راه‌هاي دور زدن محاصره دريايی

مجیدرضا حریری: ايران بايد به اندازه‌اي ظرفيت‌هاي اقتصادي، تجاري، ديپلماسي و راهبردي ايجاد كند كه كشوري به خود اجازه محاصره يا تهديد ايران را ندهد.

به گزارش رصد روز، ديروز ترامپ يك‌بار ديگر اهرم محاصره دريايي عليه ايران را به كار گرفت و ادعا كرد او از اين پس نگهبان تنگه هرمز است. اساسا تهديد محاصره دريايي از سوي ايالات متحده، بيش از آنكه يك چالش صرفا اقتصادي باشد، چالشي بنيادين براي امنيت ملي و بقاي اقتصادي ايران است.

ايران به واسطه ۴هزار كيلومتر مرز دريايي در جنوب، يك كشور «بحري» با مزيت جغرافيايي خدادادي است. به اعتقاد مجيدرضا حريري، رييس اتاق بازرگاني ايران و چين در شرايطي كه ۹۰ درصد تجارت جهاني از مسيرهاي آبي انجام مي‌شود، تلاش براي انتقال روزانه حدود ۱۰۰ هزار كانتينر (ظرفيت بنادر جنوبي) به خطوط ريلي و زميني، حتي در صورت فعاليت صد درصدي زيرساخت‌هايي نظير سرخس، اينچه‌برون يا كريدورهاي شمال-جنوب، تنها كمتر از ۱۰ درصد نيازهاي واقعي كشور را پوشش مي‌دهد. تكيه بر اين مسيرها تنها مي‌تواند «مسكن» كوتاه‌مدت براي بحران‌هاي اضطراري باشد، نه جايگزيني براي جريان اصلي تجارت خارجي.

به همين دليل است كه اين تحليلگر با صداي بلند اعلام مي‌كند: ايران نبايد به هيچ عنوان اجازه دهد «تهديد محاصره» به يك روال عادي تبديل شود. تبديل شدن ايران به كشوري كه تنها از طريق خشكي با همسايگان محدود در ارتباط است، به معناي تكرار تجربه شكست‌خورده كشورهاي «محصور در خشكي» (مانند كشورهاي آسياي ميانه) و پذيرش عقب‌ماندگي مزمن اقتصادي است. بنابراين، او معتقد است راهبرد اصلي سياستگذاران نبايد بر «مديريت محاصره» يا صرفا توسعه بنادر جايگزين (نظير انزلي يا اميرآباد) متمركز باشد، بلكه بايد بر «جلوگيري از اعمال محاصره» استوار شود. اين امر نيازمند يك دكترين دوگانه است: ديپلماسي فعال جهت حفظ حق قانوني كشتيراني در آب‌هاي آزاد و در صورت شكست مذاكرات، استفاده از ابزارهاي بازدارنده براي حفظ امنيت كريدورهاي جنوبي.

مجيدرضا حريري، كارشناس مسائل اقتصادي در گفت‌وگو با «تعادل» تاكيد كرد كه تهديد به محاصره دريايي ايران از سوي امريكا، مساله‌اي فراتر از تحريم‌هاي اقتصادي است و نبايد به يك «روال» تبديل شود. او گفت كه ايران نبايد تن به چنين شرايطي بدهد و راهكار مواجهه با اين تهديد را در گام نخست ديپلماسي فعال و در صورت بي‌نتيجه ماندن مذاكرات، اقدام قاطع دانست.

از دوشنبه ترامپ دوباره بحث آغاز محاصره دريايي عليه ايران را مطرح و ادعا كرده قصد دارد از همه كالاهاي عبوري از تنگه هرمز ۲۰ درصد عوارض بگيرد. از منظر اقتصادي، ايران چگونه بايد به اين تهديد واكنش نشان دهد؟ آيا مسيرهاي جايگزين، به ‌خصوص از چين، براي ايران وجود دارد؟ چه ظرفيت‌سازي‌هايي بايد صورت بگيرد تا ترامپ محاصره دريايي را به عنوان اهرم فشار عليه ايران استفاده نكند؟

ايران اساسا نبايد اجازه دهد تهديد به محاصره دريايي به‌ صورت يك روال دربيايد، چون در وهله اول، حق كشتيراني در آب‌هاي آزاد و آب‌هاي سرزميني براي همه كشورها تعريف قانوني دارد و هيچ قدرتي نمي‌تواند اين حق را سلب كند. اينكه ما بگوييم چون ترامپ محاصره مي‌كند، ما مي‌رويم راه جايگزين پيدا مي‌كنيم، راهكار منطقي نيست. اصولا اين رويكرد يعني تن دادن به يك شرايط تحميلي كه آسيب‌هايش حتي از تحريم‌هاي اقتصادي هم براي اقتصاد ما بيشتر است. مساله بعدي اين است كه اساسا جايگزين كردن تجارت بين‌الملل از راه غير از دريا امكان‌پذير نيست. الان هم كه داريم صحبت مي‌كنيم، بيش از ۹۰ درصد تجارت بين‌الملل از مسيرهاي آبي انجام مي‌شود.

راه  های زميني، هوايي و ريلي هر كدام مي‌توانند به عنوان راه‌حل‌هاي اضطراري براي تجارت بين‌المللي استفاده شوند، اما مصرف آنها تنها در سطح جهاني و ميان همسايگان است. حتي در اروپا كه كشورها فاصله‌هاي خيلي كوتاهي با هم دارند، بخش عمده‌اي از بارها از طريق رودخانه‌ها حمل مي‌شود. نتيجه اين است كه ما نبايد تن به محاصره بدهيم يا از طريق مذاكره، گفت‌وگو و استفاده از تمام امكانات ديپلماسي و اگر به نتيجه نرسد، بايد با زور اين كار را كرد. حالا اينكه زورمان مي‌رسد يا نمي‌رسد، بحث ديگري است كه مي‌شود به آن پرداخت. اين شكل از زندگي كه ما مدام توسط امريكا محاصره دريايي باشيم، براي كشور ما زندگي طولاني‌مدتي ايجاد نمي‌كند.اگر جنگ را فرض كنيم، شبيه اين است كه شما در يك كوچه گير كرده‌‌ايد يا با يك آدم قلدرِ چاقوكش روبه‌رو شده‌ايد. اين مدل جنگي ريسك بالايي دارد؛ ممكن است شما طرف مقابل را نابود كنيد يا او شما را از بين ببرد. اما مدل محاصره دريايي شبيه اين است كه طرف را در نمد بگذارند و يواش‌يواش خفه‌اش كنند. ايران به اندازه‌اي توان و ظرفيت دارد كه بتواند در برابر تلاش دشمن براي محاصره مقاومت كند و جلوي آن را بگيرد.

براي اين موضوع چه مقياسي از وابستگي وجود دارد؟چرا جايگزين كردن فرآيند تامين كالا از دريا ممكن نيست؟

فقط يك آمار بگيريد و ببينيد در روز چند كانتينر در بنادر ما خالي يا پر مي‌شود. عددي حدود ۹۰ هزار تا ۱۰۰ هزار كانتينر در روز مطرح است؛ يعني ماهانه حدود ۳ ميليون كانتينر. حالا مقايسه كنيد با اينكه بخواهيم اين حجم را از راه زمين جابه‌جا كنيم. به نظر شما اصلا امكان عملياتي وجود دارد؟

ما در دوره محاصره قبلي، تجربه و طراحي‌هايي براي جايگزيني از طريق راه‌هاي زميني و ريلي از بنادر كشورهاي همسايه يا مسيرهاي دورتر داشته‌ايم. اما بايد مطالعه شود كه آيا اصلا لجستيك مناسب داريم يا نه و آيا مي‌صرفد چنين لجستيكي براي اين كار فراهم شود يا خير. اينها موضوعاتي است كه بايد بررسي شود، نه اينكه از الان حكم قطعي بدهيم.

به نظر من، ما نبايد به محاصره تن بدهيم، به هر شكلي؛ چه به شكل ديپلماتيك و چه نظامي.

ما با يكي از استانداران استان‌هاي شمالي صحبت مي‌كرديم. مي‌گفتند البته كه نبايد بگذاريم مناطق جنوبي‌مان محاصره بمانند؛ اما در عين حال از طريق درياي خزر هم اين امكان وجود دارد كه ما از چين به روسيه و از روسيه به بنادر خودمان وصل شويم. آيا اين امكان وجود دارد؟

بله، ما مي‌توانيم از چين به روسيه، از چين به قزاقستان و هر نقطه ديگري وصل شويم. نمي‌گويم اين امكانات نيست؛ هست. اما ظرفيتش چقدر است؟ در بهترين حالت، كمتر از ۱۰ درصد نيازهاي ما را پوشش مي‌دهد. البته استانداران حق دارند بندرهاي خودشان را پروموت كنند، اما نمي‌توانند آن را به سياست اصلي كشور تبديل كنند. اينكه بندر انزلي يا اميرآباد يا … آباد شود، خوب است؛ اما گنجايش كانتينري بندر انزلي چقدر است؟ اينها نكاتي است كه بايد به آنها دقت شود. مضاف بر اين، يك نكته اصلي اينجا وجود دارد و آن اين است كه ايران اساسا يك مزيت جغرافيايي مهم دارد. كشورها در دنيا يا «برّي» هستند، يعني از چهار طرف در محاصره خشكي‌اند، مثل بخش بزرگي از آسياي ميانه يا «بحري» هستند، يعني كشورهايي كه امكان توسعه‌شان بيشتر است. شما نگاه كنيد، آسياي ميانه با تمام تلاش‌ها و سرمايه‌گذاري‌هايي كه در دو دهه اخير شده، به ‌شدت كُند توسعه پيدا كرده است. علتش اين است كه اين كشورها در خشكي محصورند. تفاوت يك كشور برّي و يك كشور بحري مانند ايران يك ثروت خدادادي است.

ايران قريب به ۴هزار كيلومتر از طريق بنادر و مرزهاي جنوبي به آب‌هاي آزاد دسترسي دارد. اينكه خودمان را محصور كنيم يا به محاصره كسي تن بدهيم، به نظر نمي‌رسد راه‌حلي باشد كه وقت سياستگذار را تلف كند. سياستگذار بايد در عين حال كه براي اضطرار به فكر راه‌هاي جايگزين كوتاه‌مدت است، به راه‌هاي بلندمدت هم فكر كند.

در اين چارچوب چه مسيرهايي را مي‌توان به عنوان گزينه‌هاي مكمل در نظر گرفت؟

بله، ما از بنادري مثل بندر كراچي، گوادر پاكستان، اسكندرون و بندرهاي تركيه استفاده كرده‌ايم. همين‌طور راه‌هاي ريلي از طريق سرخس، اينچه‌برون و مرز با تركيه را داريم. اينها همه مسيرهايي هستند كه در مدت سه، چهار ماه اخير هم سعي كرده‌ايم نسبت به گذشته فعال‌ترشان كنيم.

اما اگر همه اينها را به صد درصد ظرفيت برسانيم، باز هم كفاف بخش كوچكي از تجارت خارجي را خواهد داد. بنابراين اصل موضوع اين است كه جايگزين واقعي براي تجارت دريايي در مقياس ايران وجود ندارد و نبايد گذاشت تهديد محاصره به يك ابزار عادي فشار عليه كشور تبديل شود.

نهايتا در برابر تهديدات و فشارهاي ترامپ در خصوص مذاكره چه راهبردي را پيشنهاد مي‌كنيد؟ 

ما نبايد تن به محاصره بدهيم. بايد از همه ابزارهاي ديپلماتيك استفاده كنيم و اگر نتيجه نداد، راه ديگري را در نظر گرفت. اما مهم‌تر از همه اين است كه اجازه ندهيم چنين تهديدي عادي شود. اقتصاد ايران، تجارت خارجي ايران و امنيت كشور، تحمل اين نوع فشار را ندارند. ايران بايد به اندازه‌اي ظرفيت‌هاي اقتصادي، تجاري، ديپلماسي و راهبردي ايجاد كند كه كشوري به خود اجازه محاصره يا تهديد ايران را ندهد.

 

برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

مطالب مرتبط

آخرین اخبار