کاهش شدید میل ایرانیان به فرزندآوری

در شرایطی که زوجین ایرانی از ترس آینده از فرزندآوری عقب می‌کشند و مسوولان همچنان قدمی جدی برای بهبود اوضاع اقتصادی برنمی‌دارند، بحران جمعیت با چند وعده و تبلیغات خیابانی حل نمی‌شود.

به گزارش رصد روز، اگر روزی فرا برسد که جمعیت ایرانیان در کشور کاهش چشمگیری پیدا کند، نباید از خود بپرسیم که چرا این اتفاق افتاد زیرا سیاستگذار با قوانین ناکارآمد و بی‌توجهی به مشکلات موجود در شکل‌گیری چنین شرایطی نقش داشته است. به‌تازگی فردی در ویدئویی اظهار کرد که از ابتدای سال جاری تا پایان شهریور از ۵۱نوزادی که در این بیمارستان متولد شده‌اند، فقط ۱۷نوزاد ایرانی بوده‌ و بقیه به اتباع خارجی تعلق داشته‌اند. این آمار، زنگ خطر بزرگی برای بررسی وضعیت حضور اتباع و تحولات جمعیتی کشور را بار دیگر به میان آورده است. از سوی دیگر، کاهش میل ایرانیان به فرزندآوری نیز نقش مهمی در آینده جمعیتی کشور دارد. تشدید مشکلات معیشتی و نگرانی از آینده باعث شده است بسیاری از زوج‌های ایرانی دیگر میل و رمقی برای فرزندآوری نداشته باشند. در این میان، شکست پی‌درپی سیاست‌های حمایتی و جمعیتی و ناتوانی در برطرف کردن مشکلات اقتصادی، آینده جمعیتی ایران را با چالش روبه‌رو کرده است. مدت‌هاست کارشناسان هشدار داده‌اند که پنجره جمعیتی ایران در حال بسته‌شدن است و اگر شرایط فعلی تغییر نکند، کشور با جمعیتی سالمند مواجه خواهد شد. حال باید دید آیا سیاستگذار برای این مساله چاره‌ای می‌اندیشد یا جامعه ایران همچنان باید هزینه ناکارآمدی و نبود برنامه‌ریزی مسوولان را بپردازد.

سقوط فرزندآوری ایرانی‌ها

امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس بااشاره به کاهش تمایل زوج‌های ایرانی به فرزندآوری و افزایش سهم تولدها در میان مهاجران به «جهان‌صنعت» گفت: کاهش باروری در ایران تنها به مسائل اقتصادی و دشواری تامین معیشت مربوط نیست بلکه تغییر ذهنیت زوج‌های جوان نسبت به آینده نیز در این روند نقش مهمی دارد. امروز هم میزان ازدواج در جامعه کاهش پیدا کرده و هم زوج‌هایی که ازدواج می‌کنند، تمایل چندانی به فرزندآوری ندارند. خانواده‌های ایرانی درباره آینده فرزندان خود فکر می‌کنند و نگرانند که فرزندان‌شان در سال‌های آینده با چه مشکلاتی در زمینه مسکن، اشتغال، درآمد و تامین هزینه‌های زندگی روبه‌رو خواهند شد. به‌همین‌دلیل، فرزندآوری دیگر مانند گذشته تصمیمی نیست که بدون محاسبه و توجه به شرایط زندگی گرفته شود. زوج‌های جوان پیش از تصمیم به داشتن فرزند، وضعیت اقتصادی و چشم‌انداز آینده خود را در نظر می‌گیرند.

این جامعه‌شناس بااشاره به تفاوت نگرش خانواده‌ها به فرزندآوری افزود: در مقابل، برخی خانواده‌های مهاجر که از کشورهای کمترتوسعه‌یافته به ایران آمده‌اند، ممکن است نگرش متفاوتی به فرزندآوری داشته باشند. برای بخشی از این خانواده‌ها تولد فرزند در ایران می‌تواند با تصور برخورداری از مزایا و فرصت‌های بیشتر همراه باشد. با این حال برای بررسی دقیق این تفاوت‌ها، باید داده‌های معتبر درباره میزان باروری، وضعیت اقتصادی و شرایط اجتماعی گروه‌های مختلف در اختیار داشت.

فرزندآوری، زیر سایه نگرانی

قرایی‌مقدم با بیان اینکه سیاست‌های تشویقی به‌تنهایی نمی‌توانند کاهش فرزندآوری را جبران کنند اظهار کرد: امروز جوانان با نسل‌های گذشته تفاوت دارند و نمی‌توان انتظار داشت که صرفا با تبلیغات تلویزیونی یا پرداخت مبالغی برای تولد فرزند تصمیم آنها تغییر کند. زوج جوان از خود می‌پرسند وقتی درآمد، شغل و مسکن مشخصی ندارند و آینده اقتصادی را نامطمئن می‌بینند چرا باید مسوولیت فرزند دیگری را بپذیرند؟ هزینه‌های فرزندآوری از روزهای نخست تولد تا تامین نیازهای آموزشی، درمانی و معیشتی برای خانواده‌ها سنگین است. در شرایط تورم و گرانی، زوج‌ها ناچارند درباره توان مالی خود برای بزرگ کردن فرزند تصمیم بگیرند بنابراین اگر سیاستگذار به‌دنبال بهبود شرایط فرزندآوری است باید امکاناتی فراهم کند که خانواده‌ها بتوانند با اطمینان بیشتری درباره آینده فرزندان‌شان تصمیم بگیرند.

این جامعه‌شناس بااشاره به تجربه کشورهای دیگر توضیح داد: تجربه کشورهایی مانند چین نشان می‌دهد که سیاست‌های جمعیتی در طول زمان تغییر می‌کنند و نمی‌توان برای همه جوامع یک نسخه واحد پیچید. مساله اصلی این است که سیاستگذاری جمعیتی باید با شرایط واقعی زندگی مردم، امکانات اقتصادی و تغییرات فکری نسل جوان هماهنگ باشد.

شکست نسخه‌های تشویقی

قرایی‌مقدم بااشاره به ناکامی سیاست‌های تشویقی در تغییر نگرش زوج‌های جوان اظهار کرد: وقتی دولت برای فرزند سوم یا فرزندان بیشتر مشوق مالی تعیین می‌کند اما خانواده همچنان با مشکلات مسکن، اشتغال، تورم و هزینه‌های روزمره روبه‌رو است، نمی‌توان انتظار داشت که این مشوق‌ها به‌تنهایی نتیجه قابل‌توجهی داشته باشند. مساله فقط میزان پول پرداختی نیست بلکه مساله این است که خانواده آینده خود را چگونه می‌بیند.

وی ادامه داد: امروز جوانان درباره مسوولیت فرزندآوری حساب و کتاب می‌کنند. آنها می‌خواهند بدانند فرزندشان در چه شرایطی بزرگ خواهد شد، چه امکاناتی خواهد داشت و آیا می‌توانند آینده مناسبی برای او فراهم کنند یا نه. این تغییر نگرش را نمی‌توان با تبلیغات یا توصیه‌های اخلاقی نادیده گرفت. بحث اصلی این است که جمعیت باید با ظرفیت‌های اقتصادی و اجتماعی جامعه تناسب داشته باشد. نه می‌توان بدون توجه به امکانات، افزایش جمعیت را هدف قرار داد و نه می‌توان کاهش جمعیت را بدون بررسی پیامدهای آن نادیده گرفت. سیاستگذاری جمعیتی باید برپایه شناخت شرایط واقعی جامعه و آینده آن انجام شود.

مهاجرت و بحران هویت

قرایی‌مقدم با ابراز نگرانی‌ درباره پیامدهای اجتماعی افزایش سهم مهاجران در جمعیت بیان کرد: مساله‌ای که از نظر من اهمیت دارد، تنها تعداد تولدها نیست بلکه موضوع همبستگی اجتماعی و احساس تعلق به جامعه نیز مطرح است. باید بررسی کنیم که تغییرات جمعیتی چه تاثیری بر روابط اجتماعی، هویت و میزان مشارکت افراد در سرنوشت جامعه می‌گذارد. افراد ممکن است پس از مهاجرت به کشور دیگری همچنان پیوندهای عاطفی و فرهنگی خود را با سرزمین مبدا حفظ کنند. این موضوع درباره ایرانیانی که به خارج از کشور مهاجرت کرده‌اند نیز صدق می‌کند. بسیاری از آنها همچنان خود را ایرانی می‌دانند و با مسائل ایران احساس نزدیکی می‌کنند. بنابراین مهاجرت لزوما به‌معنای قطع پیوندهای هویتی نیست. اگر افراد نسبت به جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند، احساس مسوولیت نداشته باشند، ممکن است همبستگی اجتماعی با مشکل مواجه شود. با این حال، نمی‌توان صرفا براساس مهاجر بودن یک فرد درباره میزان وفاداری، احساس تعلق یا مشارکت او در جامعه قضاوت کرد. این مسائل به عوامل مختلفی مانند تجربه زندگی، فرصت‌های مشارکت، روابط اجتماعی و شرایط پذیرش مهاجران وابسته‌اند.

دارایی فراموش‌شده‌ای به‌نام سرمایه اجتماعی

این جامعه‌شناس با اشاره به مفهوم سرمایه اجتماعی اظهار کرد: جامعه علاوه بر سرمایه طبیعی، سرمایه اقتصادی، سرمایه فناورانه و سرمایه انسانی به سرمایه اجتماعی نیز نیاز دارد. سرمایه اجتماعی به اعتماد، همدلی، همبستگی، انسجام و احساس مسوولیت افراد در برابر یکدیگر مربوط می‌شود و از مهم‌ترین عوامل حفظ پیوندهای اجتماعی است. جامعه‌ای که افراد آن نسبت به یکدیگر اعتماد و احساس مسوولیت دارند، در مواجهه با بحران‌ها از ظرفیت بیشتری برای همکاری برخوردار است. در مقابل، تضعیف اعتماد و همبستگی می‌تواند توان جامعه برای حل مشکلات مشترک را کاهش دهد. نگرانی من این است که اگر سیاستگذاری‌های جمعیتی و اجتماعی بدون توجه به کیفیت روابط میان افراد انجام شود، ممکن است صرفا بر تعداد جمعیت تمرکز کنیم و از مسائل مهم‌تری مانند اعتماد، مشارکت و همبستگی غافل بمانیم. برای حفظ سرمایه اجتماعی باید شرایطی فراهم شود که همه افراد جامعه، فارغ از پیشینه خانوادگی و محل تولدشان، امکان مشارکت در زندگی اجتماعی را داشته باشند و نسبت به آینده محل زندگی خود احساس مسوولیت کنند.

این جامعه‌شناس با تاکید بر ضرورت بازنگری در سیاست‌های جمعیتی گفت: نمی‌توان جامعه را مانند کارخانه‌ای تصور کرد که باید تعداد مشخصی محصول تولید کند. فرزندآوری تصمیمی انسانی و اجتماعی است و با شرایط زندگی، نگرش افراد و انتظارات آنها از آینده ارتباط دارد. اگر این واقعیت نادیده گرفته شود، سیاست‌های تشویقی به نتیجه مورد انتظار نخواهند رسید. زمانی که زوج‌های جوان احساس کنند از تامین نیازهای اولیه زندگی خود ناتوان هستند، پرداخت مشوق‌های محدود نمی‌تواند همه نگرانی‌های آنها را برطرف کند. سیاستگذار باید به مسائل اساسی مانند اشتغال پایدار، مسکن قابل‌دسترس، امنیت اقتصادی و امکانات آموزشی و درمانی توجه کند. افزایش فرزندآوری بدون فراهم‌کردن شرایط مناسب برای رشد و پرورش کودکان، نمی‌تواند پاسخ کاملی به مساله جمعیت باشد.

هشدار درباره آینده جمعیت

قرایی‌مقدم در پایان با اشاره به پیامدهای احتمالی تداوم روندهای جمعیتی اضافه کرد: اگر کاهش باروری در میان ایرانیان ادامه پیدا کند و همزمان سهم گروه‌های مختلف جمعیتی تغییر کند لازم است پیامدهای این تحولات برای ساختار جمعیت، روابط اجتماعی و سرمایه اجتماعی کشور به‌دقت بررسی شود. موضوع فقط افزایش یا کاهش تعداد تولدها نیست بلکه مساله این است که جامعه در آینده با چه ساختار سنی چه ظرفیت اقتصادی و چه سطحی از همبستگی اجتماعی روبه‌رو خواهد بود. برای پیش‌بینی آینده جمعیت ایران باید آمار دقیق و قابل‌مقایسه درباره باروری، ازدواج، مهاجرت و ساختار سنی در اختیار داشت همچنین لازم است سیاستگذاران به نگرانی‌های واقعی جوانان توجه کنند. اگر قرار است خانواده‌ها به فرزندآوری بیشتر تمایل پیدا کنند، باید نسبت به آینده خود و فرزندانشان احساس اطمینان داشته باشند. نمی‌توان با نادیده گرفتن مشکلات معیشتی و تغییر نگرش نسل جوان انتظار داشت که روند جمعیتی صرفا با توصیه و تبلیغات تغییر کند.

این مساله را جدی بگیرید

در شرایطی که زوجین ایرانی از ترس آینده از فرزندآوری عقب می‌کشند و مسوولان همچنان قدمی جدی برای بهبود اوضاع اقتصادی برنمی‌دارند، بحران جمعیت با چند وعده و تبلیغات خیابانی حل نمی‌شود. مساله فقط کاهش تعداد تولدها نیست بلکه مشکل در مملکتی است که خانواده‌ها برای به‌دنیاآوردن فرزند هم باید حساب دخل‌وخرج‌شان را بکنند. در چنین شرایطی، هشدار درباره آینده جمعیت زمانی جدی گرفته می‌شود که مسوولان به‌جای اصرار بر افزایش آمار تولد بدون آنکه شرایط لازم را فراهم کنند به این پرسش پاسخ دهند که چه آینده‌ای برای فرزندان این سرزمین ساخته‌اند؟

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار