمبود نیرو مجبور است شیفتهای بیشتری را پوشش دهد، زمان کمتری برای استراحت دارد و احتمال فرسودگی او افزایش پیدا میکند / افزایش دستمزد اضافهکاری اگرچه میتواند بخشی از فشار اقتصادی را جبران کند، اما بهتنهایی جای خالی نیروی انسانی را پر نمیکند
مهدی زارع، پرستار و فعال صنفی در اینباره میگوید: در چنین شرایطی، اضافهکاری به یکی از ابزارهای اصلی بیمارستانها برای پوشش کمبود نیرو تبدیل میشود. اما اضافهکاری اگر از یک راهکار مقطعی به وضعیت دائمی تبدیل شده که این امر می تواند در گذر زمان مشکلات بیشتری را برای پرستاران ایجاد کند.
او می افزاید: وزارت بهداشت از افزایش مبلغ اضافهکاری پرستاران از حدود ۲۵ هزار تومان به حدود ۹۰ هزار تومان در ساعت و رشد میانگین دریافتی پرستاران با احتساب تعرفه و کارانه خبر داده است. با این حال، تشکلهای صنفی همچنان بر مسائلی مانند معوقات، نحوه پرداخت اضافهکاری، تعرفههای پرستاری و کمبود نیرو تأکید دارند.
این فعال صنفی تاکید می کند: مساله فقط میزان مبلغ اضافهکاری نیست. پرستاری که به دلیل کمبود نیرو مجبور است شیفتهای بیشتری را پوشش دهد، زمان کمتری برای استراحت دارد و احتمال فرسودگی او افزایش پیدا میکند. در این شرایط، افزایش دستمزد اضافهکاری اگرچه میتواند بخشی از فشار اقتصادی را جبران کند، اما بهتنهایی جای خالی نیروی انسانی را پر نمیکند.
یکی از مشکلات اساسی پرستاران انباشته شدن مطالبات است / خروج هر پرستار میتواند فشار بیشتری بر پرستارانی که در بیمارستان باقی ماندهاند وارد کند
مهدی زارعی درباره شرایط موجود میگوید: مشکل فقط میزان حقوق نیست. پرستار زمانی که تعداد شیفتهایش افزایش پیدا میکند، با اضافهکاری اجباری یا دیرکرد در پرداخت مطالبات مواجه میشود و همزمان هزینههای زندگی نیز بالا میرود، احساس میکند تناسبی میان مسئولیت شغلی و دریافتی خود وجود ندارد.
او میافزاید: یکی از مشکلات اساسی، انباشته شدن مطالبات است؛ زیرا حتی افزایش یک مزایا زمانی میتواند اثر واقعی داشته باشد که پرداخت آن منظم و قابل پیشبینی باشد. وقتی پرستار به مرحلهای میرسد که درآمد شغل دوم، مهاجرت یا حتی تغییر حرفه را از ادامه کار در بیمارستان منطقیتر میبیند، دیگر صرفاً با مساله حقوق مواجه نیستیم؛ با مساله حفظ نیروی انسانی متخصص مواجهیم.
این فعال صنفی هشدار میدهد: خروج هر پرستار میتواند فشار بیشتری بر پرستارانی که در بیمارستان باقی ماندهاند وارد کند و همین موضوع یک چرخه ایجاد میکند؛ کمبود نیرو، فشار کاری را افزایش میدهد و فشار کاری نیز میتواند زمینه خروج نیروهای بیشتری را فراهم کند.
وقتی نیروی متخصص با نیروی غیرمتخصص جایگزین میشود مساله از کمبود نیرو فراتر میرود و به کیفیت مراقبت از بیمار مربوط میشود
یکی دیگر از موضوعات مورد اشاره فعالان صنفی، استفاده از افراد غیرمتخصص برای انجام برخی امور مرتبط با مراقبت از بیماران در بعضی مراکز درمانی است؛ مسالهای که اگر از چارچوب وظایف قانونی و نظارت حرفهای خارج شود، میتواند پیامدهای جدی برای ایمنی بیمار داشته باشد.
زارعی در این باره میگوید: وقتی کمبود پرستار جدی میشود، در برخی بیمارستانها برای پوشش بخشی از کارها از نیروهایی استفاده میشود که آموزش و صلاحیت حرفهای یک پرستار را ندارند. این نیروها ممکن است برای برخی امور خدماتی یا مراقبتی به کار گرفته شوند، اما اگر قرار باشد جای نیروی پرستاری متخصص را بگیرند، مساله از کمبود نیرو فراتر میرود و به کیفیت مراقبت از بیمار مربوط میشود.
او ادامه میدهد: تفاوت میان نیروی کمکپرستار، مراقب بیمار و پرستار متخصص باید بهطور دقیق رعایت شود. هرکدام از این گروهها شرح وظایف و سطح آموزش متفاوتی دارند و نمیتوان مسئولیتهای تخصصی پرستاری را صرفاً به دلیل کمبود نیرو به افراد فاقد صلاحیت سپرد.
این فعال صنفی میافزاید: پیامد چنین وضعیتی نیز فقط متوجه کارکنان نیست. بیمار بستری، به مراقبت مستمر، پایش علائم حیاتی، تشخیص تغییرات وضعیت بیمار و اجرای دقیق دستورات درمانی نیاز دارد. هرگونه جایگزینی نامتناسب نیروی متخصص میتواند احتمال خطا، تأخیر در شناسایی وضعیتهای خطرناک و اختلال در روند مراقبت را افزایش دهد.
وقتی یک پرستار باتجربه از بیمارستان خارج میشود، بیمارستان فقط یک نیروی انسانی را از دست نمیدهد؛ بخشی از تجربه حرفهای خود را نیز از دست میدهد
مهدی زارعی تاکید میکند: استعفای یک پرستار را نمیتوان صرفاً خروج یک نیروی شاغل از یک بیمارستان دانست. پرستاری حرفهای است که تجربه در آن اهمیت زیادی دارد. یک نیروی تازهکار برای رسیدن به سطح تجربه یک پرستار باسابقه، به زمان، آموزش و حضور مستمر در محیط درمان نیاز دارد.
او میافزاید: بنابراین وقتی یک پرستار باتجربه از بیمارستان خارج میشود، بیمارستان فقط یک نیروی انسانی را از دست نمیدهد؛ بخشی از تجربه حرفهای خود را نیز از دست میدهد. این موضوع در بخشهای تخصصی، اورژانس، مراقبتهای ویژه و بخشهایی که شرایط بیماران پیچیدهتر است، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
این فعال صنفی اظهار میدارد: از سوی دیگر، خروج نیرو میتواند فشار را بر کارکنان باقیمانده افزایش دهد. اگر برای جایگزینی یک پرستار مستعفی، نیروی جدیدی به سرعت جذب نشود، بخشی از شیفتهای او باید میان نیروهای موجود تقسیم شود. در نتیجه، تعداد شیفتها افزایش مییابد و احتمال فرسودگی بیشتر میشود.
کیفیت خدمات درمانی تنها به پزشک، دارو و تجهیزات وابسته نیست؛ پرستار یکی از اصلیترین حلقههای زنجیره مراقبت از بیمار است
زارعی هشدار میدهد: این چرخه در نهایت میتواند به مسالهای برای کل نظام سلامت تبدیل شود. زیرا کیفیت خدمات درمانی تنها به پزشک، دارو و تجهیزات وابسته نیست؛ پرستار یکی از اصلیترین حلقههای زنجیره مراقبت از بیمار است.
این فعال صنفی میگوید: پرستاری که از سیستم خارج میشود، تنها یک عدد در جدول نیروی انسانی نیست. خروج او میتواند به معنای افزایش فشار بر همکاران، کاهش تجربه انباشتهشده در بخش، دشوارتر شدن برنامهریزی شیفتها و در نهایت افزایش فشار بر ساختار درمان باشد.
او در پایان تاکید میکند: به همین دلیل، اگر کمبود حدود ۱۰۰ هزار پرستار در کنار آمار ترک شغل، استعفا و مهاجرت قرار گیرد، روشن میشود که مساله نظام سلامت فقط «چند پرستار باید استخدام شوند؟» نیست؛ پرسش مهمتر این است که «چگونه باید پرستار متخصص را در نظام درمان نگه داشت؟»














