حرکت سریع قطار ایران در مسیر سالمندی / وقتی تمایل به فرزندآوری وجود دارد، توان آن نه!

به‌باور کارشناسان، تمایل زوج‌های ایرانی به فرزندآوری کاهش یافته و بسیاری از والدین بچه‌دار شدن را تصمیمی دشوار و پرهزینه می‌دانند.

به گزارش رصد روز، «فرزند بیشتر، زندگی بهتر» شاید بسیاری از قدیمی‌ها این شعار را به خاطر داشته باشند؛ شعاری که سال‌ها در تبلیغات و محافل رسمی کشور تکرار می‌شد و زوج‌های ایرانی را به فرزندآوری بیشتر ترغیب می‌کرد. بسیاری نیز با استناد به همین سیاست‌، فرزندآوری را در اولویت زندگی خود قرار دادند و کمتر خانواده‌ای بود که تنها یک فرزند داشته باشد. امروز اما شرایط کاملا متفاوت است.

تشدید مشکلات معیشتی، نداشتن چشم‌اندازی روشن نسبت‌به آینده، بیکاری، چالش‌های سیاسی و اجتماعی سبب شده که در ذهن برخی زوج‌های ایرانی، «فرزند کمتر، زندگی بهتر» یا حتی «نداشتن فرزند، زندگی بهتر» جایگزین شعارهای گذشته شود. آمارهای رسمی نیز از کاهش نرخ موالید در کشور حکایت دارند. به‌باور کارشناسان، تمایل زوج‌های ایرانی به فرزندآوری کاهش یافته و بسیاری از والدین بچه‌دار شدن را تصمیمی دشوار و پرهزینه می‌دانند. از سوی دیگر تغییر نگرش نسل جوان و تغییر اولویت‌های زندگی باعث شده بخش قابل‌توجهی از ازدواج‌ها به فرزندآوری ختم نشود و به‌تدریج بچه‌دار شدن از اولویت بسیاری از خانواده‌ها خارج شود. شنبه گذشته، همزمان با روز جهانی جمعیت، بار دیگر زنگ خطر کاهش نرخ موالید و جمعیتی ایران به صدا درآمد. کارشناسان هشدار می‌دهند اگر روند کنونی ادامه پیدا کند و با همین فرمان حرکت کنیم، ایرانی سالمند پیش‌روی ماست. چالشی که اگر برای آن چاره‌ای اندیشیده نشود، باعث ایجاد مشکلات فروانی در آینده خواهد شد.

اقتصاد؛ متهم اصلی کاهش فرزندآوری

آخرین آمارهای سازمان ثبت‌احوال کشور نشان می‌دهد شمار موالید در ایران در سال گذشته با کاهش ۸۷‌هزار و ۶۴۹‌نفری مواجه شده است؛ روندی که به‌گفته کارشناسان می‌تواند زنگ خطری جدی برای آینده جمعیتی کشور باشد. براساس این آمار، تعداد ولادت‌های ثبت‌شده در سال۱۴۰۳ برابر با ۹۷۹‌هزار و ۹۲۹‌نفر بوده که شامل ۵۰۵‌هزار و ۴۰۳نوزاد پسر و ۴۷۴‌هزار و ۵۲۶‌نوزاد دختر است. این رقم در سال۱۴۰۴ به ۸۹۲‌هزار و ۲۸۰ تولد کاهش یافته که از این میان ۴۶۲‌هزار و ۱۱۸‌نفر پسر و ۴۳۰هزار و ۱۶۲‌نفر دختر بوده‌اند.

براساس برآوردهای جمعیتی، جمعیت کشور در سال‌۱۴۰۴ به حدود ۵/‏۸۶‌میلیون نفر رسیده و نرخ باروری نیز به حدود ۳۵/‏۱‌فرزند به ازای هر زن کاهش یافته است؛ رقمی که به‌طور محسوس پایین‌تر از سطح جایگزینی جمعیت قرار دارد و نشان می‌دهد ایران در مسیر یک گذار جمعیتی شتاب‌گرفته قرار دارد.

در چنین شرایطی این پرسش مطرح می‌شود که آیا تمایل زوج‌های ایرانی به داشتن فرزند کاهش یافته و مهم‌ترین عوامل این روند چیست؟

علیرضا شریفی‌یزدی، جامعه‌شناس درباره مهم‌ترین علت کاهش تمایل زوج‌های ایرانی به فرزندآوری به‌«جهان‌صنعت» می‌گوید: اگر بخواهیم پاسخی علمی به این پرسش بدهیم، باید جامعه را براساس طبقات اجتماعی بررسی کنیم.

نمی‌توان یک عامل واحد را برای همه اقشار جامعه در نظر گرفت زیرا انگیزه‌ها و موانع در طبقات مختلف با یکدیگر تفاوت دارد. در طبقات برخوردار، مهم‌ترین عامل کاهش فرزندآوری، مسائل فرهنگی، سبک زندگی، اهداف فردی و تغییر ارزش‌هاست اما در طبقه متوسط و فرودست که بخش عمده جامعه را تشکیل می‌دهند، تقریبا همه مطالعات نشان می‌دهد که اگرچه کاهش فرزندآوری پدیده‌ای چندعاملی بوده اما در شرایط کنونی ایران مهم‌ترین عامل، مسائل اقتصادی است؛ عاملی که طی یک دهه گذشته هر سال پررنگ‌تر شده است.

این مشکلات اقتصادی ابعاد مختلفی دارد؛ افزایش تورم، ناامنی شغلی، بحران مسکن و نگرانی خانواده‌ها نسبت به آینده فرزند، چهار مولفه اصلی هستند که تصمیم زوج‌ها برای فرزندآوری را تحت‌تاثیر قرار داده‌اند. بسیاری از خانواده‌ها نگرانند که نتوانند آینده مناسبی برای فرزند خود فراهم کنند و همین دغدغه تمایل آنان را کاهش داده است.

فرزندآوری در تنگنای معیشت

شریفی‌یزدی با اشاره به نتایج پیمایش‌های انجام‌شده در کشور اظهار کرد: تقریبا همه مطالعات نشان می‌دهد که در میان اقشار متوسط و پایین جامعه، مهم‌ترین عامل کاهش فرزندآوری، تورم فزاینده و کاهش قدرت خرید است. علاوه بر آن، احساس ناامنی شغلی نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. بسیاری از افراد حتی اگر شاغل باشند، اطمینان ندارند که فردا نیز شغل خود را حفظ خواهند کرد و تعدیل نیروها این نگرانی را تشدید کرده است.

از سوی دیگر بسیاری از شاغلان معتقدند درآمدشان دیگر پاسخگوی هزینه‌های زندگی نیست. بنابراین تورم و بیکاری را می‌توان هسته اصلی عوامل اقتصادی موثر بر کاهش فرزندآوری دانست.

وی درباره نقش مسکن در این زمینه افزود: اگرچه زوج‌های جوان در گفت‌وگوها همواره گرانی مسکن را یکی از مهم‌ترین مشکلات خود عنوان می‌کنند اما مطالعات نشان می‌دهد سهم واقعی مسکن در کاهش تمایل به فرزندآوری اندکی کمتر از آن چیزی است که در ذهن مردم وجود دارد.

با این حال افزایش قیمت خرید و اجاره مسکن نیز در کنار سایر فشارهای اقتصادی، بر تصمیم خانواده‌ها اثرگذار است.

آمارهای رسمی نیز همین واقعیت را تایید می‌کند. تعداد موالید کشور از بیش از یک‌میلیون و ۵۰‌هزار نفر در سال۱۴۰۲ به کمتر از ۹۸۰‌هزار نفر در سال۱۴۰۳ رسیده که کاهش حدود ۵/‏۷‌درصدی را نشان می‌دهد. این روند کاملا با افزایش تورم، رشد بیکاری و افزایش هزینه‌های مسکن همخوانی دارد و نشان می‌دهد میان شاخص‌های اقتصادی و کاهش فرزندآوری ارتباط مستقیمی وجود دارد.

تمایل به فرزند وجود دارد، توان آن نه

شریفی‌یزدی درباره تغییر نگرش نسل جوان نسبت به فرزندآوری و افزایش گرایش به نگهداری حیوانات خانگی می‌گوید: باید میان تمایل به فرزندآوری و اقدام عملی برای فرزندآوری تفاوت قائل شد.

نتایج مطالعات نشان می‌دهد که بخش بزرگی از زوج‌های جوان همچنان علاقه‌مند به داشتن فرزند هستند اما به‌دلیل مشکلات اقتصادی، جرات و توان عملی کردن این خواسته را ندارند. بنابراین نباید فرزند نیاوردن را به‌معنای نداشتن تمایل به فرزند تعبیر کرد.

بسیاری از زوج‌ها اعلام می‌کنند که دوست دارند صاحب فرزند شوند اما احساس می‌کنند شرایط اقتصادی اجازه چنین تصمیمی را به آنها نمی‌دهد. در عین حال احساس تنهایی و میل به مراقبت و عاطفه پدرانه و مادرانه همچنان در میان آنان وجود دارد و همین مساله موجب شده برخی به نگهداری حیوانات خانگی روی بیاورند. البته بخشی از این موضوع نیز به تغییر سبک زندگی و الگوهای فرهنگی مربوط است اما نباید تصور کرد حیوان خانگی جایگزین فرزند شده است.

این جامعه‌شناس توضیح داد: در بسیاری از کشورهای غربی نیز نگهداری حیوانات خانگی امری رایج است اما این موضوع در کنار فرزندآوری قرار دارد، نه به جای آن. خانواده‌ها هم فرزند دارند و هم حیوان خانگی. در ایران نیز افزایش نگهداری حیوانات خانگی بیش از آنکه یک انتخاب صرفا فرهنگی باشد، تا حد زیادی بازتاب شرایط اقتصادی و اجتماعی است و ریشه اصلی آن را همچنان باید در مشکلات معیشتی جست‌وجو کرد.

ناباروری؛ عامل فرعی در کاهش موالید

شریفی‌یزدی درباره نقش ناباروری در کاهش موالید کشور می‌گوید: اگرچه ناباروری همواره یکی از عوامل موثر بر کاهش فرزندآوری به شمار می‌رود اما سهم آن در شرایط امروز ایران به اندازه مشکلات اقتصادی نیست. واقعیت این است که طی حدود ۲۵سال گذشته، کشور در حوزه درمان ناباروری پیشرفت‌های چشمگیری داشته است. با توسعه مراکز تخصصی در تهران، یزد و سایر استان‌ها، دسترسی زوج‌های نابارور به روش‌های نوین درمانی به‌طور قابل‌توجهی افزایش یافته است. استفاده از روش‌ها و فناوری‌های نوین درمان ناباروری باعث شده تعداد زیادی از زوج‌هایی که در گذشته امکان فرزنددار شدن نداشتند، امروز بتوانند صاحب فرزند شوند. به همین دلیل برخلاف گذشته، ناباروری دیگر عامل تعیین‌کننده‌ای در کاهش نرخ موالید کشور محسوب نمی‌شود و سهم آن در مقایسه با مشکلات اقتصادی بسیار محدودتر است. همانطورکه طی سال‌های گذشته در حوزه کاهش مرگ‌ومیر نوزادان و مراقبت‌های پزشکی پیشرفت‌های قابل‌توجهی حاصل شده، در درمان ناباروری نیز کشور دستاوردهای ارزشمندی داشته است. بنابراین نمی‌توان کاهش قابل‌توجه موالید را به ناباروری نسبت داد زیرا بخش عمده این مشکل امروز ریشه در مسائل اقتصادی و اجتماعی دارد.

مشوق‌های بی‌اثر

این جامعه‌شناس درباره سیاست‌های تشویقی دولت برای افزایش فرزندآوری نیز بیان کرد: واقعیت این است که برای حفظ پویایی جمعیت، نرخ جانشینی باید حداقل ۲/‏۱ فرزند به ازای هر زن باشد اما این شاخص در ایران به احتمال زیاد اکنون کمتر از این رقم است. این یعنی جمعیت کشور دیگر توان جایگزینی خود را ندارد و در سال‌های آینده با روند پرشتاب سالمندی مواجه خواهیم شد. در چنین شرایطی پرداخت وام، تسهیلات یا مشوق‌های مالی، اگرچه می‌تواند تا حدی موثر باشد اما به‌تنهایی قادر به تغییر این روند نیست. زمانی که خانواده‌ها با تورم، ناامنی شغلی، کاهش قدرت خرید و نگرانی نسبت به آینده مواجه هستند، طبیعی است که این مشوق‌ها تاثیر محدودی بر تصمیم آنها داشته باشد. تا زمانی که احساس امنیت اقتصادی در جامعه ایجاد نشود انتظار افزایش پایدار فرزندآوری واقع‌بینانه نخواهد بود.

ایران در مسیر سالمندی

این جامعه‌شناس با هشدار نسبت به آینده جمعیتی کشور اظهار کرد: اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، طی دو دهه آینده بیش از یک‌پنجم جمعیت ایران را سالمندان تشکیل خواهند داد. این موضوع تنها یک تغییر جمعیتی نیست بلکه پیامدهای گسترده اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و حتی امنیتی به دنبال خواهد داشت. صندوق‌های بازنشستگی، نظام سلامت و خدمات حمایتی کشور برای چنین حجمی از سالمندان آمادگی کافی ندارند. از سوی دیگر خانواده‌ها نیز مانند گذشته امکان نگهداری سنتی از سالمندان را ندارند زیرا کوچک شدن خانواده‌ها، افزایش هزینه‌های زندگی، اشتغال همزمان زن و مرد و تغییر سبک زندگی، توان مراقبت از سالمندان را کاهش داده است. از سوی دیگر کاهش موالید به معنای کاهش جمعیت جوان و نیروی کار آینده کشور است. اقتصاد، تولید، آموزش، فناوری و بسیاری از بخش‌های دیگر برای ادامه فعالیت خود به نیروی انسانی جوان و متخصص نیاز دارند. اگر امروز نرخ جانشینی جمعیت پایین بماند، در سال‌های آینده کشور با کمبود نیروی انسانی کارآمد روبه‌رو خواهد شد؛ مساله‌ای که می‌تواند روند توسعه اقتصادی و اجتماعی را با چالش‌های جدی مواجه کند.

کاهش فرزندآوری صرفا یک موضوع خانوادگی یا جمعیتی نیست بلکه مساله‌ای ملی است که آثار آن در سال‌های آینده در همه عرصه‌ها نمایان خواهد شد. اگر سیاستگذاران نتوانند همزمان امنیت اقتصادی، ثبات شغلی، امید به آینده و حمایت‌های اجتماعی را تقویت کنند، روند سالمندی جمعیت شتاب بیشتری خواهد گرفت و کشور با بحران کمبود نیروی انسانی، افزایش هزینه‌های رفاهی و فشار مضاعف بر نظام سلامت و صندوق‌های بازنشستگی روبه‌رو خواهد شد. بنابراین حل این مساله تنها با مشوق‌های مالی امکان‌پذیر نیست و نیازمند اصلاحات عمیق اقتصادی، اجتماعی و ایجاد احساس امنیت و امید در میان خانواده‌های جوان است.

 

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار