اقتصاد نفتی زیر فشار ۵۰روز محاصره
بهگفته خادمی، نفت خام برخلاف بسیاری از کالاهای تولیدی کشور همچنان کالایی است که خریدار دارد و حتی در شرایط تحریم نیز راههایی برای فروش آن پیدا میشود. ایران نیز در کنار نفت، همچنان صادرکننده بخش قابلتوجهی از مواد خام و محصولات پایه است بنابراین ایجاد اختلال در صادرات نفت مستقیما یکی از اصلیترین کانالهای ورود ارز به اقتصاد کشور را هدف قرار میدهد.
او بااشاره به موقعیت ایران در برخورداری از منابع عظیم نفت و گاز تاکید میکند که paradox اصلی اینجاست؛ کشوری که یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر گاز و نفت جهان محسوب میشود، امروز در شرایطی قرار گرفته که کاهش درآمدهای ارزی میتواند بهسرعت آثار خود را در نرخ ارز و ارزش پول ملی نشان دهد.
این نماینده پیشین مجلس با یادآوری بحثهایی که طی سالهای گذشته درباره کاهش وابستگی به دلار، استفاده از بریکس و پیمانهای پولی مطرح شده است، میگوید که واقعیت بازار نشان میدهد هنوز نمیتوان از اثر دلار بر اقتصاد ایران چشم پوشید. افزایش نرخ دلار و کاهش ارزش ریال در همین دوره، از نگاه او یکی از نشانههای فشار ناشی از محدودیتهای درآمدی و صادراتی است.
رییس انجمن حفاری نفت هشدار میدهد که ادامه این وضعیت میتواند فشار را از بخش دولت به زندگی روزمره مردم منتقل کند زیرا کاهش درآمدهای نفتی در نهایت از مسیر نرخ ارز، تورم، کاهش قدرت خرید و محدودشدن فعالیت کسبوکارها خود را نشان خواهد داد.
مسیری که برای روزهای سخت ساخته شد
بخش دیگری از اظهارات خادمی به تنگه هرمز و پروژه گوره ـ جاسک بازمیگردد؛ پروژهای که اساسا با هدف انتقال بخشی از نفت خام ایران به دریای عمان و کاهش وابستگی کامل صادرات کشور به تنگه هرمز طراحی شد.
خادمی میگوید که سالها قبل زمانی که موضوع احداث خط گوره ـ جاسک مطرح شد، یکی از استدلالهای اصلی این بود که ایران باید مسیری دراختیار داشته باشد تا درصورت بروز بحران در تنگههرمز بتواند بخشی از نفت خود را بدون عبور از این آبراه صادر کند.
بهگفته او، در همان زمان حتی این پرسش مطرح میشد که چرا ایران باید خود بهدنبال دور زدن تنگهای باشد که یکی از مهمترین ابزارهای ژئوپلیتیکی کشور محسوب میشود اما واقعیت این است که کشورهای منطقه نیز طی سالهای گذشته دقیقا همین مسیر را دنبال کردهاند.
خادمی به تجربه امارات اشاره میکند که برای کاهش وابستگی صادرات نفت خود به تنگه هرمز، مسیرهای جایگزین را توسعه داده است. از نگاه او، سایر کشورهای منطقه نیز بهمرور تلاش خواهند کرد تا امکان صادرات نفت و انرژی خود را در شرایط بحران، بدون وابستگی کامل به هرمز فراهم کنند.
خادمی تاکید میکند که در شرایط فعلی نیز عبور نفت از تنگه هرمز بهطورکامل متوقف نشده و حتی رفتار قیمت نفت نشان میدهد که جریان نفت، هرچند همراه با محدودیت و مشکلات، همچنان ادامه دارد. اما مساله ایران متفاوت است زیرا بهگفته او، کشور بهواسطه اقدامات آمریکا با نوعی محاصره مواجه شده است و در چنین شرایطی، اهمیت داشتن یک مسیر مستقل و جایگزین برای صادرات نفت بیش از گذشته آشکار میشود.
از همین زاویه است که پروژه گوره ـ جاسک دوباره در مرکز توجه قرار گرفته است؛ پروژهای که قرار بود در روزهای بحرانی بخشی از امنیت صادرات نفت ایران را تضمین کند اما سقوط صادرات به محدوده ۲۶۰هزاربشکه در روز نشان میدهد که ظرفیتهای جایگزین موجود نتوانستهاند مانع افت شدید صادرات شوند.
از خامفروشی تا فقر انرژی
خادمی در ادامه بحث محاصره نفتی، موضوع دیگری را مطرح میکند که اگر بخشی از نفت ایران بهدلیل محدودیتهای صادراتی امکان فروش ندارد، چرا این نفت در داخل کشور پالایش و به بنزین، گازوئیل و سایر فرآوردههای قابلمصرف یا صادرات تبدیل نمیشود؟
به گفته این کارشناس انرژی این موضوع دستکم یکدهه است که بارها از سوی مسوولان مطرح شده و حتی بر جلوگیری از خامفروشی نفت و حرکت بهسمت تولید فرآوردههای با ارزشافزوده بالاتر تاکید شده است اما ظرفیت پالایشی کشور متناسب با منابع عظیم نفتی ایران توسعه پیدا نکرده است.
خادمی میگوید بخش مهمی از پالایشگاههای کشور مربوط به دهههای گذشته است و اگر ایران طی سالهای گذشته بهاندازه کافی پالایشگاه ساخته بود، حتی در شرایط عادی نیز نیازی نداشت که بخش بزرگی از نفت خود را به شکل ماده خام صادر کند.
از نگاه او، پرسش اساسی این است که چرا نفت خام با ارزشافزوده پایین صادر شود، در حالی که میتوان آن را به بنزین، گازوئیل و سایر فرآوردهها تبدیل کرد و با قیمت بالاتر فروخت. این مساله فقط به پالایشگاهها نیز محدود نمیشود. ایران همزمان در زمینه توسعه نیروگاهها و تولید برق نیز بهاندازه نیاز اقتصاد سرمایهگذاری نکرده است.
خادمی میگوید توسعه اقتصادی بدون انرژی امکانپذیر نیست؛ ایجاد کارخانه، اشتغال، شرکتهای تولیدی و کسبوکارهای جدید همگی به تامین پایدار انرژی وابستهاند. کشوری که از منابع گسترده نفت و گاز برخوردار است، نباید همزمان با کمبود برق، مشکل تامین بنزین و محدودیت در صادرات نفت روبهرو باشد.
او از وضعیتی که ایجاد شده، با تعبیر «فقر انرژی» یاد میکند و معتقد است که پیامد این فقر فقط متوجه صنعت نیست؛ مردم و کسبوکارها نیز هزینه آن را پرداخت میکنند. هرچه تامین انرژی محدودتر شود، فعالیت اقتصادی کاهش مییابد و امکان ایجاد اشتغال نیز کمتر میشود.
رییس انجمن حفاری نفت همچنین از رویکردی انتقاد میکند که تقریبا در هر ناترازی انرژی، نخستین راهحل را در کاهش مصرف مردم یا افزایش قیمت میبیند. او معتقد است که طی سالهای گذشته بهجایآنکه ظرفیت تولید آنقدر افزایش پیدا کند که هم نیاز داخلی تامین شود و هم امکان صادرات وجود داشته باشد، مرتب از مردم خواسته شده کمتر مصرف کنند.
بهاعتقاد او، افزایشهای مکرر قیمت نیز در شرایطی که ارزش پول ملی دائما کاهش پیدا میکند، نمیتواند مساله را حل کند. وقتی تولید رشد نمیکند، صادرات محدود میشود و زیرساخت اقتصادی توسعه نمییابد، ارزش پول ملی تحتفشار قرار میگیرد و مبلغی که امروز قدرت خرید مشخصی دارد، ممکن است چند ماه بعد بخش قابلتوجهی از ارزش خود را از دست بدهد.
از نگاه خادمی، مساله امروز اقتصاد ایران تنها ۵۰روز محاصره نفتی یا سقوط صادرات در یک ماه نیست؛ این شرایط ضعفهایی را آشکار کرده که طی سالها در زیرساختهای انرژی و اقتصادی انباشته شده بود.
او در نهایت با انتقاد از غلبه شعار بر عملکرد اجرایی میگوید که اگر قرار بود مسائل کشور با شعار حل شود، امروز اقتصاد ایران باید وضعیتی کاملا متفاوت داشت اما واقعیتهای اقتصادی، از صادرات نفت گرفته تا نرخ ارز و قدرت خرید مردم، با شعار تغییر نمیکنند.















